از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
104) (یا ایها الذین امنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا):(ای کسانیکه ایمان آوردید پیامبر را با لفظ راعنا(که نوعی ناسزا است ) نخوانید،بلکه بگویید(انظرنا)).این جمله اولین موردی است که خدای متعال مؤمنین را بالفظ (یاایها الذین امنوا)خطاب می کند وبعد ازاین ، در 84 مورد دیگر این خطاب تکرار شده و لفظی تشریفاتی و محترمانه است که به مؤمنین خاصی که سابقین در ایمان هستنداطلاق می شود،و کلمه (انظرنا) یعنی (مهلت بده مارا)و راعنا در نزد یهود،یعنی (بشنو خدا تورا کر کند)در حالیکه مسلمانان از آن اراده معنای (مراعات مارابکن )را می نمودند و از پیامبر(ص )می خواستند شمرده تر صحبت کند و خدادر این آیه منظور یهود را مطرح کرده و می فرماید:شما به جای (راعنا)کلمه (انطرنا) را بکار ببرید،(واسمعوا و للکافرین عذاب الیم ):(ونیکو گوش دهید وکافران را عذابی الیم است )،منظور از کافرین هم در اینجا کسانی است که از این دستور سرپیچی کنند و این یکی از مواردی است که در قرآن کریم کلمه کفر درترک وظیفه فردی استعمال شده است . [ نظرات / امتیازها ]
105) (ما یود الذین کفروا من اهل الکتاب و لا المشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم ):(نه از اهل کتاب آنها که کافر شدند و نه مشرکین ،هیچ یک دوست ندارند که از جانب پروردگارتان کتابی برای شما نازل شود)پس هماناعداوت و دشمنی یهود یا یهود و نصاری با خدا و رسولش و رسالت او آنها را درموضع اکراه داشتن از خیر برای مؤمنین قرار می دهد و این بخل آنها واقعامسخره است ، چون نسبت به چیزی که مالک آن نبودند بخل می ورزیدند و درسعه رحمت خدا و فضل او با وی معارضه می کردند،(و الله یختص برحمته من یشاء): (و خدا هرکس را بخواهد به رحمت خود اختصاص می دهد)، چون خداوند بهترمی داند که رحمت خود را به چه کسی و در کجا افاضه کند،(والله ذو الفضل العظیم ):(و خداوند صاحب فضل بزرگ است ) چون حد و حدودی برای فضل او و خیر کثیرش وجود ندارد. [ نظرات / امتیازها ]
  فاطمه پورمحمدي - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏
104) پس از آنکه خداوند یهود را از سحر بر حذر داشت مؤمنان را از گفتن کلمه «راعنا» نیز نهى کرد و فرمود:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا ...- اى مؤمنین لفظ «راعنا» استعمال نکنید.
مؤمنین برسول خدا عرض میکردند: راعنا یعنى مطالب ما را گوش فرا دار، یهود این لفظ را تحریف کرده و مى‏گفتند: اى محمّد راعنا و منظور آنان نسبت دادن بحمق و سستى است که از «رعونة» گرفته شده باشد و هنگامى که مورد عتاب مؤمنین واقع مى‏شدند مى‏گفتند همان لفظ را که مسلمین بکار میبرند ما هم آن لفظ را استعمال مى‏کنیم از اینرو خداوند مؤمنین را نهى فرمود از گفتن این کلمه و دستور داد بجاى آن لفظ «انظرنا» بکار برده شود.
امام باقر علیه السلام فرمود: کلمه «راعنا» در لغت عبرى دشنام و منظور یهود همان دشنام بود.
قتاده میگوید: این کلمه ایست که یهود آن را بنحو استهزاء و مسخره میگفتند عطا میگوید: این کلمه ایست که انصار آن را در جاهلیت بکار میبردند و در اسلام مورد نهى واقع شد.
سدى میگوید: این تنها گفتار یک یهودى است و آن رفاعة بن زید بود و منظور او همان رعونت و حماقت است و مسلمین از آن بازداشته شدند.
و برخى گفته‏اند: معناى آن نزد یهود «بشنو هرگز نشنوى» میباشد.
و از حسن نقل شده که راعنا را به تنوین قرائت میکرد- و بنا بر این صفت از براى «قولًا» واقع میشود و معناى آن گفتار احمقانه است- لیکن آن شاذ و نادر است و به هیچ وجه قابل اعتماد نیست.
وَ قُولُوا انْظُرْنا ...- و بگوئید: انظرنا.
و در معناى آن چند وجه است:
1- مراقبت کن ما را تا آنچه ما را آموزش داده‏اى درک کنیم و بفهمیم.
2- آشنا ساز ما را و بیان کن براى ما اى محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم.
3- رو کن بما.
و ممکن است معناى آن «انظر الینا» باشد یعنى بجانب ما نظر کن و در این صورت حرف جرّ حذف شده است. وَ اسْمَعُوا ...- و بشنوید.
و در آن دو احتمال است.
1- بپذیرید آنچه را که مأموریت پیدا میکنید از قبیل «سمع اللَّه لمن حمده» «و سمع اللَّه دعائک» که بمعناى پذیرفتن است.
2- حسن میگوید: معناى آن این است: آنچه را پیامبر میآورد گوش فرا دارید.
وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ ...- و براى کافرین عذاب دردناکى است.
آنهایى که بمحمد و قرآن کافر شدند گرفتار عذاب ناراحت کننده‏اى خواهند شد [ نظرات / امتیازها ]
105) خداوند باز در مقام حکایت از یهود فرمود:
ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لَا الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ ...- دوست ندارند کافرین از اهل کتاب و مشرکین که خداوند از نزد خود خیرى براى شما بفرستد.
دوست ندارند کافرین چه از اهل کتاب و چه از آنهایى که پرستش بتها مینمایند و براى خدا شریک قرار میدهند اینکه خداوند از خیرى که در نزد او است براى شما بفرستد، و منظور از خیر چیزى است که خداوند وحى کرده و نازل فرمود بر پیامبر خود که عبارت است از قرآن و احکام و مقررات و انگیزه دوست نداشتن دشمنى و حسادت است.
وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ ...- و خداوند امتیاز میدهد برحمت خود هر که را بخواهد.
از امیر المؤمنین و امام باقر علیهما السلام منقول است که منظور از «رحمت» در اینجا نبوّت و پیامبرى است و همین معنا را حسن و ابو على و رمانى و دیگر مفسرین گفته‏اند و تصریح نموده‏اند به اینکه معناى جمله این است: خداوند اختصاص دهد هر که از بندگان را بخواهد به نبوت و پیامبرى.
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ...- و خداوند داراى فضل بزرگ است.
این اخبارى است از خداوند در باره اینکه هر خبرى به بندگان او میرسید چه در دین و چه در دنیا آن خیر از خدا سرچشمه گرفته و منشأ آن تفضّل و کرم خداوند است و هیچگونه سزاوارى و استحقاق در بندگان وجود ندارد. و تنها فضل و عنایت و کرم او است که خیرات را به آنها میرساند [ نظرات / امتیازها ]
  سيد علي بهبهاني - تفسیر نور
105) این آیه، پرده از کینه توزى و عداوت مشرکان و کفّار از یهود و نصارى، نسبت به مؤمنان برمى‏دارد. آنان حاضر نیستند، ببینند که مسلمانان صاحب پیامبرى بزرگ و کتابى آسمانى هستند و مى‏خواهند نداى توحید را به تمام جهان رسانده و با تمام تبعیضات نژادى و اقلیمى و با تمام خرافاتِ مشرکان و تحریفاتِ اهل کتاب مبارزه کنند و مانع عوام‏فریبى بزرگان آنان شوند. خداوند در این آیه مى‏فرماید: لطف و رحمت خداوند طبق اراده‏ى او به هر کسى که بخواهد اختصاص مى‏یابد و کارى به میل این و آن ندارد که آنها دوست داشته باشند یا نه! [ نظرات / امتیازها ]
  hakime zanjani - تفسیرالمیزان
104) یا ایها الذین آمنوا... این جمله اولین موردى است که خدایتعالى مؤ منین را با لفظ: ((ایها الذین آمنوا)) الخ خطاب مى کند که بعد از این مورد در هشتاد و چهار مورد دیگر تا آخر قرآن این خطابرا کرده
و در قرآن کریم هر جا مؤ منین باین خطاب و یا با جمله ((الذین آمنوا)) تعبیر شده اند، منظور مؤ منین این امتند، و اما از امت هاى قبل از اسلام بکلمه (قوم ) تعبیر مى کند، مثل اینکه فرمود: ((قوم نوح او قوم هود)) و یا فرموده : ((قال یا قوم اءراءیتم ان کنت على بینة )) الخ و یا بلفظ اصحاب تعبیر کرده و از آن جمله مى فرماید: ((واصحاب مدین و اصحاب الرّسّ)) و در خصوص قوم موسى (ع ) تعبیر به (بنى اسرائیل ) و (یا بنى اسرائیل ) آورده است .
پس تعبیر بلفظ ((الذین آمنوا)) تعبیر محترمانه ایست که این امت را بدان اختصاص داده ، چیزیکه هست دقت و تدبر در کلام خدایتعالى این نکته را بدست میدهد، که آنچه قرآن کریم از جمله : ((الذین آمنوا)) در نظر دارد غیر آن معنائى استکه از کلمه : (مؤ منین ) اراده کرده ، از آن تعبیر، افراد و مصادیقى را منظور دارد و از این تعبیر، افراد و مصادیقى دیگر را، مثلا مصادیقى که در آیه : ((وتوبوا الى اللّه جمیعا ایها المؤ منون ))، (اى مؤ منان همگى بسوى خدا توبه برید)) اراده شده غیر آن مصادیقى است که در آیه : ((الذین یحملون العرش ومن حوله ، یسبحون بحمد ربهم و یؤ منون به و یستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شى ء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا، واتبعوا سبیلک ، وقهم عذاب الجحیم ربنا و ادخلهم جنات عدن ، التى وعدتهم و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم ، انک انت العزیز الحکیم :))، (آنان که عرش را حمل مى کنند و هر که پیرامون آن است ، پروردگار خود را بحمد تسبیح مى کنند و بوى ایمان مى آورند، و براى آنانکه ایمان آوردند، چنین طلب مغفرت مى کنند که پروردگارا علم و رحمتت همه چیز را فرا گرفته ، پس کسانى را که توبه کردند و راه تو را پیروى نمودند بیامرز و از عذاب جحیم حفظ کن ، پروردگارا و در بهشت هاى عدنشان که وعده شان داده اى درآر، هم خودشانرا و هم پدران و فرزندان و همسران ایشان ، که بصلاح گرائیده اند، که توئى یگانه عزیز و حکیم ) اراده شده است .
که استغفار ملائکه و حاملان را نخست براى کسانى دانستند که ایمان آورده اند، و سپس در نوبت دوم جمله (کسانى که ایمان آورده اند) را مبدل کرد بجمله : (کسانیکه توبه کردند و راه تو را پیروى نمودند)، و این را هم میدانیم که توبه بمعناى برگشتن است ، پس تا اینجا معلوم شد که منظور از ((الذین آمنوا))، همان ((الذین تابوا واتبعوا)) است ، آنگاه آباء و ذریات و ازواج را بر آنان عطف کرده اند،
و از اینجا مى فهمیم که منظو ر از ((الذین آمنوا)) تمامى اهل ایمان برسولخدا (ص ) نیستند، و چنان نیست که همه را ولو هر جور که باشند شامل شود، چون اگر اینطور بود، دیگر لازم نبود آباء و ذریات و ازواج را بر آنان عطف کند، زیرا عطف در جائى صحیح است که تفرقه و دوئیتى در بین باشد، و اما در جائى که جمعى در یک غرض در عرض هم قرار گرفته و در یک صف واقع هستند، دیگر عطف معنا ندارد.
[ نظرات / امتیازها ]
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
104) Allah forbade His believing servants from imitating the behavior and deeds of the disbelievers. The Jews used to use devious words that hide what they really meant. May Allah's curse be upon them. When they wanted to say, `hear us,' they would use the word Ra`ina, which is an insult (in Hebrew, but means `hear us' in Arabic). Allah said,


﴿مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَرَعِنَا لَیّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِى الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَکَانَ خَیْراً لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَکِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلاَ یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً ﴾


(Among those who are Jews, there are some who displace words from (their) right places and say: "We hear your word (O Muhammad ) and disobey,'' and "Hear and let you (O Muhammad ) hear nothing.'' And Ra`ina with a twist of their tongues and as a mockery of the religion (Islam). And if only they had said: "We hear and obey,'' and "Do make us understand,'' it would have been better for them, and more proper; but Allah cursed them for their disbelief, so they believe not except a few) (4:46).


Also, the Hadiths stated that when they would greet Muslims, they would say, `As-Samu `alaykum,' meaning, `death be to you'. This is why we were commanded to answer them by saying, `Wa `alaykum,' meaning, `and to you too', then our supplication against them shall be answered, rather than theirs against us.


Allah forbade the believers from imitating the disbelievers in tongue or deed. Allah said,


﴿یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُواْ وَلِلکَـفِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴾


(O you who believe! Say not (to the Messenger ) Ra`ina but say Unzurna (make us understand) and hear. And for the disbelievers there is a painful torment) (2:104).


Also, Imam Ahmad narrated that Ibn `Umar said that the Messenger of Allah said,


«بُعِثْتُ بَیْنَ یَدَیِ السَّاعَةِ بِالسَّیْفِ حَتَّى یُعْبَدَاللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَجُعِلَ رِزْقِی تَحْتَ ظِلِّ رُمْحِی، وَجُعِلَتِ الذِّلَّةُ وَالصَّغَارُ عَلَى مَنْ خَالَفَ أَمْرِی، وَمَنْ تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنْهُم»


(I was sent with the sword just before the Last Hour, so that Allah is worshipped alone without partners. My sustenance was provided for me from under the shadow of my spear. Those who oppose my command were humiliated and made inferior, and whoever imitates a people, he is one of them.)


Abu Dawud narrated that the Prophet said,


«مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُم»


(Whoever imitates a people is one of them.)


These Hadiths indicate, along with their threats and warnings, that we are not allowed to imitate the disbelievers in their statements, deeds, clothes, feasts, acts of worship, etc., whatever actions of the disbelievers that were not legislated for us.


Ad-Dahhak said that Ibn `Abbas commented on the Ayah,


﴿لاَ تَقُولُواْ رَعِنَا﴾


(Say not (to the Messenger ) Ra`ina) "They used to say to the Prophet , Ar`ina samak (which is an insult).'' Ibn Abu Hatim said that it was reported that Abu Al-`Aliyah, Abu Malik, Ar-Rabi` bin Anas, `Atiyah Al-`Awfi and Qatadah said similarly. Further, Mujahid said, "`Do not say Ra`ina' means, `Do not dispute'.'' Mujahid said in another narration, "Do not say, `We hear from you, and you hear from us.''' Also, `Ata' said, "Do not say,


﴿رَعِنَا﴾


(Ra`ina), which was a dialect that the Ansar used and which was forbidden from use by Allah.''


Also, As-Suddi said, "Rifa`ah bin Zayd, a Jewish man from the tribe of Qaynuqa`, used to come to the Prophet and say to him, `Hear, Ghayr Musma'in (let you hear nothing).' The Muslims used to think that the Prophets are greeted and honored with this type of speech, and this is why some of them used to say, `Hear, let you hear nothing,' and so on, as mentioned in Surat An-Nisa.'' Thereafter, Allah forbade the believers from uttering the word Ra`ina.'' `Abdur-Rahman bin Zayd bin Aslam also said similarly.



[ نظرات / امتیازها ]
105) Allah said next (2:105),


﴿مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَـبِ وَلاَ الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ﴾


(Neither those who disbelieve among the People of the Scripture (Jews and Christians) nor Al-Mushrikin (the idolaters), like that there should be sent down unto you any good from your Lord).


Allah described the deep enmity that the disbelieving polytheists and People of the Scripture, whom Allah warned against imitating, have against the believers, so that Muslims should sever all friendship with them. Also, Allah mentioned what He granted the believers of the perfect Law that He legislated for their Prophet Muhammad . Allah said,


﴿وَاللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن یَشَآءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ﴾


(But Allah chooses for His mercy whom He wills. And Allah is the Owner of great bounty) (2:105).

[ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر راهنما
104)
1 - کلمه «راعنا» دستاویز یهودیان براى اهانت به پیامبر(ص) و استهزاى آن حضرت

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

مسلمانان در ضمن سخن گفتن پیامبر(ص) گاهى از آن حضرت تقاضا مى کردند که مهلت دهد تا سخنان پیشین وى را درک کنند. براى درخواست مهلت، کلمه «راعنا» (فرصتمان ده) را به کار مى بردند. یهودیان با اندک تحریفى در این کلمه، معنایى ناروا از آن قصد کردند و در خطاب به پیامبر (ص) به کار مى بردند.

2 - خداوند، اهل ایمان را از به کارگیرى کلمه «راعنا» در خطاب به پیامبر(ص) بر حذر داشت.

یأیها الذین ءامنوا لاتقولوا رعنا

3 - به کارگیرى «انظرنا» به جاى «راعنا» فرمان خداوند به اهل ایمان در خطابشان به پیامبر(ص) (براى درخواست مهلت)

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

«انظرنا» به معناى ما را مهلت ده، است. (مجمع البیان)

4 - ضرورت پرهیز از گفتار و اعمالى که سوء استفاده دشمنان را درپى داشته باشد.

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

5 - نیت نیک، در نیکویى عمل کافى نیست.

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

بدیهى است که مسلمانان با گفتن کلمه «راعنا» نیت سوئى نداشتند; ولى خداوند آنان را از به کارگیرى آن کلمه - به خاطر جلوگیرى از سوء استفاده دشمنان - باز مى دارد.

6 - ضرورت اجتناب و نیز بازداشتن مردم، از به کارگیرى کلمات توهین آمیز به مقدسات دین

لاتقولوا رعنا

7 - ضرورت پرهیز از سخنى که گویاى اهانت به پیامبر(ص) و استهزاى او باشد.

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

8 - ضرورت حفظ حرمت پیشوایان دینى

لاتقولوا رعنا

9 - ضرورت گوش سپارى به سخنان پیامبر(ص) و رعایت سکوت به هنگام سخن گفتن آن حضرت

و تقولوا رعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا

«سمع» (شنیدن) مى تواند به معناى گوش دادن باشد و نیز مى تواند به معناى فرمانبردارى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

10 - پذیرش فرمانهاى پیامبر(ص) وظیفه اى بر عهده اهل ایمان

یأیها الذین ءامنوا ... اسمعوا

برداشت فوق بر این اساس است که «سمع» به معناى اطاعت کردن باشد.

11 - کفر پیشگان به عذابى دردناک گرفتار خواهند شد.

و للکفرین عذاب ألیم

12 - اهانت به پیامبر(ص) و استهزاى او موجب کفر است.

لاتقولوا رعنا ... و للکفرین عذاب ألیم

13 - یهودیان عصر بعثت، مردمى کفرپیشه بودند.

و للکفرین عذاب ألیم

از مصداقهاى «الکافرین» به قرینه آیات پیشین، یهودیانند.

14 - یهودیانِ کافر به پیامبر(ص) و استهزا کننده او، مستحق عذابى دردناک هستند.

و للکفرین عذاب ألیم

15 - «عن جمیل قال کان الطیار یقول لى ... فدخلت انا و هو على ابى عبداللّه(ع) فقال الطیار: جعلت فداک أرأیت ما ندب اللّه عز و جل إلیه المؤمنین من قوله «یا أیها الذین آمنوا» اَدَخل فى ذلک المنافقون معهم؟ قال: نعم و الضلّال و کل من أقر بالدعوة الظاهرة ...;(1)

جمیل مى گوید: من و طیار وارد بر امام صادق (ع) شدیم، طیار به آن حضرت عرض نمود: فدایت شوم، آیا منافقین مشمول خطاب «یا أیها الذین آمنوا» هستند؟ امام فرمود: بله، حتى گمراهان و هر کس دعوت آشکار اسلام را پذیرفته، داخل این آیه مى شود ...».

16 - امام باقر(ع) فرمود: «هذه الکلمة سب بالعبرانیة، إلیه کانوا یذهبون;(2)

این کلمه (راعنا) به زبان عبرى فحش است و آنان (یهود) این کلمه را به عنوان فحش استعمال مى کردند».

[ نظرات / امتیازها ]
105)
1 - اهل کتاب (یهود و نصارا) و مشرکان، مردمى کفرپیشه اند.

ما یودّ الذین کفروا من اهل الکتب و لاالمشرکین

«من» در «من أهل ...» به دلیل عطف «المشرکین» بر «اهل الکتاب» بیانیه است. بنابراین «ما یود الذین کفروا ...»; یعنى، آنان که کافر شدند - مقصود از کافران، اهل کتاب و مشرکانند - دوست ندارند.

2 - کفرپیشگان (یهود، نصارا و مشرکان) ناخشنود از نزول کمترین خیر، بر مسلمانان

ما یودّ الذین کفروا ... أن ینزل علیکم من خیر

نکره آوردن «خیر» به همراه «من» زایده در آیه، حکایت از آن دارد که: مشرکان کمترین خیرى را براى مسلمانان نمى پسندیدند.

3 - خداوند، سرچشمه خیرها و برکتها براى انسانهاست.

أن ینزل علیکم من خیر من ربکم

4 - نزول خیرها و برکتها از ناحیه خدا، پرتوى از ربوبیت او بر انسانهاست.

أن ینزل علیکم من خیر من ربکم

برداشت فوق، با توجّه به اسم «رب» استفاده شده است.

5 - همسویى اهل کتاب با مشرکان در دشمنى با اسلام و مسلمانان، امرى شگفت و به دور از انتظار

ما یودّ الذین کفروا من اهل الکتب و لاالمشرکین أن ینزل علیکم من خیر

آوردن عنوان اهل کتاب براى یهودیان - که حکایت از اعتقاد به توحید، رسالت و ... دارد - و بیان همسویى آنان با مشرکانى که هیچ یک از اصول ادیان الهى را باور ندارند، اشاره به نامعقول بودن آن پیوند و شگفت آور بودنش دارد.

6 - خداوند، بر اساس مشیّت خویش رحمتش را به گروهى از انسانها اختصاص مى دهد.

و اللّه یختص برحمته من یشاء

7 - خداوند، داراى رحمتى خاص است.

و اللّه یختص برحمته من یشاء

8 - ناخشنودى کفرپیشگان از نایل شدن مؤمنان به خیر و برکت، بازدارنده رحمت الهى بر اهل ایمان نخواهد شد.

ما یودّ الذین کفروا ... أن ینزل علیکم من خیر و اللّه یختص برحمته من یشاء

9 - خداوند، داراى فضل و بخششى بزرگ است.

و اللّه ذوالفضل العظیم

10 - نزول رحمت خاص الهى بر بندگان، مسبوق به وجود زمینه ها و شایستگیهایى در آنان است.

و اللّه یختص برحمته من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم

هدف از توصیف خداوند به دارنده فضل و بخشش بى کران، پس از «و اللّه یختص برحمته من یشاء»، بیان این حقیقت است که: اگر خداوند رحمت ویژه خود رابه همگان عطا نمى کند و به فرد و یا گروهى اختصاص مى دهد، نه از جهت کمبود رحمت است; بلکه وجود زمینه در انسانها، دخیل در جلب رحمت ویژه الهى است.

11 - مشیّتهاى الهى، قانونمند و از گزاف بودن منزّه است.

و اللّه یختص برحمته من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم

12 - «روى عن أمیرالمؤمنین(ع) و عن ابى جعفر الباقر(ع) ان المراد برحمته هنا النبوة ...;(1)

از امیرالمؤمنین و امام باقر(ع) درباره «رحمت» در آیه فوق روایت شده که مراد نبوت است ...».

[ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر ص‍ف‍ی‌ ع‍ل‍ی ش‍اه‌
104) ای‌ گروه‌ مؤمنان‌ بهر ادب‌ ‌بر‌ نبی‌ ‌از‌ راعنا بندید لب‌

‌در‌ عرب‌ بد شایع‌ ‌اینکه‌ لفظ ‌از‌ خبر ‌در‌ قدیم‌ اندر خطاب‌ یکدگر

بد رعایت‌ قصدشان‌ اندر مقام‌ کن‌ مراعات‌ اعنی‌ ‌از‌ ‌ما ‌در‌ کلام‌

قول‌ ‌ما ‌را‌ گوش‌ کن‌ ‌از‌ راه‌ رفق‌ گر دهد ‌با‌ قول‌ ‌ما سمع‌ تو وفق‌

همچنین‌ اسلامیان‌ ‌اینکه‌ ‌با‌ ‌رسول‌ ‌در‌ سخن‌ گفتند ارباب‌ عقول‌

‌پس‌ یهودان‌ ‌با‌ پیمبر ‌اینکه‌ خطاب‌ ‌از‌ دغل‌ کردند نز وجه‌ صواب‌
قصد ‌ایشان‌ بد رعونت‌ بی‌ ز ریب‌ کآن‌ ‌به‌ معنی‌ کاشف‌ ‌است‌ ‌از‌ نقص‌ و عیب‌

چون‌ ‌که‌ بنمودند ز ‌ایشان‌ بازخواست‌ ‌که‌ ‌شما‌ ‌را‌ راعنا گفتن‌ خطاست‌

عذر آوردند کاین‌ ‌خود‌ مسلمین‌ میکنند اطلاق‌ ‌بر‌ احمد یقین‌

‌ما ‌هم‌ ‌آن‌ گوییم‌ کایشان‌ گفته‌اند جمع‌ گر ‌خود‌ ‌ یا ‌ پریشان‌ گفته‌اند

‌پس‌ ‌به‌ انظرنا بدل‌ شد راعنا ‌در‌ کتاب‌ ‌از‌ امر و نهی‌ کبریا

‌که‌ بگویید ‌اینکه‌ کلام‌ و بشنوید ‌بر‌ خطاب‌ امر و نهی‌اش‌ بگروید

کافران‌ کاهل‌ نفاقند و هلاک‌ هست‌ ‌ایشان‌ ‌را‌ عذاب‌ دردناک‌ [ نظرات / امتیازها ]
105) کافران‌ و مشرکان‌ خیری‌ کز اوست‌ ‌بر‌ ‌شما‌ نازل‌ نمیدارند دوست‌

کافران‌ کاهل‌ کتاب‌ و آیتند کی‌ ‌شما‌ ‌را‌ خیرخواه‌ ‌از‌ نیتند

دوست‌ کی‌ دارند کآید ‌بر‌ ‌شما‌ همچو قرآن‌ خیری‌ ‌از‌ خیر الوری‌

همچنین‌ ‌آن‌ مشرکان‌ زشت‌ فن‌ ‌که‌ پرستند ‌از‌ تبه‌ کاری‌ وثن‌

خیر توحید ‌از‌ کجا دارند دوست‌ ‌بر‌ ‌شما‌ کآن‌ بس‌ عزیز و بس‌ نکوست‌

‌او‌ پرستد ‌از‌ غلط مصنوع‌ ‌خود‌ حق‌ پرستان‌ ‌را‌ کجا گیرد ‌به‌ ودّ

‌با‌ موحّد دوست‌ کی‌ شد مشرکی‌ ‌ یا ‌ بخیرش‌ همدل‌ آید اندکی‌

‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ خواهد ‌خدا‌ ‌بر‌ وجه‌ خاص‌ میدهد ‌بر‌ رحمت‌ ‌خود‌ اختصاص‌

آنکه‌ خاکی‌ ‌را‌ کند درّ یتیم‌ هست‌ بیشک‌ صاحب‌ فضل‌ عظیم‌

بس‌ شکال‌ آید ‌در‌ اینجا کز چه‌ ‌بود‌ فضل‌ ‌او‌ مخصوص‌ ‌در‌ بذل‌ وجود

چون‌ همه‌ بودند رهن‌ خلقتش‌ ‌از‌ چه‌ شد مخصوص‌ فضل‌ و رحمتش‌

دارد ‌اینکه‌ معنی‌ وجوه‌ بیشمار ز ‌آن‌ دو وجهش‌ ‌را‌ نگارم‌ ز اختصار

هست‌ یک‌ وجه‌ آنکه‌ فضل‌ خاص‌ خویش‌ کرده‌ حق‌ موقوف‌ طاعتها ز پیش‌

‌بر‌ نداری‌ ‌تا‌ حجاب‌ طاعتش‌ نیستی‌ مختص‌ بفضل‌ و رحمتش‌

فضل‌ ‌او‌ و طاعت‌ ‌ما ‌در‌ سبل‌ لازم‌ و ملزوم‌ شد چون‌ طیب‌ و گل‌

فضل‌ افزونی‌ ‌بود‌ اندر لغت‌ و ‌آن‌ فزاید ز ازدیاد معرفت‌

فضل‌ ‌او‌ اول‌ ترا موجود کرد ‌در‌ ازل‌ نابود بودی‌، ‌بود‌ کرد

‌در‌ جهان‌ پیش‌ ‌از‌ تقاضای‌ طلب‌ کرد هستت‌ وینت‌ اول‌ فضل‌ رب‌

فضل‌ دیگر آنکه‌ دارد اختصاص‌ هست‌ موقوف‌ ‌آن‌ باخلاص‌ خواص‌

‌تا‌ نیفزایی‌ تو ‌بر‌ اکمال‌ خویش‌ ‌او‌ نیفزاید ‌بر‌ ‌آن‌ افضال‌ بیش‌

نکته‌ای‌ دیگر نهان‌ ‌در‌ ‌من‌ یشا ‌است‌ کاختصاص‌ ‌آن‌ ‌را‌ دهد کو خویش‌ خواست‌

چون‌ اراده ‌خود‌ نهی‌ وان‌ سو شوی‌ واقف‌ ‌از‌ سرّ اراده ‌او‌ شوی‌

‌یعنی‌ ‌از‌ نفی‌ اراده خویشتن‌ ‌خود‌ شوی‌ عین‌ اراده ذو المنن‌

خواهد ‌او‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌آن‌ خاص‌ ویست‌ غرق‌ بحر عشق‌ و اخلاص‌ ویست‌

‌از‌ اراده ‌خود‌ ‌هر‌ ‌آن‌ کو فانی‌ ‌است‌ فضل‌ ‌را‌ بالاختصاص‌ ارزانی‌ ‌است‌

وجه‌ دیگر کآن‌ بسی‌ ‌باشد‌ ادق‌ عین‌ ذات‌ شی‌ء ‌باشد‌ فضل‌ حق‌

آفتاب‌ اندر کمال‌ ذات‌ خویش‌ هست‌ مختص‌ ‌بر‌ همه‌ ذرات‌ خویش‌

اختصاصی‌ ‌که‌ بشمس‌ ‌آن‌ ذات‌ داشت‌ ‌هم‌ بذاته‌ ‌بر‌ همه‌ ذرّات‌ داشت‌

جز ‌که‌ ذرّه‌ بی‌ ز وجه‌ انتساب‌ ‌در‌ نمود اندکتر ‌است‌ ‌از‌ آفتاب‌

‌لا‌ جرم‌ نوری‌ کزو خورشید یافت‌ ذره‌ای‌ ز ‌آن‌ کی‌ توان‌ ‌بر‌ ذره‌ تافت‌

همچنین‌ آبی‌ کزو دریا گرفت‌ کی‌ بظرف‌ قطره‌ هرگز جا گرفت‌

جز ‌که‌ راه‌ ‌او‌ بدریا وا شود قطرگی‌ بگذارد و دریا شود

وجه‌ اول‌ ‌بر‌ مذاق‌ عام‌ و خاص‌ هست‌ الیق‌ گر چه‌ دارد اختصاص‌

وجه‌ ثانی‌ خاص‌ اهل‌ وحدتست‌ فهم‌ ‌آن‌ نی‌ ‌هر‌ کسی‌ ‌را‌ قسمت‌ ‌است‌

‌آن‌ کسی‌ فهمد ‌که‌ ‌در‌ توحید تام‌ گشته‌ مطلق‌ فهمش‌ ‌از‌ ادراک‌ عام‌

چیست‌ عقل‌ پشّه‌ و فهم‌ ذباب‌ پیش‌ عقل‌ و فهم‌ شاهین‌ و عقاب‌

فهم‌ شاهین‌ پیش‌ عنقا ‌هم‌ علیل‌ اینچنین‌ دان‌ عقلها ‌تا‌ جبرئیل‌ [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر نمونه
104)
((ابن عباس )) مفسر معروف نقل مى کند: مسلمانان صدر اسلام هنگامى که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مشغول سخن گفتن بود و بیان آیات و احکام الهى مى کرد گاهى از او مى خواستند کمى با تانى سخن بگوید تا بتوانند مطالب را خوب درک کنند، و سؤ الات و خواسته هاى خود را نیز مطرح نمایند، براى این درخواس
((راعنا)) که از ماده ((الرعى )) به معنى مهلت دادن است به کار مى بردند.
ولى یهود همین کلمه راعنا را از ماده ((الرعونه )) که به معنى کودنى و حماقت است استعمال مى کردند (در صورت اول مفهومش این است به ما مهلت بده ولى در صورت دوم این است که ما را تحمیق کن !).
در اینجا براى یهود دستاویزى پیدا شده بود که با استفاده از همان جمله اى که مسلمانان مى گفتند، پیامبر یا مسلمانان را استهزاء کنند.
نخستین آیه فوق نازل شد و براى جلوگیرى از این سوء استفاده به مؤ منان دستور داد به جاى جمله راعنا، جمله ((انظرنا)) را به کار برند که همان مفهوم را مى رساند، و دستاویزى براى دشمن لجوج نیست .
بعضى دیگر از مفسران گفته اند که جمله راعنا در لغت یهود یکنوع دشنام بود و مفهومش این بود ((بشنو که هرگز نشنوى )) این جمله را تکرار مى کردند و مى خندیدند!.
بعضى از مفسران نیز نقل کرده اند که یهود به جاى ((راعنا)) ((راعینا)) مى گفتند که معنیش چوپان ما است ، و پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را مخاطب قرار مى دادند و از این راه استهزا مى کردند <180> این شاءن نزولها با هم تضادى ندارد و ممکن است همه صحیح باشد.
دستاویز به دشمن ندهید؟
با توجه به آنچه در شاءن نزول گفته شد، نخستین آیه مورد بحث مى گوید: اى کسانى که ایمان آورده اید (هنگامى که از پیامبر تقاضاى مهلت براى درک
آیات قرآن مى کنید) نگوئید)) راعنا)) بلکه بگوئید ((انظرنا)) (چرا که همان مفهوم را دارد و دستاویزى براى دشمن نیست ) (یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا).
((و آنچه به شما دستور داده بشنوید، و براى کافران و استهزاء کنندگان عذاب دردناکى است )) (و اسمعوا و للکافرین عذاب الیم ).
از این آیه به خوبى استفاده مى شود که مسلمانان باید در برنامه هاى خود مراقب باشند که هرگز بهانه به دست دشمن ندهند، حتى از یک جمله کوتاه که ممکن است سوژهاى براى سوء استفاده دشمنان گردد احتراز جویند، قرآن با صراحت براى جلوگیرى از سوء استفاده مخالفان به مؤ منان توصیه مى کند که حتى از گفتن یک کلمه مشترک که ممکن است دشمن از آن معنى دیگرى قصد کند و به تضعیف روحیه مؤ منان بپردازد پرهیز کنند، دامنه سخن و تعبیر وسیع است چه لزومى دارد انسان جمله اى را به کار برد که قابل تحریف و سخریه دشمن باشد.
وقتى اسلام تا این اندازه اجازه نمى دهد بهانه به دست دشمنان داده شود، تکلیف مسلمانان در مسائل بزرگتر و بزرگتر روشن است ، هم اکنون گاهى اعمالى از ما سر مى زند که از سوى دشمنان داخلى ، یا محافل بین المللى سبب تفسیرهاى سوء و بهرهگیرى بلندگوهاى تبلیغاتى آنان مى شود، وظیفه ما این است که از این کارها جدا بپرهیزیم و بى جهت بهانه به دست این مفسدان داخلى و خارجى ندهیم .
این نکته نیز قابل توجه است که جمله راعنا علاوه بر آنچه گفته شد خالى از یکنوع تعبیر غیر مؤ دبانه نیست ، زیرا راعنا از ماده مراعات (باب مفاعله ) است و مفهومش این مى باشد تو ما را مراعات کن ، تا ما هم تو را مراعات کنیم و چون این تعبیر (علاوه بر سوء استفاده هائى که یهود از آن مى کردند)
دور از ادب بوده است قرآن مسلمانان را از آن نهى کرده . <181> [ نظرات / امتیازها ]
105) آیه بعد پرده از روى کینه توزى و عداوت گروه مشرکان و گروه اهل کتاب نسبت به مؤ منان برداشته مى گوید: ((کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان دوست ندارند خیر و برکتى از سوى خدا بر شما نازل گردد)) (ما یود الذین کفروا من اهل الکتاب و لا المشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم ).
ولى این تنها آرزوئى بیش نیست زیرا ((خداوند رحمت و خیر و برکت خویش را به هر کس بخواهد اختصاص مى دهد)) (و الله یختص برحمته من یشاء).
((و خداوند دارى بخشش و فضل عظیم است )) (و الله ذوا الفضل العظیم ).
آرى دشمنان از شدت کینه توزى و حسادت حاضر نبودند این افتخار و موهبت را بر مسلمانان ببینند که پیامبرى بزرگ ، صاحب یک کتاب آسمانى با عظمت از سوى خداوند بر آنها مبعوث گردد، ولى مگر میتوان جلو فضل و رحمت خدا را گرفت ؟!
مفهوم دقیق ((یا ایها الذین آمنوا))
بیش از 80 مورد از قرآن مجید این خطاب افتخار آمیز و روحپرور دیده مى شود، آیه فوق نخستین آیه اى است که با این خطاب در آن برخورد مى کنیم : جالب اینکه این تعبیر منحصرا در آیاتى است که در مدینه نازل شده و در آیات مکى اثرى از آن نیست ، شاید به این دلیل که با هجرت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به مدینه وضع مسلمانان تثبیت شد و به صورت یک جمعیت ثابت و صاحب نفوذ در آمدند و از پراکندگى نجات یافتند، لذا خداوند آنها را با جمله ((یا ایها الذین
آمنوا مخاطب قرار داده است .
این تعبیر ضمنا نکته دیگرى در بر دارد و آن اینکه حال که شما ایمان آورده اید، و در برابر حق تسلیم شده اید، و با خداى خود پیمان اطاعت بسته اید، باید به مقتضاى این پیمان ، به دستورهائى که پشت سر این جمله مى آید عمل کنید، و به تعبیر دیگر ایمان شما ایجاب مى کند که این دستورات را به کار بندید.
قابل توجه اینکه در بسیارى از کتب اسلامى ، از جمله منابع اهل تسنن ، از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) چنین نقل شده است که فرمود: ما انزل الله آیة فیها یا ایها الذین آمنوا، الا و على (علیه السلام ) راسها و امیرها:((خداوند در هیچ موردى از قرآن آیه اى که یا ایها الذین آمنوا در آن باشد نازل نکرده مگر آنکه على (علیه السلام ) رئیس آن و امیر آن است )). <182> [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر کشاف
104) کان المسلمون یقولون لرسول الله صلی الله علیه و سلم إذا ألقی علیهم شیئا من العلم : راعنا یا رسول الله ، أی راقبنا و انتظرنا و تأن بنا حتی نفهمه و نحفظه . و کانت للیهود کلمة یتسابون بها عبرانیة أو سریانیة و هی "راعینا" فلما سمعوا بقول المؤمنین : راعنا. افترصوه و خاطبوا به الرسول صلی الله علیه و سلم و هم یعنون به تلک المسبة، فنهی المؤمنون عنها و أمروا بما هو فی معناها و هو ( انظرنا) من نظره إذا انتظره . و قرأ أبی : أنظرنا من النظرة، أی أمهلنا حتی نحفظ و قرأ عبد الله بن مسعود: راعونا، علی أنهم کانوا یخاطبونه بلفظ الجمع للتوقیر: و قرأ الحسن : راعنا، بالتنوین من الرعن و هو الهوج ، أی لا تقولوا قولا راعنا منسوبا إلی الرعن بمعنی رعنیا، کدارع و لابن لانه لما أشبه قولهم : راعینا، و کان سببا فی السب اتصف بالرعن (و اسمعوا) و أحسنوا سماع ما یکلمکم به رسول الله صلی الله علیه و سلم و یلقی علیکم من المسائل بَذان واعیة و أذهان حاضرة، حتی لا تحتاجوا إلی الاستعانة و طلب المراعاة، أو واسمعوا سماع قبول و طاعة، و لا یکن سماعکم مثل سماع الیهود حیث قالوا: سمعنا و عصینا، أو واسمعوا ما أمرتم به بجد حتی لا ترجعوا إلی ما نهیتم عنه ، تأکیدا علیهم ترک تلک الکلمة. و روی أن سعد بن معاذ سمعها منهم فقال : یا أعداء الله ، علیکم لعنة الله ، و الذی نفسی بیده لئن سمعتها من رجل منکم یقولها لرسول الله صلی الله علیه و سلم لاضربن عنقه . فقالوا: أو لستم تقولونها فنزلت . (و للکافرین ) و للیهود الذین تهاونوا برسول الله صلی الله علیه و سلم و سبوه (عذاب ألیم ) [ نظرات / امتیازها ]
105) من الاولی للبیان لان الذین کفروا جنس تحته نوعان : أهل الکتاب ، و المشرکون ، کقوله تعالی (لم یکن الذین کفروا من أهل الکتاب و المشرکین ) و الثانیة مزیدة لاستغراق الخیر، و الثالثة لابتداء الغایة. و الخیر الوحی ، و کذلک الرحمة کقوله تعالی : (أهم یقسمون رحمة ربک ) و المعنی : أنهم یرون أنفسهم أحق بأن یوحی إلیهم فیحسدونکم و ما یحبون أن ینزل علیکم شی ء من الوحی (و الله یختص ) بالنبوة (من یشاء) و لا یشاء إلا ما تقتضیه الحکمة (و الله ذو الفضل العظیم ) إشعار بأن إیتاء النبوة من الفضل العظیم کقوله تعالی : (إن فضله کان علیک کبیرا). [ نظرات / امتیازها ]
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
104) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ (104)

شأن نزول: مؤمنان در موقع استماع فرمایشات نبوى صلّى اللّه علیه و آله و سلم مى‌گفتند: راعنا، یعنى مراعات فرما ما را در بیان؛ یهود چون این کلمه شنیدند، با هم گفتند: ما پنهانى دشنام مى‌دهیم، حالا آشکار کنیم؛ مى‌آمدند خدمت حضرت، و مى‌گفتند: راعنا، مى‌خندیدند و استهزاء مى‌کردند. سعد بن معاذ غرض آنها را فهمید، گفت: به خدائى که پیغمبر را به حق فرستاده، اگر این لفظ را از شما بشنویم، با شما بجز شمشیر
خطاب نکنیم. گفتند: صحابه او این را گویند. گفت: قصد آنها خیر و مقصد شما سبّ مى‌باشد؛ حق تعالى آیه شریفه نازل فرمود «1»:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا: اى کسانى که ایمان آورده‌اید، لا تَقُولُوا راعِنا:

مگوئید لفظ (راعنا) را در مکالمه با پیغمبر، که یهود گفتار شما را دست‌آویز خود ساخته با آن حضرت این کلمه گویند و قصد دشنام فاحش مى‌کنند. چون حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم با مؤمنان تکلم مى‌فرمود، آنها مى‌گفتند: راعنا، اصل رعى به معنى حفظ غیر است به مصلحت یعنى مراعات حال ما فرما و تأنى نما به آنچه تلقى مى‌فرمائى و توقف فرما تا سخن تو را خوب بفهمیم. یهود این لفظ را از مؤمنان استماع نموده، فرصت دانسته حضرت را به آن خطاب مى‌کردند و مراد آنها به این کلمه سبّ پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم بود.

تنبیه: در تبیان- شیخ طوسى- از حضرت باقر علیه السلام روایت نموده که فرمود: این کلمه به عبرانى سبّ بوده، و یهود آن را به عبرانى قصد مى‌کردند «2».
مفسر بلاغى در تفسیر خود گوید: تتبع نمودم عهد قدیم عبرانى را، پس یافتم اینکه کلمه راع (به فتح مشاله به الف) به معنى شر و قبیح است، چنانچه در فصل دوم و سوم از سفر اول تورات به معنى شریر ذکر شده، و همچنین در فصل اول از سفر پنجم‌ «3».
پس راعنا به معنى شریرنا باشد به زبان عبرى، و چون یهود بدین کلمه که مؤمنان مى‌گفتند قصد جسارت به مقام حضرت نبوى و دشنام را مى‌نمودند، لذا خداى تعالى نهى فرمود از این کلمه که قابل تلبیس است.

وَ قُولُوا انْظُرْنا: و بگوئید بجاى آن نظر فرما ما را و ملاحظه حال ما نما. یا مهلت ده ما را تا نیک به سخن تو رسیم و بعد به سخن دیگر اقدام نما.

«1» منهج الصادقین، جلد اوّل، صفحه 251.

«2» تفسیر تبیان، جلد اوّل صفحه 389.

«3» تفسیر آلاء الرحمن، صفحه 114 (مراد از فتحه مساله بالف، فتحه اشباع شده است)

تفسیر اثنا عشرى، ج‌1، ص: 221

وَ اسْمَعُوا: و نیکو بشنوید اى مؤمنان فرمایش الهى را تا احتیاج به طلب مراعات نباشید. یا بشنوید آن را به گوش دل نه مثل شنیدن یهود که گفتند شنیدیم لکن در عمل مخالفت کردند. وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ‌: و براى کفار یهود است در آخرت عذابى دردناک که هرگز انقطاع نیابد، چه این کلمه را بر سبیل دشنام گویند، و دشنام و سبّ پیغمبر، به حق موجب کفر، و کافر مستوجب باشد عذاب الیم را.

تبصره: ابن عباس گفته: هر جا در قرآن‌ «یا أَیُّهَا النَّاسُ»* باشد مکى است، و هر جا «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»* فرموده مدنى است. و در تورات بجاى آن «یا ایها المساکین» است؛ پس حق تعالى یهودان را به لفظ مسکنت مخاطب، و زمان حضرت خاتم صلّى اللّه علیه و آله و سلم آنها را به تازیانه مسکنت و مذلت ادب فرموده که: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ، به خلاف مسکینان پرهیزکاران امت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم که در دنیا معزز، و در عقبى مکرم خواهند بود.

پیرزنى «مسکنه» نام، در مجلس عیسى بن داران واعظ حاضر مى‌شد، و هیچ روز غائب نشدى. اتفاقا دو روز نیامد، واعظ پرسید: مسکنه کجا است؟ گفتند: مریض باشد. بعد از مجلس به عیادتش رفت، دید در حال نزع است، نفسى کشید از دنیا رفت. واعظ به تجهیز و تدفین او پرداخت، همان شب او را در خواب دید که تاج کرامت بر سر نهاده و لباس بهشتى پوشیده، پرسید: مسکنه تو هستى؟ گفت: بلى، و لکن مرا مسکنه نگوئید: ذهبت المسکنة و جاءت المملکة درویشى رفت و پادشاهى آمد.

تتمه: بخارى در صحیح خود، و احمد در مسند، و ابو نعیم در حلیه، از ابن عباس روایت نموده که فرمود رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم:

نازل نشد آیه‌اى که در آن‌ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»* باشد مگر آن که على علیه السلام رئیس و امیر آنست.

بنابراین وجدان منصف، حاکم است به اینکه چنین کسى البته مقام ولایت و خلافت و امامت بعد از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم اختصاص‌
خواهد داشت. [ نظرات / امتیازها ]
105) ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لا الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (105)

شأن نزول: جمعى از یهود اظهار مودت با مؤمنان مى‌کردند و مؤمنین گمان مى‌بردند که آنها خیرخواه ایشان هستند، حق تعالى به جهت تکذیب و رد قول یهود آیه شریفه نازل فرمود:
ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا: دوست نمى‌دارند آنها که کافر شدند، مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ‌: از اهل کتاب که یهود باشند، وَ لَا الْمُشْرِکِینَ‌: و نه مشرکان، یعنى هر دو این طایفه دوست ندارند، أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ‌: اینکه نازل شود بر شما، مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ‌: هیچگونه خیرى از جانب پروردگار شما نه خیر دنیوى و نه خیر اخروى. مراد از خیر وحى و قرآن است که جامع تمام خیرات مى‌باشد. و نزد بعضى خیر را تفسیر به علم و نصرت نموده‌اند، چون یهود کراهت داشتند نبوت به آل اسماعیل علیه السلام انتقال یابد، و مشرکان را داعیه آن بود که نبوت به ولید بن مغیره و نعیم ثقفى رسد، حق تعالى فرمود: وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ‌: و خداى تعالى اختصاص دهد نبوت و وحى را که محض رحمت است، مَنْ یَشاءُ: هر که را خواهد و مصلحت بیند و حکمت بالغه اقتضا کند. وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ‌: و خداى تعالى صاحب فضل بزرگ است بر هر که را نبوت کرامت فرماید. و این دلالت دارد بر آنکه نبوت از معظم فضل مى‌باشد.

تفسیر برهان- حضرت رضا علیه السلام از جد بزرگوار خود حضرت صادق علیه السلام روایت نموده در این آیه فرمود: مختصین به رحمت خدا، پیغمبر خدا و وصى او و عترت ایشان است؛ بدرستى که حق تعالى خلق‌فرمود صد رحمت را، پس نود و نه رحمت نزد سبحانى ذخیره است براى حضرت محمد و على علیه السلام و عترت این دو بزرگوار، و یک رحمت مبسوط است بر سایر موجودات‌ «1».
حق تعالى نبوت آن حضرت را در این آیه رحمت نام فرموده، چنانچه خود آن سرور را نیز رحمت خوانده که: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ‌.
نکته: «من» اوّلى براى تبیین، و دومى مزیده براى استغراق، و سومى براى ابتداء باشد. [ نظرات / امتیازها ]
 » روان جاوید
104) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ (104)

ترجمه‌

اى آنکسانیکه ایمان آوردید نگوئید راعنا و بگوئید انظرنا و بشنوید و از براى کافران است عذابى دردناک..

تفسیر
در اوائل اسلام هنوز بعضى از مسلمانان انس بمعارف و احکام اسلامى نگرفته بودند در موقعیکه حضرت ختمى مرتبت اشتغال ببیان حقائق دینى داشت متمکن از ادراک و ضبط مطالب نمیشدند و گاهى عرض مینمودند راعنا یعنى مراعات فرما حال ما را بتأنى در گفتار و توضیح در بیان جماعت یهود در این موقع فرصتى بدست آورده این کلمه را وسیله جسارت قرار دادند چون این کلمه در لغت آنها دشنام بود یعنى بشنو نشنیدى مانند آنکه بگویند بفهم نفهمیدى و گفتند اگر تا بحال محمد (ص) را در خفا دشنام میدادیم بعد از این در علن میدهیم و چون خدمت حضرت میرسیدند این کلمه را میگفتند بقصد دشنام گفتن و جسارت نمودن تا آنکه سعد بن معاذ انصارى متوجه بغرض آنها شد و لعنتشان کرد و تهدید بقتلشان نمود پس این آیه نازل شد که خطاب باهل ایمان است که بجاى لفظ راعنا انظرنا بگوئید یعنى نظر لطف فرما بسوى ما تا نتوانند یهود وسیله استهزاء و اهانت به پیغمبر را فراهم نمایند و بشنوید بیانات آن حضرت را و اطاعت کنید و از براى کسانیکه شتم نمودند از کفار عذاب الیم است‌در آخرت و از امیر المؤمنین (ع) و حضرت سجاد (ع) روایت شده است که هر جا در قرآن یا ایها الذین آمنوا است در توریة بجاى آن یا ایها المساکین است حقیر عرض میکنم شاید نکته تعبیر در توریة آن باشد که خداوند نصیب یهود را ذلت و مسکنت قرار داده و در قرآن بیان فرموده لذا با آنکه تمام لوازم عزت دنیوى از قبیل سعى در کار و مکر و و حیله و ثروت در آنها جمع است تاکنون ذلیل و پست‌ترین فرق بوده و هستند [ نظرات / امتیازها ]
105) ا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لا الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (105)

ترجمه‌

دوست نمیدارند آنانکه کافر شدند از اهل کتاب و نه مشرکان آنکه فرستاده شود بر شما هیچ خیرى از پروردگارتان و خدا مخصوص میفرماید برحمت خود کسیرا که بخواهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است..

تفسیر

خیر آیت واضح و حجت آشکار و معجزه داله بر نبوت پیغمبر (ص) و شرف اهل بیت او است و رحمت توفیق بدین اسلام و دوستى محمد (ص) و على (ع) است و در مجمع از امیر المؤمنین و حضرت باقر (ع) روایت نموده است که مراد از رحمت نبوت است و بر هر یک از دو تقدیر مشمول فضل بزرگ مخصوص برحمت است خواه پیغمبر باشد خواه اهل ایمان و بنظر حقیر ظواهر الفاظ در معانى خود محفوظ است و در این موارد بیان مصادیق کامله شده است [ نظرات / امتیازها ]