در اینجا خداوند بیان میکند که علت روگردانى و ایمان نیاوردن کفّار همان اختیار دنیا و ترجیح آن است بر آخرت.
زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا ...- در اینکه زینت دهنده کیست؟ دو قول است:
۱- شیطان دنیا را به آنها جلوه داد به اینکه انگیزه شرّ و گناه را در وجودشان تقویت کرد و انجام کارهاى زشت و ترک واجب را در نظر آنان نیکو نشان داد.
و نمیتوان گفت که خدا دنیا را در نظر این مردم زینت داد زیرا خداوند امر بزهد در دنیا نموده و فرموده است که «دنیا متاع غرور «۲» و «متاع قلیل «۳» است.
۲- خداوند دنیا را براى آنها زینت داد به اینکه چیزهاى دوست داشتى و خوش آیند آفرید و نیز میل و شهوت را در وجود آنان قرار داد همانطور که فرمود:
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ «۴» ... (زینت یافته براى مردم دوستى شهوات از زنان و فرزندان و بستههاى فراهم شده از طلا ...)
سؤال براى چه خداوند این میلها را در انسان قرار داد؟
پاسخ تکلیف تنها از این راه صحیح است زیرا تکلیف اینست که انسان را به امرى وادار کنند که بطبع خود بآن میل نداشته و یا از آن روگردان باشد و یا از چیزى باز دارند که بدان شوق و علاقه دارد.
چنان که رسول اکرم فرمود: بهشت به ناراحتیها و آتش به شهوت و خواستنىها پیچیده شدهاند یعنى در راه بهشت رنج و خلاف میل و در راه آتش میل و شهوت قرار دارد.
وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا ...- آنان مردم با ایمان را از نظر اینکه فقیرند مسخره میکنند و بعضى گفتهاند مراد اینست که مؤمنین را بخاطر ایمانشان بقیامت و کوشش و جدیت آنها در این راه و یا بخاطر زهد و ترک دنیا، مسخره میکنند.
و ممکن است آیه بهمه این وجوه حمل شود زیرا همه با هم قابل جمعاند.
وَ الَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ...- کسانى که پرهیزکارند برترند از آنها در روز قیامت) درباره این برترى چهار قول نقل شده است:
۱- برترى در درجات انسانى از لذت بردن اینان در دنیا.
۲- برترى در لذت بردن از نعمتهاى آخرت.
۳- برترى از نظر مکان و مقام در آخرت زیرا پرهیزکاران در فردوس برین و اینان در دوزخ قرار دارند چنان که میفرماید: «أَصْحابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرًّا «۵» (اهل بهشت در آن روز جایگاهشان بهتر است).
۴- برترى مسخره کردن مومنین، نسبت بکفار بر مسخره کردن آنان مؤمنین را، شاهد این وجه آیه کریم است: «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ» (جنایت کاران و مجرمان بمردم مؤمن میخندند) تا اینکه میفرماید: فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ» (امروز هم (قیامت) مؤمنین به کفّار مىخندند).
وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ ...- (خداوند هر که را بخواهد بىحساب روزى میدهد».
در معناى این جمله از آیه اقوالى است.
۱- خداوند آن قدر زیاد مىبخشد که در اثر زیادى بحساب نمیآید.
۲- خداوند در دنیا مردم را در برابر اعمالشان روزى نمیدهد بنا بر این ثروتمند بودن و وسعت رزق دلیل بر منزلت و مقام شخص نزد خدا نیست و اگر بگوئیم که مراد از این «رزق» نعمت آخرت باشد در این وجه باید گفت: خداوند مؤمنان را باندازه اعمالشان پاداش نمیدهد بلکه بمراتب بیش از استحقاق اعمال آنها است.
۳- خداوند چیزى را که بخشید کسى از او سؤال و مواخذه نمیکند و حساب نمیخواهد و خود نیز انتظار پاداش و جبران ندارد.
۴- خداوند آنچه عنایت میکند بهر مقدار محدود باشد ولى از منبع فیاض و سرچشمه بىحساب فیض و لطف غیر متناهى اوست و عطاى الهى نه از مقداریست محدود که با آن عطا و بخشش کم شود مانند عطاى مخلوقات که آنچه میدهند از منبعى محدود است یعنى هر چه ثروتمند هم باشد و از ثروت فراوان خود بدهند ولى بهر حال ثروت و دارایى آنها محدود است ولى تنها خدا است که قدرت و مکنت بىحساب دارد.
۵- خداوند به اهل بهشت آن قدر رزق و روزى میدهد که بحساب نمیآید و نامتناهى است و همه این وجوه صحیح است.
[ نظرات / امتیازها ]