از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  این آیه تتمه فرمان در آیه قبل است
«یَأَهْلَ الْکتَبِ لِمَ تُحَاجُّونَ فی إِبْرَهِیمَ» ظاهرا این جمله تتمه فرمان «بگوئید ...» در آیه قبل است، و همچنین جمله‏ای که بعد از چهار آیه می‏آید و دو باره می‏فرماید: یا اهل الکتاب، همه تتمه آن فرمان است، یعنی تتمه سخنی است که رسول الله(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) باید به مردم بگوید، در نتیجه حاصل آن فرمان چنین می‏شود: پس اگر زیر بار نرفتند بگو شاهد باشید ... و بگو ای اهل کتاب چرا بگو مگو می‏کنید ... و بگو ای اهل کتاب چرا به آیات خدا کفر می‏ورزید ... و بگو ای اهل کتاب چرا حق و باطل را به یکدیگر مشتبه می‏سازید ...، پس همه این آیات کلام رسول الله (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏3، ص: 395 و 396 قالب : تفسیری موضوع اصلی : اهل کتاب گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محاجه بیجا و جاهلانه یهود و نصارا بر سر انتساب ابراهیم(علیه السلام) به یهودیت و نصرانیت‏
محاجه در ابراهیم به این معنا است که هر یک از دو طرف محاجه ابراهیم را از خود بداند و از طرف دیگر نفی کنند، این بگوید: ابراهیم از ما است و از شما نیست، آن طرف دیگر هم بگوید از ما است و از شما نیست و اعتبارا هم باید اینطور باشد که اول منظورشان این بوده باشد که حقانیت خود را اثبات کنند، مثلا یهود بگوید: ابراهیم(علیه‏السلام) از ما است که کتاب آسمانی ما او را ستوده، نصارا هم در پاسخ بگویند: نه، ابراهیم داعی به سوی حق و خود بر دین حق بود و حق هم با ظهور عیسی ظاهر شده، پس ابراهیم از ما است ولی این بگو مگو در آخر به لجبازی و تعصب کشیده باشد، یهود گفته باشد: اصلا ابراهیم یهودی بوده، و نصارا گفته باشد خیر، نصرانی بوده.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏3، ص: 396 قالب : تفسیری موضوع اصلی : اهل کتاب گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رد روایتی که در شأن نزول آیه بیان شده است
در ذیل این آیه از ابن عباس روایت کرده‏ آمده که گفت: نصاراى نجران و احبار یهود نزد رسول خدا(ص) جمع شده، در حضورش به جدال و نزاع پرداختند، احبار یهود مى‏گفتند: ابراهیم به غیر از یهودیت کیشى نداشت، نصارا مى‏گفتند:خیر، او تنها نصرانى بود، خداى تعالى این آیه را در باره آنان نازل کرد: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْراهِیمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِیلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ ... وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ»(آل عمران/64 تا 68)، بعد از آنکه این آیه نازل شد ابو رافع قرظى که از یهودیان بنى قریظه بود گفت: اى محمد! آیا از ما مى‏خواهى که ما تو را بپرستیم، همانطور که نصارا عیسى بن مریم را مى‏پرستند؟ و مردى از نجران پرسید اى محمد آیا همین را مى‏خواهى؟ رسول خدا(ص) فرمود: معاذ اللَّه، از اینکه من غیر خدا را بپرستم و یا مردم را به عبادت غیر خدا وادار کنم، خدا مرا به چنین دستورى مبعوث نکرده و چنین دستورى به من نداده، در همین باره خداى تعالى در پاسخ آن دو نفر این آیه را نازل کرد: «ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ، ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ ... بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(آل عمران/79و80) یعنى هیچ بشرى ممکن نیست خداى تعالى کتاب و حکمت و نبوت به او بدهد، آن گاه او به مردم بگوید: به جاى بندگى خدا همه بندگان من باشید ... بعد از آنکه شما مسلمان بودید، آن گاه آیه 81 همین سوره مورد بحث را ذکر فرمود که در آن پیمانى آمده که خدا از ایشان و از پدرانشان گرفته، یعنى آیه «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ النَّبِیِّینَ ... مِنَ الشَّاهِدِینَ»(آل عمران/81).

علامه طباطبایی: این آیات یعنى آیه (79- 80) که مى‏فرماید: «ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ ...»(آل عمران/79) از نظر سیاق، هم بهتر و هم آسان‏تر با عیسى بن مریم(ع) انطباق دارد تا با رسول خدا(ص)، و توضیحش انشاء اللَّه در بحث پیرامون آن مى‏آید، پس اگر در روایت بالا شان نزول آن را رسول خدا ص دانسته، شاید استنباط و تطبیق خود ابن عباس بوده، علاوه بر اینکه اگر آیات در باره بگومگوى وارد در روایت نازل شده بود، مثل سایر بگومگوهایى که قرآن حکایت مى‏کند به صورت سؤال و جواب و یا به صورت حکایت و رد بیان مى‏کرد، و چون به این صورت بیان نکرده، معلوم مى‏شود داستان روایت بالا شان نزول آیات مذکور نیست.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏3، ص: 423 و 424 قالب : شأن نزول موضوع اصلی : اهل کتاب گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.