از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروالذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون ):(وکسانی که زمانی که کار ناشایست انجام دهند یا ظلمی به نفس خویش کنند،خدارا به یاد می آورند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند،و چه کسی جز خداگناهان را می آمرزد؟ و آنها اصرار بر اعمال قبیح خود ندارند،چون به زشتی عمل معصیت آگاه هستند)،(فاحشه )هر عملی است که متضمن زشتی باشد،اما اغلب درزنا استعمال می شود و شاید هم مراد از آن گناه کبیره باشد، و در مقابل آن ظلم به نفس را گناه صغیره بدانیم ،اما بطور کلی ظلم به نفس شامل همه معاصی می شود،به هر حال متقین بعد از انجام گناه ، حقیقتا خدا را با جوارح خود یاد می کنند(نه فقط با زبان )و بسوی او رجوع می کنند و از اوطلب مغفرت می نمایند، آنگاه می فرماید: چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد، این جمله برای تشویق وبیدارنمودن شوق پناه بردن به خدا در انسان گناه کار است ،در اینجا آمرزش را مقیدکرده به عدم اصرار به گناه ، چون اصرار سبب می شود که امر خدا در نزد نفس انسان سبک شمرده شود و باکی از هتک حرمتهای الهی نداشته باشد و در مقابل اوامر خدا استکبار بورزد و در این صورت هیچ نشانی از بندگی و عبودیت باقی نمی ماند و ابدا ذکر و یاد خدا با چنین حالتی نفعی به حال انسان ندارد و عبارت (وهم یعلمون )قرینه است بر اینکه کلمه ظلم شامل گناهان صغیره نیز می شود. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نور
بعضى مفسّران، مراد از «فاحشة» را زنا ومراد از «ظلم» را سایر گناهان دانسته‏اند و بعضى دیگر مراد از «فاحشة» را گناهان کبیره و «ظلم» را گناهان صغیره دانسته‏اند. در روایات مى‏خوانیم که بى‏توجّهى به گناهان گذشته و ترک توبه از آنها، به منزله‏ى اصرار بر گناه است. <151> امام صادق‏علیه السلام فرمودند: وقتى این آیه نازل شد، ابلیس همه‏ى یاران خود را جمع کرد و چاره‏جویى نمود. شیاطین پیشنهاداتى دادند که پذیرفته نشد، وسواس خنّاس گفت: من چاره مى‏کنم! گفتند: چگونه؟ گفت: به آنها وعده مى‏دهم و به آرزوها گرفتارشان مى‏کنم تا دچار گناه شوند و وقتى گرفتار شدند، استغفار را از یاد آنها مى‏برم. <152> 1- گاهى از افراد متّقى نیز گناه صادر مى‏شود. «للمتّقین... الّذین اذا فعلوا فاحشة» 2- خطرناک‏تر از انجام گناه، غفلت از گناه و بى‏توجّهى به زشتى آن است. متّقین اگر هم گناه کنند، بلافاصله استغفار مى‏نمایند. «اذا فعلوا فاحشة... ذکروا اللّه فاستغفروا» 3- نشانه‏ى تقوا، توبه فورى از گناه است. «اذا فعلوا فاحشة... ذکروا اللّه فاستغفروا» 4- یاد خدا، رمز توبه است. «ذکروا اللّه فاستغفروا» 5 - تا یاد خدا در دل گناهکار زنده است، مى‏تواند در مدار متقین وارد شود. «اذا فعلوا فاحشة... ذکروا اللّه» 6- گناه، ظلم به خویشتن است. «ظلموا انفسهم» 7- تنها خداوند است که گناهان را مى‏بخشد. «و من یغفر الذنوب الا اللّه» 8 - متّقى کسى است که اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبک شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «ولم یصرّوا على ما فعلوا» 9- اصرار آگاهانه بر گناه، سبب محرومیّت از مغفرت الهى است. «و من یغفر الذنوب الا اللّه و لم یصرّوا» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عظيم تراب پور - تفسر نمونه
هنگامى که مرتکب عمل زشتى شوند یا به خود ستم کنند (هر چه زودتر) به یاد خدا مى افتند و براى گناهان خود آمرزش مى طلبند)) ((و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا)).
((فاحشة )) از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زیرا در اصل به معنى ((تجاوز از حد)) است که هر گناهى را شامل مى شود.
در آیه فوق اشاره به یکى دیگر از صفات پرهیزکاران شده که ((آنها علاوه بر اوصاف مثبت گذشته اگر مرتکب گناهى شوند به زودى به یاد خدا مى افتند و توبه مى کنند و هیچگاه اصرار بر گناه نمى ورزند)).
از تعبیرى که در این آیه شده چنین استفاده مى شود که انسان تا به یاد خدا است مرتکب گناه نمى شود آنگاه مرتکب گناه مى شود که به کلى خدا را فراموش کند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد، اما این فراموشکارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمى پاید، به زودى به یاد خدا مى افتند و گذشته را جبران مى کنند، آنها احساس مى کنند که هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را از او بخواهند ((کیست جز خدا که گناهان را ببخشد)) (و من یغفر الذنوب الا الله ).
باید توجه داشت که در آیه علاوه بر عنوان فاحشه ، ظلم بر خویشتن نیز ذکر شده ((او ظلموا انفسهم )) و فرق میان این دو ممکن است این باشد که فاحشه اشاره به گناهان کبیره است و ظلم بر خویشتن اشاره به گناهان صغیره است .
در پایان آیه براى تاءکید مى گوید: ((آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خویش اصرار نمى ورزند و تکرار گناه نمى کنند)) (و لم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون ).

--------------------------------------------------------------------------------
در ذیل این آیه از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: ((الاصرار ان یذنب الذنب
فلا یستغفر الله و لا یحدث نفسه بتوبة فذلک الاصرار؛ اصرار بر گناه این است که انسان گناهى کند و دنبال آن استغفار ننماید و در فکر توبه نباشد این است اصرار بر گناه )).
در کتاب ((امالى صدوق )) از امام صادق علیه السلام حدیثى پر معنى نقل شده که خلاصه آن چنین است : ((هنگامى که آیه فوق نازل شد و گناهکاران توبه کار را به آمرزش الهى نوید داد ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صداى بلند به تشکیل انجمنى دعوت کرد آنها از وى علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانى کرد، یکى از یاران او گفت : من با دعوت انسانها به این گناه و آن گناه تاءثیر این آیه را خنثى مى کنم ، ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت ، دیگرى نیز پیشنهادى شبیه آن کرد که آن هم پذیرفته نشد، در این میان شیطانى کهنه کار به نام ((وسواس خناس )) گفت : من مشکل را حل مى کنم ! ابلیس پرسید: از چه راه ؟ گفت : فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها آلوده به گناه مى کنم ، و هنگامى که مرتکب گناهى شدند یاد خدا و بازگشت به سوى او را از خاطر آنها مى برم ، ابلیس گفت راه همین است ، و این ماءموریت را تا پایان دنیا بر عهده او گذاشت )).
روشن است که فراموشکارى نتیجه سهل انگارى و وسوسه هاى شیطانى است و تنها کسانى گرفتار آن مى شوند که خود را در برابر او تسلیم کنند، و به اصطلاح با وسواس خناس ‍ همکارى نزدیک نمایند! ولى مردان بیدار و با ایمان کاملا مراقبند که هرگاه خطائى از آنها سرزد در نخستین فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشویند و دریچه هاى قلب خود را به روى شیطان و لشکر او ببندند که آنها از درهاى بسته قلب وارد نمى شوند؟
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : اجرکم علی الله
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - پرتوی از قرآن
وَ اَلَّذِینَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اَللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ، وَ مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ اَللّٰهُ ، وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلىٰ مٰا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

وَ اَلَّذِینَ ، عطف به اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ ، و از صفات دیگر متقین و آن متقیانى که مقام تقوایشان به حد «اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ » نرسیده است اذا، به جاى «ان» اشعار به کار غیر مترقبه دارد ظاهر از لغت فاحشه گناهان رسوا و بزرگ و باز و تجاوز به حدود و حقوق اجتماع است و انگیزۀ غریزى و شهوانى دارد، در مقابل « أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » که گناهان کوتاه شخصى است و در نفس همان گناهکار و ظلمت روح او اثر مى گذارد

و این دو گونه گناه به حسب مراتب و چگونگى شرایط مختلف است چه بسا گناهى به ظاهر کوچک «صغیره» است که از جهت صدور از شخص و شرایط تأثیر، بزرگ و سنگین مى باشد و به عکس از این نظر گر چه به تصریح قرآن بعضى از گناهان بزرگ است: « إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ » ولى در آیات قرآن نشانه گذارى و تقسیم بندى کبائر و صغائر نیامده و آنچه در روایات آمده بیان بعضى مصادیق و در شرایط و سطح عمومى است از این جهت بعضى از گناهان در روایتى جزء کبائر آمده و در روایت دیگر نیامده است و همچنین چون شرایط و مرتبۀ روحى و معنوى و آگاهى گناهکار و چگونگى اثر آن در دیگران مختلف است چه بسا گناهى براى شخصى در اجتماعى و یا خلوتگاهى صغیره باشد و همان گناه براى دیگرى و در اجتماعى و یا آشکارا کبیره است و همچنین است وضع روحى گناهکار از رسول اکرم (ص) است: «لا صغیرة مع الاصرار و لا کبیرة مع الاستغفار» پس تقسیم و شماره گذارى محدود بعضى از متکلمین و فقهاء براى گناهان، مستند به موازین عقل قرآنى نیست

ذَکَرُوا اَللّٰهَ ، اشعار به این حقیقت دارد که شخص موحد آگاه و با ایمان، آن گاه که گناهى از او سر مى زند عظمت و نظارت خداوند سبحان از یادش رفته و از او بریده شده، که با یادآورى او دوباره آگاه مى شود و مغفرت مى طلبد و نیز گناه براى آنان آگاهى آور و محرک به سوى حق است، از یک سو آگاهى و از سوى دیگر پشیمانى و احساس به نقص و پستى بشرى است وَ مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ ، استفهام تنبیهى تا اندیشه را برانگیزد و آگاهى آورد

انسان فطرى و هشیار که اثر و تیرگى گناه را در شخصیت روحى خود احساس کرد و آگاه گردید وسیله اى براى جبران آن مى جوید و جز روى آوردن به مبدأ رحمت و خیر راهى نمى یابد و خود اعتراف مى کند: مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ اَللّٰهُ ، و همین بازگشت و اعتراف یکى از طرق شناخت مبدأ است اگر گناه از امور حقوقى خلق باشد، شخص ستم شده، فقط مى تواند که عفو کند یعنى از مؤاخذۀ شخصى و قانونى درگذرد، اما مغفرت جز از خداوند نشاید

عَلىٰ مٰا فَعَلُوا ، فعل ماضى است و به قرینۀ لَمْ یُصِرُّوا ، مقصود فعل گناه است و اعم است از گناه معلوم یا مجهول براى گناهکار وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (فعل مضارع) دلالت بر حصول علم به گناه و عواقب آن دارد زیرا مناط گناه علم است، و کسى که به گناهى عالم و آگاه نباشد مؤاخذه ندارد و اگر علم به گناه بودن داشته باشد و انجام دهد گر چه در واقع گناه نباشد گناهکار و متجرّى است

آنان که همى انفاق مى کنند و و محسن و محبوب و مجذوب خدایند از ارتکاب و گرفتارى این گونه گناهان فَعَلُوا فٰاحِشَةً رسته اند و اینان که در آغاز راه و در اولین مراحل تقوا هستند چون گناه متجاوز و مسرى «فاحشه» یا گناهى که پیوسته ظلم به خودشان باشد انجام دهند، چنان آگاه و بیدارند که پشیمان مى شوند و خدا را به یاد مى آورند و از او مغفرت مى طلبند، تا آثار و دنباله هاى گناهشان «ذنوبهم» را محو کند جز یاد خدا و مغفرت و رحمت او، چه چاره اى براى زدودن آثار تاریکیهاى گناهان است: وَ مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ اَللّٰهُ و پس از پیشامد انجام گناه و پشیمانى یاد خدا و استغفار دیگر توبۀ خود را نمى شکنند و آگاهانه به گناه باز نمى گردند چه توبه شکنى خود گناهى بزرگتر و اصرار به گناه منشأ عادت مى شود زیرا اگر عادت شد، آگاهى وجدانى و تذکر به خدا و متأثر شدن از گناه، اندک یا خاموش مى گردد: وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلىٰ مٰا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ اَلَّذِینَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اَللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ اَللّٰهُ و از جمله فضیلت متقین که در این آیات تذکر داده این است که هرگاه عمل زشت و قبیحى از آنان سرزند یا باعمال زشتى که کرده و به خود ستم نموده که خود را در معرض غضب پروردگار واقع گردانید چنانچه صفات متقین است خدا را یاد مى آورد و اعتراف به گناه خود کرده و از پروردگارش پوزش مى طلبد و عفو و بخشش مى خواهد زیراکه مى داند کسى قدرت ندارد که گناهان را بیامرزد مگر خدا و در اثر توبه بجاى سیئات او چنانچه درباره توبه کنندگان از راه شفقت و رحمت در سوره فرقان آیه 70 فرموده «یُبَدِّلُ اَللّٰهُ سَیِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ » نیکى گذارد مگر خداى مهربان

وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلىٰ مٰا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ و نیز از جمله صفات متقین که در این آیه یادآورى مى نماید این است که متقین چنینند که بر آنچه از عمل زشت کرده اند پس از توبه بازگشت به آن نمى کنند زیراکه مى دانند اصرار بر اعمال زشت از اشخاص پرهیزکار سزاوار نیست و با صفت تقوى منافى خواهد بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ اَلَّذِینَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اَللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ «فٰاحِشَةً » به معناى زشت ترین و بزرگ ترین گناهان است که تجاوز به حقوق مردم یکى از مصادیق آن به شمار مى رود ستم کردن بر خویش، تجاوز به حقوق دیگران نیست، لکن گاهى فاحش است؛ نظیر کفر بنابراین، ذکر «ستم بر نفس» پس از واژۀ «فاحشه»، از قبیل ذکر عام بعد از خاص است درهرصورت، خداوند تمامى گناهان را خواه بزرگ باشد، خواه کوچک مى بخشد، لکن به شرطى که شخص، آمرزش بطلبد؛ یعنى توبۀ نصوح نماید وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلىٰ مٰا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ خداوند کسى را که توبه کند و مرتکب گناه نشود، مى بخشد، امّا اگر همچنان با آگاهى به گناه بودن عمل، برآن پاى فشارد و آن را ادامه دهد، خداوند او را نخواهد بخشید این سخن بدان معناست که اگر کسى از روى نادانى کار زشتى را انجام دهد [در پیشگاه خدا] معذور است
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
این آیه هم در توصیف متقین است و فاحشه را فیض ره تفسیر فرموده بمعصیتى که در قبح مثل زنا باشد و ظلم بنفس را گناهى دانسته که بزرگتر از زنا باشد و تفاسیر دیگرى هم در این باب شده است که ذکرش موجب تطویل است و بنظر حقیر فاحشه هر معصیتى است که قبح آن ظاهر باشد لذا مقابل شده است با ظلم بنفس که قبح آن خفى است لذا بعضى انکار قبح عقلى آن را نموده اند چنانچه سابقا از شیخ استاد قدس سره نقل نمودم و بنظر حقیر اگرچه قبیح بلکه اقبح افراد ظلم است لکن انصاف آنست که قبحش ظاهر نیست ولى بدقت عقلى معلوم مى شود درست انصاف بده که اگر کسى سیلى به روى خودش بزند یا بغیر و همچنین اگر کسى مال خودش را تلف و تضییع کند یا مال غیر را کدام یک قبحش واضح تر است البته تصدیق خواهى نمود قسم دوم در نظر بدوى قبحش آشکار است ولى قسم اول باید بدقت کشف شود لذا فاحشه برآن اطلاق نمى شود در هر حال بنظر حقیر از این دو عنوان اراده شده است معصیتى که قبح آن ظاهر باشد مانند ظلم بغیر و زنا و معصیتى که قبح آن خفى باشد مانند ظلم بنفس و شرب خمر بمقدار غیر مضر یا اراده شده است از فاحشه معصیتهایى که مستلزم ظلم بغیر است مانند غصب اموال و تهمت و غیبت و از ظلم بنفس معصیتهایى که بغیر مربوط نیست مانند شرب و ترک نماز و روزه و احتمال اول بلفظ فاحشه اقرب است و احتمال دوم بلفظ ظلم بنفس و بهتر از همه آنکه بگوئیم از هر دو عنوان همه معاصى اراده شده است زیراکه همه معاصى ناشایسته است واقعا نهایت آنکه قبح بعضى را بدون فرموده شارع ما بعقل خودمان ادراک مى کنیم و بعضى را با فرموده او و همه آنها ظلم بنفس هم است زیراکه موجب عقاب اخروى است و اینکه هر دو عنوان را ذکر نموده براى این نکته است که هرجا قبحش ظاهر است بعنوان فاحشه مرتدع شوند و آنچه را که قبحش ظاهر نیست بعنوان آنکه مورد عقاب شارع است پس ارتکابش ظلم بنفس است ترک کنند خلاصه آنکه بدانند معصیت هم قبیح است هم ظلم بنفس و بنابراین او براى تردید است در علم مخاطب یا براى جمع است و یاد خداوند به آنست که متذکر عقاب او شوند یا حق ربوبیت که اطاعت است و مراد از استغفار توبه است که حقیقت آن پشیمانى از گناه است و باید از خداوند طلب مغفرت نمایند و جمله و من یغفر الذنوب الا اللّه معترضه است بین معطوف و معطوف علیه و مقصود آنست که جز خدا کسى نیست که رحمت و عطوفت بر بندگان داشته باشد بلا نهایت که هرچه معصیت کنند چون رو به او آورند و اقرار نمایند و طلب آمرزش کنند بیامرزد و چون چنین است که رحمت واسعه الهى شامل حال همۀ بندگان در همه حال هست و جز او کسى اهلیت این مقام را ندارد پس او باید ترحم فرماید و توبه آنها را قبول کند و خواهد کرد و آنها هم نباید در توبه و انابه و مسئلت عفو کوتاهى کنند گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست و مراد باصرار مداومت بر گناه است بدون استغفار و در کافى و عیاشى از حضرت باقر (ع) در تفسیر این آیه نقل نموده است که فرمود اصرار آنست که گناهى بکند و توبه ننماید و استغفار نکند و در کافى از حضرت صادق (ع) روایت نموده که فرمود و اللّه بیرون نمى رود بنده از گناه بسبب اصرار و بیرون نمى رود بنده از گناه مگر باقرار و نیز از آن حضرت روایت شده است که صغیرۀ نیست با اصرار و کبیرۀ نیست با استغفار و از پیغمبر (ص) روایت شده است که اصرار نکرده است کسى که استغفار کند اگرچه عود کند در یک روز به گناه هفتاد مرتبه و از این روایات بنظر حقیر استفاده مى شود که علاوه بر پشیمانى که ملازم با عزم بر ترک است اگرچه موفق به ترک نشود انشاء طلب عفو که ملازم با اقرار به گناه است لازم است در قبول توبه ولى انصاف آنست که اگر گناهى بکند و توبه نکند و عازم بر ارتکاب آنهم ثانیا نباشد اصرار صادق نیست ولى اگر گناه بکند و عازم بر ارتکاب باشد ثانیا صدق اصرار بعید نیست و مورد این اخبار است و این اصرارى است که صغیره را ملحق بکبیره مى نماید و اما اصرارى که اجتناب از آن از اوصاف متقین است و مراد در این آیه است آنست که با توجه به معصیت و یاد خدا نادم نشود و استغفار ننماید چون لازمه تقوى آنست که اگر احیانا به واسطه جهل یا غفلت یا وسوسه شیطان و رها شدن زمام نفس از دست مرتکب معصیتى شود بعد از توجه بعنوان عمل که معصیت است و یاد خداوند پشیمان شود و انابه و استغفار نماید و بحال اول باقى و ثابت نماند بعد از آنکه عالم شده است بقبح عمل و خلاف وظیفه عبودیت
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » متن و ترجمه فارسی تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة
تفسیر: وَ اَلَّذِینَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً :عطف بر اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ است،و فاحشه اطلاق مى شود بر خصوص زنا و بر هر چیزى که قبح آن شدید باشد،و بر هر چیزى که خدا از آن نهى کرده است

أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ :ظاهر متبادر این است که مقصود از فاحشه کارى باشد که زشتى آن زیاد است و مقصود از ظلم به نفس،مطلقا کار قبیح است،تا اینکه از قبیل ذکر عامّ بعد از خاصّ شود،یا اینکه مقصود از ظلم به نفس کارى است که زشتى و قبح آن اندک باشد که در این صورت قسیم فاحشه مى شود

به نبىّ صلّى اللّه علیه و آله نسبت داده شده که فاحشه را به زنا و ظلم به نفس را به ارتکاب گناه بزرگتر از زنا تفسیر کرده است،و اینکه آیه در مورد جوانى نازل شده است که هفت سال نبش قبر مى کرد تا اینکه قبر کنیزى از دختران انصار را نبش نمود و کفنش را گرفت و با او مجامعت کرد،پس شنید صدا کننده اى از پشت سر او مى گوید:اى جوان واى بر تو از دیّان یوم الدّین،روزى که من و تو را مى ایستاند،چنانکه مرا در بین لشگریان مرده ها عریان ترک کردى،و مرا از قبرم بیرون آوردى و کفن هایم را بیرون کردى،و مرا گذاشتى که براى حساب با حالت جنب بلند شوم، پس واى به جوانى تو از آتش

پس جوان پشیمان شد،و خدمت نبىّ صلّى اللّه علیه و آله آمد در حالى که گریه و زارى مى کرد،و هنگامى که پیامبر حال او را پرسید و به حال او آگاه شد او را از محضرش راند،پس جوان ناامید شد و به بعضى از کوه ها خارج شد و به سوى خدا زارى و تضرّع کرد تا چهل روز تا اینکه خداوند قبول توبۀ او را نازل فرمود و این آیه را بر پیامبرش نازل کرد پس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با اصحابش در طلب او بیرون آمدند،و پیامبر را به او راهنمائى کردند پس به سوى او آمد و به او نزدیک شد و دست هایش را به گردن او انداخت و خاک را از سرش تکانید و فرمود: اى بهلول مژده بده که تو آزادشدۀ خدا از آتش هستى ذَکَرُوا اَللّٰهَ :یعنى فاحشه یا ظلم نفس از تمکّن(مستقر شدن و قرار گرفتن)در جهل نیست بلکه از لغزشهائى است که بر بندگان حادث نازل مى شود،و بخشیده مى شود چون کبیره نیست زیرا گناه کبیره آن است که از تمکّن در پیروى طاغوت صادر شده باشد،ولى اگر انسان متمکّن در پیروى على(ع)و ولایت او باشد پس هر چه که از بدیها از او صادر شود از قبیل لغزشها و از گناهان،صغیره است

و این انسان هر وقت که شیطان او را به کار زشتى وادار کند حتما خدا را به یاد مى آورد و از کار زشتى که کرده است،پشیمان مى شود،و از پروردگارش آمرزش خواهى مى کند و آنچه که در اخبار در مورد اصرار وارد شده است،این است که شخص گناه کند و استغفار ننماید،و با توبۀ نفس خود را نو و تازه نسازد و از قول امام(ع)است که فرمود:با اصرار در گناه صغیره اى نیست و با استغفار،کبیره اى (هر گناه و لو بسیار کوچک اگر مکرّر شود صغیره تلقى نمى شود و هر گناه و لو بسیار بزرگ اگر مورد استغفار واقع شود کبیره تلقى نمى گردد) از قبیل قول نبىّ صلّى اللّه علیه و آله است:کسى که استغفار کند اصرار نکرده است اگر چه در یک روز هفتاد مرتبه به گناه باز گردد و غیر این ها از روایاتى که در بیان کبائر و صغائر وارد شده است

همۀ این ها مشعر به همان مطلبى است که ذکر کردیم

پس صاحبان صغیره کسانى هستند که هرگاه گناهى را(هر گناهى) مرتکب شوند ذکر خدا کنند فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ :و گناهانشان را استغفار کنند

و صاحبان کبیره کسانى هستند که هرگاه گناهى را مرتکب شوند خدا را به یاد نیاورند و از گناه استغفار ننمایند،و آنچه که وارد شده از تعداد کبیره ها و حصر آنها در هفت یا بیشتر اشاره به نسبى بودن کبیره است یعنى در مقایسه بعضى از گناهان با بعضى دیگر

وَ مَنْ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ إِلاَّ اَللّٰهُ :معترضه است یا حالیّه،و مقصود ناامید کردن بندگان است از توجّه به غیر خداى تعالى و استغفار از غیر او،و توصیف خداى تعالى به وسعت مغفرت با حصر مغفرت در خداى تعالى

وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلىٰ مٰا فَعَلُوا :عطف است بر قول خدا فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ و اصرار بر معصیت چنانکه سابقا دانسته شد آماده کردن نفس است بر معصیت بدون احداث توبه،خواه مکرّر باشد و خواه نباشد، همان طور گناه کبیره گناهى است که از تمکین نفس در جهل و پیروى طاغوت صادر شود

وَ هُمْ یَعْلَمُونَ :یعنى اصرار بر فاحشه یا ظلم به نفس نکند، در حالى که آنها زشتى کار خود را مى دانند،یعنى اینکه مناط صدق اصرار بر عمل زشت آن است،که کنندۀ آن به زشتى آن آگاه باشد نه اینکه زشتى عمل نفس الامر آن فعل باشد بنابراین اگر بر مردى زن اجنبى مشتبه شد و اصرار به نزدیکى به او کرد بر زن معصیت نیست،و اصرار بر آن نیز اصرار بر قبیح نمى باشد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.