از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الحمدلله فاطر السموات والارض جاعل الملئکه رسلا اولی اجنحه مثنی و ثلاث و رباع یزید فی الخلق مایشاء ان الله علی کل شـئی قدیر): (ستایش مخصوص خدایی است که آسمانها و زمین را از عدم ایجاد کرد و فرشتگان رارسولانی بالدار نمود که دوبال ، سه بال یا چهار بال دارند و او هرچه بخواهد در خلقت اضافه می کند. همانا او بر هر امری تواناست .)(فطر) یعنی شکافتن از جهت طول و خداوند که موجودات را از کتم عدم به وجودآورده گویا عدم را شکافته و از درون آن آسمانها و زمین را به ایجادی ابتدائی و بدون الگو آفریده است و بکار بردن صفت فاطر برای دلالت بر استمرار است ، یعنی ایجادمستمر و فیض وجود دائمی و لاینقطع است و اگر یک لحظه فیض از ناحیه خدا قطع شود، همه چیز نابود خواهد شد.در ادامه به خلقت فرشتگان اشاره می کند، ملائکه ، موجوداتی مخلوقند که واسطه بین خداوند و عالم مشهود هستند و خدا آنها را موکل بر عالم تکوین و تشریع کرده است و قول و فعلشان مطابق امر الهی است .دراینجا خداوند آنها را دارای جناح توصیف فرموده یعنی وجود فرشتگان مجهزبه چیزی است که می توانند با آن مانند بال پرندگان از آسمان به زمین و از زمین به آسمان روند، و می فرماید بعضی از آنها دو بال برخی سه بال و برخی دیگر چهار بال دارند و از عبارت (یزید فی الخلق مایشاء) استفاده می شود که بعضی از ملائکه بیشتر ازچهاربال دارند و بعد درمقام تعلیل همه فرازهای قبل و یا فراز اخیر می فرماید خداوندبرانجام هر امری قادر است چون قدرت او نامتناهی و مطلق است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - تفسیر نمونه
آغاز این سوره - مانند سورههاى ((حمد)) و ((سبا)) و ((کهف )) - با حمد پروردگار شروع مى شود، حمد و ستایش او به خاطر آفرینش جهان پهناور هستى مى فرماید: ((حمد مخصوص ‍ خداوندى است که خالق آسمانها و زمین است ))، و همه نعمتها و مواهب هستى از وجود ذیجود او سرچشمه مى گیرد (الحمد لله فاطر السموات و الارض ).
((فاطر)) از ماده ((فطور)) در اصل به معنى شکافتن است ، و از آنجا که آفرینش موجودات همانند شکافته شدن ظلمت عدم ، و بیرون آمدن نور هستى است ، این تعبیر در مورد خلقت و آفرینش به کار مى رود، مخصوصا با توجه به علوم روز که مى گوید مجموعه عالم هستى در آغاز توده واحدى بوده که تدریجا شکافته شده ، و بخشهائى از آن جدا گردیده ، اطلاق کلمه ((فاطر)) بر ذات پاک خداوند مفهوم تازه تر و روشنترى به خود مى گیرد.
آرى او را به خاطر خالقیتش حمد و سپاس مى گوئیم ، چرا که هر چه هست از ناحیه اوست و هیچکس جز او چیزى از خود ندارد.
و از آنجا که تدبیر این عالم از سوى پروردگار - به حکم اینکه عالم ، عالم اسباب است - بر عهده فرشتگان گذارده شده ، بلافاصله از آفرینش آنها و قدرتهاى عظیمى که پروردگار در اختیارشان گذارده سخن مى گوید.
((خداوندى که فرشتگان را رسولانى قرار داد که داراى بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه اند)) (جاعل الملائکة رسلا اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع ).
سپس مى افزاید: خداوند هر چه بخواهد در آفرینش مى افزاید چرا که او بر هر چیزى قادر و توانا است (یزید فى الخلق ما یشاء ان الله على کل شى ء قدیر).
در اینجا سه سؤ ال مطرح است نخست اینکه رسالت ملائکه و فرشتگان که در آیه فوق آمده در چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعى است ؟، یعنى همان پیام آوردن از سوى خدا براى انبیا، یا رسالت تکوینى است ؟ یعنى به عهده گرفتن ماموریتهاى مختلف در جهان آفرینش ، چنانکه در بحث نکات به آن اشاره خواهد شد، و یا هر دو جهت است ؟
با توجه به اینکه در جمله قبل سخن از آفرینش آسمانها و زمین بود، و در جمله مورد بحث سخن از بالهاى متعدد فرشتگان است که نشانه هاى قدرت آنهاست ، و نیز با توجه به اینکه عنوان رسالت را براى همه فرشتگان قائل شده (توجه داشته باشید که الملائکه جمعى است که با الف و لام همراه است و معنى عموم مى دهد ) چنین به نظر مى رسد که رسالت در اینجا در معنى وسیع و گسترده اى به کار رفته که هم ((رسالت تشریعى )) را شامل مى شود و هم ((رسالت تکوینى )) را.
اطلاق رسالت بر ((رسالت تشریعى )) و آوردن پیام وحى به انبیاء در قرآن فراوان است ، ولى اطلاق آن بر ((رسالت تکوینى )) نیز کم نیست .
در آیه 21 سوره یونس مى خوانیم : ان ارسلنا یکتبون ما تمکرون : ((رسولان ما (فرشتگان ما) مکرهاى شما را مى نویسند)).
و در آیه 61 انعام میخوانیم : حتى اذا جاء احدکم الموت توفته رسلنا: ((تا زمانى که مرگ یکى از شما فرا رسد رسولان ما قبض روح او مى کنند)).
در آیه 31 سوره عنکبوت در مورد فرشتگانى که مامور در هم کوبیدن سرزمین قوم لوط بودند آمده است : و لما جائت رسلنا ابراهیم بالبشرى قالوا انا مهلکوا اهل هذه القریة ان اهلها کانوا ظالمین : ((هنگامى که رسولان ما نزد ابراهیم آمدند گفتند ما اهل این آبادى را هلاک خواهیم کرد چرا که مردمى ستمگرند)).
در آیات دیگر قرآن نیز مى بینیم ماموریتهاى مختلفى بر عهده فرشتگان گذاشته شده که رسالتهاى آنها محسوب مى شود بنا بر این رسالت مفهوم وسیعى دارد.
دیگر اینکه منظور از بالهاى فرشتگان آن هم بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه چیست ؟
بعید نیست منظور از بال و پر در اینجا قدرت جولان و توانائى بر فعالیت بوده باشد که بعضى از آنها نسبت به بعضى برتر و داراى توانائى بیشترند.
و لذا براى آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده که بعضى داراى چهار بال (مثنى - دو دو) و بعضى داراى شش بال و بعضى داراى هشت بالند.
((اجنحه )) جمع ((جناح )) (بر وزن جمال ) به معنى بال پرندگان است که همانند دست براى انسان مى باشد، و از آنجا که بال وسیله نقل و انتقال پرندگان و حرکت و فعالیت آنها است گاهى این کلمه در فارسى یا در عربى به عنوان کنایه از وسیله حرکت و اعمال قدرت و توانائى به کار مى رود، مثلا گفته میشود فلان کس بال و پرش سوخته شد کنایه از اینکه نیروى حرکت و توانائى از او سلب گردید، یا فلان کس را زیر بال و پر خود گرفت ، یا انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز کند، و امثال این تعبیرات که همگى بیانگر معنى کنائى این کلمه است .
در موارد دیگر نیز تعبیراتى مانند ((عرش )) و ((کرسى )) و ((لوح )) و ((قلم )) دیده مى شود که معمولا توجه به مفاهیم معنوى آنها است نه جسم مادى آن .
البته بدون قرینه نمى توان الفاظ قرآنى را بر غیر معانى ظاهرى آنها حمل کرد، اما در آنجا که پاى قرائن روشن در کار است مشکلى ایجاد نمى شود.
در بعضى از روایات آمده است : ((جبرئیل (پیک وحى خداوند) ششصد بال دارد! و هنگامى که با این حالت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) را ملاقات کرد ما بین زمین و آسمان را پر کرده بود))!.
یا اینکه ((خداوند فرشتهاى دارد که ما بین نرمى گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده اى (تیز پرواز) است ))!.
یا اینکه در نهج البلاغه هنگامى که سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در میان است ، مى فرماید:
و منهم الثابتة فى الارضین السفلى اقدامهم ، و المارقة من السماء العلیا اعناقهم ، و الخارجة من الاقطار ارکانهم ، و المناسبة لقوائم العرش ‍ اکتافهم :
((بعضى از فرشتگان چنان عظمت دارند که پاهایشان در طبقات پائین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر، ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه هایشان براى حمل عرش پروردگار متناسب است ))!.
پیدا است که این گونه تعبیرات را بر جنبه هاى جسمانى مادى نمى توان حمل کرد، بلکه بیانگر عظمت معنوى و ابعاد قدرت آنها است .
اصولا مى دانیم بال تنها براى حرکت در جو زمین به کار مى خورد، چرا که اطراف کره زمین را هواى فشرده گرفته ، و پرندگان به وسیله بالشان روى امواج هوا قرار مى گیرند، و مى توانند بالا و پائین بروند، ولى از محیط جو زمین که خارج شویم در آنجا که هوا نیست بال کوچکترین تاثیرى براى حرکت ندارد، و از این نظیر درست مانند سائر اعضاء مى باشد.
از این گذشته فرشته اى که پاهاى او در اعماق زمین و سر او از برترین آسمان بالاتر است نیازى به پرواز جسمانى ندارد!
بحث در اینکه ((فرشته )) جسم لطیف است یا از مجردات بحث دیگرى است که در نکات به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد، فعلا منظور آن است که بدانیم بال و پر آنها وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قرائن فوق براى این هدف به قدر کافى گویا است ، همانگونه که در بحث ((عرش )) و ((کرسى )) گفتیم این دو کلمه گرچه به معنى تختهاى ((پایه بلند)) و ((پایه کوتاه )) است اما مسلما منظور از آن قدرت پروردگار در ابعاد مختلف جهان مى باشد.
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) آمده است : الملائکه لا یاکلون و لا یشربون و لا ینکحون ، و انما یعیشون بنسیم العرش : فرشتگان نه غذا مى خورند و نه آب مى نوشند و نه ازدواج مى کنند، آنها تنها با نسیم عرش زنده اند!؟
سومین سؤ ال این است که آیا جمله یزید فى الخلق ما یشاء: ((هر چه بخواهد بر آفرینش خود مى افزاید)) اشاره به افزایش بال و پر فرشتگان است ، آنگونه که بعضى از مفسران گفته اند؟ و یا معنى وسیعى دارد که هم آن را شامل مى شود و هم سایر افزایشهائى که در آفرینش موجودات صورت مى گیرد؟
مطلق بودن جمله از یکسو، و بعضى از روایات اسلامى که در تفسیر آیات فوق وارد شده از سوى دیگر نشان مى دهد که معنى دوم مناسبتر است .
از جمله در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمده است که در تفسیر این جمله فرمود: هو الوجه الحسن ، و الصوت الحسن ، و الشعر الحسن : ((منظور صورت زیبا، و صداى زیبا، و موى زیبا است ))!.در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا، و قرأ یزید فى الخلق ما یشاء: قرآن را با صداى زیبا زینت بخشید، چرا که صداى خوب بر زیبائى قرآن مى افزاید، سپس این آیه را تلاوت فرمود یزید فى الخلق ما یشاء. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : منظور از بال فرشتگان همان نیروهای 4 گانه ازجمله جاذبه زمین نیروی الکترو مغناطیس انرژی هسته ائی ضعیف و انرژی هسته ائی قوی می باشد .
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيدابراهيم غياث الحسيني - تفسیر نور
این سوره در مکّه نازل شده و چهل و پنج آیه دارد.
«فاطر» یکى از صفات خداوند است که به معناى آفریننده مى‏باشد. نام این سوره از آیه اول آن گرفته شده که خداوند را به عنوان «فاطر السموات و الارض» معرّفى مى‏نماید.
همانند دیگر سوره‏هاى مکّى، سخن از مبدأ و معاد و مبارزه باشرک، محور اصلى مباحث این سوره را تشکیل مى‏دهد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : خیلی هم عالی
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داريوش بيضايي - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
قول تعالی: الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولی‏ أَجْنِحَةٍ مَثْنی‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ
سپاس خدایی را که آسمانها و زمین را بوجود آورده و فرشتگانی که بعضی دارای دو بال و برخی سه و یا چهار بال قدرت می باشند و در آفرینش آنها هر چه بخواهد می افزاید رسولان خود گردانیده و آن خدای بزرگ به انجام هر چیزی قادر و توانا است.

صاحبان ادیان و شریعت ها بدون استثنا همه عقیده دارند بر وجود مخلوقات لطیفی که دارای شعور و ادراک بوده و زمین و آسمان برای آنها یکسان و در یک چشم بهم زدن مسافات بعیده را طی می‌نمایند و اعمال عظیمه و گوناگون از ایشان صادر میشود و آن مخلوقات را در عرف دین فرشته می نامند.
محدث مجلسی در بحار الانوار می‌نویسد: امامیه و سایر فرق مسلمین, همه متفق هستند که موجوداتی بنام فرشته وجود دارد و ایشان اجسام نورانی و مجردی میباشند که بنابر حکمت و مصلحتی که مشیت الهی تعلق بگیرد به اشکال مختلفه و صورتهای گوناگون در می آیند.
فرشتگان از ماده خلق نشده اند بلکه آنها از سنخ شعور و دارای عقل و تدبیر و حدود معینه و قدرت و قوت مافوق تصور هستند و از این لحاظ بر آنها اطلاق جسم نمیشود اما متحیز نبوده و دارای ابعاد سه گانه طول و عرض و ارتفاع نمی باشند.
و مراد از اجنحه (بال) در این آیه شریفه و احادیث وارده حدود معینه و سیر فرشتگان است زیرا سیر هر یک از آنها در حدود معینی است و جناح هر چیز حدود و اطراف آنست و مردم عوام و بی اطلاع از کلمه جناح معنای ظاهر آن که بال و پر است استنباط نموده و فرشتگان را بصورت دختران بالدار می‌کشند و شاید منشا این خرافات عقیده باطله پارسیان قدیم است که برای تجسم فروهر رب النوع موهوم, آن را بشکل دختری بالدار نقاشی می‌نمودند.
در وصف فرشتگان احادیث بسیاری در دست است از آن جمله:
طبرسی در احتجاج از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده فرمود: ”شما مردم نمیتوانید با حواس ظاهره خود فرشتگان را مشاهده کنید زیرا از جنس هوا هستند و تمیز و تشخیص آنها برای شما مقدور نیست اگر خداوند قوای دیدگان شما را بیفزاید بطوریکه بتوانید آنها را مشاهده کنید خواهید گفت که ایشان نیز مانند بشرند”.
از این حدیث بخوبی فهمیده میشود که فرشتگان اجسام لطیفه و نامرئی و محدود بوده تا در فضا تمیز داده نشوند و چشم انسان در حالات عادی جز اجسام کثیفه موجوده و محسوس چیز دیگری را درک نکرده و مشاهده نمینماید.
حضرت صادق(ع) فرمود خداوند فرشتگان متفاوت و مختلف آفریده و پیغمبر اکرم(ص) جبرئیل را با ششصد بال دید که فضای میان آسمان و زمین را فرا گرفته بود و فرمود هر وقت خداوند به میکائیل امر کند که به زمین فرود آید یک پای او در آسمان هفتم و پای دیگرش در طبقه هفتم زمین است و نیز خداوند فرشتگانی را خلق فرموده که نصف آنها از برف و نصف دیگرشان از آتش است و میگویند ای خدایی که میان آتش و برف الفت برقرار فرموده ای ,دلهای ما را بر طاعتت استوار و ثابت گردان و فرمود فرشتگان خوردن و آشامیدن و نکاح ندارند و زندگانی آنها با نسیم عرش تامین میشود بعضی از فرشتگان پیوسته در حال رکوع و گروهی همواره در خال سجود و عده ای در قیام هستند و نهایت در روز قیامت خیل فرشتگان از تمام موجودات بیشتر است.
در ادامه حضرت صادق صادق(ع) فرمودند در هر شبانه روز هفتاد هزار فرشته به زمین فرود آیند اول بدور خانه کعبه طواف کنند و سپس بزیارت رسول اکرم(ص) میروند و بعد از آن امیرالمومنین(ع) را زیارت نموده و از آنجا به کربلا رفته و تا سحر در کنار قبر حضرت امام حسین (ع) توقف می‌نمایند و موقع طلوع فجر بسوی عرش پروردگار بالا میروند و این دسته دیگر به زمین بر نمی‌گردند و همچنین فرمود: خداوند جبرئیل و اسرافیل و میکائیل را از یک تسبیح بیافرید و آنها را سمیع و بصیر نمود و عقل نیکو و سرعت انتقال و عمل و فهم به ایشان عطا فرمود.
امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه می‌فرماید:
خداوند بعضی از فرشتگان را آفرید در آسمان سکنی داد و لذا آنها سستی و غفلت و نافرمانی ندارند و از خلایق دیگر داناترند و دعا فرمود: ”ای خداوند بزرگ آن فرشتگان نزدیک ترند بسوی تو از سایر مخلوقات و به طاعات عمل کنند و نه خواب میروند و نه سستی و سهو و فراموشی دارند. آن فرشتگان چون انسان از صلب پدران به رحم مادران منتقل نشده اند و آنها از آب گندیده خلق نکرده ای بلکه به مشیت و قدرت اراده ایجاد فرمودی و در آسمان منزل دادی و آنها را گرامی داشته و امین وحی خود ساخته و آنانرا از آفات و بلیات نگاه داشتی و ایشان را از معصیت و کناه مصون نمودی, تسبیح و تقدیس میکنم چنین خالقی را و پرستش می‌نمایم شما را ,ای خداوند بزرگ چقدر نیکو است امتحان و ابتلا و آزمایش شما نزد آفریدگانت.
و نیز آن حضرت در خطبه معروف باشباح در وصف فرشتگان و انواع آنها فرموده اند: بعضی از ایشان در لطافت مانند ابر و در عظمت و بزرگی چون کوه های مرتفع و در آرامی و سکوت مثل تاریکی بسیار سیاه هستند و بعضی دیگر با یکی و دو گام حدود زمین را می‌پیمایند و اثر قدم آنها به منزله پرچمهای سفیدی است که در مواضع خرق هوا و شکاف آن فرو رفته است و زیر پرچمها بادی پاکیزه و ساکن قرار دارد که تا مکانی که آن فرشته قرار دارد منتهی میشود.
از این فرمایشات این نظایر ظاهر میشود که مراد از جناح فرشتگان بال و پر نبوده بلکه حدود قدرت سیر و قوای ادراک آنان می‌باشد و اگر در شرع تعبیر به جناح و یا سر و قدم شده برای نشان دادن و تشبیه نمودن امور غیر محسوسه است با اشیا محسوس و قابل درک و بیان عبارات ساده و مختصر و بیان رسا برای فهمیدن عوام و از این قبیل تعبیرات شرعیه در امور غیر محسوسه بطریق مثل بسیار است چنانچه در سوره نور پروردگار پس از آنکه ذات اقدس خود را به نور تشبیه و تمثیل نموده می‌فرماید:
الله نور السموات و الارض
و تصریحا می‌فرمایند: و یضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون
یعنی خداوند برای مردم مثل هایی میزند تا متذکر شده و آگاه کردند و چون بال پرندگان سبب سیر آنها است و همچنین سر و یا قدم معرف و مشخص اول و آخر میباشند از این نظر سرعت سیر فرشتگان را ببال و ابتدا و انتهای مسیر آنان را به سر و قدم تعبیر فرموده و حدود مختلفه و جهات عدیده و قوای متشتته فرشتگان را به سرها و بال ها و صورتها و دیدگان و غیره مثل زده و از جهت تشعب قوا در اجسام آنها به شاخ تشبیه فرموده است و چون بعضی از فرشتگان دارای قوای متناقض و متضاد مانند قوه جاذبه و دافعه و سالبه و موجبه هستند که علما و دانشمندان عصر حاضر هم نیز برای قوانین حرکات کرات عین همین قوا را فرض و اثبات میکنند لذا برای فهماندن موضوع قوای مورد بحث را, به آتش و یخ تعبیر و توجیه کرده اند.
و از این بیانات و شرح مطالب گفته شده چنین معلوم میشود آنچه در احادیث ذکر شده فرشتگان, آسمانها را در مدتی کمتر از چشم بهم زدن سیر می‌نمایند و نسبت به چگونگی و کیفیت خلقت ایشان امر عجیبی نیست زیرا آنها لطیف و فاقد جسم میباشند و در تمام مواد موجود در جو و فضا نفوذ داشته و مسافات بعیده را با سرعت شگفت آوری طی می‌نمایند و فرشتگان قابل مقایسه با موجودات و اجسام محسوسه نیستند چه هر جسم ثقلیلی که در نظر ما سنگین و غیر قابل حرکت و تحول باشد, نقل و انتقال و حرکت دادن آنها برای فرشتگان سهل و آسانست و نفوذ آنها در اجسام مادی از جهت لطافت ذات ایشان بوده و همین قابلیت نفوذ سبب میشود که عالم ماده را بسرعت غیر قابل تصور و بدون لحظه ای توقف و درنگ طی نمایند و هر جسم ثقیلی را بهر نقطه که خواسته باشند به یک لحظه انتقال دهند, چنانچه امیرالمومنین(ع) و یوشع بن نون آفتاب را از سیر عادی خود برگردانیدند و برگردانیدن آن برای فرشته موکل خورشید آسانتر از آن است که شخص صورت خود را از طرفی بطرف دیگر بگرداند, زیرا آفتاب دو نوع فرشته دارد یکی جاذب و دیگری دافع و در احادیث هم به آن تصریح شده است و تمام آن فرشتگان با اراده و اختیارند و همینکه از جانب پروردگار اراده و امر صادر شود فرشته جاذب به امر خدا دافع میشود و فرشته دافع جاذب میگردد لذا رد شمس و برگردانیدن آفتاب برای فرشتگان به امر الهی بسیار عادی و سهل و آسانست و تمام معجزات انبیا که در لسان شرح و احادیث وارد شده مانند حرکت دادن بساط حضرت سلیمان و احضار تخت بلقیس بیک چشم برهمزدن و از این قبیل اموری معقول و امکان پذیر میباشد و بطور قطع و مسلم حقیقت پیدا کرده و واقع شده و چنانچه بخواهیم تمام اوصاف فرشتگان و انواع آنها و اخبار وارده در این باب بیان کنیم محتاج یکتاب جداگانه ای خواهد بود و برای فهمیدن خوانندگان گرامی به همین مختصر اکتفا نمودیم. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.