از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  مصداق این سوره
1) این سوره تهدید شدیدى است به ابو لهب، تهدیدى است به هلاکت خودش و عملش، تهدیدى است به آتش جهنم براى خودش و همسرش. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 663 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : بت پرستان گوینده : علامه طباطبایی
  مکی یا مدنی بودن سوره مسد
1) این سوره در مکه نازل شده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 663 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : علامه طباطبایی
  معنای کلمه «تبّ»
1) «تبّ» و «تباب» بنا بر آنچه جوهرى (صحاح اللغة، ماده «تبّ») معنى کرده به معناى خسران و هلاکت است. و راغب (مفردات راغب، ماده «تبّ») آن را به دوام خسران معنا کرده است. بعضى (روح المعانى، ج 30، ص 260) هم گفته‏اند: به معناى خیبت و نومیدى است. بعضى (روح المعانى، ج 30، ص 260) دیگر آن را به معناى تهى دستى از همه خیرها دانسته‏اند. ولى- به طورى که دیگران هم (روح المعانى، ج 30، ص 260) گفته‏اند:- همه این معانى نزدیک به همند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 663 و 664 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  خسران اعمال انسان
1) تباب و خاسر شدن دست به معناى بى‏نتیجه شدن اعمال آدمى و بلکه نتیجه معکوس دادن آن است؛ به عبارت دیگر به معناى باطل شدن اعمال او و به نتیجه نرسیدن آن، طورى که زحماتش هدر رود و مورد استفاده‏اش قرار نگیرد، است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 664 قالب : تفسیری موضوع اصلی : خسران گوینده : علامه طباطبایی
  خسران انسان
1) معناى تباب خود آدمى، خسرانش در نفس و حاق ذاتش است، طورى که از سعادت دائمی اش محروم شود؛ این همان هلاکت دائمى او است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 664 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : خسران گوینده : علامه طباطبایی
  نفرین شدن ابولهب
1) اینکه فرمود: «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ»، معنایش در حقیقت «تبّ ابو لهب» است. این نفرینى به او به هلاکت خودش، و بطلان و بى‏اثر گشتن توطئه‏هایى است که به منظور خاموش کردن نور نبوت مى‏کرد؛ یا قضایى است از خداى تعالى به این هلاکت و بطلان توطئه‏ها. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 664 قالب : تفسیری موضوع اصلی : بت پرستان گوینده : علامه طباطبایی
  نسب ابولهب
1) این ابو لهب که مورد نفرین و یا قضاى حق تعالى قرار گرفته است، فرزند عبد المطلب و عموى رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) است، که سخت با ایشان دشمنى مى‏کرد و در تکذیب گفته‏ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذیتش اصرار مى‏ورزید، و در این راه از هیچ گفته و عملى فروگذار نمى‏کرد.
او همان کسى بود که وقتى رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) او و سایر عشیره اقربین خود را براى اولین بار دعوت کرد، با کمال بى‏شرمى در پاسخش گفت: «تبّا لک- خسران و هلاکت بر تو باد» و این سوره نازل شد و گفتار او را به خودش رد کرد که خسران و هلاکت بر او باد.
مجمع البیان (ج 10، ص 556) گفته‏ است: نام او همین ابو لهب بوده هر چند که به شکل کنیه است. نیز گفته‏ است: کلمه «ابو لهب» کنیه او بوده و نامش عبد العزى بوده است. بعضى دیگر گفته‏اند: عبد مناف بوده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 664 قالب : تاریخی موضوع اصلی : بت پرستان گوینده : علامه طباطبایی
  سبب آمدن کنیه ابولهب به جای نامش
1) از همه اقوالى که در پاسخ این سؤال (چرا اسم او را نیاورد) گفته شده است، قول روح المعانى (ج 30، ص 261) است که خواسته است او را به آتش نسبت دهد، چون أبو لهب، اشعارى به انتساب به آتش دارد، وقتى مى‏گویند: فلانى ابو الخیر است، معنایش این است که با خیر رابطه‏اى دارد، و همچنین ابو الفضل و ابو الشر، و چون در آیات بعد مى‏فرماید: «سَیَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ- به زودى در آتشى زبانه‏دار مى‏سوزد» از آن فهمیده مى‏شود که معناى «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ» هم این است که از کار افتاده باد دو دست مردى جهنمى که همیشه ملازم با شعله و زبانه آن است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 664 و 665 قالب : تفسیری موضوع اصلی : تکذیب گوینده : علامه طباطبایی
  نقش «ما» در آیه
2) در این آیه کلمه «ما» دو بار آمده است، اولى نافیه و دومى مى‏تواند موصوله باشد ومعناى «ما کسب»، آنچه با اعمالش به دست آورده، بوده باشد. و مى‏تواند مصدریه باشد و معنایش کسب کردن به دست خود باشد. و کسب کردن به دست خود، همان عمل او است و معناى آیه به فرض دوم این است که عمل او دردى از او دوا نکرد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 665 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  وارد شدن ابولهب در آتش جهنم
3) منظور از آتش در آیه، آتش دوزخ است که جاودانى است.
اگر کلمه «نار» را نکره و بدون الف و لام آورد براى این بود که عظمت و هولناکى آن را برساند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 665 قالب : تفسیری موضوع اصلی : جهنم گوینده : علامه طباطبایی
  ارتباط این آیه با آیه قبل
4) این آیه عطف است بر ضمیر فاعلى که در جمله «سیصلى» مستتر است، و تقدیر کلام «سیصلى ابو لهب و سیصلى امرأته» است. یعنى بزودى ابو لهب داخل آتشى زبانه دار مى‏شود و به زودى همسرش نیز داخل آن خواهد شد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 665 و 666 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  نقش کلمه «حمّاله»
4) کلمه «حمالة»- به فتحه آخر- در جمله «حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» از این جهت فتحه به خود گرفته که به اصطلاح وصفى است که به منظور مذمت موصوف آن از وصفیت افتاده است و در اینجا به عنوان نام آن زن آمده و در نتیجه چنین معنا مى‏دهد: من مذمت مى‏کنم حمالة الحطب را.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 666 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  معنای کلمه «مسد»
5) کلمه «مسد» به معناى طنابى است که از لیف خرما بافته شده باشد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 666 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
  تجسم اعمال زن ابولهب در قیامت
5) ظاهرا مراد از این دو آیه این باشد که همسر ابو لهب به زودى در آتش دوزخ در روز قیامت به همان هیئتى ممثل مى‏گردد که در دنیا به خود گرفته بود. در دنیا شاخه‏هاى خاربن و بته‏هایى دیگر را با طناب مى‏پیچید و حمل مى‏کرد و شبانه آنها را بر سر راه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) مى‏ریخت تا به این وسیله آن جناب را آزار دهد؛ در آتش هم با همین حال یعنى طناب به گردن و هیزم به پشت ممثل گشته و عذاب مى‏شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 666 قالب : تفسیری موضوع اصلی : تجسّم اعمال گوینده : علامه طباطبایی
  رابطه نفرین الهی و اختیار انسان بر توبه
5) مجمع البیان (ج 10، ص 560) مى‏گوید: اگر کسى سؤال کند بعد از این نفرین که خدا در حق ابو لهب کرده، آیا جهنمى بودن او جبرى نیست و آیا او باز هم مى‏توانسته ایمان بیاورد و آیا اگر ایمان مى‏آورد نفرین خدا تکذیب نمى‏شد؟
در پاسخ مى‏گوییم: باز هم ایمان آوردن، تکلیف ابو لهب بوده، چون نفرین، تکلیف ثابت را بر نمى‏دارد، و نفرین خداى تعالى بر او در حقیقت تهدید او است، خواسته است بفرماید اگر ایمان نیاورى چنین و چنانت مى‏کنم.
مؤلف: اشکال مذکور ناشى از غفلت است، غفلت از این حقیقت که تعلق قضاى حتمى الهى به فعلى از افعال اختیارى انسان، باعث بطلان اختیار انسان نمى‏شود، چون فرض این است که اراده الهى- و همچنین فعل خداى تعالى- تعلق گرفته به فعل اختیارى انسان، بدان جهت که فعل انسان است، یعنى اختیارى است، و اگر فعل انسان و به عبارتى فعل ابو لهب به اختیار خود او صادر نشود، باعث مى‏شود که اراده خدا از مرادش تخلف کند و این محال است، و وقتى فعلى که متعلق قضاء موجب است اختیارى شد، ترکش هم اختیارى خواهد بود، هر چند که آن ترک واقع نمى‏شود، (دقت بفرمایید) و ما در چند مورد از مباحث گذشته این کتاب در این باره بحث کردیم.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 666 و 667 قالب : اعتقادی موضوع اصلی : جبر و اختیار گوینده : علامه طباطبایی
  توهین ابولهب به پیامبر (صلّی الله علیه و آله)
1) در مجمع البیان (ج 7، ص 206) در ذیل آیه شریفه «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» از ابن عباس روایت آورده که گفت: وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بر بالاى صفا رفت و با بلندترین صوتش فریاد زد یک خبر مهم، و قریش بدون درنگ دورش جمع شدند، پرسیدند: چه شده است مگر؟ فرمود: به نظر شما اگر خبرى بدهم که فردا صبح و یا امروز عصر دشمنى بر سر شما مى‏تازد از من مى‏پذیرید یا نه؟ همه گفتند: بلى (براى اینکه ما از تو دروغى نشنیده‏ایم). فرمود: هم اکنون شما را انذار و هشدار مى‏دهم از عذابى سخت که در انتظار شما است، ابو لهب گفت: «تبّا لک- مرگت باد»، براى این همه ما را صدا زدى و اینجا جمع کردى؟ خداى عز و جل در پاسخ وى این سوره را نازل کرد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 667 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : علامه طباطبایی
  تکذیب دعوت الهی توسط ابولهب
1) در مجمع البیان (ج 10، ص 559) از طارق محاربى روایت کرده که گفت: روزى در هنگامى که من در بازار ذى المجاز بودم، ناگهان به جوانى برخوردم که صدا مى‏زد هان اى مردم! بگویید: «لا اله الا اللَّه» تا رستگار شوید، و ناگهان به مردى برخوردم که در عقب سر او مى‏آمد و به طرف او سنگ مى‏انداخت، و دیدم که ساق پا و پشت پاشنه او را خون انداخته بود و صدا مى‏زد هان اى مردم او کذاب است، گوش به سخنش ندهید. من از اشخاص پرسیدم این مرد کیست؟ گفتند این محمد است که مدعى نبوت است، و آن ابو لهب عموى او است که معتقد است وى دروغ مى‏گوید.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 667 و 668 قالب : روایی موضوع اصلی : گوینده : علامه طباطبایی
  ناراحتی همسر ابولهب از نزول سوره مسد
1) در قرب الاسناد (ص 140) به سند خود از موسى بن جعفر (علیه السلام) روایت کرده که در حدیثى طولانى که معجزات رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را بر مى‏شمارد، فرموده یکى از آنها داستان ام جمیل همسر ابو لهب است که وقتى سوره «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ» نازل شد، نزد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) آمد در حالى که ابو بکر پسر ابو قحافه نیز در حضور آن جناب بود، عرضه داشت یا رسول اللَّه، ام جمیل است که با خشم مى‏آید، و چه خشمى! گویا قصد اذیت تو را دارد، چون سنگى به دست گرفته مى‏خواهد آن را به طرف تو پرتاب کند. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: او مرا نمى‏بیند. ابو بکر اضافه مى‏کند ام جمیل نزدیک آمد و از من پرسید رفیقت کجا است؟ گفتم آنجایى که خدا خواسته است. گفت: من به سر وقت او آمده‏ام اگر او را ببینم این سنگ را به سویش مى‏افکنم، چون او مرا هجو کرده، به لات و عزى سوگند که من زنى شاعر هستم، (و مى‏دانم چگونه هجوش کنم، این را گفت و رفت)، ابو بکر از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) پرسید: راستى او تو را ندید؟ فرمود: نه، خداى تعالى حجابى بین من و او انداخت، و مانع دیدنش شد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 668 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : علامه طباطبایی
  همسر ابولهب
4) در تفسیر قمى (ج 2، ص 448) در ذیل آیه «وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» روایت کرده که امام (علیه السلام) فرموند: ام جمیل دختر صخر بود، و علیه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) سخن چینى مى‏کرد و احادیث و سخنان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را براى کفار مى‏برد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 668 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : علامه طباطبایی
  نفرین بر ابولهب باد
1) امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هرگاه این سوره را خواندید بر ابولهب نفرین کنید.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : روایی موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  ابولهب در گرداب خسران
1) مراد از «ید» در آیه، دستِ ظاهرى نیست، بلکه کنایه از وسیله قدرت و تلاش انسان است. بنابراین معناى آیه چنین است که تلاشهاى ابولهب به هدر رفت و او گرفتار زیان و خسارت شد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : تفسیری موضوع اصلی : خسران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  نام‌های این سوره
1) این سوره به نامهاى تبّت و مسد معروف است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  سوره مسد در رد گفتار ابو لهب نازل شد
1) هنگامى که آیه «و انذر عشیرتک الاقربین» (شعراء/214) نازل شد، پیامبر اکرم (صلى‌الله‌علیه وآله) نزدیکان و خویشاوندان را دعوت کرد و پیام وحى را به آنان رساند. ابولهب که عموى حضرت بود گفت: «تبّاً لک» هلاکت بر تو باد. این سوره نازل شد و گفتار او را به خودش ردّ کرد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  پیشگویی قرآن درباره هلاکت ابولهب
1) از آنجا که این نفرین عملى شد و ابولهب و همسرش با کفر از دنیا رفتند، معلوم مى‏شود که در این سوره نسبت به ابولهب یک پیشگویى نیز شده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : تفسیری موضوع اصلی : ویژگی های قرآن گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  معنای کلمه «تبّت»
1) «تبّت» از ریشه «تبّ» به معناى خسران و هلاکت است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 630 قالب : لغوی موضوع اصلی : خسران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  شایعه سازی ابولهب درباره پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله)
1) گاهى زائران مکه به سراغ ابولهب مى‏آمدند و از او درباره حضرت محمد (صلى‌الله‌علیه‌وآله) سؤال مى‏کردند. او مى‏گفت: محمد مجنون است و ما مشغول مداواى او هستیم.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تاریخی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  اعمال ابولهب و همسرش در قبال پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله)
1) ابولهب هیچ گاه از مخالفت با پیامبر و از همکارى با مخالفان او دست نکشید. او و همسرش کلمات رکیک به حضرت مى‏گفتند و شاید به همین خاطر نام این دو در قرآن برده شده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تاریخی موضوع اصلی : دشمنی- خصومت گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  سرانجام عبرت انگیز ابولهب برای کفار
1) آهنگ این سوره چنان کوبنده بود که همه آن را حفظ کردند و ابولهب ضربه سنگینى خورد و خانه‏نشین شد تا آنکه مرد و باقى کفار حساب کار خودشان را کردند که مبادا سوره‏اى نیز علیه آنان نازل شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تاریخی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  روابط خویشاوندی و دینداری
1) علاقه‏ها و روابط خانوادگى نباید خللى در ایمان و مکتب ایجاد کند. {تبّت یدا ابى لهب} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تفسیری موضوع اصلی : خانواده- خویشاوندی گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  تلاوت آیات سوره منجر به عبرت می‌شود
1) با آنکه ابولهب و همسرش مرده اند و استخوانهایشان پوسیده است اما این آیات همچنان باید تلاوت شود تا مایه عبرت دیگران و زیاد شدن قهر و عذاب الهى بر آنان گردد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تفسیری موضوع اصلی : عبرت گرفتن گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  حساب هرکس به پای خودش است
1) ابولهب برادران خوبى مثل حضرت حمزه و ابوطالب و پدر خوبى چون عبدالمطلب داشت اما هر کس براى خود حسابى دارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تفسیری موضوع اصلی : خانواده- خویشاوندی گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  نام ابولهب از چه جهت است؟
1) ابولهب فرزندى به نام لهب نداشت ولى شاید به خاطر سرخى صورتش او را ابولهب مى‏گفتند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تاریخی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  از ماست که بر ماست
4) در قدیم بته‏هاى هیزم را که جمع مى‏کردند، آن را با طناب مى‏بستند و آن را به دوش مى‏انداختند. چون همسر ابولهب، هیزم در مسیر راه پیامبر مى‏ریخت تا آن حضرت را آزار دهد، لذا قرآن مى‏فرماید: در قیامت نیز هیزم آتش دوزخ است و آن طناب‏هایى که براى جمع آورى هیزم استفاده مى‏کرد، به گردنش آویخته است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 631 قالب : تاریخی موضوع اصلی : عذاب گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  مال و ثروت در قیامت
2) روز قیامت، مال و ثروت به درد انسان نمى‏خورد: {ما أغنى ماله و ماکسب}
«ما اغنى عنّى مالیه» مال و ثروتم چاره کارم نکرد.
«هلک عنّى سلطانیه» (حاقه/29) سلطنت و حکومتم از بین رفت و برایم سودى نداشت.
«ما اغنى عنکم جمعکم»(اعراف/48) جمعیّت و ثروت شما را بى‏نیاز نکرد.
«لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم» (آل عمران/10) نه ثروت و نه فرزند به حال آنان سودى نداشت. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : تفسیری موضوع اصلی : قیامت گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  معرفی زن ابولهب
4) زن ابولهب، فردى شاعر بود. نامش امّ جهل، خواهر ابوسفیان و عمه معاویه بود. کینه دیرینه با پیامبر داشت و خار بر سر راه پیامبر مى‏ریخت و اشعارى در تحقیر و هجو آن حضرت مى‏سرود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : تاریخی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  همسران در قرآن
4) در قرآن چهار نوع زن و شوهر ذکر شده است:
زن و شوهرى که در کار نیک همفکر و همراهند. (حضرت على و حضرت زهراء (علیهما‌السلام) که به یتیم و اسیر و مسکین طعام دادند.) «و یطعمون الطعام» (انسان/8)
زن و شوهرى که در کار بد همراهند. «ابى لهب... و امراته»
زن و شوهرى که مرد در راه حق و زن در راه باطل است نظیر حضرت نوح و حضرت لوط که همسرانشان به آنها ایمان نیاوردند و با مخالفان همدست شدند. «کانتا تحت عبدین» (تحریم/10)
زن و شوهرى که زن در راه حق و مرد در راه باطل است. نظیر فرعون و همسرش. «ضرب اللّه مثلاً للذین آمنوا امرأت فرعون» (تحریم/11) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : تفسیری موضوع اصلی : همسر گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  زنان بهشتی و جهنمی
4) حضرت على‏ (علیه‌السلام) در نامه‏اى به معاویه نوشت: «منّا خیر نساء العالمین و منکم حمّالة الحطب» بهترین زنان از ماست و هیزم‏آور آتش از شماست.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : روایی موضوع اصلی : زن گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  خویشاوندی با پیامبر انسان را سعادتمند نمی‌کند
4) سلمان فارسى از اهل بیت پیامبر مى‏شود و ابولهب عموى پیامبر، مورد لعن و نفرین خداوند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : تفسیری موضوع اصلی : خانواده- خویشاوندی گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  کارکرد گردنبند زن ابولهب
5) زن ابولهب گردنبندى قیمتى داشت که سوگند یاد کرد آن را در راه مخالفت پیامبر مصرف کند. {فى جیدها حبل من مسد} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 632 قالب : تاریخی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  هیزم کشی در آخرت
4) چون همسر ابولهب در سر راه پیامبر هیزم مى‏ریخت، ممکن است «حمّالة الحطب» اشاره به این باشد که ورود او به دوزخ در حالى است که هیزم بدوش دارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 633 قالب : تفسیری موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  تلاش نامطلوب به هدف نمی‌رسد
4) دست و بازو براى تلاش است و تلاش براى رسیدن به هدف مطلوب. هدف ابولهب جلوگیرى از رشد اسلام بود و در این راه تلاش بسیار کرد ولى به هدفش نرسید، پس تلاش بازوى او هدر رفت. {تبّت یدا ابى لهب} [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور: ج10، ص: 633 قالب : تفسیری موضوع اصلی : نیت گوینده : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
  آشنایى با سوره مسد-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1) / آشنایى با سوره مسد

آشنایى با این سوره

در برابر سوره دیگرى هستیم و پیش از ترجمه آن به شناسنامه اش مى نگریم:

نام این سوره

ابولهب و همسر حق ناپذیر و آتش افروزش از سردمداران شرک و استبداد و از دشمنان کینه توز پیامبر آزادى و تحول بودند.

آن دو، در این راه آن حضرت را بسیار آزار دادند. به همین دلیل در این سوره نفرین شده اند: تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ...

و نام این سوره از آغازین و آخرین آیه هاى آن اقتباس شده است و «تبت» و «مسد» نام دارد.

2 - فرودگاه آن

این سوره پس از سوره «مدّثر» در آغازین ماه هاى بعثت، در مکّه و در کنار کهن ترین معبد توحید و تقوا بر قلب نورانى پیامبر فرود آمده است.

3 - شمار آیه ها و واژه ها و حروف آن

این سوره داراى 5 آیه است، و از 23 واژه و 81 حرف پدید آمده است.

4 - پاداش تلاوت آن

از پیامبر آورده اند که:

من قرأها رجوت ان لایجمع الله بینه و بین ابى لهب فى دار واحدة.(338)

کسى که این سوره را تلاوت کند امید است که خدا او و ابولهب را در یک خانه گرد نیاورد، چرا که ابولهب بى تردید به کیفر اصلاح ستیزى و کینه توزى اش در آتش است.

و از امام صادق آورده اند که :

اذا قرأتم «تبت» فادعوا على ابى لهب فانه کان من المکذین بالنبى(ص) و بما جاء من عند الله.(339)

هرگاه سوره «تبت» را تلاوت کردید بر «ابولهب» نفرین کنید، چرا که او از دورغ شمرندگان رسالت پیامبر و آیات و کتابى است که از سوى خدا آورده است.

گفتنى است که این پاداش ها در این سوره و دیگر سوره ها، نه براى تلاوتگر و حافظ و مفسر و ناشر تنها، بلکه در گرو تدبر در قرآن و عمل به مقررات خدا و رعایت حقوق انسان هاست. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر مجمع البیان قالب : روایی موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  -نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1) این سوره به نامهاى تبّت و مسد معروف است. امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه این سوره را خواندید بر ابولهب نفرین کنید.(236)
هنگامى که آیه «و انذر عشیرتک الاقربین»(237) نازل شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نزدیکان و خویشاوندان را دعوت کرد و پیام وحى را به آنان رساند. ابولهب که عموى حضرت بود گفت: «تبّاً لک» هلاکت بر تو باد. این سوره نازل شد و گفتار او را به خودش ردّ کرد.
از آنجا که این نفرین عملى شد و ابولهب و همسرش با کفر از دنیا رفتند، معلوم مى‏شود که در این سوره نسبت به ابولهب یک پیشگویى نیز شده است.
«تبّت» از ریشه «تبّ» به معناى خسران و هلاکت است و مراد از «ید» در آیه، دستِ ظاهرى نیست، بلکه کنایه از وسیله قدرت و تلاش انسان است. بنابراین معناى آیه چنین است که تلاشهاى ابولهب به هدر رفت و او گرفتار زیان و خسارت شد.(238)
در تاریخ آورده‏اند که رسول خداصلى الله علیه وآله مردم را به کلمه «لااله الاّ اللّه» دعوت مى‏کرد و ابولهب از پشت سر او را تکذیب و به سوى او سنگ پرتاب مى‏کرد.
گاهى زائران مکه به سراغ ابولهب مى‏آمدند و از او درباره حضرت محمد صلى الله علیه وآله سؤال مى‏کردند. او مى‏گفت: محمد مجنون است و ما مشغول مداواى او هستیم.(239)
ابولهب هیچ گاه از مخالفت با پیامبر و از همکارى با مخالفان او دست نکشید. او و همسرش کلمات رکیک به حضرت مى‏گفتند و شاید به همین خاطر نام این دو در قرآن برده شده است.
آهنگ این سوره چنان کوبنده بود که همه آن را حفظ کردند و ابولهب ضربه سنگینى خورد و خانه‏نشین شد تا آنکه مرد و باقى کفار حساب کار خودشان را کردند که مبادا سوره‏اى نیز علیه آنان نازل شود.
علاقه‏ها و روابط خانوادگى نباید خللى در ایمان و مکتب ایجاد کند. «تبّت یدا ابى لهب»
با آنکه ابولهب و همسرش مردهاند و استخوانهایشان پوسیده است اما این آیات همچنان باید تلاوت شود تا مایه عبرت دیگران و زیاد شدن قهر و عذاب الهى بر آنان گردد.
ابولهب برادران خوبى مثل حضرت حمزه و ابوطالب و پدر خوبى چون عبدالمطلب داشت اما هر کس براى خود حسابى دارد.
در قدیم بته‏هاى هیزم را که جمع مى‏کردند، آن را با طناب مى‏بستند و آن را به دوش مى‏انداختند. چون همسر ابولهب، هیزم در مسیر راه پیامبر مى‏ریخت تا آن حضرت را آزار دهد، لذا قرآن مى‏فرماید: در قیامت نیز هیزم آتش دوزخ است و آن طناب‏هایى که براى جمع آورى هیزم استفاده مى‏کرد، به گردنش آویخته است.(240)
ابولهب فرزندى به نام لهب نداشت ولى شاید به خاطر سرخى صورتش او را ابولهب مى‏گفتند.
زن ابولهب، فردى شاعر بود. نامش امّ جهل، خواهر ابوسفیان و عمه معاویه بود. کینه دیرینه با پیامبر داشت و خار بر سر راه پیامبر مى‏ریخت و اشعارى در تحقیر و هجو آن حضرت مى‏سرود.
روز قیامت، مال و ثروت به درد انسان نمى‏خورد: «ما أغنى ماله و ماکسب»
«ما اغنى عنّى مالیه» مال و ثروتم چاره کارم نکرد.
«هلک عنّى سلطانیه»(241) سلطنت و حکومتم از بین رفت و برایم سودى نداشت.
«ما اغنى عنکم جمعکم»(242) جمعیّت و ثروت شما را بى‏نیاز نکرد.
«لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم»(243) نه ثروت و نه فرزند به حال آنان سودى نداشت.
در قرآن چهار نوع زن و شوهر ذکر شده است:
زن و شوهرى که در کار نیک همفکر و همراهند. (حضرت على و حضرت زهراءعلیهما السلام که به یتیم و اسیر و مسکین طعام دادند.) «و یطعمون الطعام»(244)
زن و شوهرى که در کار بد همراهند. «ابى لهب... و امراته»
زن و شوهرى که مرد در راه حق و زن در راه باطل است نظیر حضرت نوح و حضرت لوط که همسرانشان به آنها ایمان نیاوردند و با مخالفان همدست شدند. «کانتا تحت عبدین»(245)
زن و شوهرى که زن در راه حق و مرد در راه باطل است. نظیر فرعون و همسرش. «ضرب اللّه مثلاً للذین آمنوا امرأت فرعون»(246)
زن ابولهب گردنبندى قیمتى داشت که سوگند یاد کرد آن را در راه مخالفت پیامبر مصرف کند. «فى جیدها حبل من مسد»
حضرت على‏علیه السلام در نامه‏اى به معاویه نوشت: «منّا خیر نساء العالمین و منکم حمّالة الحطب»(247) بهترین زنان از ماست و هیزم‏آور آتش از شماست.
سلمان فارسى از اهل بیت پیامبر مى‏شود و ابولهب عموى پیامبر، مورد لعن و نفرین خداوند.
چون همسر ابولهب در سر راه پیامبر هیزم مى‏ریخت، ممکن است «حمّالة الحطب» اشاره به این باشد که ورود او به دوزخ در حالى است که هیزم بدوش دارد.
دست و بازو براى تلاش است و تلاش براى رسیدن به هدف مطلوب. هدف ابولهب جلوگیرى از رشد اسلام بود و در این راه تلاش بسیار کرد ولى به هدفش نرسید، پس تلاش بازوى او هدر رفت. «تبّت یدا ابى لهب»236) تفسیر کنزالدقائق.
237) شعراء، 214.
238) تفسیر المیزان.
239) تفسیر نمونه.
240) تفسیر المیزان.
241) حاقّه، 29.
242) اعراف، 48.
243) آل عمران، 10.
244) انسان، 8.
245) تحریم، 10.
246) تحریم، 11.
247) نهج‏البلاغه، نامه 28.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : توهین- اهانت گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  خداوند، با نفرین بر ابولهب، او را به ضایع ساختن دستاوردها و تلاش هایش تهدید کرد.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
1)
1 - خداوند، با نفرین بر ابولهب، او را به ضایع ساختن دستاوردها و تلاش هایش تهدید کرد.

تبّت یدا أبى لهب و تبّ

«تَبٌّ» (مصدر «تبّت» و «تَبَّ»); یعنى، هلاکت (نهایه ابن اثیر). «تَبٌّ» و «تبابٌ» به معناى قرار گرفتن دائم در خسارت است (مفردات). «تبّت یداه»; یعنى، دست هاى او ضایع شدند و زیان دیدند (قاموس). زیان دیدن دست، کنایه از هدر رفتن تلاش ها و دستاوردها است.

2 - ابولهب، مورد نفرین و تهدید خداوند، به گرفتارى در هلاکت و فرجامى زیان بار

و تبّ

فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرین خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا که معناى حقیقى نفرین، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهدید و توبیخ خواهد بود.

3 - تلاش شدید ابولهب، براى انهدام اسلام و رویارویى با پیامبر(ص)

تبّت یدا أبى لهب

نفرین بر دستان ابولهب، حاکى از دست زدن او به فعالیت هایى در برابر آیین الهى است و نفرین خداوند، نشانگر شدت تلاش هاى او است. دست ها بدین جهت مطرح شده اند که کارآمدترین اعضا در تلاش اند و سیاق کلام، آن را به دیگر اعضاى مفید نیز سرایت مى دهد.

4 - ابولهب، در رویارویى با اسلام، ناکام ماند و دستش از رسیدن به مقصود، کوتاه شد.

تبّت یدا أبى لهب و تبّ

استفاده از فعل ماضى در دعا و نفرین، براى حتمى دانستن آن است. برخى گفته اند: «تبّت» نفرین است و «تبّ» خبر. در این صورت برداشت یاد شده، وضوح بیشترى مى یابد.

5 - ابولهب، با آتش جهنم ملازم خواهد بود.

أبى لهب

نام عموى پیامبر(ص)، «عبدالعزّى» بوده است. استفاده از کنیه او ـ که یادآور کلمه لهیب (شعله آتش) است ـ مى تواند گرفتارى همیشگى او را به لهیب دوزخ مطرح سازد.

6 - خویشاوندى مخالفان اسلام با پیامبر(ص)، مانع نکوهش خداوند از آنان نیست.

تبّت یدا أبى لهب و تبّ

7 - آرزوى مرگ و زیان کارى براى دشمن دین و نفرین بر او، کارى پسندیده است.

تبّت یدا أبى لهب و تبّ

8 - شکست خوردن ابولهب و بى ثمر بودن تلاش هاى او در برابر اسلام، از پیشگویى هاى قرآن

تبّت یدا أبى لهب و تبّ [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : وعده الهی گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  ثروت و مقام، نمى تواند مانع تحقق نفرین خداوند باشد و عذاب او را دفع کند.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
2)


1 - ابولهب، داراى ثروت چشمگیر و دست مایه هاى فراوانى بود.

ماله و ما کسب

در فرق «مال» و «ما کسب»، سه وجه گفته شده است: 1. «مال» ثروت و «ما کسب» نتیجه عمل است; 2. «مال» ثروت و «ما کسب» جاه و مقامى است که شخص آن را به دست آورده است; 3. «مال» سرمایه و «ما کسب» درآمد آن است.

2 - ابولهب، ثروت و موقعیت هاى اکتسابى خویش را، نجات بخش از تهدیدهاى الهى مى دانست.

ما أغنى عنه ماله و ما کسب

3 - ثروت ابولهب و جاه و مقامى که کسب کرده بود، او را از گرفتارى به هلاکت و ناکامى در تلاش هایش، رهایى نبخشید.

تبّت یدا أبى لهب و تبّ . ما أغنى عنه ماله و ما کسب

«أغنى عنه»; یعنى، منصرف ساخت و بازگرداند از او (برگرفته از نهایه ابن اثیر). به قرینه آیه قبل و بعد، مراد بازداشتن از هلاکت و آتش جهنم است.

4 - اعمال ابولهب، حبط شده و سودى به حال او ندارد.

ما أغنى عنه ماله و ما کسب

تعبیر «ما کسب»، بر اعمال و نتیجه آنها صادق است.

5 - اعتماد به ثروت در برابر تهدیدهاى الهى، خطرى در کمین ثروتمندان

تبّت یدا أبى لهب و تبّ . ما أغنى عنه ماله و ما کسب

6 - ثروت و مقام، نمى تواند مانع تحقق نفرین خداوند باشد و عذاب او را دفع کند.

ما أغنى عنه ماله و ما کسب

به قرینه آیه بعد، جمله «ما أغنى ...» به دفع آتش جهنم نیز نظر دارد.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : پول- مال گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  آتش دوزخ، داراى شعله اى عظیم و زبانه اى هولناک است.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
3)
1 - ابولهب در آخرت، به آتش گرفتار شده و در آن باقى خواهد ماند.

سیصلى نارًا

«صلى النار»; یعنى، به سختى گرفتار حرارت آتش شد (قاموس). «صلاة» (ریشه «یصلى» در نظر زجّاج) در اصل بر ملازمت دلالت دارد (لسان العرب). بنابراین «یصلى النار»، بیانگر خلود است.

2 - آتش دوزخ، داراى شعله اى عظیم و زبانه اى هولناک است.

نارًا ذات لهب

«لهب»; یعنى، زبانه آتش و یا شعله ور شدن آن هر گاه از دود خالى باشد (قاموس). نکره بودن «لهب»، بر عظمت و هولناکى آن دلالت دارد.

3 - قیامت، نزدیک و گرفتارى ثروتمندان مخالف دین به آتش دوزخ، حتمى است.

سیصلى

حرف «سین» در «سیصلى» در تهدید به کار رفته و بر حتمى بودن دلالت دارد (کشاف). در تفاوت «سین» و «سوف» گفته شده است: «سین» بر استقبال نزدیک دلالت دارد.

4 - ثروت و مقام، مانع گرفتارى به شعله هاى آتش جهنم نیست.

ما أغنى عنه ماله و ما کسب . سیصلى نارًا ذات لهب

5 - گرایش نیافتن ابولهب به اسلام تا آخر عمر، از پیشگویى هاى قرآن

سیصلى نارًا ذات لهب
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : جهنم گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  - همسر ابولهب-نکته- - حاجيه تقي زاده فانيد
4) 1 - همسر ابولهب (ام جمیل خواهر ابوسفیان)، در مخالفت با اسلام، مانند او بود.

و امرأته

«امرأته» عطف است بر فاعل «سیصلى» و بیانگر اشتراک ابولهب و همسرش در عذاب الهى و موجبات آن است.

2 - همسر ابولهب، در مقابله با اسلام، دنباله رو شوهرش بود.

و امرأته

بیان پیوند زناشویى و وابستگى ام جمیل به ابولهب، با تعبیر «امرأته»، نشانگر مستقل نبودن او در تلاش هاى ضد اسلامى اش است.

3 - خداوند، همسر ابولهب را گرفتار سرنوشتى همسان فرجام شوهرش خواند.

و امرأته

4 - سوختن در آتش ابدى دوزخ، فرجام همسر ابولهب

و امرأته

5 - همسر ابولهب، هنگام هیزم کشى به آزار پیامبر(ص) مى پرداخت.

حمّالة الحطب

نصب «حمّالة الحطب» یا به دلیل حال بودن است و یا وصفى است که از وصف بودن قطع شده و با فعل «اَذُمّ» ـ که محذوف است ـ منصوب شده است. در صورت اول، مربوط به آخرت و هنگام ورود همسر ابولهب به آتش جهنم خواهد بود که تجسمى از کار او در دنیا است. برداشت یاد شده در هر دو مبنا، قابل استفاده و ناظر به شأن نزول آیه است که مى گوید: «همسر ابولهب با ریختن هیزم و خار در راه پیامبر(ص)، آن حضرت را آزار مى داد».

6 - همسر ابولهب، زنى سخن چین و آتش بیار نزاع هاى مردم و تحریک کننده آنان به مخالفت با اسلام بود.

حمّالة الحطب

از آن جا که ابولهب، فردى ثروتمند و متشخص بود، ممکن است گفته شود که: توصیف همسر او به «حمّالة الحطب»، به معناى کنایى آن است که دعواها را شعلهور مى ساخت.

7 - جواز تحقیر زنانِ کافر و مؤذى و به کار بردن کلمات ناهنجار درباره آنان

حمّالة الحطب

8 - همسر ابولهب، در حالى که خود هیمه آتش جهنم را بر دوش مى کشد، به دوزخ خواهد افتاد.

حمّالة الحطب

چنانچه «حمّالة الحطب» حال و هم زمان با «سیصلى» باشد; ناظر به حالت ام جمیل هنگام ورود به دوزخ خواهد بود.

9 - گناهان همسر ابولهب، در قیامت بارى سنگین بر دوش او و برافروزاننده آتش جهنم خواهد بود.

حمّالة الحطب

مراد از «حطب»، مى تواند گناهان باشد که مانند هیزم آتش را شعلهور مى سازد.

10 - حالت انسان در آخرت، تجسّمى از وضع او در دنیا است.

حمّالة الحطب

11 - افزایش عذابِ ابولهب، با آزاررسانى همسر او به پیامبر(ص)

سیصلى نارًا ... و امرأته حمّالة الحطب

ذکر هیزم کش بودن همسر ابولهب در آخرت ـ پس از بیان ورود ابولهب به دوزخ ـ بیانگر آن است که عذاب ابولهب به دست عزیزترین افرادش، افزایش یافته و همسر او هیزم آتش او را فراهم مى سازد. تأثیر رفتار همسر ابولهب در افزایش عذاب او، از آنجا است که وى کردار همسر خود را مى پسندید و با آنکه مى توانست مانع او شود، او را از آن کار باز نمى داشت.

12 - کافر ماندن همسر ابولهب تا آخر عمر، از پیشگویى هاى قرآن

سیصلى نارًا ... و امرأته حمّالة الحطب
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : کیفر گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  ابولهب -نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
4) آثار اخروى گناهان همسر ابولهب 9; آثار اذیتهاى همسر ابولهب 11; اختلاف افکنى همسر ابولهب 6; اذیتهاى همسر ابولهب 5; اسلام ستیزى ابولهب 1، 2; اسلام ستیزى همسر ابولهب 1، 2; تداوم کفر همسر ابولهب 12; حتمیت ورود همسر ابولهب در جهنم 8; سخن چینى همسر ابولهب 6; عوامل ازدیاد عذاب ابولهب 11; فرجام ابولهب 3; فرجام اخروى همسر ابولهب 4; فرجام همسر ابولهب 3; قصه همسر ابولهب 8; نقش اجتماعى همسر ابولهب 6; ویژگیهاى ورود همسر ابولهب به جهنم 8; همسر ابولهب در جهنم 4، 9; هیزم کشى همسر ابولهب [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : جزای اعمال گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  آتش، عذاب جسمى و تحقیر با بستن ریسمان به گردن، عذاب روحى است.-نکته - حاجيه تقي زاده فانيد
5)
1 - در افتادن همسر ابولهب به آتش جهنم، در حالتى خواهد بود که ریسمانى از الیاف به هم بافته در گردن دارد.

فى جیدها حبل من مسد

«جید» به معناى گردن یا محل گردنبند (قاموس) و «مسد» به معناى لیف ملایمى است که از درخت خرما گرفته مى شود (العین). این آیه از آن جا که حال براى «امرأته» و هم زمان با عامل خود (سیصلى) است، حالت ورود ام جمیل به جهنم را ـ که به گردن او زنجیرى از رشته هاى به هم بافته، بسته شده است ـ ترسیم مى کند.

2 - عذاب آخرت، تجسّمى از گناه در دنیا است.

فى جیدها حبل من مسد

آیه شریفه ترسیمى از آخرت همسر ابولهب ارائه مى دهد; یعنى، او همان طور که در دنیا بوته هاى خار را برمى داشت و بند آن را به گردن مى انداخت، تا به راه پیامبر(ص) بیفشاند; در آخرت نیز بار گناه خود را برداشته و بند آن را به گردن خواهد انداخت.

3 - همسر ابولهب در آخرت، در نهایت ذلّت و با گردنبندى از لیف هاى بافته شده تحقیر خواهد شد.

فى جیدها حبل من مسد

برخى گفته اند: همسر ابولهب، سوگند یاد کرده بود که گردنبند فاخر خود را در دشمنى با پیامبر(ص) خرج کند و آیه شریفه با بیان این که در آخرت، او داراى گردنبند لیفى خواهد بود; اوج حقارت او را بیان کرده است. تعبیر «جید» گرچه با «عنق» به یک معنا است; ولى در موارد زینت کردن گردن «جید» استفاده مى شود; ازاین رو بر استهزا و تحقیر او افزوده است.

4 - جهنم، داراى عذاب جسمى و شکنجه روحى

سیصلى نارًا ... و امرأته ... فى جیدها حبل من مسد

آتش، عذاب جسمى و تحقیر با بستن ریسمان به گردن، عذاب روحى است.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیرراهنما قالب : تفسیری موضوع اصلی : آتش گوینده : حاجیه تقی زاده فانید
  سبب‌ نامگذاری سوره«مسد» - اعظم زارع بيدکي
2) این‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «مسد» نام‌ گرفت‌ که‌ خداوند جلّ جلاله در آخرآن‌ می‌فرماید: فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ‏«بر گردنش‌ طنابی‌ از لیف‌ خرماست» مسد: لیفی‌ است‌ که‌ از آن‌ ریسمان‌ تافته‌ می‌شود.
همچنین‌ این ‌سوره‌ «تبت‌» نیز نامیده‌ می‌شود زیرا خداوند جلّ جلاله در مطلع‌ آن‌ می‌فرماید: تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ‏چنان‌ که‌ به‌ همین‌ مناسبت‌، این‌ سوره‌ (ابولهب) یا سوره‌ (لهب) نیز نامیده ‌شده‌ است‌.محدثان‌ در بیان‌ سبب‌ نزول‌ این‌ سوره‌ از ابن‌عباس‌ رضی‌الله عنهما روایت‌ کرده‌اند که‌ فرمود؛ چون‌ این‌ آیه‌ نازل‌ شد: وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ ‏: (ای‌ پیامبر! بستگان‌ نزدیکت‌ را هشدار ده) «شعراء/214»؛ رسول‌ خدا‌‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم از خانه‌ خود خارج ‌شده‌ و به‌ کوه‌ صفا بالا رفتند سپس‌ به‌ فریاد بلند چنین‌ ندا در دادند: یا صباحاه‌! چون‌ قریش‌ این‌ ندا را شنیدند، از یک‌دیگر پرسیدند که‌ این‌ فریادگر کیست‌؟ پاسخ ‌داده‌ شد که: محمد است‌. پس‌ ندا را اجابت‌ گفتند و پیرامون‌ آن‌ حضرت‌ صلّی الله علیه و سلّم گرد آمدند. آن‌گاه‌ رسول‌اکرم‌ صلّی الله علیه و سلّم خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: هان‌ ای‌ بنی‌فلان‌! هان‌ ای ‌بنی‌فلان‌! هان‌ ای‌ بنی‌فلان‌! هان‌ ای‌ بنی‌عبدمناف‌! هان‌ ای‌ بنی‌عبدالمطلب‌! (و به‌این‌ ترتیب‌، تیره‌های‌ قبیله‌ قریش‌ را یکی‌یکی‌ نام‌ بردند) پس‌ همه‌ آنان‌ سراپا گوش ‌گردیدند تا بشنوند که‌ محمد‌ صلّی الله علیه و آله وسلّم چه‌ سخنی‌ به‌ این‌ پایه‌ از اهمیت‌ دارد که‌ فریادکنان ‌همه‌ را برای‌ آن‌ فراخوانده ‌است‌. سپس‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آیا اگر به‌ شما خبر بدهم‌ که‌ سپاهی‌ از سواران‌ از کناره‌ این‌ کوه‌ بیرون‌ می‌آیند و بر شما می‌تازند، آیا مرا تصدیق‌ خواهید کرد؟ همه‌ یکصدا گفتند: ما تاکنون‌ از تو دروغی‌ را تجربه ‌نکرده‌ایم‌ (بلکه‌ تو را به‌ راستگویی‌ می‌شناسیم). فرمودند: پس‌ اینک‌ من‌ پیشاپیش‌ عذابی‌ سخت‌ شما را از افتادن‌ در آن‌ هشدار می‌دهم‌. در این‌ اثنا ابولهب‌ گفت: هلاکت‌ باد بر تو! آیا برای‌ این‌ کار ما را گردآورده‌ای‌؟! سپس‌ راه‌ خود کشید و رفت‌. همان‌ بود که‌ این‌ سوره‌ نازل‌ شد.

طارق‌ محاربی‌ می‌گوید: «در بازار ذوالمجاز بودم‌ که‌ بناگاه‌ با جوانی‌ تازه‌ سال ‌روبرو شدم‌ که‌ می‌گفت: های‌ ای‌ مردم‌! لا اله‌ الا الله بگویید تا رستگار شوید. در این‌ اثنا دیدم‌ که‌ مردی‌ از پشت‌ سرش‌ او را به‌ سنگ‌ می‌زند به‌ طوری‌ که‌ هر دو ساق‌ و هر دو پاشنه‌ پایش‌ را خون‌آلود کرده‌ است‌ و می‌گوید: های‌ مردم‌! او دروغگوست‌ پس‌ او را باور نکنید. پرسیدم: این‌ شخص‌ دعوتگر کیست‌؟ گفتند: محمد است‌؛ می‌پندارد که‌ پیامبر می‌باشد و این‌ دیگر هم‌ عمویش‌ ابولهب‌ است‌ که ‌می‌پندارد او در این‌ ادعا دروغگوست‌». [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر انوار القرآن - نوشته: عبدالرؤوف مخلص قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : اعظم زارع بیدکی
  بسم الله الرحمن الرحیم - رعنا سليمان عباسي
1) بسم الله الرحمن الرحیم
بسمله: عبارتى کوتاه براى گفتن یا نوشتن «بِسمِ‌اللّه» یا «بِسمِ اللّهِ الرَحمنِ الرَحیمِ»
بسمله مصدرى است که از آیه «بِسمِ اللّهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» گرفته شده است و در صورت فعلى «بَسْمَلَ» براى کار کسى که آن را گفته یا نوشته باشدو به صورت اسم فاعلى «مُبَسْمِل» براى گوینده آن به کار مى‌رود، افزون بر این واژه بسمله در جایگاه نامى براى آیه «بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» نیز مى‌نشیند؛ مانند: «البسملة آیة من الکتاب و الفاتحة» به نقل برخى واژه پژوهان، بسمله از واژه‌هاى عربى نوپدید است که از عرب فصیح شنیده نشده؛ اما ابن‌سکیت و مطرزى با نقل شواهدى از شعراى عرب، فصاحت و عربى اصیل بودن آن را ثابت کرده‌اند. به هر حال استفاده از این‌گونه کلمات در زبان عربى شایع است که از جمله مى‌توان به «حَمْدَ لَه» براى «اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ‌العــلَمین» و «حَوْقَلَه» براى «لا حول و لا قوة إلاّ باللّه» اشاره کرد
کاربرد واژه بسمله نزد مفسران و غیر آنان رایج است اما در میان روایتهاى شیعه و سنى تنها شهید ثانى در تفسیر آیه بسمله روایتى را به صورت «لا تترک البسملة ...» نقل کرده است که درباره آن نیز این گمان وجود دارد که روایت «لاتدع بسم‌الله الرحمن الرحیم...» در عبارت شهید ثانى تغییر لفظ یافته باشد. از آیه «بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» یا‌«بسم‌الله» به صورت مختصر با واژه «تسمیه» نیز یاد مى‌شود این واژه در مباحث فقهى، به ویژه بحث وجوب ذکر نام خدا در ذبح، کاربرد بیشترى دارد
همه سوره‌هاى قرآن جز سوره برائت با «بِسمِ اللّهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» آغاز مى‌شود. این آیه شریفه در آیه 30‌نمل/27 هم آمده است: «اِنَّهُ مِن سُلَیمـنَ و اِنَّهُ بِسمِ اللّهِ الرَّحمـنِ الرَّحیم» که در مجموع ذکر بسمله در قرآن به 114 مورد مى‌رسد، افزون بر این، آیه «بِسمِ اللّهِ مَجرها ومُرسـها» (هود/11،41) و دسته‌اى از آیات که مربوط به ذکر نام خدا (اسم‌الله) و احکام فقهى آن است (مائده/5‌،4؛ انعام/‌6‌، 118 ـ 119، 121، 138؛ حجّ/ 22، 28، 34، 36، 40) و آیاتى که موضوع ذکر (بقره/2، 114؛ نور/ 24، 36؛ مزمّل/73، 8‌؛ انسان/ 76، 25؛ اعلى/ 87‌، 15)، تکریم (الرحمن/55‌، 78)، قرائت (علق/ 96، 1) و تسبیح (واقعه/56‌،74،96؛ حاقّه/69‌، 52‌؛ اعلى/87‌،1) با نام پروردگار را بیان کرده با بسمله مرتبط است.
آیه کریمه «و اِذا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِى القُرءانِ وَحدَهُ ولَّوا عَلى اَدبـرِهِم نُفورا» (اسراء/17،46) درباره «بِسمِ‌اللّهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» نازل شده است. روایت است که مشرکان هنگامى که به تلاوت رسول خدا گوش فرا مى‌دادند با شنیدن بسمله روى مى‌گرداندند و مى‌رفتند و چون پیامبر از قرائت این‌آیه فارغ مى‌شد باز مى‌گشتند.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : لغوی موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : رعنا سلیمان عباسی
  تبت - سيد مصطفي فاطمي کيا
1) این سوره به نامهاى تبّت و مسد معروف است. امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه این سوره را خواندید بر ابولهب نفرین کنید تفسیر کنزالدقائق [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور : حجت الاسلام قرائتی قالب : روایی موضوع اصلی : فاسق- فاسقین گوینده : سید مصطفی فاطمی کیا
  تبت - ليلا حسين زاده
1) تب ) و (تباب ) بنابر آنچه جوهرى معنى کرده به معناى خسران و هلاکت است .
و راغب آن را به دوام خسران معنا کرده . بعضى هم گفته اند به معناى خیبت و نومیدى است . بعضى دیگر آن را به معناى تهى دستى از همه خیرها دانسته اند. ولى - به طورى که دیگران هم گفته اند - همه این معانى نزدیک به همند، و بنابر این کلمه (ید) در آیه نیز به معناى لغویش نیست ، بلکه کنایه است از قدرت آدمى ، چون دست در انسان عضوى است که مقاصدش به وسیله آن انجام مى شود، و بیشتر کارهاى آدمى را به دست او نسبت مى دهند، و تباب و خاسر شدن دست به معناى بى نتیجه شدن اعمال آدمى ، و بلکه نتیجه معکوس دادن آن است ، و یا به عبارت دیگر به معناى باطل شدن اعمال او و به نتیجه نرسیدن آن است ، به طورى که زحماتش هدر رود و مورد استفاده اش قرار نگیرد، این معناى تباب دست انسان بود. و معناى تباب خود آدمى ، خسران او در نفس و حاق ذاتش ‍ است ، به طورى که از سعادت دائمیش محروم شود، و این همان هلاکت دائمى او است .
پس اینکه فرمود: (تبت یدا ابى لهب و تب ) معنایش در حقیقت (تب ابو لهب ) است ، و این نفرینى به او به هلاکت خودش و بطلان و بى اثر گشتن توطئه هایى است که به منظور خاموش کردن نور نبوت مى کرد، و یا قضایى است از خداى تعالى به این هلاکت و بطلان توطئه ها.
و این ابو لهب که مورد نفرین و یاقضاى حق تعالى قرار گرفته ، فرزند عبد المطلب و عموى رسول خدا (صلى الله علیه و آله وسلم ) است ، که سخت با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) دشمنى مى کرد و در تکذیب گفته ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذیتش اصرار مى ورزید، و در این راه از هیچ گفته و عملى فروگذار نمى کرد، و او همان کسى بود که وقتى رسول خدا (صلى الله علیه و آله وسلم ) او و سایر عشیره اقربین خود را براى اولین بار دعوت کرد، با کمال بى شرمى در پاسخش گفت (تبا لک - خسران و هلاکت بر تو باد) و این سوره نازل شد و گفتار او را به خودش رد کرد که خسران و هلاکت بر او باد.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت دارالقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : خسران گوینده : لیلا حسین زاده
  وجه اینکه در این نفرین از ابولهب به کنیه یاد شده - ليلا حسين زاده
1) بعضى ها گفته اند: نام او همین ابو لهب بوده ، هر چند که به شکل کنیه است . بعضى دیگر گفته اند کلمه (ابولهب ) کنیه او بوده و نامش ‍ عبد العزى بوده . بعضى دیگر گفته اند عبد مناف بوده . و از همه اقوالى که در پاسخ این سؤ ال (چرا اسم او را نیاورد) گفته شده ، این قول است که خواسته است او را به آتش نسبت دهد،
چون ابو لهب ، اشعارى به انتساب به آتش دارد، وقتى مى گویند فلانى ابو الخیر است ، معنایش این است که : با خیر رابطه اى دارد، و همچنین ابو الفضل و ابو الشر، و چون در آیات بعد مى فرماید: (سیصلى نارا ذات لهب - به زودى در آتشى زبانه دار مى سوزد) از آن فهمیده مى شود که معناى (تبت یدا ابى لهب ) هم این است که : از کار افتاده باد دو دست مردى جهنمى ، که همیشه ملازم با شعله و زبانه آن است .
بعضى دیگر گفته اند: نام او عبد العزى بوده ، و اگر قرآن کریم نامش را نبرده ، بدین جهت بود که کلمه (عبد العزى ) به معناى بنده (عزى ) است ، و عزى نام یکى از بت ها است ، خداى تعالى کراهت داشته که بر حسب لفظ نام عبدى را ببرد که عبد او نباشد، بلکه عبد غیر او باشد، و خلاصه با اینکه در حقیقت عبد الله است عبد العزى اش بخواند، اگر چه در اسم اشخاص معنا مورد نظر نیست ، ولى همانطور که گفتیم قرآن کریم خواست از چنین نسبتى حتى بر حسب لفظ خود دارى کرده باشد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت دارالقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : مُحارب گوینده : لیلا حسین زاده
  مسد - ليلا حسين زاده
5) کلمه (مسد) به معناى طنابى است که از لیف خرما بافته شده باشد، و این جمله بنا بر اینکه کلمه (حماله ) حال باشد، حال دوم از کلمه (امراه ) است .
و ظاهرا مراد از این دو آیه این باشد که همسر ابولهب به زودى در آتش دوزخ در روز قیامت به همان هیئتى ممثل مى گردد که در دنیا به خود گرفته بود، در دنیا شاخه هاى خاربن و بته هایى دیگر را با طناب مى پیچید و حمل مى کرد، و شبانه آنها را بر سر راه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى ریخت تا به این وسیله آن جناب را آزار دهد، در آتش هم با همین حال ، یعنى طناب به گردن و هیزم به پشت ممثل گشته عذاب مى شود.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : سایت دارالقران امام مجتبی (ع) قالب : لغوی موضوع اصلی : کافر و کافران گوینده : لیلا حسین زاده
  یک نکته درباره سوره - مسعود ورزيده
1)

ما سوره را فهمیدیم با خود سوره هم فهمیدیم.آیا شأن نزول دارد یا ندارد؟

دارد، ولی برای فهم کاربردیی که از یک سوره می‌خواهیم داشته باشیم، که قابل تطبیق بر همۀ زمانها باشد، لنگ چیزی نیستیم، یعنی اگر ابولهب دشمن خداست، از خود سوره معلوم است. خدا با او دشمنی می‌کند و تا او با خدا دشمن نباشد خدا با او دشمنی نمی‌کند، از خود سوره معلوم است. اگر ابولهب، اموال و اعمالش را بر علیه خدا به کار می‌گیرد، از سوره معلوم است. و اگر این زن پشت سر شوهر می‌نشیند و هیزم این دشمنی را تأمین می‌کند از خود سوره معلوم است.

در این سوره ما مطلبی داشته باشیم که تا تاریخ نخوانیم نفهمیم وجود ندارد. البته خیلی چیزها هست که به رجوع به تاریخ و روایات و شأن نزول ممکن است به دست بیاورید؛که آن وقت فهم اولیه ظاهری از سوره پایگاهی برای عرضۀ همۀ آنها می‌شود.

تعابیری از سوره که تا کنون شده و جواب آنها

مثلاًًْ می‌‌بینیم که گفته فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)

می‌گویند که چون این خانم گردنبندی به گردن داشته که با آن دل زنان را ریش می‌کرده، این گردنبند، مثل لیف خرمایی می‌شود که به گردن او آویخته! از کجا؟ این سوره اصلاً ‌بحثش این نیست. البته بحث فخر فروشی و همزۀ لمزه بودن در جای خودش سوره دارد.

یا می‌گویند «حماله الحطب» که گفته شده، چون سر راه پیامبر خار و خاشاک می‌ریخته، این خار و خاشاک در روز قیامت به صورت هیزم تجلی پیدا می‌کند. در جواب می‌گوییم که ابولهب بالاخره کسی است که اموال و اعمالش را در راه دشمنی با خدا به کار می‌بسته و در این آتش می‌سوزد، و آیا کس دیگری به جرم حمل کردن خار و خاشاک در راه پیامبر در همین آتش می‌سوزد؟ تناسب جرم و جزا به هم می‌ریزد‌. غیر از این که ما در خود سوره برای «حماله الحطب» پایگاه داریم. یعنی در سوره «لهب» داریم. این «ابولهب» و او «حماله الحطب» است. و این «حطبِ» همان «لهب» است و نباید از «حطب» بودن برای «لهب» در بیاوریم.

حال کسی بحث دیگری را مطرح می کند که: بحث استقلالی. و می‌گوید که من به این آیات استقلالاً نگاه می‌کنم و آن روایت را هم قبول می‌کنم. ما نه آن را نفی می‌کنیم و نه اثباتش می‌کنیم. و می‌گوییم که تدبر یک بحث ارتباطی است. و نفی نگاه استقلالی نیست، و نگاه استقلالی مانعی ندارد، اما با اصول و ضوابطش. که بحث مفصلی دربارۀ این که به چه چیز و به چه آیه‌ای نگاه استقلالی می‌شود کرد، و به چه چیز نه! و ضوابطش چیست؟ خواهیم داشت.

پس در نگاه اول به ظاهر اول سوره، با خودش از ارتباط آیاتش قابل فهم است، و این فهم، مبنا قرار می‌گیرد برای عرضه به سایر فهمها از سوره و استفاده از آنها. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  زن ابولهب یک مفهوم است - مسعود ورزيده
1) هیزم آتشی را که ابولهب برمی‌افروزد، زنش تأمین می‌کند. آیا در مصداق زمان نزولی‌اش این شخص زنش بوده یا نبوده؟ فرقی نمی‌کند. امروز دو تا مرد قوی هیکل هم، یکی آتش افروزی کنند و دیگری هیزم این آتش را تأمین کند، تامین کننده هیزم «امرءی ابولهب» است. زن ابو لهب بودن یک مفهوم است، یعنی کسی که پشت صحنه کار می‌کند. که تبانی ذهنی هم، همین است.

مرد روی صحنه کار می‌کند، و زن پشت صحنه. زن ابولهب صدق می‌کند بر هر آن کسی که هیزم آتش دشمنی ابولهب را با خدا تأمین می‌کند. حال اگر در زمان نزول مصداقش با زن تطبیق داشته؛ حرفی نیست. یاری کردن ابولهب، با فراهم کردن هیزم. هیزم چیست؟

آتش، دشمنی است و هیزم و آن مواد خامی که این آتش را برافروزد و حفظ کند، نگذارد که این آتش سرد و خاموش شود و از بین برود.

و اتفاقاً این مدل نقش غالباً مصداقش زن است. چون زن کسی است که مرد را برای هر نوع ظهوری در اجتماع آماده می‌کند، و این ظهور می‌تواند مجاهدت فی سبیل اللّه باشد، و نیز می‌تواند دشمنی با خدا باشد و این زن بعضی وقتها خودش در صحنه هست و بعضی وقتها نیست.

پس گفتیم که «امرأته» عطف می شود به «سیصلی». یعنی ابولهب در آتشی می‌افتد که خودش فراهم کرده و زنش هم در همان آتش می‌افتد. چرا؟ چون زنش هیزم این آتش را فراهم می‌کرد. چون آتش را مشترکاً روشن کرده‌اند، پس مشترکاً هم در آن می‌سوزند.

فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)یعنی وقتی در قیامت وضعیت دنیوی اینها به صورت اخروی تجسم و ظهور پیدا کرد، (در دنیا دشمنی بود، و حرف و حدیث و تحریک ولی در آخرت دشمنی شد، شعله و آتش شد، یعنی هیزم تجسم عینی پیدا کرد). در آن وقت این زن در قالب هیزم کش مجسم می‌شود. فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)تجسم آن هیزم کشی است. با طنابی از لیف خرما برای آتشی که خودش و شوهرش در آن می سوزند هیزم می آورد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  جمع بندی سوره: - مسعود ورزيده
1) جمع بندی سوره:

اگر چه ابولهب در زمان نزول مصداق دارد، ولی بحث سوره بحث یک مصداق نیست، بلکه بحث یک رویکرد و روش است. سوره در درجۀ اول از کسی سخن می‌گوید که آتش دشمنی با خدا را بر می‌افروزد به وسیلۀ مال ،اموال، اعمال. به وسیلۀ اعتنای به ثروت و قدرت.

در لایۀ دوم از کسی سخن می‌گوید که هیزم این آتش را تأمین می کند، یعنی از این آتش و آتش افزوزی، و دشمنی با خدا پشتیبانی می‌کند. (امره ی او). نفر اول را می‌گوید «ابولهب». و نفر دوم را «حمّالة الحطب».

حال اگر در زمان نزول به ابولهب و زنش تطبیق می‌کند حرفی نیست، و در هر زمانی بر ابولهب و یارانش تطبیق می‌کند. لذا گفتیم که اگر کسی ابولهب را مصداق می‌داند، باید بگوید که ابولهب یک جرثومه است. جرثومه همان سنبل در فاز منفی است. درست است که در زمان نزول مصداق داشته ولی این یک نماد است، یا به قول امروزیها یک «ایسم» است. ابولهب ایسم. کسی که اموال و اعمالشان را برای دشمنی با خدا سازمان دهی می‌کنند و کسانی هم او را پشتیبانی می‌کنند.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  حرف اصلی سوره - مسعود ورزيده
1)
پس حرف اصلی سوره، اعلان ناکار آمدی، هلاکت، و مهر بطلان زدن بر جریان ابولهب و یاران ابولهب است، که در اول سوره می‌بینیم. و در ادامه با شرحش مواجهیم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1) جهت هدایتی سوره

تأکید بر شکست ابولهب صفتان و همراهانش.

یعنی همۀ کسانی که اموال و اعمالشان را در راه مبارزه با حق و دشمنی با خدا بکار می‌برند، محکوم به شکست هستند [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  توضیحی دربارۀ برداشت از واژۀ ابولهب: - مسعود ورزيده
1)


اگر به جای این که ابولهب بیاورد، اسم می آورد و مصداق بیان می‌کرد، نه صفت، آن هم نه صفتی که در سوره پیگیری می‌شود.

یعنی اگر این اسم یک شخصی می‌بود که می‌گوییم ظهور اولیه‌اش، فلان ابن فلان است، و ما در معنا توسعه می‌دهیم. اما می‌بینیم که درست است که فلان ابن فلانی بوده است، ولی خدا با اینکه او کیست؟ کار ندارد، و آمد به او وصفی را داد و گفت که من به او می‌گویم «ابولهب» که این وصف را باید در سوره پیگیری کرد که ابولهب، در «ناراً ذات لهب» می‌افتد.

و باید این وصف را هم پیگیری کرد که زنش هم که در این آتش می‌افتد به جرم «حمالة الحطب» بودن است. این استعمال وصف به جای اسم، و بعد پیگیری آن در طول سوره، حاکی از این است که دغدغۀ گویندۀ کلام، تنها یک شخص نبوده و یک وصف است، و وصف موجب علیت است. یعنی اگر «تبت» می‌گویم به دلیل ابولهب بودن است.

اگر قرآن یک زمینۀ فهم لازم دارد، برای فهم قرآن به مبنا نیاز داریم، مبنا این نیست که برای فهم قرآن به خارج از قرآن نیاز داشته باشیم.

(فهم ، ما بحثمان تفسیر نیست، تفسیر را در جای خودش بحث کردیم و گفتیم که تمام روایات تفسیر قرآن‌انند). بله روایات مصداق زمان نزولی این را تعیین کرده‌اند،اما هیچ‌کدام نگفته‌اند که این شخص مشهور به ابولهب بوده گذشته از این من می‌گویم که این آقا به این نام مشهور بوده، این برای خدا مهم نبوده که این شخص به چه چیزی مشهور بوده؟ خدا به خاطر معنایش هست که ابولهب می‌گوید. خدا این معنا را تصدیق می‌کند و اینجا صرفا یک وصف هم نیست، وصفی است که پیگیری هم می‌شود.

این اسم با مسمی بوده و خدا مسمای آن را کار دارد و پیگیری می‌کند. یعنی این یا اسم او بوده یا نبوده؟ اگر بوده که حرف ما راحت ثابت می‌شود. و اگر نبوده باز هم ثابت می شود چون خدا این مسمی را کار دارد. و این ابولهب را تصدیق می‌کند.

یعنی چیزی که خدا در سوره با آن درافتاده، مفهوم ابولهب بودن است، و ابولهب کسی است که مال و اعمالش را برای دشمنی با او بکار گرفته باشد. و در عاقبت در آتشی که خودش روشن کرده می‌افتد و حرفهای ما نفی مصداق زمان نزولی‌اش نیست.

در همان ظاهر اول شخص نیست، بلکه مفهوم است، ولی این حرف را در «قریش» نمی‌گوییم. چون «قریش» یک مفهوم نیست و یک مصداق معین خارجی است.

ما مصرّ نیستیم که هر کجا در قرآن اسمی دیدیم یک مفهوم از آن درست کنیم! بلکه می‌خواهیم بدانیم که هدف اصلی چیست؟ و اگر در اینجا خدا اسمی را بکار می‌بُرد یا یک لقبی را به کار می‌برد که پیگیری نمی‌کرد، می‌گفتیم که طرف، مراد خدا بوده و این بحث صفت خاص، مورد نظر نبوده است.

پس به خاطر به کار بردن صفت ابولهب و پیگیری کردن آن در طول سوره و اینکه دارد با آن مقابله می‌شود این مقابله با ابولهبیسم است. هر چند رویکرد ابولهب صفتی، در زمان خودش بر کسی دلالت کند.

اگر «امرءای» اسم برده می‌شود، جرمش «حمالة الحطب» بودن است. پس این ملاک را بیان می‌کند، و بر هر کس که این معیار را داشته باشد، حتی اگر جنسش زن نباشد صدق می کند. و اگر لفظ «امرء» را هم توسعه بدهیم قابل است.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  دست چیست؟ - مسعود ورزيده
1)


دست آن ابزار و وسیله‌ای است که ما با آن کار انجام می دهیم.

فلذا وقتی که می‌گوییم که «فلانی دست راست فلانی است» نه به این معنی است که: فلانی دست راستی است که چسبیده به این آقا، بلکه، یکی از کانالهای اصلی انجام کار این آقا، فلانی است. که برایش خیلی کار می‌کند.

یا خود خدای متعالی می‌فرماید که من انسان را با دو دستم خلق کردم، یا دست خدا بر فراز دستهاست و…

حالا اگر کسی بگوید که خدا دعا کرده که دستهای ابی لهب بریده شود و قطع شوند، دستهای ظاهری جسمی‌اش! این با «تبّ» که در اول سوره آمده، سازگار نیست. چون وقتی قرار است که خودش نابود شود، خوب هلاک می‌شود. این با «تبّ» بعدش جور درنمی‌آید و فیزیکی معنا نمی‌شود. و با وجود «تبّیی» که به ابولهب خورده «تبت» یعنی چه؟ خوب، دو تا دستش فلج شود و بمیرد. وقتی مرد طبیعتا دو تا دستش هم فلج می‌شود؛ پس فیزیکی معنا نمی‌شود، این دو تا دستی که دارد خود سوره هم توضیح می‌دهد اموالش و اعمالش است.

او هم مالش را بکار گرفته علیه خدا. هم اعمالش را. نفرین کننده کیست؟ خداست. وقتی خدا مستقیم با این طرف شده و نفرینش می‌کند، پس این هم با خدا دشمنی دارد.

ابولهب کسی است که اموالش را و اعمالش را علیه خدا بکار می‌گیرد.

خدای متعالی می فرماید هر دو دست ابولهب ناکارآمد باد! این در سوره معنا می‌شود، یعنی همین نفرین خدا عملیاتی هم می‌شود. نه مالش و نه رفتارش به درد او نخواهد خورد و دردی از او را درمان نخواهد کرد.

تبّ هو :می‌گوید سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)در واقع در سوره از نظر مناسب سازی

یا هماهنگ سازی «تب» با «سیصلی ناراً ذات لهب»، ارتباط برقرار می‌کند.

این دو تا مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ (٢)۴سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)تفسیر می‌کنند تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ (١)را. و اولی نفرین اول را، دومی نفرین دوم را.

حالا در آیه‌ای که می‌فرماید وارد آتشی می‌شود که دارای لهب است، یک گرا به ما می‌دهد.

منظور سوره از ابولهب ممکن است که در برخورد اول با سورۀ مسد به ذهن بیاید که این ابولهب کی بوده؟ کی ابن کی؟ در حالی که ورود و خروج سوره این طور نیست، و اصلاً به شخص حساسیت نشان نداده است.

البته حتماً در زمان نزول مصداق داشته، حال مصداق زمان نزولی‌اش کی بوده؟ فلان ابن فلان، فرقی ندارد. آیا مصداق نزولی این سوره قبل از نزول به ابو لهب ملقب بوده؟ یا سوره به او گفته ابولهب؟ فرقی نمی کند. چرا؟ چون اگر ملقب بوده و خدا به او گفته ابولهب، پس خدا تأییدش کرده، و اگر نبوده و خدا به او گفته ابولهب، یعنی این که او استحقاق ابولهب بودن را دارد. یعنی به هر حال بکار بردن این لقب از جانب خدا، حاکی از این است که او لایق این لقب و وصف هست. حالا هر کسی که می‌خواهد باشد.

پس ما در سوره با مفهوم، مواجهیم نه لزوماً با یک مصداق. مفهوم قابل تطبیق بر مصداق.

تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ (١):بریده باد دو دست ابی لهب ،این گرا را از کجا گرفتیم؟ از سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)یعنی او وقتی دارد می‌سوزد، در آتشی می‌سوزد که دارای لهب است، (فهم سیاقی ).

تناسب «لهب» دوم با «لهب» اول یعنی در واقع او در آتشی می‌سوزد که خود فراهم کننده و برافروزندۀ آن است. وقتی می‌گویند پدر علم شیمی یعنی کسی که علم شیمی را بوجود آورده است. پدر آتش یعنی خودش مولد آتش بوده است. کسی که آتش را برافروخته، در آتشی که خود برافروخته خواهد سوخت! همین آتش هلاکش خواهد کرد!
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  دست چیست؟ - مسعود ورزيده
1)

دست آن ابزار و وسیله‌ای است که ما با آن کار انجام می دهیم.

فلذا وقتی که می‌گوییم که «فلانی دست راست فلانی است» نه به این معنی است که: فلانی دست راستی است که چسبیده به این آقا، بلکه، یکی از کانالهای اصلی انجام کار این آقا، فلانی است. که برایش خیلی کار می‌کند.

یا خود خدای متعالی می‌فرماید که من انسان را با دو دستم خلق کردم، یا دست خدا بر فراز دستهاست و…

حالا اگر کسی بگوید که خدا دعا کرده که دستهای ابی لهب بریده شود و قطع شوند، دستهای ظاهری جسمی‌اش! این با «تبّ» که در اول سوره آمده، سازگار نیست. چون وقتی قرار است که خودش نابود شود، خوب هلاک می‌شود. این با «تبّ» بعدش جور درنمی‌آید و فیزیکی معنا نمی‌شود. و با وجود «تبّیی» که به ابولهب خورده «تبت» یعنی چه؟ خوب، دو تا دستش فلج شود و بمیرد. وقتی مرد طبیعتا دو تا دستش هم فلج می‌شود؛ پس فیزیکی معنا نمی‌شود، این دو تا دستی که دارد خود سوره هم توضیح می‌دهد اموالش و اعمالش است.

او هم مالش را بکار گرفته علیه خدا. هم اعمالش را. نفرین کننده کیست؟ خداست. وقتی خدا مستقیم با این طرف شده و نفرینش می‌کند، پس این هم با خدا دشمنی دارد.

ابولهب کسی است که اموالش را و اعمالش را علیه خدا بکار می‌گیرد.

خدای متعالی می فرماید هر دو دست ابولهب ناکارآمد باد! این در سوره معنا می‌شود، یعنی همین نفرین خدا عملیاتی هم می‌شود. نه مالش و نه رفتارش به درد او نخواهد خورد و دردی از او را درمان نخواهد کرد.

تبّ هو :می‌گوید سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)در واقع در سوره از نظر مناسب سازی

یا هماهنگ سازی «تب» با «سیصلی ناراً ذات لهب»، ارتباط برقرار می‌کند.

این دو تا مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ (٢)۴سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)تفسیر می‌کنند تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ (١)را. و اولی نفرین اول را، دومی نفرین دوم را.

حالا در آیه‌ای که می‌فرماید وارد آتشی می‌شود که دارای لهب است، یک گرا به ما می‌دهد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  منظور سوره از ابولهب - مسعود ورزيده
1) منظور سوره از ابولهب ممکن است که در برخورد اول با سورۀ مسد به ذهن بیاید که این ابولهب کی بوده؟ کی ابن کی؟ در حالی که ورود و خروج سوره این طور نیست، و اصلاً به شخص حساسیت نشان نداده است.

البته حتماً در زمان نزول مصداق داشته، حال مصداق زمان نزولی‌اش کی بوده؟ فلان ابن فلان، فرقی ندارد. آیا مصداق نزولی این سوره قبل از نزول به ابو لهب ملقب بوده؟ یا سوره به او گفته ابولهب؟ فرقی نمی کند. چرا؟ چون اگر ملقب بوده و خدا به او گفته ابولهب، پس خدا تأییدش کرده، و اگر نبوده و خدا به او گفته ابولهب، یعنی این که او استحقاق ابولهب بودن را دارد. یعنی به هر حال بکار بردن این لقب از جانب خدا، حاکی از این است که او لایق این لقب و وصف هست. حالا هر کسی که می‌خواهد باشد.

پس ما در سوره با مفهوم، مواجهیم نه لزوماً با یک مصداق. مفهوم قابل تطبیق بر مصداق.

تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ (١):بریده باد دو دست ابی لهب ،این گرا را از کجا گرفتیم؟ از سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)یعنی او وقتی دارد می‌سوزد، در آتشی می‌سوزد که دارای لهب است، (فهم سیاقی ).

تناسب «لهب» دوم با «لهب» اول یعنی در واقع او در آتشی می‌سوزد که خود فراهم کننده و برافروزندۀ آن است. وقتی می‌گویند پدر علم شیمی یعنی کسی که علم شیمی را بوجود آورده است. پدر آتش یعنی خودش مولد آتش بوده است. کسی که آتش را برافروخته، در آتشی که خود برافروخته خواهد سوخت! همین آتش هلاکش خواهد کرد! [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  آتشی ابولهب را می‌سوزاند - مسعود ورزيده
1) حالا این آتش چیست؟ آتش دشمنی با خدا به دلیل این که خدا دارد نفرین می‌کند. پس ابولهب در آتش دشمنی با خدا که خود برافروخته است می سوزد.

بعد سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (٣)ضمیری که در «امرأته» هست به «هو»یی که در «سیصلی» هست، عطف می‌شود. یعنی ابولهب و زنش. و این «امرأته» را وقتی معرفی می‌کند، مفهومی معرفی می‌کند.

در سوره‌ای که دو بار «لهب» آمده و الآن «حطب» می‌آید، «حطب» می‌شود هیزم. «لهب» دوم ظهور و بروز «لهب» و آتشی است که در دنیا بوده است. در دنیا دشمنی است، ولی در آخرت آتش است …

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  زن ابولهب بودن یک مفهوم است - مسعود ورزيده
1)



هیزم آتشی را که ابولهب برمی‌افروزد، زنش تأمین می‌کند. آیا در مصداق زمان نزولی‌اش این شخص زنش بوده یا نبوده؟ فرقی نمی‌کند. امروز دو تا مرد قوی هیکل هم، یکی آتش افروزی کنند و دیگری هیزم این آتش را تأمین کند، تامین کننده هیزم «امرءی ابولهب» است. زن ابو لهب بودن یک مفهوم است، یعنی کسی که پشت صحنه کار می‌کند. که تبانی ذهنی هم، همین است.

مرد روی صحنه کار می‌کند، و زن پشت صحنه. زن ابولهب صدق می‌کند بر هر آن کسی که هیزم آتش دشمنی ابولهب را با خدا تأمین می‌کند. حال اگر در زمان نزول مصداقش با زن تطبیق داشته؛ حرفی نیست. یاری کردن ابولهب، با فراهم کردن هیزم. هیزم چیست؟

آتش، دشمنی است و هیزم و آن مواد خامی که این آتش را برافروزد و حفظ کند، نگذارد که این آتش سرد و خاموش شود و از بین برود.

و اتفاقاً این مدل نقش غالباً مصداقش زن است. چون زن کسی است که مرد را برای هر نوع ظهوری در اجتماع آماده می‌کند، و این ظهور می‌تواند مجاهدت فی سبیل اللّه باشد، و نیز می‌تواند دشمنی با خدا باشد و این زن بعضی وقتها خودش در صحنه هست و بعضی وقتها نیست.

پس گفتیم که «امرأته» عطف می شود به «سیصلی». یعنی ابولهب در آتشی می‌افتد که خودش فراهم کرده و زنش هم در همان آتش می‌افتد. چرا؟ چون زنش هیزم این آتش را فراهم می‌کرد. چون آتش را مشترکاً روشن کرده‌اند، پس مشترکاً هم در آن می‌سوزند.

فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)یعنی وقتی در قیامت وضعیت دنیوی اینها به صورت اخروی تجسم و ظهور پیدا کرد، (در دنیا دشمنی بود، و حرف و حدیث و تحریک ولی در آخرت دشمنی شد، شعله و آتش شد، یعنی هیزم تجسم عینی پیدا کرد). در آن وقت این زن در قالب هیزم کش مجسم می‌شود. فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)تجسم آن هیزم کشی است. با طنابی از لیف خرما برای آتشی که خودش و شوهرش در آن می سوزند هیزم می آورد .

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  معنای ما کسب - مسعود ورزيده
1) معنای ما کسب :«آنچه که به دست آورده بود»، به قرینۀ اینکه «ماله» در اینجا ذکر شده مناسب نیست، که بگوییم «ما کسب» همان مال است یعنی «ماله و ماله».

اگر «ماله» نبود، «ما کسب» اعم می‌شد از مال و رفتار، ولی حال که «ماله» هست، «ما کسب» جنبۀ رفتاری پیدا می‌کند. اینها دو تا دست ابو لهب است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  جمع بندی سوره: - مسعود ورزيده
1) اگر چه ابولهب در زمان نزول مصداق دارد، ولی بحث سوره بحث یک مصداق نیست، بلکه بحث یک رویکرد و روش است. سوره در درجۀ اول از کسی سخن می‌گوید که آتش دشمنی با خدا را بر می‌افروزد به وسیلۀ مال ،اموال، اعمال. به وسیلۀ اعتنای به ثروت و قدرت.

در لایۀ دوم از کسی سخن می‌گوید که هیزم این آتش را تأمین می کند، یعنی از این آتش و آتش افزوزی، و دشمنی با خدا پشتیبانی می‌کند. (امره ی او). نفر اول را می‌گوید «ابولهب». و نفر دوم را «حمّالة الحطب».

حال اگر در زمان نزول به ابولهب و زنش تطبیق می‌کند حرفی نیست، و در هر زمانی بر ابولهب و یارانش تطبیق می‌کند. لذا گفتیم که اگر کسی ابولهب را مصداق می‌داند، باید بگوید که ابولهب یک جرثومه است. جرثومه همان سنبل در فاز منفی است. درست است که در زمان نزول مصداق داشته ولی این یک نماد است، یا به قول امروزیها یک «ایسم» است. ابولهب ایسم. کسی که اموال و اعمالشان را برای دشمنی با خدا سازمان دهی می‌کنند و کسانی هم او را پشتیبانی می‌کنند.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  حرف اصلی سوره - مسعود ورزيده
1) حرف اصلی سوره، اعلان ناکار آمدی، هلاکت، و مهر بطلان زدن بر جریان ابولهب و یاران ابولهب است، که در اول سوره می‌بینیم. و در ادامه با شرحش مواجهیم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  جهت هدایتی سوره - مسعود ورزيده
1) تأکید بر شکست ابولهب صفتان و همراهانش.
یعنی همۀ کسانی که اموال و اعمالشان را در راه مبارزه با حق و دشمنی با خدا بکار می‌برند، محکوم به شکست هستند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  شأن نزول - مسعود ورزيده
1) ما سوره را فهمیدیم با خود سوره هم فهمیدیم.آیا شأن نزول دارد یا ندارد؟

دارد، ولی برای فهم کاربردیی که از یک سوره می‌خواهیم داشته باشیم، که قابل تطبیق بر همۀ زمانها باشد، لنگ چیزی نیستیم، یعنی اگر ابولهب دشمن خداست، از خود سوره معلوم است. خدا با او دشمنی می‌کند و تا او با خدا دشمن نباشد خدا با او دشمنی نمی‌کند، از خود سوره معلوم است. اگر ابولهب، اموال و اعمالش را بر علیه خدا به کار می‌گیرد، از سوره معلوم است. و اگر این زن پشت سر شوهر می‌نشیند و هیزم این دشمنی را تأمین می‌کند از خود سوره معلوم است.

در این سوره ما مطلبی داشته باشیم که تا تاریخ نخوانیم نفهمیم وجود ندارد. البته خیلی چیزها هست که به رجوع به تاریخ و روایات و شأن نزول ممکن است به دست بیاورید؛که آن وقت فهم اولیه ظاهری از سوره پایگاهی برای عرضۀ همۀ آنها می‌شود.

تعابیری از سوره که تا کنون شده و جواب آنها

مثلاًًْ می‌‌بینیم که گفته فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)

می‌گویند که چون این خانم گردنبندی به گردن داشته که با آن دل زنان را ریش می‌کرده، این گردنبند، مثل لیف خرمایی می‌شود که به گردن او آویخته! از کجا؟ این سوره اصلاً ‌بحثش این نیست. البته بحث فخر فروشی و همزۀ لمزه بودن در جای خودش سوره دارد.

یا می‌گویند «حماله الحطب» که گفته شده، چون سر راه پیامبر خار و خاشاک می‌ریخته، این خار و خاشاک در روز قیامت به صورت هیزم تجلی پیدا می‌کند. در جواب می‌گوییم که ابولهب بالاخره کسی است که اموال و اعمالش را در راه دشمنی با خدا به کار می‌بسته و در این آتش می‌سوزد، و آیا کس دیگری به جرم حمل کردن خار و خاشاک در راه پیامبر در همین آتش می‌سوزد؟ تناسب جرم و جزا به هم می‌ریزد‌. غیر از این که ما در خود سوره برای «حماله الحطب» پایگاه داریم. یعنی در سوره «لهب» داریم. این «ابولهب» و او «حماله الحطب» است. و این «حطبِ» همان «لهب» است و نباید از «حطب» بودن برای «لهب» در بیاوریم.

حال کسی بحث دیگری را مطرح می کند که: بحث استقلالی. و می‌گوید که من به این آیات استقلالاً نگاه می‌کنم و آن روایت را هم قبول می‌کنم. ما نه آن را نفی می‌کنیم و نه اثباتش می‌کنیم. و می‌گوییم که تدبر یک بحث ارتباطی است. و نفی نگاه استقلالی نیست، و نگاه استقلالی مانعی ندارد، اما با اصول و ضوابطش. که بحث مفصلی دربارۀ این که به چه چیز و به چه آیه‌ای نگاه استقلالی می‌شود کرد، و به چه چیز نه! و ضوابطش چیست؟ خواهیم داشت.

پس در نگاه اول به ظاهر اول سوره، با خودش از ارتباط آیاتش قابل فهم است، و این فهم، مبنا قرار می‌گیرد برای عرضه به سایر فهمها از سوره و استفاده از آنها. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  توضیحی دربارۀ برداشت از واژۀ ابولهب: - مسعود ورزيده
1) اگر به جای این که ابولهب بیاورد، اسم می آورد و مصداق بیان می‌کرد، نه صفت، آن هم نه صفتی که در سوره پیگیری می‌شود.
یعنی اگر این اسم یک شخصی می‌بود که می‌گوییم ظهور اولیه‌اش، فلان ابن فلان است، و ما در معنا توسعه می‌دهیم. اما می‌بینیم که درست است که فلان ابن فلانی بوده است، ولی خدا با اینکه او کیست؟ کار ندارد، و آمد به او وصفی را داد و گفت که من به او می‌گویم «ابولهب» که این وصف را باید در سوره پیگیری کرد که ابولهب، در «ناراً ذات لهب» می‌افتد.

و باید این وصف را هم پیگیری کرد که زنش هم که در این آتش می‌افتد به جرم «حمالة الحطب» بودن است. این استعمال وصف به جای اسم، و بعد پیگیری آن در طول سوره، حاکی از این است که دغدغۀ گویندۀ کلام، تنها یک شخص نبوده و یک وصف است، و وصف موجب علیت است. یعنی اگر «تبت» می‌گویم به دلیل ابولهب بودن است.

اگر قرآن یک زمینۀ فهم لازم دارد، برای فهم قرآن به مبنا نیاز داریم، مبنا این نیست که برای فهم قرآن به خارج از قرآن نیاز داشته باشیم.

(فهم ، ما بحثمان تفسیر نیست، تفسیر را در جای خودش بحث کردیم و گفتیم که تمام روایات تفسیر قرآن‌انند). بله روایات مصداق زمان نزولی این را تعیین کرده‌اند،اما هیچ‌کدام نگفته‌اند که این شخص مشهور به ابولهب بوده گذشته از این من می‌گویم که این آقا به این نام مشهور بوده، این برای خدا مهم نبوده که این شخص به چه چیزی مشهور بوده؟ خدا به خاطر معنایش هست که ابولهب می‌گوید. خدا این معنا را تصدیق می‌کند و اینجا صرفا یک وصف هم نیست، وصفی است که پیگیری هم می‌شود.

این اسم با مسمی بوده و خدا مسمای آن را کار دارد و پیگیری می‌کند. یعنی این یا اسم او بوده یا نبوده؟ اگر بوده که حرف ما راحت ثابت می‌شود. و اگر نبوده باز هم ثابت می شود چون خدا این مسمی را کار دارد. و این ابولهب را تصدیق می‌کند.

یعنی چیزی که خدا در سوره با آن درافتاده، مفهوم ابولهب بودن است، و ابولهب کسی است که مال و اعمالش را برای دشمنی با او بکار گرفته باشد. و در عاقبت در آتشی که خودش روشن کرده می‌افتد و حرفهای ما نفی مصداق زمان نزولی‌اش نیست.

در همان ظاهر اول شخص نیست، بلکه مفهوم است، ولی این حرف را در «قریش» نمی‌گوییم. چون «قریش» یک مفهوم نیست و یک مصداق معین خارجی است.

ما مصرّ نیستیم که هر کجا در قرآن اسمی دیدیم یک مفهوم از آن درست کنیم! بلکه می‌خواهیم بدانیم که هدف اصلی چیست؟ و اگر در اینجا خدا اسمی را بکار می‌بُرد یا یک لقبی را به کار می‌برد که پیگیری نمی‌کرد، می‌گفتیم که طرف، مراد خدا بوده و این بحث صفت خاص، مورد نظر نبوده است.

پس به خاطر به کار بردن صفت ابولهب و پیگیری کردن آن در طول سوره و اینکه دارد با آن مقابله می‌شود این مقابله با ابولهبیسم است. هر چند رویکرد ابولهب صفتی، در زمان خودش بر کسی دلالت کند.

اگر «امرءای» اسم برده می‌شود، جرمش «حمالة الحطب» بودن است. پس این ملاک را بیان می‌کند، و بر هر کس که این معیار را داشته باشد، حتی اگر جنسش زن نباشد صدق می کند. و اگر لفظ «امرء» را هم توسعه بدهیم قابل است.

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  مصادیق زمانی‌ سوره - مسعود ورزيده
1)
این سوره بیان می‌کند که تمام ابولهب صفتان و کسانی که اموال و اعمالشان را برای نابودی دین خدا به کار می‌برند، محکوم به شکست و رسوایی هستند.
شما هر کجا این سوره را مطرح کردید می‌توانید به مصادیق این زمانی‌اش اشاره کنید و ممکن است که مصادیق معین و مشخص داخلی و یا مصادیق خارجی مشخص و معین باشد. فقط یک توصیۀ برادرانه به شما می‌کنم که بر مصادیق غیر معلوم الحال، که حرف و حدیث در آن زیاد است، اشاره نکنید. چون مشکلی که پدید می‌آورد این است که استفادۀ ابزاری از قرآن ممکن است بشود. و شما و گروهتان به صرف اینکه من این گونه فکر می‌کنم، یک گروهی را، در جامعه ابولهب صفت مطرح کنید و شروع به تبلیغ کنید که این کار درستی نیست.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تدبرقران قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  اهالی جهنم چه کسانی هستند - مسعود ورزيده
1) این سوره در «مکّه» نازل شده و داراى پنج آیه است‏
محتوا و فضیلت سوره:
این سوره که تقریبا در اوائل دعوت آشکار پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نازل شده تنها سوره‏اى است که در آن حمله شدیدى با ذکر نام نسبت به یکى از دشمنان اسلام و پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در آن عصر و زمان- یعنى ابو لهب- شده است، و محتواى آن نشان مى‏دهد که او عداوت خاصى نسبت به پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله داشت، او و همسرش از هیچ گونه کار شکنى و بد زبانى مضایقه نداشتند.
قرآن با صراحت مى‏گوید: هر دو اهل دوزخند و این معنى به واقعیت پیوست، سر انجام هر دو بى‏ایمان از دنیا رفتند و این یک پیشگوئى صریح قرآن است.
در حدیثى از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله آمده است که فرمود: «کسى که آن سوره را تلاوت کند من امیدوارم خداوند او و ابو لهب را در خانه واحدى جمع نکند» یعنى او اهل بهشت خواهد بود در حالى که ابو لهب اهل دوزخ است.
ناگفته پیداست این فضیلت از آن کسى است که با خواندن این سوره خط خود را از خط ابو لهب جدا کند، نه کسانى که با زبان مى‏خوانند ولى ابو لهب‏وار عمل مى‏کنند.
شأن نزول سوره:
از «ابن عباس» نقل شده هنگامى که آیه «و انذر عشیرتک برگزیده تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 610
الاقربین»
«1» نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید (دعوت خود را علنى سازد) پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله بر فراز کوه صفا آمد و فریاد زد: «یا صباحاه»! (این جمله را عرب زمانى مى‏گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار مى‏گرفت، براى این که همه را با خبر سازند و به مقابله برخیزند) هنگامى که مردم مکّه این صدا را شنیدند گفتند: کیست که فریاد مى‏کشد؟
گفته شد: «محمّد» است، جمعیت به سراغ حضرتش رفتند.
فرمود: به من بگوئید اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله‏ور مى‏شوند، آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟
در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغى نشنیده‏ایم.
فرمود: «انّى نذیر لکم بین یدى عذاب شدید من شما را در برابر عذاب شدید الهى انذار مى‏کنم» (شما را به توحید و ترک بتها دعوت مى‏نمایم).
هنگامى که ابو لهب این سخن را شنید گفت: «زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط براى همین سخن ما را جمع کردى»؟! در این هنگام بود که این سوره نازل شد.
بعضى در اینجا افزوده‏اند: هنگامى که همسر ابو لهب (امّ جمیل) با خبر شد که این سوره در باره او و همسرش نازل شده، به سراغ پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله آمد در حالى که آن حضرت را نمى‏دید، سنگى در دست داشت و گفت: من شنیده‏ام «محمّد» مرا هجو کرده، به خدا سوگند اگر او را بیابم با همین سنگ بر دهانش مى‏زنم! من خودم نیز شاعرم! سپس به اصطلاح اشعارى در مذمت پیغمبر و اسلام بیان کرد.
خطر ابو لهب و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود، و اگر مى‏بینیم قرآن لبه تیز حمله را متوجه آنها کرده و با صراحت از آنها نکوهش مى‏کند دلائلى بیش از این دارد که بعدا به آن اشاره خواهد شد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : روایی موضوع اصلی : استهزا- تمسخر گوینده : masoud varzideh
  نامهای سوره - مسعود ورزيده
1)
این سوره به نامهاى تبّت و مسد معروف است. امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه این سوره را خواندید بر ابولهب نفرین کنید. «1»
هنگامى که آیه‏ «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» «2» نازل شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نزدیکان و خویشاوندان را دعوت کرد و پیام وحى را به آنان رساند. ابولهب که عموى حضرت بود گفت:
«تبا لک» هلاکت بر تو باد. این سوره نازل شد و گفتار او را به خودش ردّ کرد.
از آنجا که این نفرین عملى شد و ابولهب و همسرش با کفر از دنیا رفتند، معلوم مى‏شود که در این سوره نسبت به ابولهب یک پیشگویى نیز شده است.
. بنابراین معناى آیه چنین‏است که تلاشهاى ابولهب به هدر رفت و او گرفتار زیان و خسارت شد. «1»
در تاریخ آورده‏اند که رسول خدا صلى الله علیه و آله مردم را به کلمه «لا اله الا الله» دعوت مى‏کرد و ابولهب از پشت سر او را تکذیب و به سوى او سنگ پرتاب مى‏کرد.
گاهى زائران مکه به سراغ ابولهب مى‏آمدند و از او درباره حضرت محمد صلى الله علیه و آله سؤال مى‏کردند. او مى‏گفت: محمد مجنون است و ما مشغول مداواى او هستیم. «2»
ابولهب هیچ گاه از مخالفت با پیامبر و از همکارى با مخالفان او دست نکشید. او و همسرش کلمات رکیک به حضرت مى‏گفتند و شاید به همین خاطر نام این دو در قرآن برده شده است.
آهنگ این سوره چنان کوبنده بود که همه آن را حفظ کردند و ابولهب ضربه سنگینى خورد و خانه‏نشین شد تا آنکه مرد و باقى کفار حساب کار خودشان را کردند که مبادا سوره‏اى نیز علیه آنان نازل شود.
علاقه‏ها و روابط خانوادگى نباید خللى در ایمان و مکتب ایجاد کند. «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ»
با آنکه ابولهب و همسرش مردهاند و استخوانهایشان پوسیده است اما این آیات همچنان باید تلاوت شود تا مایه عبرت دیگران و زیاد شدن قهر و عذاب الهى بر آنان گردد.
ابولهب برادران خوبى مثل حضرت حمزه و ابوطالب و پدر خوبى چون عبدالمطلب داشت اما هر کس براى خود حسابى دارد.
در قدیم بته‏هاى هیزم را که جمع مى‏کردند، آن را با طناب مى‏بستند و آن را به دوش مى‏انداختند. چون همسر ابولهب، هیزم در مسیر راه پیامبر مى‏ریخت تا آن حضرت را آزار دهد، لذا قرآن مى‏فرماید: در قیامت نیز هیزم آتش دوزخ است و آن طناب‏هایى که براى جمع آورى هیزم استفاده مى‏کرد، به گردنش آویخته است. «3»
ابولهب فرزندى به نام لهب نداشت ولى شاید به خاطر سرخى صورتش او را ابولهب مى‏گفتند.
______________________________
(1). تفسیر المیزان.
(2). تفسیر نمونه.
(3). تفسیر المیزان.
زن ابولهب، فردى شاعر بود. نامش امّ جهل، خواهر ابوسفیان و عمه معاویه بود. کینه دیرینه با پیامبر داشت و خار بر سر راه پیامبر مى‏ریخت و اشعارى در تحقیر و هجو آن حضرت مى‏سرود.
روز قیامت، مال و ثروت به درد انسان نمى‏خورد: «ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ»
«ما أَغْنى‏ عَنِّی مالِیَهْ» مال و ثروتم چاره کارم نکرد.
«هَلَکَ عَنِّی سُلْطانِیَهْ» «1» سلطنت و حکومتم از بین رفت و برایم سودى نداشت.
«ما أَغْنى‏ عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ» «2» جمعیّت و ثروت شما را بى‏نیاز نکرد.
«لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ» «3»* نه ثروت و نه فرزند به حال آنان سودى نداشت.
در قرآن چهار نوع زن و شوهر ذکر شده است:
زن و شوهرى که در کار نیک همفکر و همراهند. (حضرت على و حضرت زهراء علیهما السلام که به یتیم و اسیر و مسکین طعام دادند.) «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ» «4»
زن و شوهرى که در کار بد همراهند. أَبِی لَهَبٍ‏ ... وَ امْرَأَتُهُ‏
زن و شوهرى که مرد در راه حق و زن در راه باطل است نظیر حضرت نوح و حضرت لوط که همسرانشان به آنها ایمان نیاوردند و با مخالفان همدست شدند. «کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ» «5»
زن و شوهرى که زن در راه حق و مرد در راه باطل است. نظیر فرعون و همسرش. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» «6»
زن ابولهب گردنبندى قیمتى داشت که سوگند یاد کرد آن را در راه مخالفت پیامبر مصرف کند. «فِی جِیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ»
حضرت على علیه السلام در نامه‏اى به معاویه نوشت: «منا خیر نساء العالمین و منکم حمالة الحطب» «7» بهترین زنان از ماست و هیزم‏آور آتش از شماست.
سلمان فارسى از اهل بیت پیامبر مى‏شود و ابولهب عموى پیامبر، مورد لعن و نفرین‏خداوند.
چون همسر ابولهب در سر راه پیامبر هیزم مى‏ریخت، ممکن است‏ «حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» اشاره به این باشد که ورود او به دوزخ در حالى است که هیزم بدوش دارد.
دست و بازو براى تلاش است و تلاش براى رسیدن به هدف مطلوب. هدف ابولهب جلوگیرى از رشد اسلام بود و در این راه تلاش بسیار کرد ولى به هدفش نرسید، پس تلاش بازوى او هدر رفت. «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ
______________________________
(1). حاقّه، 29.
(2). اعراف، 48.
(3). آل عمران، 10.
(4). انسان، 8.
(5). تحریم، 10.
(6). تحریم، 11.
(7). نهج‏البلاغه، نامه 28. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور(10جلدى)، ج‏10، ص: 633 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : مسعود ورزیده
  محتوای کلی سوره مسد - مريم باليده
1) در این سوره به دو تن از دشمنان اسلام یعنی ابولهب و همسرش به شدت حمله شده و ایشان به صراحت بی ایمان و دوزخی معرفی شده اند.
پیشین ، صفحه 412 [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قرآن حکیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : مریم بالیده
  معنای مختلف ابولهب - علي يحيايي
1) 1- او یک مرد سرخ رو است. (یا بخاطر گلگون بودن صورت یا عصبانیت ) 2- اتش دشمنی خدا همواره در قلبش مشتعل است 3- صاحب شعله های فراوان در جهنم است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : آشنایی با قرآن ج 14 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : علی یحیایی
  معنای مختلف حماله الحطب - علي يحيايي
4) : 1- برپشت خود هیزم و خار می کشید 2- دائما سخن چینی می کرد و آتش اختلاف بین سران قریش و حضرت محمد (ص) را شعله ور تر می کرد 3- برای خود و همسرش هیزم اتش جهنم فراهم می کرد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : آشنایی با قرآن ج 14 قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : علی یحیایی
  ثروت خوب و بد - علي يحيايي
2) اگر توجه به ثروت به عنوان یک چیزی باشد که پاره از نیازهای او را رفع می کند و بیشتر از این نباشد به انسان زیان نمی رساند ولی اگر خیال کنیم همه مشکلات با ثروت حل می شود و آدم وقتی پول ار باشد غم ندارد و هیچ آفتی به او نمی رسد آن وقت ثروت مایه بدبختی انسان می شود. (استاد مطهری)
ثروت براى فرد مسلمان نیک است، در صورتى که:
الف) ثروت وسیله باشد نه هدف؛
ب) ثروتمند امیر بر مال باشد نه اسیر آن؛
ج) ثروت از راه قانونى و حلال به دست آید، نه از راه حرام و غیر قانونى؛
د) ثروت در راه حلال مصرف شود نه در کژ راهه‏ها. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : آشنایی با قرآن ج 14 ، تفسیر مهر قالب : اجتماعی موضوع اصلی : پول- مال گوینده : علی یحیایی
  ابولهب - علي يحيايي
1) با فرض اینکه نام اولهب عبدالعزی بوده: اگر قرآن کریم نامش را نبرده، بدین جهت بود که کلمه" عبد العزى" به معناى بنده عزى است، و" عزى" نام یکى از بت‏ها است، خداى تعالى کراهت داشته که بر حسب لفظ نام عبدى را ببرد که عبد او نباشد، بلکه عبد غیر او باشد، و خلاصه با اینکه در حقیقت عبد اللَّه است، عبد العزى‏اش بخواند، اگر چه در اسم اشخاص معنا مورد نظر نیست، ولى همانطور که گفتیم قرآن کریم خواست از چنین نسبتى حتى بر حسب لفظ خود دارى کرده باشد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر المیزان قالب : تفسیری موضوع اصلی : سوره مسد گوینده : علی یحیایی