از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه و هم راکعون ):(همانا منحصرا ولی شما خداست و رسول او وکسانی که ایمان آورده اند، هم آنان که نماز به پا می دارند و زکات می دهند، درحالیکه در رکوع نمازند)،(ولاء و توالی )به این معناست که دو چیز یا بیشتر حاصل شود که از یک جنس باشند بدون اینکه چیزی از غیر آن جنس حائل شود واستعارتا در معنای قربی استعمال می شود(قرب مکانی ، قرب نسبی ، قرب دوستی ، قرب حاصل از نصرت و یاری ،قرب از جهت اعتقادی ) و ولایت یعنی نصرت و تولی و سرپرستی امر و به عهده گرفتن کار، پس ولایت یک نوع قرب است که باعث و مجوز نوع خاصی از تصرف و مالکیت تدبیر می شود و به همین معنا حاکم ، ولی مردم است ، چون در بین آنها حکم می کند، حال هر قدر که منطقه حکومت او وسیعتر باشد ولایت او گسترده تر می باشد . اما از سیاق آیه استفاده می شود که ولایت نسبت به خدا و رسول و مؤمنین به یک معنا می باشد، اما ولایت الهی به دو گونه است : 1) ـ ولایت تکوینی (حقیقی )،خدا مالک مطلق همه مخلوقات و دارای قدرت تصرف در میان آنهاست و تدبیر امور خلق بدست اوست . 2) ـ ولایت تشریعی یا اعتباری که به تشریع شریعت و هدایت و ارشاد و توفیق و امثال اینها از امور دینی مردم باز می گردد. و ولایت رسول ولایت تشریعی و قیام به شریعت و دعوت به دین و تربیت امت و حکومت بین آنان و قضاوت در میان آنهاست که همه اینها از شئون رسالت ایشان می باشد، پس همانگونه که اطاعت از خدا بدون قید و شرطواجب است ،اطاعت از رسول خدا(ص ) هم اطاعت از خداست و بدون قید وشرط بر همه مؤمنان واجب است . اما ولایت مؤمنین مذکور در آیه نیز نظیر همین ولایت است ، چون با (واو)عاطفه بیان شده است و حصر موجود در (انما)حصر افراد است ، اما اوصاف ذکرشده برای مؤمنین در این آیه فقط با حضرت علی (ع ) تطبیق می کند، کما اینکه روایات بسیار من جمله در تفسیر کشاف شأن نزول این آیه را در زمانی می دانندکه حضرت علی (ع ) در مسجد در حال نماز بودند و سائلی نزد ایشان آمد و آن حضرت انگشتر خویش را در حال رکوع به سائل بخشیدند و رکوع حالت خضوع و ذلت آدمی را در برابر خداوند مجسم می سازد. شیعیان این آیه را نص بر ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع ) می دانند،زیراتنها اوست که در حالت رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید. اما اهل تسنن می گویند این آیه نص در مورد ولایت حضرت نیست ، چون دراینجا معنای حقیقی رکوع مراد نیست ،بلکه مراد معنای مجازی آن یعنی خضوع در برابر عظمت پروردگار است ،یعنی مراد آیه اینست که ولی شما یهود ونصاری نیستند، بلکه ولی شما خدا و رسول و مؤمنینی هستند که نماز بپامی دارند و زکات می دهند و در همه این حالات خاضعند، یا در حالی زکات می دهند که خودشان فقیر و تنگدستند(21)، لیکن دقت دراطراف این آیه و آیات قبل و بعدش و نیز دقت در باره تمامی این سوره ما را به معنایی خلاف آنچه آنهاادعا کرده اند راهنمایی می کند. اولا): اینها به قرینه سیاق ولایت را به معنای نصرت گرفته اند نه سرپرستی وتولی امر، درجواب می گوئیم ترتیب آیات به دست رسولخداتنظیم نشده (بلکه در زمان خلیفه سوم انجام شده است )و در این مورد ولایت به معنای سرپرستی امر است . ثانیا):آیات قبل از این آیه مؤمنین را از دوستی با کفار نهی می کند اما آیات بعد به پیامبر دستور می دهند اعمال زشت کفار ومنافقین را به آنان گوشتزد نماید ،پس غرض آنهامتفاوت است بااین حال چگونه بین این دو دسته وحدت سیاق هست ؟ ثالثا): در تفسیر آیات 56،57،58 و 59 همین سوره خواهیم گفت : که کلمه ولایت در این آیات نمی شود به معنای نصرت باشد، زیرا با سیاق نمی سازد(بعضهم اولیاءبعض )،(آنها خود اولیای یکدیگرند) و یا جمله (ومن یتولهم فانه منهم )چون عقدنصرت و یاری باعث یکی شدن و الحاق نمی شود، بلکه این مودت و حب است باعث وحدت و یکی شدن می گردد . رابعا): معنی ندارد در این آیه بگوید پیامبر یاور مؤمنان است ،بلکه منظور ازولایت ،ولایت در تصرف و محبت باشد، به علاوه چنانکه گفتیم روایات بسیارازامامیه وخوداهل سنت هست که دلالت دارند براینکه این دوآیه در شأن حضرت علی (ع ) نازل شده است ، اما بعضی از مغرضین برای اینکه بگویند آیه در شأن آن جناب نیست خود را بسیار به تعب افکنده اند و هم در روایت مناقشه کرده اندوهم در بر گرداندن معنای ظاهر آیه خود را به تکلف افکنده اند(والله المستعان ،علی مایصفون )(22)،(خداوند در آنچه توصیف می کند یاور و مددکار است (23) . خامسا): اما اینکه بعضی از اهل سنت به دلیل جمع بودن (الذین امنوا)آن را وصف حال امیرالمؤمنین (ع ) نمی دانند، در پاسخ باید گفت : که فرق است بین اینکه لفظجمع را بیاورند و اراده شخص واحد بکنند و بین اینکه قانونی کلی و عمومی بگذرانند و از آن بطور عموم خبر دهند، در صورتی که مشمول آن قانون جز یک نفر کسی نباشد و جز بر یک نفر منطبق نشود، آنچه در عرف سابقه ندارد ،مورداولی است ، اما در مورد دومی در عرف و در لسان قرآن بسیار اتفاق افتاده و این مورد در این آیه هم واقع شده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : باسلام لطفا منابع دقیق تفاسیر ذکر شود بشماره صفحه
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه اسدي - تفسیر نور
در شأن نزول آیه آمده است: سائلى وارد مسجد رسول خدا صلى الله علیه وآله شد و از مردم درخواست کمک کرد. کسى چیزى به او نداد. حضرت على علیه السلام در حالى که به نماز مشغول بود، در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشید. در تکریم این بخشش، این آیه نازل شد.
ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب پیامبر مانند ابن عباس، عمّار یاسر، جابربن عبداللّه، ابوذر، اَنس‏بن مالک، بلال و... نقل کرده‏اند و شیعه و سنّى در این شأن نزول، توافق دارند. [118] عمّار یاسر مى‏گوید: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آیه بود که رسول‏خداصلى الله علیه وآله فرمود: «مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه». [119]
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در غدیرخم، براى بیان مقام حضرت على علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود. [120] و خود على علیه السلام نیز براى حقّانیّت خویش، بارها این آیه را مى‏خواند. [121] ابوذر که خود شاهد ماجرا بوده است، در مسجد الحرام براى مردم داستان فوق را نقل مى‏کرد. [122]
کلمه‏ى «ولىّ» در این آیه، به معناى دوست و یاور نیست، چون دوستى و یارى مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان که در حال رکوع انفاق مى‏کنند.
امام صادق‏علیه السلام فرمودند: منظور از «الّذین آمنوا...»، على‏علیه السلام و اولاد او، ائمّه‏علیهم السلام تا روز قیامت هستند. پس هرکس از اولاد او به جایگاه امامت رسید با این ویژگى مثل اوست، آنان صدقه مى‏دهند در حال رکوع. [123]
مرحوم فیض کاشانى در کتاب نوادر، حدیثى را نقل مى‏کند که بر اساس آن سایر امامان معصوم نیز در حال نماز و رکوع به فقرا صدقه داده‏اند که این عمل با جمع بودن کلمات «یقیمون، یؤتون، الراکعون» سازگارتر است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: خداوند پیامبرش را دستور داد که ولایت على‏علیه السلام را مطرح کند و این آیه را نازل کرد. [124]
بهترین معرّفى آن است که اوصاف وخصوصیّات کسى گفته شود ومخاطبان، خودشان مصداق آن را پیدا کنند. (آیه بدون نام بردن از على‏علیه السلام، اوصاف وافعال او را برشمرده است)
امام صادق علیه السلام فرمود: على علیه السلام هزاران شاهد در غدیر خم داشت، ولى نتوانست حقّ خود را بگیرد، در حالى که اگر یک مسلمان دو شاهد داشته باشد، حقّ خود را مى‏گیرد! [125]
ولایت فقیه در راستاى ولایت امام معصوم است. در مقبوله‏ى عمربن حنظله ازامام صادق‏علیه السلام مى‏خوانیم: بنگرید به آن کس که حدیث ما را روایت کند و در حلال وحرام ما نظر نماید و احکام ما را بشناسد. پس به حکومت او راضى باشید که من او را بر شما حاکم قرار دادم. «فانّى قد جعلته علیکم حاکماً...». [126]
118) الغدیر، ج‏2، ص‏52، احقاق‏الحقّ، ج‏2، ص‏400 و کنزالعمّال، ج‏6، ص‏391.
119) تفسیر المیزان.
120) تفسیر صافى.
121) تفسیر المیزان.
122) تفسیر مجمع‏البیان.
123) کافى، ج‏1، ص 288.
124) تفسیر نورالثقلین وکافى، ج‏1، ص‏281.
125) تفسیر نورالثقلین.
126) کافى، ج‏1، ص‏67.
پیام ها
1- اسلام، هم دین ولایت است و هم دین برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آیات قبل، از پذیرش ولایت یهود و نصارى نهى کرد، این آیه مى‏فرماید: خدا و رسول و کسى را که در رکوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهید. «یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا... انّما ولیّکم اللَّه...»
2- از اینکه به جاى «اولیائکم»، «ولیّکم» آمده ممکن است استفاده شود که روح ولایت پیامبر و على‏علیهما السلام، شعاع ولایت الهى است. «ولیّکم»
3- معمولاً در قرآن نماز وزکات در کنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زکات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
4- کسانى که اهل نماز و زکات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّکم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است)
5 - براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نیست. «یؤتون الزکاة و هم راکعون» (آرى، فقیر نباید از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.)
6- ولایت از آنِ کسانى است که نسبت به اقامه‏ى نماز وپرداخت زکات پایدار باشد. «یقیمون الصلوة ویؤتون...» («یقیمون» و«یؤتون» نشانه دوام است)
7- هرگونه ولایت، حکومت و سرپرستى که از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّکم اللَّه...» (کلمه «انّما» علامت حصر است)
8 - توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد.«یؤتون الزکاة و هم راکعون»
9- کسى که نسبت به فقرا بى‏تفاوت باشد، نباید رهبر و ولىّ شما باشد. «انّما ولیّکم اللَّه... و یؤتون الزکاة»
10- کارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمى‏کند. «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زکات» گفته مى‏شود. «یؤتون الزکاة»
12- ولایت‏ها در طول یکدیگرند، نه در برابر یکدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...»
13- حضرت على‏علیه السلام در زمان خود پیامبرصلى الله علیه وآله نیز ولایت داشته است. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» (ظاهر ولایت، ولایت بالفعل است، نه ولایت بالقوّه. زیرا ولایت در آیه یکبار بکار برده شده که یا همه بالفعل است و یا همه بالقوّه مى‏باشد)

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : ممنون
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر نمونه
در تفسیر مجمع البیان و کتب دیگر از عبد الله بن عباس چنین نقل شده : که روزى در کنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حدیث نقل مى کرد ناگهان مردى که عمامه اى بر سر داشت و صورت خود را پوشانیده بود نزدیک آمد و هر مرتبه که ابن عباس از پیغمبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حدیث نقل مى کرد او نیز با جمله قال رسول الله حدیث دیگرى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل مى نمود. ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفى کند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم ! هر کس مرا نمى شناسد بداند من ابوذر غفارى هستم با این گوشهاى خودم از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شنیدم ، و اگر دروغ مى گویم هر دو گوشم کر باد، و با این چشمان خود این جریان را دیدم و اگر دروغ مى گویم هر دو کور باد، که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: على قائد البررة و قاتل الکفرة منصور من نصره مخذول من خذله . على (علیه السلام ) پیشواى نیکان است ، و کشنده کافران ، هر کس او را یارى کند، خدا یاریش خواهد کرد، و هر کس دست از یاریش بردارد، خدا دست از یارى او برخواهد داشت . سپس ابوذر اضافه کرد: اى مردم روزى از روزها با رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مسجد نماز مى خواندم ، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى چیزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم ولى کسى جواب مساعد به من نداد، در همین حال على (علیه السلام ) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آنحضرت بیرون آورد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد، هنگامى که از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت : خداوندا برادرم موسى از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانى و کارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشائى تا مردم گفتارش را درک کنند، و نیز موسى درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهى و بوسیله او نیرویش را زیاد کنى و در کارهایش شریک سازى . خداوندا! من محمد پیامبر و برگزیده توام ، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على (علیه السلام ) را وزیر من گردان تا بوسیله او، پشتم قوى و محکم گردد. ابوذر مى گوید: هنوز دعاى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) گفت : بخوان ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: چه بخوانم ، گفت بخوان انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا... البته این شان نزول از طرق مختلف (چنانکه خواهد آمد) نقل شده که گاهى در جزئیات و خصوصیات مطلب با هم تفاوتهائى دارند ولى اساس و عصاره همه یکى است . این آیه با کلمه انما که در لغت عرب به معنى انحصار مى آید شروع شده و مى گوید: ولى و سرپرست و متصرف در امور شما سه کس است : خدا و پیامبر و کسانى که ایمان آورده اند، و نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند. (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤ تون الزکاة و هم راکعون ). شک نیست که رکوع در این آیه به معنى رکوع نماز است ، نه به معنى خضوع ، زیرا در عرف شرع و اصطلاح قرآن ، هنگامى که رکوع گفته مى شود به همان معنى معروف آن یعنى رکوع نماز است ، و علاوه بر شان نزول آیه و روایات متعددى که در زمینه انگشتر بخشیدن على (علیه السلام ) در حال رکوع وارد شده و مشروحا بیان خواهیم کرد، ذکر جمله یقیمون الصلاة نیز شاهد بر این موضوع است ، و ما در هیچ مورد در قرآن نداریم که تعبیر شده باشد زکات را با خضوع بدهید، بلکه باید با اخلاص نیت و عدم منت داد. همچنین شک نیست که کلمه ولى در آیه به معنى دوست و یا ناصر و یاور نیست زیرا ولایت به معنى دوستى و یارى کردن مخصوص کسانى نیست که نماز مى خوانند، و در حال رکوع زکات مى دهند، بلکه یک حکم عمومى است که همه مسلمانان را در بر مى گیرد، همه مسلمین باید یکدیگر را دوست بدارند و یارى کنند حتى آنهائى که زکات بر آنها واجب نیست ، و اصولا چیزى ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به اینکه بخواهند در حال رکوع زکاتى بپردازند، آنها هم باید دوست و یار و یاور یکدیگر باشند. از اینجا روشن مى شود که منظور از ولى در آیه فوق ولایت به معنى سرپرستى و تصرف و رهبرى مادى و معنوى است ، بخصوص اینکه این ولایت در ردیف ولایت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است . و به این ترتیب ، آیه از آیاتى است که به عنوان یک نص قرآنى دلالت بر ولایت و امامت على (علیه السلام ) مى کند. ولى در اینجا بحثهاى مهمى است که باید به طور جداگانه ، مورد بررسى قرار گیرد: شهادت احادیث و مفسران و مورخان همانطور که اشاره کردیم در بسیارى از کتب اسلامى و منابع اهل تسنن ، روایات متعددى دائر بر اینکه آیه فوق در شان على (علیه السلام ) نازل شده نقل گردیده که در بعضى از آنها اشاره به مساله بخشیدن انگشتر در حال رکوع نیز شده و در بعضى نشده ، و تنها به نزول آیه درباره على (علیه السلام ) قناعت گردیده است . این روایت را ابن عباس و عمار یاسر و عبد الله بن سلام و سلمة بن کهیل و انس بن مالک و عتبة بن حکیم و عبد الله ابى و عبد الله بن غالب و جابر بن عبد الله انصارى و ابوذر غفارى نقل کرده اند. <123> و علاوه بر ده نفر که در بالا ذکر شده از خود على (علیه السلام ) نیز این روایت در کتب اهل تسنن نقل شده است . <124> جالب اینکه در کتاب غایة المرام تعداد 24 حدیث در این باره از طرق اهل تسنن و 19 حدیث از طرق شیعه نقل کرده است . <125> کتابهاى معروفى که این حدیث در آن نقل شده از سى کتاب تجاوز مى کند که همه از منابع اهل تسنن است ، از جمله محب الدین طبرى در ذخائر العقبى صفحه 88 و علامه قاضى شوکانى در تفسیر فتح القدیر جلد دوم صفحه 50 و در جامع الاصول جلد نهم صفحه 478 و در اسباب النزول واحدى صفحه 148 و در لباب النقول سیوطى صفحه 90 و در تذکرة سبط بن جوزى صفحه 18 و در نور الابصار شبلنجى صفحه 105 و در تفسیر طبرى صفحه 165 و در کتاب الکافى الشاف ابن حجر عسقلانى صفحه 56 و در مفاتیح الغیب رازى جلد سوم صفحه 431 و در تفسیر در المنصور جلد 2 صفحه 393 و در کتاب کنز العمال جلد 6 صفحه 391 و مسند ابن مردویه و مسند ابن الشیخ و علاوه بر اینها در صحیح نسائى و کتاب الجمع بین الصحاح السته و کتابهاى متعدد دیگرى این احادیث آمده است . <126> با اینحال چگونه مى توان اینهمه احادیث را نادیده گرفت ، در حالى که در شان نزول آیات دیگر به یک یا دو روایت قناعت مى کنند، اما گویا تعصب اجازه نمى دهد که اینهمه روایات و اینهمه گواهى دانشمندان درباره شان نزول آیه فوق مورد توجه قرار گیرد. و اگر بنا شود در تفسیر آیه اى از قرآن این همه روایات نادیده گرفته شود ما باید در تفسیر آیات قرآنى اصولا به هیچ روایتى توجه نکنیم ، زیرا درباره شان نزول کمتر آیه اى از آیات قرآن اینهمه روایت وارد شده است . این مساله بقدرى روشن و آشکار بوده که حسان بن ثابت شاعر معروف عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مضمون روایت فوقرا در اشعار خود که درباره على (علیه السلام ) سروده چنین آورده است : فانت الذى اعطیت اذ کنت راکعا زکاتا فدتک النفس یا خیر راکع فانزل فیک الله خیر ولایة و بینها فى محکمات الشرایع یعنى : تو بودى که در حال رکوع زکات بخشیدى ، جان بفداى تو باد اى بهترین رکوع کنندگان . و به دنبال آن خداوند بهترین ولایت را درباره تو نازل کرد و در ضمن قرآن مجید آنرا ثبت نمود. <127> پاسخ به هشت ایراد مخالفان بر آیه ولایت جمعى از متعصبان اهل تسنن اصرار دارند که ایرادهاى متعددى به نزول این آیه در مورد على (علیه السلام ) و همچنین به تفسیر ولایت به عنوان سرپرستى و تصرف و امامت بنمایند که ما ذیلا مهمترین آنها را عنوان کرده و مورد بررسى قرار مى دهیم : 1 - از جمله اشکالاتى که نسبت به نزول آیه فوق در مورد على (علیه السلام ) گرفتهاند این است که آیه با توجه به کلمه الذین که براى جمع است ، قابل تطبیق بر یکفرد نیست ، و به عبارت دیگر آیه مى گوید: ولى شما آنهائى هستند که نماز را بر پا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند، این عبارت چگونه بر یک شخص مانند على (علیه السلام ) قابل تطبیق است !. پاسخ در ادبیات عرب مکرر دیده مى شود که از مفرد به لفظ جمع ، تعبیر آورده شده است از جمله در آیه مباهله مى بینیم که کلمه نسائنا به صورت جمع آمده در صورتى که منظور از آن طبق شان نزولهاى متعددى که وارد شده فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) است ، و همچنین انفسنا جمع است در صورتى که از مردان غیر از پیغمبر کسى جز على (علیه السلام ) در آن جریان نبود و در آیه 172 سوره آل عمران در داستان جنگ احد مى خوانیم . الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا. و همانطور که در تفسیر این آیه در جلد سوم ذکر کردیم بعضى از مفسران شان نزول آنرا درباره نعیم بن مسعود که یکفرد بیشتر نبود مى دانند. و همچنین در آیه 52 سوره مائده مى خوانیم یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة در حالى که آیه در مورد عبد الله ابى وارد شده است که تفسیر آن گذشت و همچنین در آیه اول سوره ممتحنه و آیه 8 سوره منافقون و 215 و 274 سوره بقره تعبیراتى دیده مى شود که عموما به صورت جمع است ، ولى طبق آنچه در شان نزول آنها آمده منظور از آن یکفرد بوده است . این تعبیر یا بخاطر این است که اهمیت موقعیت آن فرد و نقش مؤ ثرى که در این کار داشته روشن شود و یا بخاطر آن است که حکم در شکل کلى عرضه شود، اگر چه مصداق آن منحصر به یکفرد بوده باشد، در بسیارى از آیات قرآن ضمیر جمع به خداوند که احد و واحد است به عنوان تعظیم گفته شده است . البته انکار نمى توان کرد که استعمال لفظ جمع در مفرد به اصطلاح ، خلاف ظاهر است و بدون قرینه جایز نیست ، ولى با وجود آنهمه روایاتى که در شان نزول آیه وارد شده است ، قرینه روشنى بر چنین تفسیرى خواهیم داشت ، و حتى در موارد دیگر به کمتر از این قرینه نیز قناعت مى شود. 2 - فخر رازى و بعضى دیگر از متعصبان ایراد کرده اند که على (علیه السلام ) با آن توجه خاصى که در حال نماز داشت و غرق در مناجات پروردگار بود (تا آنجا که معروف است پیکان تیر از پایش ‍ بیرون آوردند و توجه پیدا نکرد) چگونه ممکن است صداى سائلى را شنیده و به او توجه پیدا کند! پاسخ - آنها که این ایراد را مى کنند از این نکته غفلت دارند که شنیدن صداى سائل و به کمک او پرداختن توجه به خویشتن نیست ، بلکه عین توجه بخدا است ، على (علیه السلام ) در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا، و مى دانیم بیگانگى از خلق خدا بیگانگى از خدا است و به تعبیر روشن تر: پرداختن زکات در نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است . نه انجام یک عمل مباح در ضمن عبادت و باز به تعبیر دیگر آنچه با روح عبادت سازگار نیست ، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسیر رضاى خدا است ، کاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاکید مى کند، ذکر این نکته نیز لازم است که معنى غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بى اختیار احساس خود را از دست بدهد بلکه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براى خدا نیست بر مى گیرد. جالب اینکه فخر رازى کار تعصب را بجائى رسانیده که اشاره على (علیه السلام ) را به سائل براى اینکه بیاید و خودش انگشتر را از انگشت حضرت بیرون کند، مصداق فعل کثیر که منافات با نماز دارد، دانسته است در حالى که در نماز کارهائى جایز است انسان انجام بدهد که به مراتب از این اشاره بیشتر است و در عین حال ضررى براى نماز ندارد تا آنجا که کشتن حشراتى مانند مار و عقرب و یا برداشتن و گذاشتن کودک و حتى شیر دادن بچه شیر خوار را جزء فعل کثیر ندانسته اند، چگونه یک اشاره جزء فعل کثیر شد، ولى هنگامیکه دانشمندى گرفتار طوفان تعصب مى شود اینگونه اشتباهات براى او جاى تعجب نیست !. 3 - اشکال دیگرى که به آیه کرده اند در مورد معنى کلمه ولى است که آنرا به معنى دوست و یارى کننده و امثال آن گرفتهاند نه بمعنى متصرف و سرپرست و صاحب اختیار. پاسخ - همانطور که در تفسیر آیه در بالا ذکر کردیم کلمه ولى در اینجا نمى تواند به معنى دوست و یارى کننده بوده باشد، زیرا این صفت براى همه مؤ منان ثابت است نه مؤ منان خاصى که در آیه ذکر شده که نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند، و به عبارت دیگر دوستى و یارى کردن ، یک حکم عمومى است ، در حالى که آیه ناظر به بیان یک حکم خصوصى مى باشد و لذا بعد از ذکر ایمان ، صفات خاصى را بیان کرده است که مخصوص به یک فرد مى شود. 4 - مى گویند على (علیه السلام ) چه زکات واجبى بر ذمه داشت با اینکه از مال دنیا چیزى براى خود فراهم نساخته بود و اگر منظور صدقه مستحب است که به آن زکات گفته نمى شود!! پاسخ - اولا به گواهى تواریخ على (علیه السلام ) از دسترنج خود اموال فراوانى تحصیل کرد و در راه خدا داد تا آنجا که مى نویسند هزار برده را از دسترنج خود آزاد نمود، بعلاوه سهم او از غنائم جنگى نیز قابل ملاحظه بود، بنابراین اندوخته مختصرى که زکات به آن تعلق گیرد و یا نخلستان کوچکى که واجب باشد زکات آنرا بپردازد چیز مهمى نبوده است که على (علیه السلام ) فاقد آن باشد، و اینرا نیز مى دانیم که فوریت وجوب پرداخت زکات فوریت عرفى است که با خواندن یک نماز منافات ندارد. ثانیا اطلاق زکات بر زکات مستحب در قرآن مجید فراوان است ، در بسیارى از سوره هاى مکى کلمه زکات آمده که منظور از آن همان زکات مستحب است ، زیرا وجوب زکات مسلما بعد از هجرت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به مدینه ، بوده است (آیه 3 سوره نمل و آیه 39 سوره روم و 4 سوره لقمان و 7 سوره فصلت و غیر اینها). 5 - مى گویند: ما اگر ایمان به خلافت بلا فصل على (علیه السلام ) داشته باشیم بالاخره باید قبول کنیم که مربوط به زمان بعد از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بوده ، بنابراین على (علیه السلام ) در آنروز ولى نبود، و به عبارت دیگر ولایت در آن روز براى او بالقوه بود نه بالفعل در حالى که ظاهر آیه ولایت بالفعل را مى رساند. پاسخ - در سخنان روز مرده در تعبیرات ادبى بسیار دیده مى شود که اسم یا عنوانى به افرادى گفته مى شود که آنرا بالقوه دارند مثلا انسان در حال حیات خود وصیت مى کند و کسى را به عنوان وصى خود و قیم اطفال خویش تعیین مى نماید و از همان وقت عنوان وصى و قیم به آن شخص گفته مى شود، در حالى که طرف هنوز در حیات است و نمرده است ، در روایاتى که در مورد على (علیه السلام ) از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در طرق شیعه و سنى نقل شده مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) او را وصى و خلیفه خود خطاب کرده در حالى که هیچیک از این عناوین در زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نبود - در قرآن مجید نیز اینگونه تعبیرات دیده مى شود از جمله در مورد زکریا مى خوانیم که از خداوند چنین تقاضا کرد. هب لى من لدنک ولیا یرثنى و یرث من آل یعقوب . <128> در حالى که مسلم است منظور از ولى در اینجا سرپرستى براى بعد از مرگ او منظور بوده است ، بسیارى از افراد جانشین خود را در حیات خود تعیین مى کنند و از همان زمان نام جانشین بر او مى گذارند با اینکه جنبه بالقوه دارد. 6 - مى گویند: چرا على (علیه السلام ) با این دلیل روشن شخصا استدلال نکرد! پاسخ - همانطور که در ضمن بحث پیرامون روایات وارده در شان نزول آیه خواندیم این حدیث در کتب متعدد از خود على (علیه السلام ) نیز نقل شده است از جمله در مسند ابن مردویه و ابى الشیخ و کنز العمال - و این در حقیقت بمنزله استدلال حضرت است به این آیه شریفه . در کتاب نفیس (الغدیر) از کتاب سلیم بن قیس هلالى حدیث مفصلى نقل مى کند که على (علیه السلام ) در میدان صفین در حضور جمعیت براى اثبات حقانیت خود دلائل متعددى آورد از جمله استدلال بهمین آیه بود. <129> و در کتاب غایة المرام از ابوذر چنین نقل شده که على (علیه السلام ) روز شورى نیز به همین آیه استدلال کرد. <130> 7 - مى گویند: این تفسیر با آیات قبل و بعد سازگار نیست ، زیرا در آنها ولایت به معنى دوستى آمده است . پاسخ - بارها گفته ایم آیات قرآن چون تدریجا، و در وقایع مختلف نازل گردیده همیشه پیوند با حوادثى دارد که در زمینه آن نازل شده است ، و چنان نیست که آیات یک سوره یا آیاتى که پشت سر هم قرار دارند همواره پیوند نزدیک از نظر مفهوم و مفاد داشته باشد لذا بسیار مى شود که دو آیه پشت سر هم نازل شده اما در دو حادثه مختلف بوده و مسیر آنها بخاطر پیوند با آن حوادث از یکدیگر جدا مى شود. با توجه به اینکه آیه انما ولیکم الله بگواهى شان نزولش در زمینه زکات دادن على (علیه السلام ) در حال رکوع نازل شده و آیات گذشته و آینده همانطور که خواندیم و خواهیم خواند در حوادث دیگرى نازل شده است نمى توانیم روى پیوند آنها زیاد تکیه کنیم . به علاوه آیه مورد بحث اتفاقا تناسب با آیات گذشته و آینده نیز دارد زیرا در آنها سخن از ولایت به معنى یارى و نصرت و در آیه مورد بحث سخن از ولایت به معنى رهبرى و تصرف مى باشد و شک نیست که شخص ‍ ولى و سرپرست و متصرف ، یار و یاور پیروان خویش نیز خواهد بود. بعبارت دیگر یار و یاور بودن یکى از شئون ولایت مطلقه است . 8 - مى گویند: انگشترى با آن قیمت گزاف که در تاریخ نوشته اند، على (علیه السلام ) از کجا آورده بود!! بعلاوه پوشیدن انگشترى با این قیمت فوق العاده سنگین اسراف محسوب نمى شود! آیا اینها دلیل بر عدم صحت تفسیر فوق نیست ! پاسخ - مبالغه هائى که درباره قیمت آن انگشتر کرده اند بکلى بى اساس ‍ است و هیچگونه دلیل قابل قبولى بر گرانقیمت بودن آن انگشتر نداریم و اینکه در روایت ضعیفى <131> قیمت آن معادل خراج شام ذکر شده به افسانه شبیه تر است تا واقعیت و شاید براى بى ارزش نشان دادن اصل مساله جعل شده است ، و در روایات صحیح و معتبر که در زمینه شان نزول آیه ذکر کرده اند اثرى از این افسانه نیست ، بنابراین نمى توان یک واقعیت تاریخى را با اینگونه سخنان پرده پوشى کرد.
پاورقی :
123-به کتاب احقاق الحق جلد دوم صفحات 399 تا 410 مراجعه شود.
124-به کتاب المراجعات صفحه 155 رجوع شود.
125-منهاج البراغه جلد دوم صفحه 350.
126-برای اطلاع بیشتر به کتاب «احقاق الحق» جلد دوم و «الغدیر» جلد دوم و «المراجعات» مراجعه شود.
127-اشعار حسان بن ثابت با تفاوت مختصری در کتب بسیاری نقل شده از جمله در کتاب تفسیر «روح المعانی آلوسی» و «کفایة الطالب گنجی شافعی» و کتب بسیار دیگر.
128-مریم - 5.
129-الغدیر جلد اول صفحه 196.
130-نقل از منهاج البراعه جلد دوم صفحه 363.
131-این روایت ضعیف به صورت مرسله در تفسیر برهان جلد اول صفحه 485 آمده است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
عقب النهی عن موالاة من تجب معاداتهم ذکر من تجب موالاهم بقوله تعالی ( إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا ) و معنی " إنما " وجوب اختصاصهم بالموالاة فإن قلت : قد ذکرت جماعة ، فهلا قیل إنما أولیاؤکم ؟ قلت : أصل الکلام : إنما ولیکم الله ، فجعلت الولایة لله علی طریق الأصالة ، ثم نظم فی سلک إثباتها له إثباتها لرسول الله صلی الله علیه و سلم و المؤمنین علی سبیل التبع ، و لو قیل : إنما أولیاؤکم الله و رسوله و الذین آمنوا ، لم یکن فی الکلام أصل و تبع و فی قراءة عبد الله : إنما مولاکم . فإن قلت : ( الذین یقیمون ) ما محله ؟ قلت : الرفع علی البدل من الذین آمنوا ، أو علی : هم الذین یقیمون ، أو نصب علی المدح . و فیه تمییز للخلص من الذین آمنوا نفاقا ، أو واطأت قلوبهم ألسنتهم إلا أنهم مفرطون فی العمل ( و هم راکعون ) الواو فیه للحال ، أی یعملون ذلک فی حال الرکوع و هو الخشوع و الإخبات و التواضع لله إذا صلوا و إذا زکوا . و قیل : هو حال من یؤتون الزکاة ، بمعنی یؤتونها فی حال رکوعهم فی الصلاة ، و إنها نزلت فی علی کرم الله وجهه حین سأله سائل و هو راکع فی صلاته فطرح له خاتمه ، کأنه کان مرجا فی خنصره ، فلم یتکلف لخلعه کثیر عمل تفسد بمثله صلاته . فإن قلت : کیف صح أن یکون لعلی رضی الله عنه و اللفظ لفظ جماعة ؟ قلت : جی ء به علی لفظ الجمع و إن کان السبب فیه رجلا واحدا ، لیرغب الناس فی مثل فعله فینالوا مثل ثوابه ، و لینبه علی أن سجیة المؤمنین یجب أن تکون علی هذه الغایة من الحرص علی البر و الإحسان و تفقد الفقراء ، حتی إن لزهم أمر لا یقبل التأخیر و هم فی الصلاة ، لم یؤخروه إلی الفراغ منها . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر المیزان( خلاصه)
(55)(انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه و هم راکعون ):(همانا منحصرا ولی شما خداست و رسول او وکسانی که ایمان آورده اند، هم آنان که نماز به پا می دارند و زکات می دهند، درحالیکه در رکوع نمازند)،(ولاء و توالی )به این معناست که دو چیز یا بیشتر حاصل شود که از یک جنس باشند بدون اینکه چیزی از غیر آن جنس حائل شود واستعارتا در معنای قربی استعمال می شود(قرب مکانی ، قرب نسبی ، قرب دوستی ، قرب حاصل از نصرت و یاری ،قرب از جهت اعتقادی ) و ولایت یعنی نصرت و تولی و سرپرستی امر و به عهده گرفتن کار، پس ولایت یک نوع قرب است که باعث و مجوز نوع خاصی از تصرف و مالکیت تدبیر می شود و به همین معنا حاکم ، ولی مردم است ، چون در بین آنها حکم می کند، حال هر قدر که منطقه حکومت او وسیعتر باشد ولایت او گسترده تر می باشد . اما از سیاق آیه استفاده می شود که ولایت نسبت به خدا و رسول و مؤمنین به یک معنا می باشد، اما ولایت الهی به دو گونه است : 1) ـ ولایت تکوینی (حقیقی )،خدا مالک مطلق همه مخلوقات و دارای قدرت تصرف در میان آنهاست و تدبیر امور خلق بدست اوست . 2) ـ ولایت تشریعی یا اعتباری که به تشریع شریعت و هدایت و ارشاد و توفیق و امثال اینها از امور دینی مردم باز می گردد. و ولایت رسول ولایت تشریعی و قیام به شریعت و دعوت به دین و تربیت امت و حکومت بین آنان و قضاوت در میان آنهاست که همه اینها از شئون رسالت ایشان می باشد، پس همانگونه که اطاعت از خدا بدون قید و شرطواجب است ،اطاعت از رسول خدا(ص ) هم اطاعت از خداست و بدون قید وشرط بر همه مؤمنان واجب است . اما ولایت مؤمنین مذکور در آیه نیز نظیر همین ولایت است ، چون با (واو)عاطفه بیان شده است و حصر موجود در (انما)حصر افراد است ، اما اوصاف ذکرشده برای مؤمنین در این آیه فقط با حضرت علی (ع ) تطبیق می کند، کما اینکه روایات بسیار من جمله در تفسیر کشاف شأن نزول این آیه را در زمانی می دانندکه حضرت علی (ع ) در مسجد در حال نماز بودند و سائلی نزد ایشان آمد و آن حضرت انگشتر خویش را در حال رکوع به سائل بخشیدند و رکوع حالت خضوع و ذلت آدمی را در برابر خداوند مجسم می سازد. شیعیان این آیه را نص بر ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع ) می دانند،زیراتنها اوست که در حالت رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید. اما اهل تسنن می گویند این آیه نص در مورد ولایت حضرت نیست ، چون دراینجا معنای حقیقی رکوع مراد نیست ،بلکه مراد معنای مجازی آن یعنی خضوع در برابر عظمت پروردگار است ،یعنی مراد آیه اینست که ولی شما یهود ونصاری نیستند، بلکه ولی شما خدا و رسول و مؤمنینی هستند که نماز بپامی دارند و زکات می دهند و در همه این حالات خاضعند، یا در حالی زکات می دهند که خودشان فقیر و تنگدستند(21)، لیکن دقت دراطراف این آیه و آیات قبل و بعدش و نیز دقت در باره تمامی این سوره ما را به معنایی خلاف آنچه آنهاادعا کرده اند راهنمایی می کند. اولا): اینها به قرینه سیاق ولایت را به معنای نصرت گرفته اند نه سرپرستی وتولی امر، درجواب می گوئیم ترتیب آیات به دست رسولخداتنظیم نشده (بلکه در زمان خلیفه سوم انجام شده است )و در این مورد ولایت به معنای سرپرستی امر است . ثانیا):آیات قبل از این آیه مؤمنین را از دوستی با کفار نهی می کند اما آیات بعد به پیامبر دستور می دهند اعمال زشت کفار ومنافقین را به آنان گوشتزد نماید ،پس غرض آنهامتفاوت است بااین حال چگونه بین این دو دسته وحدت سیاق هست ؟ ثالثا): در تفسیر آیات 56،57،58 و 59 همین سوره خواهیم گفت : که کلمه ولایت در این آیات نمی شود به معنای نصرت باشد، زیرا با سیاق نمی سازد(بعضهم اولیاءبعض )،(آنها خود اولیای یکدیگرند) و یا جمله (ومن یتولهم فانه منهم )چون عقدنصرت و یاری باعث یکی شدن و الحاق نمی شود، بلکه این مودت و حب است باعث وحدت و یکی شدن می گردد . رابعا): معنی ندارد در این آیه بگوید پیامبر یاور مؤمنان است ،بلکه منظور ازولایت ،ولایت در تصرف و محبت باشد، به علاوه چنانکه گفتیم روایات بسیارازامامیه وخوداهل سنت هست که دلالت دارند براینکه این دوآیه در شأن حضرت علی (ع ) نازل شده است ، اما بعضی از مغرضین برای اینکه بگویند آیه در شأن آن جناب نیست خود را بسیار به تعب افکنده اند و هم در روایت مناقشه کرده اندوهم در بر گرداندن معنای ظاهر آیه خود را به تکلف افکنده اند(والله المستعان ،علی مایصفون )(22)،(خداوند در آنچه توصیف می کند یاور و مددکار است (23) . خامسا): اما اینکه بعضی از اهل سنت به دلیل جمع بودن (الذین امنوا)آن را وصف حال امیرالمؤمنین (ع ) نمی دانند، در پاسخ باید گفت : که فرق است بین اینکه لفظجمع را بیاورند و اراده شخص واحد بکنند و بین اینکه قانونی کلی و عمومی بگذرانند و از آن بطور عموم خبر دهند، در صورتی که مشمول آن قانون جز یک نفر کسی نباشد و جز بر یک نفر منطبق نشود، آنچه در عرف سابقه ندارد ،مورداولی است ، اما در مورد دومی در عرف و در لسان قرآن بسیار اتفاق افتاده و این مورد در این آیه هم واقع شده است . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
در شأن نزول آیه آمده است: سائلى وارد مسجد رسول خدا صلى الله علیه وآله شد و از مردم درخواست کمک کرد. کسى چیزى به او نداد. حضرت على علیه السلام در حالى که به نماز مشغول بود، در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشید. در تکریم این بخشش، این آیه نازل شد. ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب پیامبر مانند ابن عباس، عمّار یاسر، جابربن عبداللّه، ابوذر، اَنس‏بن مالک، بلال و... نقل کرده‏اند و شیعه و سنّى در این شأن نزول، توافق دارند. <118> عمّار یاسر مى‏گوید: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آیه بود که رسول‏خداصلى الله علیه وآله فرمود: «مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه». <119> پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در غدیرخم، براى بیان مقام حضرت على علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود. <120> و خود على علیه السلام نیز براى حقّانیّت خویش، بارها این آیه را مى‏خواند. <121> ابوذر که خود شاهد ماجرا بوده است، در مسجد الحرام براى مردم داستان فوق را نقل مى‏کرد. <122> کلمه‏ى «ولىّ» در این آیه، به معناى دوست و یاور نیست، چون دوستى و یارى مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان که در حال رکوع انفاق مى‏کنند. امام صادق‏علیه السلام فرمودند: منظور از «الّذین آمنوا...»، على‏علیه السلام و اولاد او، ائمّه‏علیهم السلام تا روز قیامت هستند. پس هرکس از اولاد او به جایگاه امامت رسید با این ویژگى مثل اوست، آنان صدقه مى‏دهند در حال رکوع. <123> مرحوم فیض کاشانى در کتاب نوادر، حدیثى را نقل مى‏کند که بر اساس آن سایر امامان معصوم نیز در حال نماز و رکوع به فقرا صدقه داده‏اند که این عمل با جمع بودن کلمات «یقیمون، یؤتون، الراکعون» سازگارتر است. امام باقرعلیه السلام فرمود: خداوند پیامبرش را دستور داد که ولایت على‏علیه السلام را مطرح کند و این آیه را نازل کرد. <124> بهترین معرّفى آن است که اوصاف وخصوصیّات کسى گفته شود ومخاطبان، خودشان مصداق آن را پیدا کنند. (آیه بدون نام بردن از على‏علیه السلام، اوصاف وافعال او را برشمرده است) امام صادق علیه السلام فرمود: على علیه السلام هزاران شاهد در غدیر خم داشت، ولى نتوانست حقّ خود را بگیرد، در حالى که اگر یک مسلمان دو شاهد داشته باشد، حقّ خود را مى‏گیرد! <125> ولایت فقیه در راستاى ولایت امام معصوم است. در مقبوله‏ى عمربن حنظله ازامام صادق‏علیه السلام مى‏خوانیم: بنگرید به آن کس که حدیث ما را روایت کند و در حلال وحرام ما نظر نماید و احکام ما را بشناسد. پس به حکومت او راضى باشید که من او را بر شما حاکم قرار دادم. «فانّى قد جعلته علیکم حاکماً...». <126> 1- اسلام، هم دین ولایت است و هم دین برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آیات قبل، از پذیرش ولایت یهود و نصارى نهى کرد، این آیه مى‏فرماید: خدا و رسول و کسى را که در رکوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهید. «یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا... انّما ولیّکم اللَّه...» 2- از اینکه به جاى «اولیائکم»، «ولیّکم» آمده ممکن است استفاده شود که روح ولایت پیامبر و على‏علیهما السلام، شعاع ولایت الهى است. «ولیّکم» 3- معمولاً در قرآن نماز وزکات در کنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زکات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» 4- کسانى که اهل نماز و زکات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّکم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است) 5 - براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نیست. «یؤتون الزکاة و هم راکعون» (آرى، فقیر نباید از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.) 6- ولایت از آنِ کسانى است که نسبت به اقامه‏ى نماز وپرداخت زکات پایدار باشد. «یقیمون الصلوة ویؤتون...» («یقیمون» و«یؤتون» نشانه دوام است) 7- هرگونه ولایت، حکومت و سرپرستى که از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّکم اللَّه...» (کلمه «انّما» علامت حصر است) 8 - توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد.«یؤتون الزکاة و هم راکعون» 9- کسى که نسبت به فقرا بى‏تفاوت باشد، نباید رهبر و ولىّ شما باشد. «انّما ولیّکم اللَّه... و یؤتون الزکاة» 10- کارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمى‏کند. «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» 11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زکات» گفته مى‏شود. «یؤتون الزکاة» 12- ولایت‏ها در طول یکدیگرند، نه در برابر یکدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...» 13- حضرت على‏علیه السلام در زمان خود پیامبرصلى الله علیه وآله نیز ولایت داشته است. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» (ظاهر ولایت، ولایت بالفعل است، نه ولایت بالقوّه. زیرا ولایت در آیه یکبار بکار برده شده که یا همه بالفعل است و یا همه بالقوّه مى‏باشد) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 55)
شأن نزول‏
آیه ولایت: در مورد نزول این آیه از «عبد اللّه بن عباس» نقل شده که: روزى در کنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پیامبر صلّى اللّه علیه و آله حدیث نقل مى‏کرد، ناگهان مردى که عمامه‏اى بر سر داشت و صورت خود را پوشانیده بود نزدیک آمد و هر مرتبه که ابن عباس از پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله حدیث نقل مى‏کرد او نیز با جمله «قال رسول اللّه» حدیث دیگرى از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نقل مى‏نمود.
ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفى کند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم! هر کس مرا نمى‏شناسد بداند من أبو ذر غفارى هستم با این گوشهاى خودم از رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم، و اگر دروغ مى‏گویم هر دو گوشم کر باد، و با چشمان خود این جریان را دیدم و اگر دروغ مى‏گویم هر دو چشمم کور باد، که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: علىّ قائد البررة و قاتل الکفرة منصور من نصره مخذول من خذله «على علیه السّلام پیشواى نیکان است، و کشنده کافران، هر کس او را یارى کند، خدا یاریش خواهد کرد، و هر کس دست از یاریش بردارد، خدا دست از یارى او برخواهد داشت».
سپس أبو ذر اضافه کرد: اى مردم! روزى از روزها با رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله در مسجد نماز مى‏خواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى چیزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم ولى کسى جواب مساعد به من نداد، در همین حال على علیه السّلام که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله که در حال نماز بود جریان را مشاهده کرد، هنگامى که از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت: «خداوندا! برادرم موسى از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانى و کارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشایى تا مردم گفتارش را درک کنند، و نیز موسى درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهى و بوسیله او نیرویش را زیاد کنى و در کارهایش شریک سازى.
خداوندا! من محمد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على علیه السّلام را وزیر من گردان تا بوسیله او، پشتم قوى و محکم گردد».
أبو ذر مى‏گوید: هنوز دعاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله گفت: بخوان! پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان انّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین آمنوا ...

تفسیر:
این آیه با کلمه «انّما» که در لغت عرب به معنى انحصار مى‏آید شروع شده و مى‏گوید: «ولىّ و سرپرست و متصرف در امور شما سه کس است: خدا و پیامبر و کسانى که ایمان آورده‏اند، و نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند» (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ).
منظور از «ولىّ» در آیه فوق ولایت به معنى، سرپرستى و تصرف و رهبرى مادى و معنوى است. بخصوص این که این ولایت در ردیف ولایت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است.
و به این ترتیب، آیه از آیاتى است که به عنوان یک نصّ قرآنى دلالت بر ولایت و امامت على علیه السّلام مى‏کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- اسلام، هم دین ولایت است و هم دین برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آیات قبل، از پذیرش ولایت یهود و نصارى نهى کرد، این آیه مى‏فرماید: خدا و رسول و کسى را که در رکوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهید. «یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا... انّما ولیّکم اللَّه...»
2- از اینکه به جاى «اولیائکم»، «ولیّکم» آمده ممکن است استفاده شود که روح ولایت پیامبر و على‏علیهما السلام، شعاع ولایت الهى است. «ولیّکم»
3- معمولاً در قرآن نماز وزکات در کنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زکات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
4- کسانى که اهل نماز و زکات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّکم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است)
5 - براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نیست. «یؤتون الزکاة و هم راکعون» (آرى، فقیر نباید از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.)
6- ولایت از آنِ کسانى است که نسبت به اقامه‏ى نماز وپرداخت زکات پایدار باشد. «یقیمون الصلوة ویؤتون...» («یقیمون» و«یؤتون» نشانه دوام است)
7- هرگونه ولایت، حکومت و سرپرستى که از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّکم اللَّه...» (کلمه «انّما» علامت حصر است)
8 - توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد.«یؤتون الزکاة و هم راکعون»
9- کسى که نسبت به فقرا بى‏تفاوت باشد، نباید رهبر و ولىّ شما باشد. «انّما ولیّکم اللَّه... و یؤتون الزکاة»
10- کارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمى‏کند. «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زکات» گفته مى‏شود. «یؤتون الزکاة»
12- ولایت‏ها در طول یکدیگرند، نه در برابر یکدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...»
13- حضرت على‏علیه السلام در زمان خود پیامبرصلى الله علیه وآله نیز ولایت داشته است. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» (ظاهر ولایت، ولایت بالفعل است، نه ولایت بالقوّه. زیرا ولایت در آیه یکبار بکار برده شده که یا همه بالفعل است و یا همه بالقوّه مى‏باشد)
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نور
در شأن نزول آیه آمده است: سائلى وارد مسجد رسول خدا صلى الله علیه وآله شد و از مردم درخواست کمک کرد. کسى چیزى به او نداد. حضرت على علیه السلام در حالى که به نماز مشغول بود، در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشید. در تکریم این بخشش، این آیه نازل شد. ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب پیامبر مانند ابن عباس، عمّار یاسر، جابربن عبداللّه، ابوذر، اَنس‏بن مالک، بلال و... نقل کرده‏اند و شیعه و سنّى در این شأن نزول، توافق دارند. <118> عمّار یاسر مى‏گوید: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آیه بود که رسول‏خداصلى الله علیه وآله فرمود: «مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه». <119> پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در غدیرخم، براى بیان مقام حضرت على علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود. <120> و خود على علیه السلام نیز براى حقّانیّت خویش، بارها این آیه را مى‏خواند. <121> ابوذر که خود شاهد ماجرا بوده است، در مسجد الحرام براى مردم داستان فوق را نقل مى‏کرد. <122> کلمه‏ى «ولىّ» در این آیه، به معناى دوست و یاور نیست، چون دوستى و یارى مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان که در حال رکوع انفاق مى‏کنند. امام صادق‏علیه السلام فرمودند: منظور از «الّذین آمنوا...»، على‏علیه السلام و اولاد او، ائمّه‏علیهم السلام تا روز قیامت هستند. پس هرکس از اولاد او به جایگاه امامت رسید با این ویژگى مثل اوست، آنان صدقه مى‏دهند در حال رکوع. <123> مرحوم فیض کاشانى در کتاب نوادر، حدیثى را نقل مى‏کند که بر اساس آن سایر امامان معصوم نیز در حال نماز و رکوع به فقرا صدقه داده‏اند که این عمل با جمع بودن کلمات «یقیمون، یؤتون، الراکعون» سازگارتر است. امام باقرعلیه السلام فرمود: خداوند پیامبرش را دستور داد که ولایت على‏علیه السلام را مطرح کند و این آیه را نازل کرد. <124> بهترین معرّفى آن است که اوصاف وخصوصیّات کسى گفته شود ومخاطبان، خودشان مصداق آن را پیدا کنند. (آیه بدون نام بردن از على‏علیه السلام، اوصاف وافعال او را برشمرده است) امام صادق علیه السلام فرمود: على علیه السلام هزاران شاهد در غدیر خم داشت، ولى نتوانست حقّ خود را بگیرد، در حالى که اگر یک مسلمان دو شاهد داشته باشد، حقّ خود را مى‏گیرد! <125> ولایت فقیه در راستاى ولایت امام معصوم است. در مقبوله‏ى عمربن حنظله ازامام صادق‏علیه السلام مى‏خوانیم: بنگرید به آن کس که حدیث ما را روایت کند و در حلال وحرام ما نظر نماید و احکام ما را بشناسد. پس به حکومت او راضى باشید که من او را بر شما حاکم قرار دادم. «فانّى قد جعلته علیکم حاکماً...». <126> 1- اسلام، هم دین ولایت است و هم دین برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آیات قبل، از پذیرش ولایت یهود و نصارى نهى کرد، این آیه مى‏فرماید: خدا و رسول و کسى را که در رکوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهید. «یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا... انّما ولیّکم اللَّه...» 2- از اینکه به جاى «اولیائکم»، «ولیّکم» آمده ممکن است استفاده شود که روح ولایت پیامبر و على‏علیهما السلام، شعاع ولایت الهى است. «ولیّکم» 3- معمولاً در قرآن نماز وزکات در کنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زکات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» 4- کسانى که اهل نماز و زکات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّکم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است) 5 - براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نیست. «یؤتون الزکاة و هم راکعون» (آرى، فقیر نباید از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.) 6- ولایت از آنِ کسانى است که نسبت به اقامه‏ى نماز وپرداخت زکات پایدار باشد. «یقیمون الصلوة ویؤتون...» («یقیمون» و«یؤتون» نشانه دوام است) 7- هرگونه ولایت، حکومت و سرپرستى که از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّکم اللَّه...» (کلمه «انّما» علامت حصر است) 8 - توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد.«یؤتون الزکاة و هم راکعون» 9- کسى که نسبت به فقرا بى‏تفاوت باشد، نباید رهبر و ولىّ شما باشد. «انّما ولیّکم اللَّه... و یؤتون الزکاة» 10- کارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمى‏کند. «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» 11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زکات» گفته مى‏شود. «یؤتون الزکاة» 12- ولایت‏ها در طول یکدیگرند، نه در برابر یکدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...» 13- حضرت على‏علیه السلام در زمان خود پیامبرصلى الله علیه وآله نیز ولایت داشته است. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» (ظاهر ولایت، ولایت بالفعل است، نه ولایت بالقوّه. زیرا ولایت در آیه یکبار بکار برده شده که یا همه بالفعل است و یا همه بالقوّه مى‏باشد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
عقب النهی عن موالاة من تجب معاداتهم ذکر من تجب موالاهم بقوله تعالی ( إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا ) و معنی " إنما " وجوب اختصاصهم بالموالاة فإن قلت : قد ذکرت جماعة ، فهلا قیل إنما أولیاؤکم ؟ قلت : أصل الکلام : إنما ولیکم الله ، فجعلت الولایة لله علی طریق الأصالة ، ثم نظم فی سلک إثباتها له إثباتها لرسول الله صلی الله علیه و سلم و المؤمنین علی سبیل التبع ، و لو قیل : إنما أولیاؤکم الله و رسوله و الذین آمنوا ، لم یکن فی الکلام أصل و تبع و فی قراءة عبد الله : إنما مولاکم . فإن قلت : ( الذین یقیمون ) ما محله ؟ قلت : الرفع علی البدل من الذین آمنوا ، أو علی : هم الذین یقیمون ، أو نصب علی المدح . و فیه تمییز للخلص من الذین آمنوا نفاقا ، أو واطأت قلوبهم ألسنتهم إلا أنهم مفرطون فی العمل ( و هم راکعون ) الواو فیه للحال ، أی یعملون ذلک فی حال الرکوع و هو الخشوع و الإخبات و التواضع لله إذا صلوا و إذا زکوا . و قیل : هو حال من یؤتون الزکاة ، بمعنی یؤتونها فی حال رکوعهم فی الصلاة ، و إنها نزلت فی علی کرم الله وجهه حین سأله سائل و هو راکع فی صلاته فطرح له خاتمه ، کأنه کان مرجا فی خنصره ، فلم یتکلف لخلعه کثیر عمل تفسد بمثله صلاته . فإن قلت : کیف صح أن یکون لعلی رضی الله عنه و اللفظ لفظ جماعة ؟ قلت : جی ء به علی لفظ الجمع و إن کان السبب فیه رجلا واحدا ، لیرغب الناس فی مثل فعله فینالوا مثل ثوابه ، و لینبه علی أن سجیة المؤمنین یجب أن تکون علی هذه الغایة من الحرص علی البر و الإحسان و تفقد الفقراء ، حتی إن لزهم أمر لا یقبل التأخیر و هم فی الصلاة ، لم یؤخروه إلی الفراغ منها [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
در این آیه شریفه آفریدگار هستى بزرگمردى را به تابلو مى برد و معرّفى مى کند که مقام والاى امامتِ راستین و پیشوایى انسان ها را به او ارزانى داشته و فرمانبردارى از او را بر همه بندگانش واجب ساخته است:

اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ

سرپرست و تدبیرگر امور شما، و قدرتى که بر شما ولایت دارد، تنها خداست و آن گاه پیامبر اوست که همه کارها و عملکردش به دستور خداست.

وَ الَّذینَ آمَنُوا

و دیگر کسانى که به راستى ایمان آورده اند. این ایمان آوردگان چه کسانى هستند؟ اینک آنان را وصف مى کند و مى فرماید:

الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکوةَ وَ هُمْ راکِعُونَ

همانان که نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى پردازند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
699. The question is for food generally, such as is ordinarily "good and pure": in the matter of meat it should be killed with some sort of solemnity analogous to that of the Takbir. The rules of Islam in this respect being analogous to those of the People of the Book, there is no objection to mutual recognition, as opposed to meat killed by Pagans with superstitious rites, (Cf. 6:139). In this respect the Christian rule is the same: "That ye abstain from meats offered to idols, and from blood, and from things strangled, and from fornication." (Acts. 15:29). Notice the bracketing of fornication with things unlawful to eat.
700. Islam is not exclusive. Social intercourse, including inter-marriage, is permitted with the People of the Book. A Muslim man may marry a woman from their ranks on the same terms as he would marry a Muslim woman, i.e., he must give her an economic and moral status, and must not be actuated merely by motives of lust or physical desire. A Muslim woman may not marry a non-Muslim man, because her Muslim status would be affected: the wife ordinarily takes the nationality and status given by her husband's law. A non-Muslim woman marrying a Muslim husband would be expected eventually to accept Islam. Any man or woman, of any race or faith, may, on accepting Islam, freely marry any Muslim woman or man, provided it be from motives of purity and chastity and not of lewdness.
701. As always, food, cleanliness, social intercourse, marriage and other interests in life, are linked with our duty to Allah and faith in Him. Duty and faith are for our own benefit, here and in the Hereafter, ( Cf. 39:65). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سکينه محمدي - سایت اسلام وب تفسیر القرآن تفسیر ابن کثیر إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی دار طیبة سنة النشر: 1422هـ / 2002م رقم الطبعة: --- عدد الأجزاء: ثمانیة أجزاء
وقوله : ( إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا ) أی : لیس الیهود بأولیائکم ، بل ولایتکم راجعة إلى الله ورسوله والمؤمنین . [ ص: 138 ]

وقوله : ( الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة [ وهم راکعون ] ) أی : المؤمنون المتصفون بهذه الصفات ، من إقام الصلاة التی هی أکبر أرکان الإسلام ، وهی له وحده لا شریک له ، وإیتاء الزکاة التی هی حق المخلوقین ومساعدة للمحتاجین من الضعفاء والمساکین .

وأما قوله ( وهم راکعون ) فقد توهم بعضهم أن هذه الجملة فی موضع الحال من قوله : ( ویؤتون الزکاة ) أی : فی حال رکوعهم ، ولو کان هذا کذلک ، لکان دفع الزکاة فی حال الرکوع أفضل من غیره ; لأنه ممدوح ، ولیس الأمر کذلک عند أحد من العلماء ممن نعلمه من أئمة الفتوى ، وحتى إن بعضهم ذکر فی هذا أثرا عن علی بن أبی طالب : أن هذه الآیة نزلت فیه : [ ذلک ] أنه مر به سائل فی حال رکوعه ، فأعطاه خاتمه .

وقال ابن أبی حاتم : حدثنا الربیع بن سلیمان المرادی ، حدثنا أیوب بن سوید ، عن عتبة بن أبی حکیم فی قوله : ( إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا ) قال : هم المؤمنون وعلی بن أبی طالب .

وحدثنا أبو سعید الأشج ، حدثنا الفضل بن دکین أبو نعیم الأحول ، حدثنا موسى بن قیس الحضرمی عن سلمة بن کهیل قال : تصدق علی بخاتمه وهو راکع ، فنزلت : ( إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون ) .

وقال ابن جریر : حدثنی الحارث ، حدثنا عبد العزیز ، حدثنا غالب بن عبید الله سمعت مجاهدا یقول فی قوله : ( إنما ولیکم الله ورسوله ) الآیة : نزلت فی علی بن أبی طالب تصدق وهو راکع

وقال عبد الرزاق : حدثنا عبد الوهاب بن مجاهد عن أبیه ، عن ابن عباس فی قوله : ( إنما ولیکم الله ورسوله ) الآیة : نزلت فی علی بن أبی طالب .

عبد الوهاب بن مجاهد لا یحتج به .

ورواه ابن مردویه من طریق سفیان الثوری ، عن أبی سنان ، عن الضحاک عن ابن عباس قال : کان علی بن أبی طالب قائما یصلی ، فمر سائل وهو راکع ، فأعطاه خاتمه ، فنزلت : ( إنما ولیکم الله ورسوله ) الآیة .

الضحاک لم یلق ابن عباس .

وروى ابن مردویه أیضا عن طریق محمد بن السائب الکلبی - وهو متروک - عن أبی صالح عن ابن عباس قال : خرج رسول الله صلى الله علیه وسلم إلى المسجد ، والناس یصلون ، بین راکع وساجد وقائم وقاعد ، وإذا مسکین یسأل ، فدخل رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال : " أعطاک أحد شیئا؟ " قال : نعم . قال : " من؟ " قال : ذلک الرجل القائم . قال : " على أی حال أعطاکه؟ " قال : وهو راکع ، قال : " وذلک علی بن أبی طالب " . قال : فکبر رسول الله صلى الله علیه وسلم عند ذلک ، وهو یقول : ( ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون )

[ ص: 139 ]

وهذا إسناد لا یفرح به .

ثم رواه ابن مردویه من حدیث علی بن أبی طالب رضی الله عنه نفسه وعمار بن یاسر وأبی رافع . ولیس یصح شیء منها بالکلیة ، لضعف أسانیدها وجهالة رجالها . ثم روى بسنده ، عن میمون بن مهران ، عن ابن عباس فی قوله : ( إنما ولیکم الله ورسوله ) نزلت فی المؤمنین وعلی بن أبی طالب أولهم .

وقال ابن جریر : حدثنا هناد ، حدثنا عبدة ، عن عبد الملک ، عن أبی جعفر قال : سألته عن هذه [ الآیة ] ( إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون ) قلنا : من الذین آمنوا؟ قال : الذین آمنوا! قلنا : بلغنا أنها نزلت فی علی بن أبی طالب ! قال : علی من الذین آمنوا .

وقال أسباط ، عن السدی : نزلت هذه الآیة فی جمیع المؤمنین ، ولکن علی بن أبی طالب مر به سائل وهو راکع فی المسجد فأعطاه خاتمه .

وقال علی بن أبی طلحة الوالبی عن ابن عباس : من أسلم فقد تولى الله ورسوله والذین آمنوا . رواه ابن جریر .

وقد تقدم فی الأحادیث التی أوردنا أن هذه الآیات کلها نزلت فی عبادة بن الصامت رضی الله عنه ، حین تبرأ من حلف یهود ، ورضی بولایة الله ورسوله والمؤمنین ; ولهذا قال تعالى بعد هذا کله : ( ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون ) کما قال تعالى : ( کتب الله لأغلبن أنا ورسلی إن الله قوی عزیز لا تجد قوما یؤمنون بالله والیوم الآخر یوادون من حاد الله ورسوله ولو کانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشیرتهم أولئک کتب فی قلوبهم الإیمان وأیدهم بروح منه ویدخلهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها رضی الله عنهم ورضوا عنه أولئک حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون ) [ المجادلة : 21 ، 22 ] .

فکل من رضی بولایة الله ورسوله والمؤمنین فهو مفلح فی الدنیا والآخرة [ ومنصور فی الدنیا والآخرة ] ; ولهذا قال [ الله ] تعالى فی هذه الآیة الکریمة : ( ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون )
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.