سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (26 مورد)
  سوره عصر آیه 3 - یک مثال ساده برای تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
یک مثال ساده برای تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر مثلا برای بچه ها می توان بحث چراغ قرمز سر چهار راه ها را مطرح کرد که فرضا فردی می خواهد حق چراغ قرمز که ایستادن است را رعایت نکند می توانیم با اشاره چشم، دست، سر یا با زبان یا حتی با زدن یک بوق او را به رعایت این حق سفارش کنیم ممکن است فردی متوجه چراغ قرمز نشده است و با این کار به او کمک کردیم یا قصد دارد ان را رعایت نکند اما تذکر ما می تواند مانعی بر عدم رعایتش شود و سفارش به این حق باعث ایجاد نظم و انجام بهتر و از همه مهمتر ایمنی کار شود اما تواصوا به صبر برای کسی که از ماندن پشت چراغ بی صبری می کند و زبان به شکایت باز می کند و عجله دارد یا می خواهد قبل از سبز شدن چراغ حرکت کند می توانیم او را به صبر دعوت کنیم بی صبری که باعث بهم زدن آرامش خود و اطرافیان خواهد شد و می تواند خود باعث و بانی نقض حق شود و همچنین به کسی که با سفارش به رعایت چراغ قرمز با بی مهری و یا برخورد تند خاطی روبرو شده می توان او را به صبر دعوت نمود گاهی متاسفانه شنیده شده بعلت این که خاطی زبان به بدگویی باز کرده است فرد سفارش کننده با عدم صبر در برابر ناملایمات با ان شخص وارد دعوای زبانی یا حتی فیزیکی شده است و فرجام تلخی در پی داشته است یا فرد با مشاهده اینگونه برخوردها تصمیم بر عدم سفارش به حق و گرفتن رویکرد بی تفاوتی در برابر ناهنجاری های جامعه گردیده است در صورتی که می توان با یاری گرفتن از صبر هم سفارش به حق را انجام داد هم از مشکلات بعدی ان جلوگیری نمود. سفارش به رعایت حق و ارامش در همین مثال کوچک می تواند از جنبه معنوی و کسب پاداش بعلت اجرای امر الهی نیز صورت گیرد.
  سوره یونس آیه 59 - دو تکرار یک کلمه در شماره ایه ی یکسان
کلمه ی آللّٰهُ فقط در دو سوره نمل و یونس آمده است و در هر دو سوره در ایه ی 59 آمده است.
ضمنا این کلمه در بعضی از عبارات قرانی به جای الف کلاه دار از همزه و الف مد دار بعد از آن و به صورت ءَآللّٰهُ نگارش یافته است که باید خواننده دقت نماید که این کلمه با صدای آی کشیده و البته با مقداری مد یا همان کشیدن و طول دادن آغاز می شود و نباید با صدای کوتاه اَ تلاوت شود که در این صورت تلفظش با کلمه ی اَلله یکسان می گردد.
  سوره طور آیه 3 - انتشار علم
علم مفید و مبارک، آن است که منتشر شود و گسترش یابد.
[ همه نکته ها ] نکته های سيد حسين اخوان بهابادي (2 مورد)
  سوره طور آیه 45 - مراد از روزی که در آن مکذبین هلاک می ‏شوند چه روزی است؟
معنی یُصْعَقُونَ: بیهوش می شوند، هلاک می شوند، نابود می شوند.(ریشه صعق از صاعقه زدگی است و صعق را بیهوشی هم معنا کرده اند اما عرب چون موت و هلاک را در آن می دیده در معنی مرگ وهلاک آمده است)
تعبیر «الذى فیه یصعقون» (روزى که در آن بیهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال کافران به هنگام واقعه عذاب است.
اما سوال: مراد از یومى که در آن هنگام مکذبین هلاک مى‏شوند چه روزی است؟
برای بررسی به این سوال، فرضیه هایی زیر مطرح می شود:
1-زمان مرگ 2-نفخه اولی 3-روز قیامت
بررسی و تحقیق در قران:
با جستجوی کلمه ی (یلاقوا) در قران مشاهده می شود که این واژه فقط در سه آیه امده است:
(ایه ی اول(فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون /زخرف / 83
ترجمه : پس رهایشان کن، آنان در ناراستى ها فرو مى روند و در دنیا به بازى و سرگرمى مى پردازند تا آن روزشان را که به آنان وعده داده مى شد دیدار کنند.
(ایه ی دوم)فذرهم حتی یلاقوا یومهم الذی فیه یصعقون /طور / 45
ترجمه : [ اکنون که با هیچ دلیلی هدایت نمی شوند ] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را که در آن هلاک می شوند ، ببینند.
(ایه ی سوم)فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون /معارج / 42
ترجمه : پس آنان را واگذار تا در بیهودگى هایى که بدانها پرداخته اند ، فرو روند و به کارهایشان که بازیچه و بى هدف است سرگرم باشند تا آن روزشان را که به آنان وعده داده مى شود ، دیدار کنند .
در سه ایه فوق، کلمات( فذرهم / حتی / یلاقوا/ یومهم/ الذی) وجود دارد که در هر سه ایه عبارت (حتی یلاقوا یومهم الذی) در کنار هم امده است.در ایه ی سوم یعنی ایه ی 42 سوره معارج بالافاصله بعد از این ایه امده است:
یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلی‏ نُصُبٍ یُوفِضُونَ /معارج / 43
ترجمه از استاد مهدی فولادوند: روزی که از گورها [ ی خود ] شتابان برآیند ، گویی که آنان به سوی پرچمهای افراشته می دوند.
با توجه به مفهوم آیات 43-42 سوره معراج که ان روز ،روزی است که از گورها ی خود خارج می شوند و نیز هماهنگی بین سه ایه ابتدایی بحث، احتمالا می توان نتیجه گرفت که واژه ی (یومهم ) در این ایه ی 45 سوره طور هم اولا روزی به غیر از روز مرگ است چون روز مرگ عموما روز داخل شدن به قبر است و نه خارج شدن و ثانیا چون در نفخه اول همه می میرند و تناسب با بیرون امدن از قبر ندارد احتمالا روز دیگری در نظر است اما جدای از این ایه که بحث خروج از قبر بود این سوال مطرح می شود که چرا بحث هلاکت مکذبین در قیامت مطرح است و نه روز دیگری؟
در پاسخ باید گفت اگرچه بدکاران در برزخ به عذاب و کیفر دچار می شوند اما برزخ مرحله ای موقتی و گذار است وکیفیت عذاب و تنبیه گنه کاران در آن با دوزخ در قیامت متفاوت است و از آیات قرآن و روایات امامان معصوم استفاده می شود که عذاب های برزخی به مراتب آسانتر و عذاب های دوزخی به مراتب سخت تر و جانگدازتر است به عبارت دیگر هلاکت اصلی در قیامت رقم می خورد و هلاکت و عذاب در برزخ در مقابل قیامت چیزی نیست چنان که شخصی از امام صادق‏علیه السلام پرسید: ارواح کفار در کجا قرار دارند؟ فرمودند: در حجره‏هایی از جهنم برزخی هستند و از غذاها و نوشیدنی‏های جهنم می‏خورند و می‏گویند: پروردگارا قیامت را برای ما نیاور.
همچنین برخی از آیات و احادیث نشان از حیات و هوشیاری ارواح مؤمنان و کافران محض در برزخ دارند و سؤال و جواب قبر را ویژه این افراد دانسته است و اینان کسانی اند که تکلیف شان مشخص است.اما برای مردگانی که خارج از دایره «ایمان محض» یا «کفر محض» هستند، چون تا روز قیامت در حالتی شبیه به «خواب» روزگار می گذرانند؛ حداقل در مرحله برزخ مورد سؤال قرار نمی گیرند و حساب انها موکول به قیامت می‌ شود زیرا تکلیف و جهت گیری آنان روشن نیست.این افراد در فیلترها و صافی‌های برزخ وارد آمده و آنقدر پیش می‌روند تا برای سوال آماده شوند و تا قیامت تکلیف همگان روشن شده است و در قیامت بعد ازمعلوم شدن وضعیت افراد بر مبنای ان پاداش یا عذاب معین می شود پس در عالم برزخ همه مورد عذاب واقع نمی شوند مگر این که بگوییم که این ایه 45 سوره طور مشمول افرادی است که کفر خالص دارند که می توان گفت دربرزخ برخوردار از عذاب می شوند که البته هلاکت قیامت کجا و عذاب برزخ کجا که دراین باره صحبت شد.
در ضمن بعضی از مسفران فرمودند سیاق خود آیه(45 سوره طور) ظاهرا در تهدید به همان عذابى است که در اول سوره تهدید کرده بود که همان عذاب روز قیامت است عذابى واقع که دافعى برایش نیست روزی که فویل برای آن آمده است (فویل یومئذ للمکذبین) روز سختی که در آن معذبین یکسر بیهوش و هلاک می شوند و مشمول شدیدترین عذاب خواهند شد. درپایان باید این دعای قرانی را مرتب بخوانیم که می فرماید: ربَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ.
  سوره واقعة آیه 73 - اتش مایه یادآوری
1-یادآوری نعمت آتش که بعنوان عامل پخت وپز، عامل حرکت در موتورهای بنزینی و دیزلی، عامل اصلی ایجاد گرما در وسایل گرمازا، عامل اصلی گرم کردن آب، عامل ذوب مواد خصوصا فلزات برای جداسازی، ریخته گری و حالت دادن به آنها، عامل اصلی تولید بخار مخصوصا در نیروگاه ها، از عوامل از بین بردن زباله ها خصوصآ زباله‌های بیمارستانی، از عوامل ضدعفونی و از بین بردن میکروب ها و از عوامل دفاعی و جنگی می توان نام برد که به یاد آوردن نعمت و نعمت ها یاد خالق را در پی دارد ونیز شکر گزاری بابت نعمت ها قلبا، لسانا وعملا طبق طریق شریعت همراه با تسبیح خداوند را به دنبال دارد 2-یادآوری جهنم از طریق تداعی آتش دنیا با آتش اخرت که می تواند انسان را از گناه نگه دارد وعامل انجام واجبات ونیکی ها گردد و در کل یادآور معاد باشد. 3-یادآور قدرت‌ خدا از طریق آزاد سازی انرژی ذخیره شده خورشید در گیاهان ودرختان از طریق آتش که این خود نشان دهنده قدرت خدا برای انجام برعکس آن کار است مانند قدرت برای حیات بخشیدن و وبرعکس آن برای ممات بخشیدن یا قدرت خدا برای میراندن و سپس زنده کردن
[ همه سوال ها ] سوال های سيد حسين اخوان بهابادي (7 مورد)
  سوره توبة آیه 8 - هم خانواده ی کلمه ی الّ
ال که به معناى خویشاوندى است ایا با کلمات آل به معنای خاندان و ایل به معنای طایفه و قبیله هم خانواده است؟
  سوره واقعة آیه 51 - المکذبین الضالین المغضوبین
1.آیا می شود یک فرد از الضالین باشد اما از المکذبین نباشد؟
2.آیا می شود یک فرد از المکذبین باشد اما از الضالین نباشد؟
با توجه به اینکه در سوره حمد از المغضوبین و الضالین سخن آمده است
3.آیا می شود یک فرد از الضالین باشد اما از المغضوبین نباشد؟
4.آیا می شود یک فرد از المغضوبین باشد اما از الضالین نباشد؟
  سوره واقعة آیه 51 - حکمت تفاوت در چینش
در آیه 51 سوره واقعه ابتدا الضالون و بعد المکذبون آمده است اما در آیه 92 همین سوره ابتدا المکذبین و سپس الضالین آمده است با توجه به اینکه تمام قرآن سراسر حکمت است سوال من این است که چه حکمت یا حکمت هایی در این تفاوت چینش وجود دارد؟
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره طور آیه 3 -
در صفحه ای باز( ونه بسته)و گشوده (ونه پیچیده) و آشکار (ونه پوشیده)
[ همه لغت ها ] لغت های سيد حسين اخوان بهابادي (25 مورد)
  سوره زمر آیه 8 - ویکی الکتاب
خَوَّلَهُ : به او بخشید.
  سوره نمل آیه 59 -
‌‌إِصْطَفیٰ : برگزید
 توضيح : برای پرهیز از اشتباه خواندن بهتر است که از الف مقصوره در نوشتن استفاده شود علاوه بر الف مقصوره علامت مد هم در بعضی رسم الخطها آمده است.
  سوره توبة آیه 5 -
احْصُرُوا : محاصره کنید/محدود کنید/تنگ بگیرید/ سخت بگیرید/به زندان بیفکنید.
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های سيد حسين اخوان بهابادي (3 مورد)
  سوره توبة آیه 7 -
اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح : در این قسمت از ایه:فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم
ما = اسم شرط
اِستقاموا = فعل شرط
اِستقیموا = جواب شرط
  سوره توبة آیه 2 -
مُعْجِزِی: عاجز کنندگان (در اصل معجزین بوده که چون مضاف واقع شده است نون آن حذف گردیده است)و از ریشه ی عجز است.
  سوره فاطر آیه 2 -
تشخیص اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح :
«ما» اسم شرط است و عمل آن این است که فعل شرط و جواب شرط را مجزوم(یا محلا مجزوم)می کند «یَفْتَحِ اللَّهُ» فعل شرط و مضارع را مجزوم کرده است و هرگاه دو ساکن به هم برخورد کردند اولی را باید کسره داد [همزه‌ی (الله) همزه وصل است و (لام) اول (الله) ساکن است و اگر همزه‌ی (الله) ساقط گردد و التقاء ساکنین می‌شود] جواب شرط گاهی یک جمله ی اسمیه است که در این صورت حتما پس از "فا" جواب می آید که جمله( لا مُمْسِکَ لها) جواب شرط و محلا مجزوم است و در ادامه «وَما» واو عطف و ما اسم شرط و «یُمْسِکْ» فعل شرط که مجزوم است کلمه ی هُو که به الله بر می‌گردد حذف شده و پس از "فا" جواب شرط (لَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ) آمده است که محلا مجزوم است.
[ همه صرف ها ] صرف های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره یوسف آیه 32 -
ریشه ی کلمه:
رود(فعل اجوف)
وزن باب مفاعَلَة:
فاعَلَ، یفاعِلُ، مفاعَلَة و مصدر دومش فِعال.
بردن به باب مفاعله:
رَاوَدَ، یُرَاوِدُ، مُرَاوَدَةً و رِوَاد.
مثال:
راوَدَهُ(او را خواست)،راوَدَهُ على کَذَا(او را بر آن کار واداشت)،راوَدَهُ عَنْ وَ عَلى نَفْسِهِ(با فریب دادن او از وى کار ناشایست خواست)،راوَدَهُ فلاناً(کوشید تا فلانى را بر انگیزد و شیفته دل کند)
یک هم‌خانواده:
ارادة به معانی اراده، خواست، مشیت، از روی قصد و رضا، از روی اراده، عزم، اختیار (کردن)، فرمان، حکم، دستور.