از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قل اللهم مالک الملک ):(بگو، خدا، مالک هستی ...)در این آیه خداوندبه پیامبر امر می کند که به خدایی پناهنده شود که تمامی خیرها مطلقا به دست او وخاص اوست تا از موهومات و حرفهای باطل اهل کتاب نجات یابد، پس هر چه ملک و عزت برای خودشان فرض کرده اند همه متعلق به خداست ، لذا او مالک بر همه ملک است و مالکیت او اعم است از مالکیت حقیقی و اعتباری ، لذاخداوند مالکیت طولی هم دارد،یعنی خدا مالک همه انسانها و مالک همه مایملک آنهاست ، (توتی الملک من تشاء وتنزع الملک ممن تشاء):(به هر کس بخواهی ملک می دهی ، از هرکس بخواهی می ستانی )مالکیت چه بر حق باشد وچه به ناحق در هر صورت نعمت و موهبتی از جانب خدای سبحان است ، امابرای نااهلان در واقع نقمت می باشد، ولی در هر حال از جانب خداست ووسیله ای برای آزمایش بندگان بوده و اینکه در اینجا یا مواردی دیگر که خدای سبحان مطلبی را مقید به مشیت خود نمود، معنایش این نیست که خداوندکارهایش را بیهوده و بدون مرجح انجام می دهد،بلکه به این معناست که خداوند در افعالش مجبور نیست و هر چه می کند در کمال اختیار و افعال او درهر صورت بر مدار مصالح است ،(وتعز من تشاء و تذل من تشاء):و به هر کس بخواهی عزت و اقتدار می بخشی و هر که را بخواهی خوار و ذلیل می کنی (عزت )به معنای نایابی و صعب الوصول بودن است و (ذلت )به معنای سهل الوصول بودن ، چه بصورت محقق و چه فرضی می باشد .و عزت از لوازم ملک است و عزت مطلق هم از لوازم ملک مطلق می باشد،پس غیر خدا، هیچ عزتی ندارد،جز آنکه خدا به او آن عزت را داده باشد، لذا هرکس عزت یا ملکی داشته باشد از ناحیه خداست و هر کس خدا او را عزت ندهد،همانااوپست و ذلیل است (ایبتغون عندهم العزه ، فان العزه لله جمیعا)(8)،(آیاعزت را نزد خود می جویند، همانا عزت همه اش متعلق به خداست )،(بیدک الخیر):(هر خیر و نیکویی بدست توست )در واقع خزائن همه چیز در نزدخداست و (خیر)همانا انتخاب است ووقتی چیزی خیر نامیده می شود،بدان جهت است آن را با اشیاءدیگر مقایسه می کنیم و آن را انتخاب می کنیم ،چون هدف و مقصد ما را تأمین می کند.لذا خیر محصور در خدای متعال است و او خیر محض بوده و اوست که خیررا افاضه می کند، پس خیر وشر تکوینی اموری مثل ملک و عزت بخشیدن یا رفع نمودن آنها هستند و خیر و شر تشریعی شامل انواع طاعات و معاصی می گرددکه انسان بااختیار خویش مرتکب می شود، اما همین خیر و شر هم منتسب به خداست ،چون خداست که توفیق عمل خیر به انسان می دهد و هموست که باندادن توفیق موجب می گرددکه انسان بجای خیر، مرتکب شر گردد و انسانی که با اوامر الهی در امور خیر مخالفت می کند در واقع با اختیار خدا در خیر وشربودن امور مخالفت کرده است ، (انک علی کل شی ء قدیر):(همانا تو بر هرچیرقادری )،این جمله علت جمله ما قبل است ، خیر بدست خداست ، چون قدرت او مطلق و بی حد است و غیر خدا بر هیچ چیز قادر نیست ، جز به قدرت دادن خدا،یعنی قدرت همه مستندبه قدرت خداست و همه قدرتها از قدرت اوناشی می شود،همانطور که در مورد خیر نیز چنین بود، پس قدرت و خیرمحصور و محدود به توست ، ای خدائی که نام تو برتر و بلند مرتبه است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
تعبیر ﴿ملِکَ المُلک﴾ از همه تعبیرهایی که مالکیت خدا را می‏رساند جامع‏تر و رساتر است، زیرا، «مُلک» واژه فراگیری است که همه ملک‏های ظاهری و باطنی را دربرمی‏گیرد.
این تعبیر، خدا را مالک مُلْک یعنی مسلط بر سلطه می‏شناساند، بر این اساس دادن و گرفتن ملک تنها به دست خدا و طبق مشیّت حکیمانه اوست و اعطا و نزع او همواره خیر است؛ خواه برای پاداش باشد یا کیفر؛ اما آنچه انسانها می‏گیرند همیشه خیر نیست.
عزت و ذلت در قرآن دو گونه است: راستین و دروغین. عزت راستین از آنِ خدا، رسول او و مؤمنان است و عزت دروغین آن است که کافران برای خود می‏پندارند. این گروه ذلیل‏های راستین‏اند.
عزت و ذلّت تنها به دست خداست و این مفید توحید افعالی است نه مفید جبر، چنان‏که برخی پنداشته‏اند، زیرا قرآن کریم در ده‏ها آیه انسان را مسئول دانسته و در همه‏موارد رابطه فیض حق و استحقاق مستفیضْ محفوظ است؛
بی‏دخالت انسان نه ملک و عزتی به دست می‏آید و نه از دست می‏رود.
خیر تنها به دست خداست. اعطای ملک و نزع آن و نیز عزت‏بخشی و ذلیل کردن از مصادیق خیر (نسبت به مجموع نظام هستی) است. تنها راه رسیدن به خیر به لحاظ شخصی ارتباط با خداست. شرّ به خدا منسوب نیست و در قرآن همواره به غیر خدا اِسناد یافته است.
﴿اِنَّکَ عَلی کُلِّ شی‏ءٍ قَدیر﴾ ستایشی توأم با درخواست است، زیرا ستودن خدا به وصفی خاص، درخواست آن است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
در تفاسیر مى‏خوانیم که پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله پس از آنکه مکّه را فتح نمود، وعده‏ى فتح ایران وروم را به مسلمانان داد. در آن موقع منافقان با تعجّب به یکدیگر نگاه مى‏کردند که این آیه نازل شد. گروهى از مفسّران، نزول آیه را در موقع حفر خندق دانسته‏اند. آن زمان که پیامبرصلى الله علیه وآله کلنگ را بر سنگ زد واز آن جرقه‏اى برخاست، فرمود: من در این جرقه‏ها فتح کاخ‏هاى مدائن ویمن را از جبرئیل دریافت کردم. منافقان با شنیدن این سخن، لبخند تمسخر مى‏زدند که این آیه نازل شد.
آنچه در این آیه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب خداوند آمده، طبق قوانین و سنّت اوست وبدون جهت ودلیل خداوند کسى را عزّت نمى‏بخشد ویا ذلیل نمى‏سازد. مثلاً در روایات مى‏خوانیم: هر کس براى خداوند تواضع و فروتنى کند، خداوند او را عزیز مى‏کند وهر کس تکبّر نماید، خدا او را ذلیل مى‏گرداند.
بنابراین عزّت و ذلّت از خداست، ولى ایجاد زمینه‏هاى آن به دست خود ماست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
همه چیز به دست اوست- در آیات قبل سخن از امتیازاتى بود که اهل کتاب (یهود و نصارى) براى خود قائل بودند و خود را از خاصّان خداوند مى‏پنداشتند، خداوند در این آیه و آیه بعد ادعاى باطل آنان را با این بیان جالب، رد مى‏کند مى‏فرماید: «بگو: بار الها! مالک ملکها تویى، تو هستى که به هر کس بخواهى و شایسته بدانى حکومت مى‏بخشى و از هر کس بخواهى حکومت را جدا مى‏سازى» (قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ).

«هر کس را بخواهى بر تخت عزت مى‏نشانى، و هر کس را اراده کنى بر خاک مذلت قرار مى‏دهى» (وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ).

و در یک جمله «کلید تمام خوبیها به دست تواناى توست، زیرا تو به هر چیز توانایى» (بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ).

ناگفته پیداست که منظور از اراده و مشیت الهى در این آیه این نیست که بدون حساب و بى‏دلیل چیزى را به کسى مى‏بخشد و یا از او مى‏گیرد بلکه مشیت او از روى حکمت و مراعات نظام و مصلحت و حکمت جهان آفرینش و عالم انسانیت است و گاه این حکومتها به خاطر شایستگیها است، و گاه حکومت ظالمان هماهنگ ناشایستگى امتهاست.

خلاصه اینکه خواست خداوند همان است که در عالم اسباب آفریده تا چگونه ما از عالم اسباب استفاده کنیم.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.