از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده ):(هر کجا باشیدمرگ شما را در می یابد، اگر چه در بناهای استوار و بلند باشید)،(بروج )جمع برج به معنای بنائی است که در چهار کنج قلعه ها بنا می کنند و بنیان آن را محکم می سازند ،تا بتوانند در آن برجها دشمن را دفع کنند، (مشیده )از ریشه (تشیید) به معنی رفعت و بلندی است ،به هر حال آیه شریفه در مقام تمثیل است ومی فرماید: مرگ سرنوشتی محتوم است که گریبانگیر همه ابناء بشر خواهد شد،اگر چه شما به منظور فرار از آن به محکم ترین پناهگاهها پناهنده شوید،بنا براین دیگرجای آن نیست که توهم کنید ،اگر در جنگ و قتال حاضر نشوید از خطرمرگ رهایی می یابید، چون مرگ به هر حال خواهد آمد، (وان تصبهم حسنه یقولوا هذه من عند الله وان تصبهم سیئه یقولوا هذه من عندک قل کل من عندالله فمال هؤلاء القوم لا یکادون یفقهون حدیثا):(و اگر خیری به آنها برسد،می گویند: این از جانب خداست و اگر شری به آنها برسد می گویند:این شر ازناحیه توست ، بگو: همه از جانب خداست ،پس این گروه را چه شده است که به هیچ وجه بنا ندارند چیزی را درک کنند و بفهمند؟)،این آیه در بیان دو لغزش دیگر از بعضی از مسلمانان است و این اعتراضات نوظهور نیست ، بلکه یهود هم چنین ایراداتی را به انبیاء خود می گرفتند و چنانکه قرآن می فرماید:(تشابهت قلوبهم )(16)، یعنی افکار و قلبهای آنها با هم شباهت دارد. به هر حال از سیاق آیه بدست می آید که منظور از حسنه پیشامدهای خوب مثل فتح و پیروزی و غنیمت و منظور از (سیئه )پیشامدهای بد مثل کشته شدن ومجروح گشتن و گرفتار و اسیر شدن است و اینها حوادث خوب را به خدا نسبت می دادند و حوادث بد را به پیامبر خدا(ص )نسبت می دادند ،حال یا از راه تطیر وفال بد زدن و یا از باب نسبت دادن ضعف مدیریت و تدبیر به آن جناب بوده است ، در حالیکه شخص مؤمن باید بداند که همه حوادث از اراده خدا ناشی می شود و این حوادث را ناظم نظام تکوین ردیف می نماید که همه موجودات در ایجاد و بقاء و افعال و حوادثی که برای آنهاحادث می شود منقاد ومطیع اوهستند، سپس در مقام تعجب از جمود فکری و خمود فهم آنها که نمی توانند این حقیقت رادرک کنند، می فرماید: اینهاراچه شده است که هیچ مطلبی رانمی فهمند؟ [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابوذر مالکي - تفسیر نمونه
با توجه به آیات قبل و آیات بعد، چنین استفاده مى شود: این دو آیه نیز مربوط به جمعى از منافقان است که در صفوف مسلمانان جاى گرفته بودند.
همان طور که در آیات قبل خواندیم، آنها از شرکت در میدان جهاد وحشت داشتند و هنگامى که دستور جهاد صادر گردید ناراحت شدند، قرآن به آنها در برابر این طرز تفکر سه پاسخ مى گوید:
پاسخ اول همان بود که در آیه قبل گذشت، که اینها از مردم بیشتر از خدا مى ترسند.
و پاسخ دوم این که: زندگى دنیا زودگذر است و پاداش هاى جهان دیگر براى پرهیزکاران بهتر.
و پاسخ سوم این است که در آیه مورد بحث مى خوانیم و آن این که: فرار از مرگ چه سودى براى شما مى تواند داشته باشد؟ شما در هر کجا که باشید مرگ به دنبالتان مى شتابد و بالاخره روزى شما را در کام خود فرو خواهد برد، حتى اگر در برج هاى محکم باشید، پس چه بهتر که این مرگ حتمى و اجتناب ناپذیر در یک مسیر سازنده و صحیح همچون جهاد انسان را دریابد، نه بیهوده و بى اثر.
مى فرماید: «هر کجا باشید مرگ شما را مى گیرد، اگر چه در برج هاى محکم باشید» (أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی بُرُوج مُشَیَّدَة).
جالب توجه این که: در آیات متعددى از قرآن مجید همانند آیه 99 سوره «حجر» و آیه 47 سوره «مدثر» از مرگ تعبیر به «یقین» شده است، اشاره به این که: هر قوم و جمعیتى، هر عقیده اى داشته باشند و هر چیز را بتوانند انکار کنند، این واقعیت را نمى توانند منکر شوند که زندگى بالاخره پایانى دارد، و از آنجا که بعضى از افراد به خاطر عشق به حیات، و یا به گمان این که: مرگ را با فنا و نابودى مطلق مساوى مى دانند، همواره از نام آن و مظاهر آن گریزانند.
این آیات به آنها هشدار مى دهد و آیه مورد بحث با تعبیر (یُدْرِکْکُم) به آنها گوشزد مى کند که: فرار از این واقعیت قطعى عالم هستى، بیهوده است; زیرا معنى ماده «یُدْرِکْکُم» این است که: کسى از چیزى فرار کند و آن به دنبالش بدود و بدون تردید اگر مرگ در پى کسى درآید، او را خواهد گرفت.
امیر مؤمنان(علیه السلام) در «نهج البلاغه» مى فرماید: اِذا کُنْتَ فِى اِدْبار وَ الْمَوْتُ فِى اِقْبال، فَما أَسْرَعَ الْمُلْتَقى!: «هنگامى که تو عقب مى روى و مرگ به جلو مى آید، چه زود با یکدیگر ملاقات خواهید کرد»!.
در آیه 8 سوره «جمعه» نیز این حقیقت به صورت آشکارترى بیان شده، مى فرماید: قُلْ اِنَّ الْمَوْتَ الَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَاِنَّهُ مُلاقِیْکُمْ: «بگو: مرگى که از آن فرار مى کنید بالاخره به شما مى رسد».
آیا با توجه به این واقعیت، عاقلانه است انسان خود را از صحنه جهاد و نیل به افتخار شهادت کنار بکشد، و در خانه در میان بستر بمیرد؟
به فرض که با عدم شرکت در جهاد، چند روز بیشترى عمر کند و مکررات را تکرار نماید و از پاداش هاى مجاهدان راه خدا بى بهره شود، آیا این به عقل و منطق نزدیک است؟!
اصولاً مرگ یک واقعیت بزرگ است و باید براى استقبال از مرگ توأم با افتخار آماده شد.
نکته دیگرى که باید به آن توجه داشت این است: آیه فوق مى گوید: «هیچ چیز حتى برج هاى محکم» (بُرُوج مُشَیَّدَة) نمى تواند جلو مرگ را بگیرد، سرّ آن نیز روشن است; زیرا مرگ بر خلاف آنچه تصور مى کنند از بیرون وجود انسان نفوذ نمى کند، که معمولاً از درون انسان سرچشمه مى گیرد; چرا که استعدادهاى دستگاه هاى مختلف بدن خواه و ناخواه، محدود است، و روزى به پایان مى رسد.
البته مرگ هاى غیر طبیعى از بیرون به سراغ انسان مى آیند، ولى مرگ طبیعى از درون، و لذا برج هاى محکم و قلعه هاى استوار نیز نمى توانند مانع آن شوند.
درست است که قلعه هاى محکم گاهى جلو مرگ هاى غیر طبیعى را مى گیرند، ولى بالاخره چه سود؟ مرگ را به طور کلّى نمى توانند از بین ببرند، چند روز دیگر مرگ طبیعى به سراغ آدمى خواهد آمد.
قرآن به دنبال آن، در ذیل همین آیه به یکى دیگر از سخنان بى اساس و پندارهاى باطل منافقان اشاره کرده که هر گاه به پیروزى برسند و نیکى ها و حسناتى به دست آورند، مى گویند: از طرف خدا است، یعنى ما شایسته آن بوده ایم که خدا چنین مواهبى را به ما داده، مى فرماید: «اگر به آنها حسنه اى برسد مى گویند: از ناحیه خدا است» (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ).
ولى هنگامى که شکستى دامنگیر آنها شود و یا در میدان جنگ آسیبى ببینند، مى گویند: «اینها بر اثر سوء تدبیر و عدم کفایت نقشه هاى نظامى تو بوده است» (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یـَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ) و مثلاً شکست جنگ اُحُد را معلول همین موضوع مى پنداشتند.
بعضى از مفسران احتمال داده اند: آیه فوق درباره یهود است، و منظور از «حسنة» و «سیئة» همه حوادث خوب و حوادث بد است; زیرا یهود به هنگام ظهور پیامبر(صلى الله علیه وآله) حوادث خوب زندگانى خود را به خدا نسبت مى دادند و حوادث بد را از قدم پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى پنداشتند.
ولى ارتباط آیه با آیات قبل و بعد که درباره منافقان است نشان مى دهد: این آیه بیشتر مربوط به آنها است.
در هر حال، قرآن به آنها پاسخ مى گوید که: از نظر یک موحّد و خداپرست تیزبین، همه این حوادث، پیروزى ها و شکست ها از ناحیه خدا است که بر طبق لیاقت ها و ارزش هاى وجودى مردم به آنها داده مى شود، مى فرماید: «بگو: همه اینها از ناحیه خدا است» (قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ).
و در پایان آیه به عنوان اعتراض به عدم تفکر و تعمق آنها در موضوعات مختلف زندگى مى گوید: «پس چرا اینها حاضر نیستند حقایق را درک کنند»؟! (فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي -
با توجه به آیات قبل و آیات بعد چنین استفاده مى شود که این دو آیه نیز مربوط به جمعیتى از منافقان است که در صفوف مسلمانان جاى گرفته بودند، همانطور که در آیات قبل خواندیم ، آنها از شرکت در میدان جهاد وحشت داشتند و هنگامى که دستور جهاد صادر گردید ناراحت شدند، به آنها در برابر این طرز تفکر دو پاسخ مى گوید: پاسخ اول همان بود که در آخر آیه قبل گذشت . قل متاع الدنیا قلیل و الاخرة خیر لمن اتقى : ((بگو زندگى دنیا زودگذر است و پاداشهاى جهان دیگر براى پرهیزکاران بهتر)). پاسخ دوم همان است که در آیه مورد بحث مى خوانیم و آن اینکه فرار از مرگ چه سودى مى تواند براى شما داشته باشد، ((در حالى که در هر کجا باشید مرگ به دنبال شما مى شتابد و بالاخره روزى شما را در کام خود فرو خواهد برد حتى اگر در برجهاى محکم باشید)) پس چه بهتر که این مرگ حتمى و اجتناب ناپذیر در یک مسیر سازنده و صحیح همچون جهاد صورت گیرد، نه بیهوده و بى اثر. (اینما تکونوا یدرککم الموت ولوکنتم فى بروج مشیدة ) جالب توجه اینکه در آیات متعددى از قرآن مجید همانند آیه 99 سوره حجر و آیه 48 مدثر از مرگ تعبیر به ((یقین )) شده است ، اشاره به اینکه هر قوم و جمعیتى ، هر عقیده اى داشته باشند و هر چیز را بتوانند انکار کنند، این واقعیت را نمى توانند منکر شوند که زندگى بالاخره پایانى دارد، و از آنجا که افراد انسان به خاطر عشق به حیات ، و یا به گمان اینکه مرگ را با فنا و نابودى مطلق مساوى مى دانند همواره از نام آن و مظاهر آن گریزانند این آیات هشدارى به آنها مى دهد و در آیه مورد بحث با تعبیر ((یدرککم )) به آنها گوشزد مى کند که فرار کردن از این واقعیت قطعى عالم هستى بیهوده است ، زیرا معنى ماده ((یدرککم )) این است که کسى از چیزى فرار کند و آن به دنبالش بدود. در آیه 8 سوره جمعه نیز این حقیقت به صورت آشکارترى بیان شده : قل ان الموت الذى تفرون منه فانه ملاقیکم : ((بگو مرگى که از آن فرار مى کنید بالاخره به شما میرسد.)) آیا با توجه به این واقعیت عاقلانه است که انسان خود را از صحنه جهاد و نیل به افتخار شهادت کنار بکشد و در خانه در میان بستر بمیرد! به فرض که با عدم شرکت در جهاد چند روز بیشترى عمر کند و مکررات را تکرار نماید و از پاداشهاى مجاهدان راه خدا بى بهره شود، به عقل و منطق نزدیک است ؟! اصولا مرگ یک واقعیت بزرگ است و باید براى استقبال از مرگ توام با افتخار آماده شد. نکته دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که آیه فوق مى گوید: هیچ چیز حتى برجهاى محکم (بروج مشیدة ) <119> نمى تواند جلو مرگ را بگیرد، سر آن نیز روشن است ، زیرا مرگ بر خلاف آنچه تصور مى کنند از بیرون وجود انسان نفوذ نمى کند بلکه معمولا از درون انسان سرچشمه مى گیرد، چون استعدادهاى دستگاههاى مختلف بدن خواه و ناخواه محدود است ، و روزى به پایان مى رسد، البته مرگهاى غیر طبیعى از بیرون به سراغ انسان مى آیند، ولى مرگ طبیعى از درون ، و لذا برجهاى محکم و قلعه هاى استوار نیز نمى تواند اثرى روى آن داشته باشد. درست است که قلعه هاى محکم گاهى جلو مرگهاى غیر طبیعى را مى گیرند ولى بالاخره چه سود! مرگ را به طور کلى نمى توانند از بین ببرند، چند روز دیگر مرگ طبیعى به سراغ آدمى خواهد آمد. سرچشمه پیروزیها و شکستها : قرآن در ذیل همین آیه بیکى دیگر از سخنان بى اساس و پندارهاى باطل منافقان اشاره کرده مى گوید: ((آنها هر گاه به پیروزى برسند و نیکیها و حسناتى به دست آورند مى گویند از طرف خدا است )) یعنى ما شایسته آن بوده ایم که خدا چنین مواهبى را به ما داده . (و ان تصبهم حسنة یقولوا هذه من عندالله ) ولى هنگامى که شکستى دامنگیر آنها شود و یا در میدان جنگ آسیبى ببینند مى گویند: ((اینها بر اثر سوء تدبیر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و عدم کفایت نقشه هاى نظامى او بوده است )) و مثلا شکست جنگ احد را معلول همین موضوع مى پنداشتند. (و ان تصبهم سیئة یقولوا هذه من عندک ) بعضى از مفسران احتمال داده اند که آیه فوق درباره یهود است ، و منظور از ((حسنة )) و ((سیئة )) همه حوادث خوب و حوادث بد است ، زیرا یهود به هنگام ظهور پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حوادث خوب زندگانى خود را به خدا نسبت مى دادند و حوادث بد را از قدم پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى پنداشتند، ولى ارتباط آیه با آیات قبل و بعد که درباره منافقان است نشان مى دهد که این آیه بیشتر مربوط به آنها است . در هر حال قرآن به آنها پاسخ مى گوید که از نظر یک موحد و خداپرست تیزبین همه این حوادث و پیروزیها و شکستها از ناحیه خدا است که بر طبق لیاقتها و ارزشهاى وجودى مردم به آنها داده مى شود (قل کل من عند الله ). و در پایان آیه به عنوان اعتراض به عدم تفکر و تعمق آنها در موضوعات مختلف زندگى مى گوید: ((پس چرا اینها حاضر نیستند حقایق را درک کنند.)) (فمال هولاء القوم لا یکادون یفقهون حدیثا). سپس در آیه بعد چنین مى فرماید: ((تمام نیکیها و پیروزى ها و حسناتى که به تو مى رسد از ناحیه خدا است و اگر آنچه از بدیها و ناراحتیها و شکستها دامنگیر تو میشود از ناحیه خود تو است ))! (ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سیئة فمن نفسک ). و در پایان آیه به آنها که شکستها و ناکامیهاى خود را به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نسبت مى دادند و به اصطلاح اثر قدم پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى دانستند پاسخ مى گوید که ما تو را فرستاده خود به سوى مردم قرار دادیم و خداوند گواه بر این مطلب است و گواهى او کافى است آیا ممکن است فرستاده خدا سبب شکست و ناکامى و بدى براى مردم باشد. (و ارسلناک للناس رسولا و کفى بالله شهیدا). پاسخ به یک سوال مهم مطالعه این دو آیه که در قرآن پشت سر هم قرار گرفته است سوالى را در ذهن ترسیم مى کند که چرا در آیه اول ، همه نیکیها و بدیها (حسنات و سیئات ) به خدا نسبت داده شده ، در حالى که آیه دوم فقط نیکیها را به خدا نسبت مى دهد و بدیها و سیئات را به مردم ؟! قطعا در اینجا نکته اى نهفته است و گرنه چگونه ممکن است دو آیه پشت سر همدیگر اختلاف به این روشنى داشته باشد؟ با مطالعه و دقت در مضمون دو آیه به چند نکته برخورد مى کنیم که هر کدام مى تواند پاسخ جداگانه اى به این سوال بوده باشد: 1 - اگر سیئات و بدیها را تجزیه و تحلیل کنیم داراى دو جنبه هستند یکى جنبه مثبت ، دیگرى جنبه منفى ، و همین جنبه منفى آن است که قیافه سیئه به آن مى دهد و به شکل زیان نسبى در مى آورد. براى مثال : انسانى که بوسیله سلاح گرم یا سرد بى گناهى را به قتل مى رساند مسلما مرتکب سیئه اى شده است ، اکنون عوامل وجود این کار بد را بررسى مى کنیم در میان این عوامل قدرت انسان ، فکر انسان ، قدرت یک اسلحه سرد یا گرم ، نشانه گیرى صحیح ، استفاده از فرصت مناسب ، تاثیر و قدرت گلوله دیده مى شود که تمام اینها جنبه هاى مثبت قضیه است ، زیرا همه آنها مى توانند مفید و سودمند واقع شوند و اگر در مورد خود به کار گرفته شوند مشکلات بزرگى را حل مى کنند، تنها جنبه منفى قضیه آن است که تمام این قدرتها و نیروها در غیر مورد خود بکار گرفته شده است مثلا به جاى اینکه به وسیله آنها دفع خطر حیوان درنده و یا یک قاتل جانى و خطرناک شده باشد در مورد انسان بیگناهى به کار رفته است ، همین جنبه منفى اخیر است که آن را به صورت سیئة در مى آورد، و الا نه قدرت نشانه گیرى انسان چیز بدى است و نه نیروى باروت و نفوذ گلوله ، همه اینها منابع قدرتند و در مورد خود قابل استفاده فراوان . بنابراین اگر ملاحظه مى کنیم در آیه اول تمام حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است که تمام منابع قدرت حتى قدرتهائى که از آن سوء استفاده مى شود، از ناحیه خدا است و سرچشمه قسمتهاى سازنده و مثبت او است ، و اگر در آیه دوم سیئات به مردم نسبت داده شده است اشاره به همان جنبه هاى منفى قضیه و سوء استفاده از مواهب و قدرتهاى خدادادى است ، و این درست به آن مى ماند که پدرى سرمایه اى به فرزند خود براى ساختن خانه خوبى بدهد، ولى او آن را در راه مواد مخدر و فساد و تبهکارى و یا دائر کردن خانه و مرکز فساد به کار اندازد، شکى نیست که او از نظر اصل سرمایه مدیون پدر است ولى از نظر سوء استفاده ، مستند به خود او است . 2 - ممکن است آیه شریفه اشاره به مسئله ((الامر بین الامرین )) بوده باشد که در بحث جبر و تفویض به آن اشاره شده است و خلاصه آن این است که همه حوادث جهان حتى اعمال و افعال ما خواه حسنه باشد یا سیئه ، خوب باشد یا بد از یک نظر مربوط به خدا است زیرا او است که به ما قدرت داده و اختیار و آزادى اراده بخشیده است ، بنابراین آنچه ما اختیار مى کنیم و با آزادى اراده انتخاب مى نمائیم بر خلاف خواست خدا نیست ، ولى در عین حال اعمال ما به ما نسبت دارد و از وجود ما سرچشمه مى گیرد زیرا عامل تعیین کننده عمل ، اراده و اختیار ما است ، و به همین دلیل ما در برابر اعمالمان مسئولیم ، و استناد اعمال ما به خدا آنچنان که اشاره شد از ما سلب مسئولیت نمى کند و موجب عقیده جبر نیست . بنابراین آنجا که مى فرماید: حسنات و سیئات از خدا است ، اشاره مى کند به همان فاعلیت خداوند نسبت به همه چیز، و آنجا که مى فرماید : سیئات از شما است ، اشاره به فاعلیت ما و مسئله اراده و اختیار ما مى کند و در واقع مجموع دو آیه ، مسئله ((امر بین الامرین )) را ثابت مى کند (دقت کنید). 3 - تفسیر دیگرى که براى این دو آیه وجود دارد و در اخبار اهلبیت (علیهم السلام ) نیز به آن اشاره شده است این است که : منظور از سیئات ، کیفرهاى اعمال و مجازات و عقوبات معاصى است ، شکى نیست که این کیفرها از ناحیه خداوند است ، ولى چون نتیجه اعمال و افعال بندگان مى باشد از این جهت گاهى به بندگان نسبت داده میشود و گاهى به خداوند، و هر دو صحیح است ، مثلا صحیح است گفته شود قاضى دست دزد را قطع مى کند، و نیز صحیح است که گفته شود این خود دزد است که دست خود را قطع مى نماید!.
پاورقی :
119-«مشیدة» در اصل از ماده «شید» (بر وزن شیر) به معنی گچ و مواد محکم دیگری است که برای استحکام بنا در آن به کار می برند ، و از آنجا که در آن عصر و زمان معمولا محکمترین ماده برای استحکام بنا گچ بوده بیشتر به این ماده اطلاق می شده است ، بنابراین «بروج مشیدة به معنی قلعه های محکم است و اگر می بینیم مشیدة به معنی مرتفع و طولانی آمده آن هم نیز به خاطر این است که بدون استفاده کردن از گچ و مانند آن هیچگاه نمی توانستند بناهای مرتفع و طولانی بسازند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : تفسیر مربوط به آیات 78 و 79 می‌باشد.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
این آیه، هم تشویقى به جهاد و نترسیدن از مرگ در جبهه‏ى درگیرى است و هم پاسخى به فال بد زدنهاى منافقان است، که بجاى بررسى و فهم درست مسائل، تلخى‏ها و شکست‏ها را به گردن پیامبر خدا مى‏اندازند. 1- با توجّه به قطعى و حتمى بودن مرگ، فرار از جنگ چرا؟ «اینما تکونوا...» 2- بدنام کردن رهبر، از شیوه‏هاى منافقان است. «هذه من عندک» 3- نباید با سلب مسئولیّت از خود، لغزشها را توجیه کرد و گناهان خود را به گردن دیگرى انداخت. «یقولوا هذه من عندک» 4- پیروزى و شکست، مرگ و حیات، تلخى‏ها وشیرینى‏ها همه در مدار مقدرات حکیمانه خداست. «کلّ من عنداللّه» 5 - منشأ همه‏ى حوادث تلخ وشیرین خداست، نه آنچه ثنویّت مى‏گوید و اهریمن ویزدان را مطرح مى‏کند. «کلّ من عنداللّه» 6- منافقان عناد دارند و سخن حقّ را در نمى‏یابند. «لایکادون یفقهون حدیثاً» 7- خداوند را محور همه چیز دانستن (توحید افعالى) نیازمند تفکّر دقیق و عمیق است. «یفقهون» 8 - کسى که توحید و محوریّت خدا را درک نکند، هیچ یک از معارف را درک نمى‏کند. «لایفقهون حدیثاً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
قرئ ( یدرککم ) بالرفع و قیل : هو علی حذف الفاء ، کأنه قیل : فیدرککم الموت ، و شبه بقول القائل * من یفعل الحسنات الله یشکرها * و یجوز أن یقال : حمل علی ما یقع موقع ( أینما تکونوا ) ، و هو أینما کنتم ، کما حمل " و لا ناعب " علی ما یقع مو قع " لیسوا مصلحین " و هو لیسوا بمصلحین ، فرفع کما رفع زهیر : * یقول لا غائب مالی و لا حرم * و هو قول نحوی سیبوی . و یجوز أن یتصل بقوله ( و لا تظلمون فتیلا ) أی و لا تنقصون شیئا مما کتب من آجالکم أینما تکونوا فی ملاحم حروب أو غیرها ، ثم ابتدأ قوله ( یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیدة ) و الوقف علی هذا الوجه علی أینما تکونوا. و البروج : الحصون . مشیدة مرفعة . و قرئ ( مشیدة ) من شاد القصر إذا رفعه أو طلاه بالشید و هو الجص . و قرأ نعیم بن میسرة ( مشیدة ) بکسر الیاء و صفا لها بفعل فاعلها مجازا کما قالوا : قصیدة شاعرة ، و إنما الشاعر فارضها . السیئة تقع علی البلیة و المعصیة : و الحسنة علی النعمة و الطاعة . قال الله تعالی ( و بلوناهم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون ) و قال : ( إن الحسنات یذهبن السیَت ) . و المعنی : و إن تصبهم نعمة من خصب ورخاء نسبوها إلی الله ، و إن تصبهم بلیة من قحط و شدة أضافوها إلیک و قالوا : هی من عندک ، و ما کانت إلا بشؤمک ، کما حکی الله عن قوم موسی : ( و ان تصبهم سیئة یطیروا بموسی و من معه ) و عن قوم صالح : ( قالوا اطیرنا بک و بمن معک ) و روی عن الیهود لعنت أنها تشاءمت برسول الله صلی الله علیه و سلم فقالوا : منذ دخل المدینة نقصت ثمارها و غلت أسعارها، فرد الله علیهم ( قل کل من عند الله ) یبسط الأرزاق و یقبضها علی حسب المصالح ( لا یکادون یفقهون حدیثا ) فیعلموا أن الله هو الباسط القابض ، و کل ذلک صادر عن حکمة و صواب ثم قال . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 78)- با توجه به آیات قبل و آیات بعد چنین استفاده مى‏شود که این آیه و آیه بعد نیز مربوط به جمعیتى از منافقان است که در صفوف مسلمانان جاى گرفته بودند، آنها از شرکت در میدان جهاد وحشت داشتند و هنگامى که دستور جهاد صادر گردید ناراحت شدند، قرآن به آنها در برابر این طرز تفکر دو پاسخ مى‏گوید: قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏.
پاسخ دوم همان است که در این آیه مى‏خوانیم و آن این که فرار از مرگ چه سودى مى‏تواند براى شما داشته باشد! «در حالى که در هر کجا باشید مرگ به دنبال شما مى‏شتابد و بالاخره روزى شما را در کام خود فرو خواهد برد حتى اگر در برجهاى محکم باشید» (أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ).
درست است که قلعه‏هاى محکم گاهى جلو مرگهاى غیر طبیعى را مى‏گیرند ولى بالاخره چه سود؟ مرگ را بطور کلى نمى‏توانند از بین ببرند، چند روز دیگر مرگ طبیعى به سراغ آدمى خواهد آمد. پس چه بهتر که این مرگ حتمى و اجتناب ناپذیر در یک مسیر سازنده و صحیح همچون جهاد صورت گیرد، نه بیهوده و بى‏اثر.
قرآن در ذیل همین آیه به یکى دیگر از سخنان بى‏اساس و پندارهاى باطل منافقان اشاره کرده مى‏گوید: «آنها هر گاه به پیروزى برسند و نیکیها و حسناتى به دست آورند مى‏گویند از طرف خداست» (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ). یعنى ما شایسته بوده‏ایم که خدا چنین مواهبى را به ما داده! ولى هنگامى که شکستى دامنگیر آنها شود و یا در میدان جنگ آسیبى ببینند مى‏گویند: «اینها بر اثر سوء تدبیر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و عدم کفایت نقشه‏هاى نظامى او بوده است» (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ).
قرآن به آنها پاسخ مى‏گوید که از نظر یک موحد و خداپرست تیزبین «همه این حوادث و پیروزیها و شکستها از ناحیه خداست» که بر طبق لیاقتها و ارزشهاى وجودى مردم به آنها داده مى‏شود (قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ).
و در پایان آیه به عنوان اعتراض به عدم تفکر و تعمق آنها در موضوعات مختلف زندگى مى‏گوید: «پس چرا اینها حاضر نیستند حقایق را درک کنند» (فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر علیین
أَیْنَمٰا تَکُونُوا : هرجا باشید

بُرُوجٍ :قصرها،کاخها

مُشَیَّدَةٍ :به چند معناست:1 بلند و مرتفع 2 محکم 3 مزیّن

حَسَنَةٌ :گشایش،نعمت،پیروزى

سَیِّئَةٌ :گرفتارى،فقر،قحطى،مصیبت،کشتار و شکست

فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ :لام در«فما لهؤلاء»جارّه است و نباید در آن توقّف کرد،در نوشتن جدا نوشته مى شود؛یعنى چه شده است این منافقین را؟! لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً :به دو معنا آمده است:1 نزدیک نمى شوند تا قرآن را بفهمند و اعراض مى کنند 2 حقیقت این مطلب که همه گرفتاریها و خوشیها از آن خداوند است را نمى فهمند (در المیزان احتمال دوم را انتخاب کرده است ) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.