از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  تدبیر حضرت یعقوب (علیه السّلام) برای رفتن فرزندانش به مصر
این کلامى است که یعقوب به فرزندان خود گفته است وقتى که فرزندانش آن موثق را که پدر از ایشان خواسته بود آورده و آماده کوچ کردن به سوى مصر بودند. و از سیاق داستان چنین استفاده مى‏شود که یعقوب از جان فرزندان خود که یازده نفر بودند مى‏ترسیده نه اینکه از این ترسیده باشد که عزیز مصر ایشان را در حال اجتماع، وصف بسته ببیند، زیرا یعقوب ‏(علیه السّلام) مى‏دانست که عزیز مصر همه آنها را نزد خود مى‏طلبد، و ایشان در یک صف یازده نفرى در برابرش قرار مى‏گیرند، و عزیز هم مى‏داند که ایشان همه برادران یکدیگر و فرزندان یک پدرند، این جاى ترس نیست، بلکه ترس یعقوب بطورى که دیگران هم گفته‏اند، از این بوده که مردم ایشان را که برادران از یک پدرند در حال اجتماع ببینند و چشم بزنند، و یا بر آنان حسد برده (و براى خاموش ساختن آتش جسد خود، وسیله از بین بردن آنان را فراهم سازند) و یا از ایشان حساب ببرند و براى شکستن اتفاقشان توطئه بچینند، یا بقتلشان برسانند و یا بلاى دیگرى بر سرشان بیاورند.
و جمله ‏«وَ ما أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» خالى از دلالت و یا حد اقل اشعار بر این معنا نیست که یعقوب ‏(علیه السّلام) از این حوادثى که احتمال مى‏داده جدا مى‏ترسیده، گویا (و خدا داناتر است) در آن موقع که فرزندان، مجهز و آماده سفر شدند، و براى خداحافظى در برابرش صف کشیدند، این بطور الهام درک کرد که این پیوستگى، آنهم با این وضع و هیات جالبى که دارند بزودى از بین مى‏رود و از عدد ایشان کم مى‏شود، و چون چنین معنایى را احساس کرد لذا سفارش کرد که هرگز تظاهر به اجتماع نکنند، و زنهارشان داد که از یک دروازه وارد شوند، و دستور داد تا از درهاى متفرق وارد شوند، تا شاید بلاى تفرقه و کم شدن عدد، از ایشان دفع شود.
سپس به اطلاق کلام خود رجوع نموده از آنجایى که ظهور در این داشت که وارد شدن از درهاى متعدد سبب اصیل و مستقلى است براى دفع بلا،- و هیچ مؤثرى در وجود بجز خداى سبحان در حقیقت نیست- لذا کلام خود را به قیدى که صلاحیت آن را دارد مقید نموده چنین خطاب کرد: ‏«وَ ما أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ- من با این سفارشم بهیچ وجه نمى‏توانم شما را از دستگیرى خدا بى‏نیاز کنم،» آن گاه همین معنا را تعلیل نموده به اینکه ‏«إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» یعنى من با این سفارشم حاجتى را که شما به خداوند سبحان دارید برنمى‏آورم، و نمى‏گویم که این سفارش سبب مستقلى است که شما را از نزول بلا نگاهداشته و توسل به آن موجب سلامت و عافیت شما مى‏شود، زیرا اینگونه اسباب، کسى را از خدا بى‏نیاز نمى‏سازد، و بدون حکم و اراده خدا اثر و حکمى ندارد، پس بطور مطلق حکم جز براى خداى سبحان نیست، و این اسباب، اسباب ظاهرى هستند که اگر خدا اراده کند صاحب اثر مى‏شوند.
یعقوب ‏(علیه السّلام) بهمین جهت دنبال گفتار خود اضافه کرد که: ‏«عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ» یعنى در عین اینکه دستورتان دادم که به منظور دفع بلایى که از آن بر شما مى‏ترسم متوسل به آن شوید، در عین حال توکلم به خداست، چه در این سبب و چه در سایر اسبابى که من در امورم اتخاذ مى‏کنم.
و این مسیرى است که هر عاقل رشیدى باید سیره خود قرار دهد، زیرا اگر انسان دچار گمراهى نباشد مى‏بیند و احساس مى‏کند که نه خودش مستقلا مى‏تواند امور خود را اداره کند، و نه اسباب عادى که در اختیار اوست مى‏توانند مستقلا او را به مقصدش برسانند، بلکه باید در همه امورش به وکیلى ملتجى شود که اصلاح امورش به دست اوست، و او است که به بهترین وجهى امورش را تدبیر مى‏کند، و آن وکیل همان خداى قاهرى است که هیچ چیز بر او قاهر نیست، و خداى غالبى است که هیچ چیز بر او غالب نیست، هر چه بخواهد مى‏کند و هر حکمى که اراده کند انفاذ مى‏نماید. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 297- 299 قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان حضرت یوسف (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  توصیه یعقوب به وارد شدن از درهای مختلف مصر - سيدابراهيم غياث الحسيني
حضرت یعقوب‏علیه السلام به هنگام سفر برادران به مصر چهار نکته توحیدى مى‏گوید:
اوّل: «ما اغنى عنکم»، یعنى من با این سفارش ورود از چند در نمى‏توانم چیزى از مقدّرات خدا را از شما دور کنم.
دوم: در آیه قبل فرمود: «الا ان یحاط بکم»، یعنى مگر آنکه همه شما به گونه‏اى که تصوّر نمى‏کردید گرفتار حادثه‏اى شوید.
سوم: در آیه‏ى 64 فرمود: «فاللّه خیر حافظاً».
چهارم: در آیه 67 فرمود: «علیه توکّلت».
آرى، رسول خدا سراپا توجّه به خدا و توحید دارد، امّا فرزندان یعقوب در سفر تنها مى‏گفتند: «و انّا له لحافظون» یعنى ما خودمان برادرمان را حفظ مى‏کنیم. در این گفتگوها سیماى موحّد مخلص، با افراد عادّى به زیبایى نشان داده مى‏شود.* [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : روایی موضوع اصلی : داستان حضرت یوسف (علیه‌السلام) گوینده : سیدابراهیم غیاث الحسینی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.