منصور حمیل پور
[ همه پیام ها ] پیام های منصور حميل پور (3 مورد)
  سوره مریم آیه 4 - پیام
1- در دعا از کلمه‏ى «ربّ» استمداد بجوییم، «ربّ... ربّ... ربّ» از ضعف‏هاى خود بگوییم، «واشتعل الرأس شیبا» نعمت‏ها و الطاف خدا را ذکر کنیم. «ولم اکُن بدعائک ربّ شقیّا» آنگاه حاجت خود را به زبان آوریم. «فهب لى من لدنک ولیّاً»
2- پایه‏ى بدن آدمى استخوان است و ضعف استخوان، ضعف تمام بدن را به دنبال دارد. «وَهَن العظم»
3- مؤمن، هرگز از رحمت خدا مأیوس نمى‏شود. (زکریّا در پیرى از خداوند فرزند مى‏خواهد) «ربّ اِنّى وهن العظم... لم اکُن بدعائک ربّ شقیّاً»
4- انسان مأیوس، بدبخت وشقى است. «ولم اکُن بدعائک ربّ شقیّا» حتّى در سخت‏ترین شرایط، در دل مردان خدا یأس راه ندارد.
5 - مردان خدا، از وارث بد مى‏ترسند. «خفت الموالى من ورائى»
  سوره مریم آیه 3 - پیام
1- عبادت ودعا، زمینه‏ى دریافت رحمت است. «رحمت ربّک... اذ نادى‏ ربّه»
2- از نقش دعا در تحوّلات زندگى بشر غافل نشویم. «اذ نادى‏» پیامبران نیز براى حل مشکلات خویش به دعا روى مى‏آورند.
3 - مؤمن هرگز احساس تنهایى نمى‏کند. «اذ نادى‏ ربّه»
4- اگر خداوند بخواهد نداى مخفى بندگان خالص را براى تاریخ علنى مى‏کند. «نداءً خَفیّا»
5- دعاى پنهانى با ارزش‏تر است، چون به اخلاص نزدیک‏تر است. «نداءً خفیّا»
  سوره مریم آیه 2 - پیام
1- یادآورى نعمت‏هاى ویژه خداوند، عامل محبّت الهى است. «ذکر رحمت ربّک»
2- یاد اولیاى خدا یک ارزش است. «ذکر... زکریّا»
[ همه نکته ها ] نکته های منصور حميل پور (1 مورد)
  سوره مریم آیه 4 - نکته
«عاقِر» به مرد یا زنى گفته مى‏شود که از او فرزندى به عمل نمى‏آید. «اشتعال» به معناى زبانه کشیدن آتش و انتشار آن است. بنابراین، جمله‏ى «واشتَعل الرّأس» یعنى سفیدى موها در سر من، مثل آتش شعله کشیده و منتشر شده است.
با توجّه به آیه 38 آل‏عمران، که دعاى زکریّا را چنین نقل مى‏کند: «ربّ هب لى من لدنک ذرّیة طیّبة» معلوم مى‏شود که مراد از «ولیّاً» در این آیه، فرزند صالحى است که جانشین پدر باشد.
در دعا، گاهى رابطه‏ى بنده و خداوند به قدرى تنگاتنگ مى‏شود که به جاى «یا ربّ»، «ربّ» مى‏گوید.(6)
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های منصور حميل پور (1 مورد)
  سوره آل عمران آیه 37 - اعراب القرآن قاسم الدعاس
اعراب آیه 37 سوره آل عمران
 توضيح : (فَتَقَبَّلَها رَبُّها) الفاء عاطفة وفعل ماض ومفعول به وربها فاعل وقرئ بالنصب على النداء أی تقبلها یا ربها (بِقَبُولٍ) متعلقان بتقبل (حَسَنٍ) صفة.
(وَأَنْبَتَها نَباتًا حَسَنًا) فعل ماض ومفعول به ونباتا مفعول مطلق (حَسَنًا) صفة.
(وَکَفَّلَها زَکَرِیَّا) فعل ماض والهاء مفعوله الأول وزکریا مفعوله الثانی والفاعل مستتر تقدیره الله والجملة معطوفة (کُلَّما) ظرف متعلق بالجواب وهو فعل وجد وجملة (دَخَلَ) فی محل جر بالإضافة (دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ) فعل ماض وفاعل ومفعول به والجار والمجرور متعلقان بدخل (وَجَدَ عِنْدَها رِزْقًا) فعل ماض والفاعل هو ومفعوله والظرف متعلق بوجد أو بحال محذوفة من رزقا. والجملة جواب شرط غیر جازم.
(قالَ) فعل ماض فاعله مستتر (یا مَرْیَمُ) منادى مفرد علم مبنی على الضم (أَنَّى) اسم استفهام فی محل نصب على الظرفیة المکانیة متعلق بمحذوف خبر (لَکِ) متعلقان بمحذوف خبر (هذا) اسم إشارة مبتدأ والجملة مقول القول: (قالَتْ) الجملة مستأنفة (هُوَ مِنْ عِنْدِ الله) هو مبتدأ من عند متعلقان بمحذوف خبر ولفظ الجلالة مضاف إلیه (إِنَّ الله یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ) إن ولفظ الجلالة اسمها وجملة یرزق خبرها من اسم موصول مفعول به وجملة یشاء صلة الموصول لا محل لها (بِغَیْرِ حِسابٍ) متعلقان بیرزق والجملة (إِنَّ الله) استئنافیة.