از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  چه صبرى از نظر قرآن ممدوح است؟
اینکه صبر را مطلق آورده مى‏رساند که اشخاص مورد نظر آیه همه اقسام صبر را دارند، یعنى هم صبر در موقع برخورد به مصیبت، و هم صبر بر اطاعت حق، و هم صبر در برابر معصیت را. و لیکن مع ذلک صبرشان را مقید به قید «ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» نموده، یعنى اگر صبر مى‏کنند فقط و فقط به منظور رضاى پروردگارشان است. پس اگر خداوند مدحشان کرده نه از این نظر است که صفات ممدوحى دارند، بلکه مدحشان از این جهت است که این صفت ممدوح یعنى صبرشان بخاطر خداست، چون کلام در آن صفاتشان است که از استجابتشان نسبت به دعوت خدا نشو و نما نموده، و از آنجا سرچشمه گرفته که به حقیقت آنچه از ناحیه پروردگارشان نازل شده علم بهم رسانده‏اند و باور کرده‏اند که همه آنها حق است، نه هر صفتى که مردم آن را در میان خود ممدوح و پسندیده مى‏دانند، هر چند که ارتباطى به عبودیت و ایمان به پروردگار نداشته باشند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 470 قالب : تفسیری موضوع اصلی : صبر- شکیبایی گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  «اقامه نماز» به چه معنا است؟
معناى اینکه فرمود: «وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» این است که نماز را بر پا داشتند، یعنى نگذاشتند ساقط شود، و به اجزاء و شرایط آن خللى وارد نساخته و آن را ترک ننمودند و خوارش نداشتند.
و اگر «صلاة» و «انفاق» را بر صبر عطف نموده از باب عطف خاص بر عام است، تا به قول بعضى اهمیت و عظمت آنها را برساند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 470 و 471 قالب : تفسیری موضوع اصلی : نماز گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مقصود کدام نوع از انفاق است؟
مقصود از انفاق در جمله «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» مطلق انفاق اعم از واجب و غیر واجب است، چون آیه شریفه در مکه نازل شده، که هنوز آیات راجع به زکات واجب نازل نشده بود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 471 قالب : تفسیری موضوع اصلی : اِنفاق گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  «أُولُوا الْأَلْبابِ» حق انفاق را ادا می‌نمایند
اگر انفاق را مقید به قید «سِرًّا وَ عَلانِیَةً» نموده براى این است که بفهماند حق انفاق را استیفاء مى‏کنند، چون بعضى از انفاقات است که باید پنهانى صورت گیرد، و بعضى دیگر علنى دادنش بهتر است. پس کسى که به خدا و به آنچه خدا نازل کرده ایمان دارد لازم است امر تکلیفى را ادا کند از آن جمله حق انفاق را ادا نموده آنجا که مظنه ریاء و سمعه یا توهین و آبروریزى در کار است پنهانى بدهد، و آنجا که مایه تشویق مردم بر احسان و معروف و دفع تهمت و امثال آنست علنى بپردازد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 471 قالب : اخلاقی موضوع اصلی : اِنفاق گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  «أُولُوا الْأَلْبابِ» سیئه را با حسنه دفع می‌کنند
در جمله «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ»، ماده «درأ» به معناى دفع است، و معناى آیه این است: وقتى به گناهى تصادفا آلوده مى‏شوند، کار نیکى مى‏کنند که نیکیش از بدى آن گناه بیشتر است، و یا حد اقل معادل آنست و آثار سوء آن را جبران مى‏کند، حال چه اینکه این گناه را بوسیله کار نیک جبران نمایند و یا بوسیله توبه لکه آن را بشویند، چون فرموده‏اند: «حسنات گناهان را از بین مى‏برد». و هم فرموده‏اند: «کسى که توبه کند مانند کسى است که گناه نکرده باشد». و نیز چه اینکه خود مرتکب شده باشند، و یا دیگران نسبت به ایشان انجام داده باشند مثل اینکه به ایشان ظلم کرده باشند، و ایشان با عفو و احسان تلافى کنند، و یا به ایشان جفا کرده باشند ایشان به حسن خلق و گشاده‏رویى جبران نموده باشند، و یا منکرى دیده و از آن نهى کرده باشند، و یا ترک معروفى سراغ داشته بدان امر کرده باشند. همه اینها درأ (دفع) سیئه به حسنه است، و دلیلى از ناحیه لفظ آیه که دلالت کند بخصوص یکى از اینها وجود ندارد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 471 قالب : اخلاقی موضوع اصلی : اولواالالباب گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  چرا در بیان وصف «اولى الالباب» تعبیرهاى مختلف شده؟
در آیه شریفه در بیان صفات «اولى الالباب» تعبیرهاى مختلف شده، در شش صفت تعبیر به لفظ مضارع آمده و فرموده: 1- یوفون 2- و لا ینقضون 3- و یصلون 4- یخشون 5- یخافون 6- یدرءون. و در سه جاى دیگر به لفظ ماضى آورده و فرموده: 1- صبروا 2- اقاموا 3- انفقوا.

آنچه نظر من مى‏رسد این است که مجموع جملات «وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ»، «وَ أَقامُوا الصَّلاةَ»، «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» و «یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» در مقام بیان یک معنا هستند، و آن اینکه دارندگان اوصاف مذکور در مقام عمل، عمل صالح انجام مى‏دهند، یعنى واجبات را به جا مى‏آورند و محرمات را ترک مى‏کنند، و اگر هم احیانا چیزى از این اعمال صالح از ایشان فوت شود آن را با حسنات خود تدارک مى‏نمایند. بنابراین، مقصود بالاصاله همان سه جمله اول است که مربوط به عمل صالح است، و جمله چهارمى که راجع به تدارک و تلافى خللى است که احیانا در عمل پدید مى‏آید، مقصود به تبع است نه بالاصاله.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 471 تا 473 قالب : تفسیری موضوع اصلی : اولواالالباب گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  «عُقْبَى الدَّارِ»، عاقبتی حقیقى است
معناى «عُقْبَى الدَّارِ» سرانجام محمود و پسندیده است، چون عاقبت حقیقى همین است.
آرى، هیچ چیز در عالم بر حسب آن فطرت و جبلتى که خداى تعالى بر آن فطرتش آفریده جز به عاقبتى که مناسب خودش و مایه سعادتش باشد منتهى نمى‏گردد، و عاقبت بد در حقیقت بطلان عاقبت است، و معنایش این است که فلان کس و یا فلان چیز بخاطر خللى که در آن بوده بى‏عاقبت شده، در حالى که خدایش خلق کرده بود براى رسیدن به عاقبت. و اگر عاقبت بد را عاقبت مى‏گویند، از باب توسع و مجاز است، و گرنه عاقبت بد در واقع بى‏عاقبتى است.
و بهمین جهت در آیه شریفه مطلق ذکر شده و فرموده «ایشان را است سرانجام». و اگر سرانجام دو قسم بود، یکى نیک و یکى بد، باید مى‏فرمود: ایشان را است سرانجام نیک. پس معلوم مى‏شود سرانجام همان سرانجام محمود است، و لذا در آیاتى که متقابل این آیات است، و متعرض حال کفار است هیچ وقت نمى‏فرماید: «لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» بلکه مى‏فرماید: «لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (رعد/25). و از همین جا بدست مى‏آید که مقصود از «دار» همین دار دنیا است، و مقصود از دار دنیا هم زندگى دار دنیا است. پس «عُقْبَى الدَّارِ» معنایش سرانجام زندگى دنیا است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 473 و 474 قالب : تفسیری موضوع اصلی : دنیا گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  صبر و اقسام آن
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: صبر بر سه قسم است: صبر در مصیبت، و صبر در طاعت، و صبر در معصیت، هر کس بر مصیبتى صبر کند تا با خوشى و تحمل آن را بگذراند خداوند برایش سیصد درجه مى‏نویسد، که ما بین هر درجه تا درجه دیگر به قدر ما بین آسمان و زمین باشد. و کسى که بر اطاعت خدا صبر کند، خداوند برایش ششصد درجه مى‏نویسد، که میان هر درجه با درجه دیگر به قدر ما بین مغز زمین تا عرش فاصله باشد. و کسى که بر معصیتى صبر کند خداوند نهصد درجه برایش مى‏نویسد، که میان یک درجه تا درجه دیگر به قدر میان مغز زمین تا منتهاى عرش فاصله باشد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج:‏11، ص: 479 قالب : روایی موضوع اصلی : صبر- شکیبایی گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معرفی صفات خردمندان - سيدابراهيم غياث الحسيني
«صبر»، فقط به معناى تحمّل مشکلات نیست، بلکه شامل پایدارى در عبادت، مقابله با معصیت، بردبارى در مصیبت، تسلیم در اطاعت و عدم غرور و مستى در نعمت نیز مى‏شود.
«وجه ربّهم» به معناى جلب توجّه، عنایت و رضایت پروردگار است.
اقامه نماز یکى از مصادیق پیمان‏هاى الهى «عهداللَّه» است که در آیات سابق آمد، چنانکه در روایت نیز آمده است؛ «الصّلاة عهد اللَّه».
صبر و صلاة پیوند با خالق، انفاق و حسنه، ارتباط با مردم است.
انفاق داراى درجاتى است؛
گام اوّل: بخشش از فضل و داده‏هاى الهى. «انفقوا مما رزقناکم»(101)
گام دوم: بخشش از دسترنج و کسب حلال. «انفقوا من طیبات ما کسبتم»(102)
گام سوم: بخشش از آنچه دوست دارند. «لن تنالوا البّر حتّى تنفقوا مما تحبّون»(103)
گام چهارم: ایثار. «و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصه»(104)
به فرموده‏ى المیزان، «عقبى الدار» به معناى عاقبت به خیرى در دنیاست، ولى مى‏توان گفت که شامل هر دو سرا «دنیا و آخرت» مى‏شود.
معناى اینکه بدى را با خوبى برطرف کنیم، این است که اگر از مومنان کسى کار ناشایستى در رابطه با ما انجام داد اغماض کنیم، نه اینکه با افراد ظالم و مفسد چنین رفتارى داشته باشیم، زیرا در مورد آنها باید مقابله به مثل نمود. به هر صورت اگر چه اسلام دین اخلاق و عاطفه و بخشش است، ولى در جاى خود «لاتأخذکم بهما رأفة»(105) نیز دارد.
اسلام مکتب جامع و اولواالالباب افراد کاملى هستند. وجود جملاتى همچون: «یوفون»، «یصلون»، «یخشون»، «یخافون»، «صبروا»، «اقاموا»، «انفقوا» و «یدرؤن» نشانه آن است که انسان‏هاى کامل هم متعهد به پیمان‏هاى خود هستند، هم تمام ارتباطات خود را حفظ مى‏کنند، هم تقواى والایى دارند و هم بجاى انزوا، در همه‏ى میدان‏ها حاضر و فعّال‏اند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : اخلاقی موضوع اصلی : اخلاق گوینده : سیدابراهیم غیاث الحسینی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.