از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یا ایها الذین امنوا لا تقتلوا الصید و انتم حرم و من قتله منکم متعمدا فجزاء مثل ما قتل من النعم یحکم به ذوا عدل منکم هدیا بالغ الکعبه او کفاره طعام مساکین او عدل ذلک صیاما لیذوق و بال امره عفالله عما سلف ومن عاد فینتقم الله منه و الله عزیز ذوانتقام ):(ای کسانیکه ایمان آوردید،شکار را در حالیکه محرم هستید، نکشید کسی از شما که عمدا شکاری را بکشدکفاره آن نظیر همان شکار است از چهار پایان که دو نفر از شما که صاحب عدالتند، حکم به آن می کنند، در حالیکه کفاره را هدی قرار داده و آن را به کعبه می رساند، با اینکه کفاره اش طعام دادن به مسکینان و یا به جای اطعام هر مسکین یک روز روزه است تا کیفر نافرمانی خود را بچشد، خداوند گناهان گذشته راعفو کرده است و اگر کسی دوباره چنین معصیتی کند، پس خدا از او انتقام می گیرد و خدا مقتدر و انتقام گیرنده است )،(حرم )جمع حرام به معنای منع است وکسی که برای حج مواردی را بر خود حرام می نماید ،محرم می گویند ،و (مثل )به معنای (شبه )است ،یعنی مانند و شبیه و (عدل )به کسر و فتح (عین )نیز به معنای مثل و مانند است و (وبال )سنگینی نامطلوب هر چیزی را گویند. و این آیه نهی از کشتن شکار در هنگام احرام است و هر کس از روی عمدمرتکب این عمل شود(بنابراین قتل به خطا یا از روی فراموشی از موضوع بحث خارج است )کفاره به او واجب می شود و باید به جزای آن حیوانی اهلی نظیرحیوانی که کشته است بدهد،و تشخیص اینکه این حیوان نظیر آن شکار هست یانه به عهده دو نفر مرد عادل و دیندار است ، در حالی این جزا در راه خدامی شود که به صورت >هدی < در آید، یعنی به مکه فرستاده شود تا طبق دستورسنت در خود مکه یا در منی ذبح گردد و جمله (او کفاره طعام مساکین او عدل ذلک صیاما)دو خصلت دیگری است برای کفاره صید در حرم و بین این سه خصلت ترتیب هست ، یعنی اگر ممکن است اول هدی کردن حیوانی نظیر آن شکار،اگرممکن نشد اطعام مساکین و فقراء و اگر این نیز ممکن نشد به همان مقدار روزه واجب است و این کفاره خود نوعی از مجازات است ، چون می فرماید:این کفارات برای آنست که سنگینی و شدت عملش را بچشد و در ادامه می فرماید:خداوند از آن شکارهائی که قبل از نزول حکم انجام داده اید در می گذرد،اما هرکس بعد از این حکم حرمت باز هم مرتکب این عمل شود و آن را تکرار کند،دیگر کفاره نمی تواند جبران عمل او را نماید، بلکه خداوند از او بوسیله عذاب کردن انتقام می گیرد، چون خداوند مقتدری شکست ناپذیر و انتقام گیرنده است و هیچ کس نمی تواند مانع از انتقام گرفتن او شود. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : بسم الله الرحمان الرحیم
خیلی خوب بود . مشکلم بر طرف شد. خدا خیرتان دهد ان شاءالله
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آذر خوشقدم - تفسیر نمونه
شخصی که مرتکب صید در حال احرام شده مخیر در میان سه چیز است یا باید ترتیب را در آن رعایت کند نخست قربانی نماید و اگر نتوانست اطعام مسکین و اگر هم میسر نشد روزه بگیرد . این کفارات برای ان است که کیفر کار خلاف خود را ببیند . هرگاه کسی به این اخطارهای مکرر و حکم کفاره اعتنا نکند و باز هم مرتکب صید در حال احرام شود، خداوند از چنین کسی انتقام خواهد گرفت . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
تفسیر نمونه
(آیه 95)- در این آیه با صراحت و قاطعیّت بیشتر و بطور عموم فرمان تحریم صید را در حال احرام صادر کرده، مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! در حال احرام شکار نکنید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ).
سپس به کفاره صید در حال احرام اشاره کرده، مى‏گوید: «کسى که عمدا صیدى را به قتل برساند، باید کفاره‏اى همانند آن از چهارپایان بدهد» یعنى، آن را
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 558
قربانى کرده و گوشت آن را به مستمندان بدهد (وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ).
در اینجا منظور از «مثل» همانندى در شکل و اندازه حیوان است به این معنى که مثلا اگر کسى حیوان وحشى بزرگى را همانند شترمرغ صید کند، باید کفاره آن را شتر انتخاب کند و یا اگر آهو صید کند باید گوسفند که تقریبا به اندازه آن است قربانى نماید.
و از آنجا که ممکن است مسأله همانندى براى بعضى مورد شک و تردید واقع شود، قرآن در این زمینه دستور داده است که «باید این موضوع زیر نظر دو نفر از افراد مطلع و عادل انجام پذیرد» (یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ).
و در باره این که این کفاره در کجا باید ذبح شود، دستور مى‏دهد که به صورت «قربانى و «هدى» اهداء به کعبه شود و به سرزمین کعبه برسد» (هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ).
سپس اضافه مى‏کند که، لازم نیست حتما کفاره به صورت قربانى باشد، بلکه دو چیز دیگر نیز هر یک مى‏توانند جانشین آن شوند، نخست این که «معادل پول آن را در راه اطعام مساکین مصرف کند» (أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکِینَ).
«و یا معادل آن روزه بگیرد» (أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً).
«این کفارات به خاطر آن است که کیفر کار خلاف خود را ببیند» (لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ).
اما از آنجایى که هیچ حکمى معمولا شامل گذشته نمى‏شود، تصریح مى‏کند که «خدا از تخلفاتى که در این زمینه در گذشته انجام داده‏اید، عفو فرموده است» (عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ). «و هر گاه کسى به این اخطارهاى مکرر و حکم کفاره اعتنا نکند و باز هم مرتکب صید در حال احرام شود، خداوند از چنین کسى انتقام خواهد گرفت و خداوند تواناست، و به موقع انتقام مى‏گیرد» (وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : این تفسیر مربوط به آیات 94 تا 96 مى‌باشد. شما باید فقط تفسیر مربوط به آیه 95 را در ذیل آیه 95 وارد کنید. لطفا توجه فرمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
( حرم ) محرمون ، جمع حرام ، کردح فی جمع رداح . و التعمد : أن یقتله و هو ذاکر لإحرامه ، أو عالم أن ما یقتله مما یحرم علیه قتله ، فإن قتله و هو ناس لإحرامه أو رمی صیدا و هو یظن أنه لیس بصید فإذا هو صید ، أو قصد برمیه غیر صید فعدل السهم عن رمیته فأصاب صیدا فهو مخطی ء فإن قلت : فمحظورات الإحرام یستوی فیها العمد و الخطأ ، فما بال التعمد مشروطا فی الَیة ؟ قلت : لأن مورد الَیة فیمن تعمد : فقد روی أنه عن لهم فی عمرة الحدیبیة حمار وحش ، فحمل علیه أبو الیسر فطعنه برمحه فقتله ، فقیل له : إنک قتلت الصید و أنت محرم فنزلت و لأن الأصل فعل التعمد ، والخطأ لا حق به للتغلیظ . و یدل علیه قوله تعالی ( لیذوق و بال أمره ) ( ومن عاد فینتقم الله منه ) و عن الزهری : نزل الکتاب بالعمد ووردت السنة بالخطأ و عن سعید بن جبیر : لا أری فی الخطإ شیأ أخذا باشتراط العمد فی الَیة . و عن الحسن روایتان ( فجزاء مثل ما قتل ) برفع جزاء و مثل جمیعا ، بمعنی : فعلیه جزاء یماثل ما قتل من الصید ، و هو عند أبی حنیفة قیمة المصید یقوم حیث صید . فإن بلغت قیمته ثمن هدی ، تخیر بین أن یهدی من النعم ما قیمته قیمة الصید ، و بین أن یشتری بقیمته طعاما ، فیعطی کل مسکین نصف صاع من بر أو صاع من غیره ، و إن شاء صام عن طعام کل مسکین یوما ، فإن فضل مالا یبلغ طعام مسکین صام عنه یوما أو تصدق به . و عند محمد و الشافعی رحمهما الله مثله نظیره من النعم ، فإن لم یوجد له نظیر من النعم عدل إلی قول أبی حنیفة رحمة الله . فإن قلت : فما یصنع من یفسر المثل بالقیمة بین أن یشتری بها هدیا أو طعاما أو یصوم ، کما خیر الله تعالی فی الَیة ، فکان قوله ( من النعم ) بینا للهدی المشتری بالقیمة فی أحد وجوه التخییر ، لأن من قوم الصید و اشتری بالقیمة هدیا فأهداه ، فقد جزی بمثل ما قتل من النعم . علی أن التخییر الذی فی الَیة بین أن یجزی بالهدی أو یکفر بالإطعام أو بالصوم ، إنما یستقیم استقامة ظاهرة بغیر تعسف إذا قوم و نظر بعد التقویم أی الثلاثة یختار ، فأما إذا عمد إلی النظیر و جعله الواجب وحده من غیر تخییر فإذا کان شیئا لا نظیر له قوم حینئذ ، ثم یخیر بین الإطعام و الصوم ففیه نبو عما فی الَیة . ألا تری إلی قوله تعالی ( أو کفارة طعام مساکین أو عدل ذلک صیاما ) کیف خیر بین الأشیاء الثلاثة ، و لا سبیل إلی ذلک إلا بالتقویم . و قرأ عبد الله : فجزاؤه مثل ما قتل ، و قرئ : فجزاء مثل ما قتل ، علی الإضافة ، و أصله : فجزاء مثل ما قتل ، بنصب مثل بمعنی : فعلیة أن یجزی مثل ما قتل ، ثم أضیف کما تقول : عجبت من ضرب زید ، و قرأ السلمی علی الأصل و قرأ محمد بن مقاتل : فجزاء مثل ما قتل ، بنصبها ، بمعنی : فلیجز جزاء مثل ما قتل . و قرأ الحسن : و من النعم ، بسکون العین ، استثقل الحرکة علی حرف الحلق فسکنه ( یحکم به ) بمثل ما قتل ( ذوا عدل منکم ) حکمان عادلان من المسلمین . قالوا : و فیه دلیل علی أن المثل القیمة ، لأن التقویم مما یحتاج إلی النظر و الاجتهاد دون الأشیاء المشاهدة . و عن قبیصة أنه أصاب ظبیا و هو محرم فسأل عمر ، فشاور عبدالرحمن بن عوف ، ثم أمره بذبح شاة ، فقال قبیصة لصاحبه : و الله ما علم أمیر المؤمنین حتی سأل غیره ، فأقبل علیه ضربا بالدرة و قال : أتغمص الفتیا و تقتل الصید و أنت محرم . قال الله تعالی ( یحکم به ذوا عدل منکم ) فأنا عمر ، و هذا عبد الرحمن . و قرأ محمد بن جعفر ذو عدل منکم ، أراد یحکم به من یعدل منکم و لم یرد الوحدة . و قیل أراد الإمام ( هدیا ) حال عن جزاء فیمن وصفه ممثل ، لأن الصفة خصصته فقربته من المعرفة ، أو بدل عن مثل فیمن نصبه ، أو عن محله فیمن جره . و یجوز أن ینتصب حالا عن الضمیر فی به . و وصف هدیا ب ( بالغ الکعبة ) لأن إضافته غیر حقیقیة . و معنی بلوغه الکعبة أن یذبح بالحرم ، فأما التصدق به فحیث شئت عند أبی حنیفة ، و عند الشافعی فی الحرم . فإن قلت : بم یرفع ( کفارة ) من ینصب جزاء ؟ قلت : یجعلها خبر مبتدإ محذوف . کأنه قیل : أو الوجوب علیه کفارة . أو یقدر : فعلیه أن یجزی جزاء أو کفارة ، فیعطفها علی أن یجزی . و قرئ : أو کفارة طعام مساکین علی الإضافة . و هذه الإضافة مبینة ، کأنه قیل : أو کفارة من طعام مسکین ، کقولک : خاتم فضة ، بمعنی خاتم من فضة و قرأ الأعرج : أو کفارة طعام مساکین . و إنما وحد ، لأنه واقع موقع التبیین ، فاکتفی بالواحد الدال علی الجنس . و قرئ : أو عدل ذلک ، بکسر العین . و الفرق بینهما أن عدل الشی ء ما عادله من غیر جنسه ، کالصوم و الإطعام . و عدله ما عدل به فی المقدار ، و منه عدلا الحمل ، لأن کل واحد منهما عدل بالَخر حتی اعتدلا ، کأن المفتوح تسمیة بالمصدر ، و المکسور بمعنی المفعول به ، کالذبح و نحوهما الحمل و الحمل . و ( ذلک ) إشارة إلی الطعام ( وصیاما ) تمییز للعدل کقولک : لی مثله رجلا . و الخیار فی ذلک إلی قاتل الصید عند أبی حنیفة و أبی یوسف . و عند محمد إلی الحکمین ( لیذوق ) متعلق بقوله ( فجزاء ) أی فعلیة أن یجازی أو یکفر ، لیذوق سوء عاقبة هتکه لحرمة الإحرام . و الوبال : المکروه و الضرر الذی یناله فی العاقبة من عمل سوء لثقله علیه ، کقوله تعالی ( فأخذناه أخذا و بیلا ) ثقیلا . و الطعام الوبیل : الذی بثقل علی المعدة فلا یستمرأ ( عفاالله عما سلف ) لکم من الصید فی حال الإحرام قبل أن تراجعوا رسول الله صلی الله علیه و سلم و تسألوه عن جوازه . و قیل : عما سلف لکم فی الجاهلیة منه ، لأنهم کانوا متعبدین بشرائع من قبلهم و کان الصید فیها محرما ( و من عاد ) إلی قتل الصید و هو محرم بعد نزول النهی ( فینتقم الله منه ) ینتقم : خبر مبتدإ تقدیرة فهو ینتقم الله منه ، و لذلک دخلت الفاء . و نحوه ( فمن یؤمن بربه فلا یخاف ) یعنی ینتقم منه فی الَخرة . و اختلف فی وجوب الکفارة علی العائد ، فعن عطاء و إبراهیم و سعید بن جبیر والحسن : و جوبها ، و علیه عامة العلماء . و عن ابن عباس و شریح : أنه لا کفارة علیه تعلقا بالظاهر ، و أنه لم یذکر الکفارة . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر المیزان( خلاصه )
(95)(یا ایها الذین امنوا لا تقتلوا الصید و انتم حرم و من قتله منکم متعمدا فجزاء مثل ما قتل من النعم یحکم به ذوا عدل منکم هدیا بالغ الکعبه او کفاره طعام مساکین او عدل ذلک صیاما لیذوق و بال امره عفالله عما سلف ومن عاد فینتقم الله منه و الله عزیز ذوانتقام ):(ای کسانیکه ایمان آوردید،شکار را در حالیکه محرم هستید، نکشید کسی از شما که عمدا شکاری را بکشدکفاره آن نظیر همان شکار است از چهار پایان که دو نفر از شما که صاحب عدالتند، حکم به آن می کنند، در حالیکه کفاره را هدی قرار داده و آن را به کعبه می رساند، با اینکه کفاره اش طعام دادن به مسکینان و یا به جای اطعام هر مسکین یک روز روزه است تا کیفر نافرمانی خود را بچشد، خداوند گناهان گذشته راعفو کرده است و اگر کسی دوباره چنین معصیتی کند، پس خدا از او انتقام می گیرد و خدا مقتدر و انتقام گیرنده است )،(حرم )جمع حرام به معنای منع است وکسی که برای حج مواردی را بر خود حرام می نماید ،محرم می گویند ،و (مثل )به معنای (شبه )است ،یعنی مانند و شبیه و (عدل )به کسر و فتح (عین )نیز به معنای مثل و مانند است و (وبال )سنگینی نامطلوب هر چیزی را گویند. و این آیه نهی از کشتن شکار در هنگام احرام است و هر کس از روی عمدمرتکب این عمل شود(بنابراین قتل به خطا یا از روی فراموشی از موضوع بحث خارج است )کفاره به او واجب می شود و باید به جزای آن حیوانی اهلی نظیرحیوانی که کشته است بدهد،و تشخیص اینکه این حیوان نظیر آن شکار هست یانه به عهده دو نفر مرد عادل و دیندار است ، در حالی این جزا در راه خدامی شود که به صورت >هدی < در آید، یعنی به مکه فرستاده شود تا طبق دستورسنت در خود مکه یا در منی ذبح گردد و جمله (او کفاره طعام مساکین او عدل ذلک صیاما)دو خصلت دیگری است برای کفاره صید در حرم و بین این سه خصلت ترتیب هست ، یعنی اگر ممکن است اول هدی کردن حیوانی نظیر آن شکار،اگرممکن نشد اطعام مساکین و فقراء و اگر این نیز ممکن نشد به همان مقدار روزه واجب است و این کفاره خود نوعی از مجازات است ، چون می فرماید:این کفارات برای آنست که سنگینی و شدت عملش را بچشد و در ادامه می فرماید:خداوند از آن شکارهائی که قبل از نزول حکم انجام داده اید در می گذرد،اما هرکس بعد از این حکم حرمت باز هم مرتکب این عمل شود و آن را تکرار کند،دیگر کفاره نمی تواند جبران عمل او را نماید، بلکه خداوند از او بوسیله عذاب کردن انتقام می گیرد، چون خداوند مقتدری شکست ناپذیر و انتقام گیرنده است و هیچ کس نمی تواند مانع از انتقام گرفتن او شود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
کلمه‏ى «حُرُم» به معناى کسى است که براى حج یا عمره، مُحرم شده است. کلمه‏ى «نَعَم» که جمع آن «اَنعام» است، به شتر، گاو و گوسفند گفته مى‏شود. کلمه‏ى «مسکین» از «سکن»، به کسى گفته مى‏شود که به خاطر تهى‏دستى و فقر، از مسکن خود خارج نمى‏شود وبه اصطلاح فقر او را از پا در آورده و خانه‏نشین کرده است. امام صادق‏علیه السلام فرمود: کفّاره‏ى شترمرغ، شتر و کفّاره‏ى الاغ وحشى، گاو و کفّاره‏ى آهو، گوسفند و کفّاره‏ى گاو وحشى، گاو اهلى است. <194> 1- خداوند، از مؤمنان انتظار ویژه‏اى دارد. «یا ایها الذین آمنوا لاتقتلوا...» 1- امنیّت در حال احرام، حتّى براى حیوانات نیز باید حفظ شود. «لاتقتلوا الصید و انتم حُرُم» 2- فلسفه‏ى تحریم یا حلال ساختن، همیشه ذاتى و مربوط به خود موارد نیست، بلکه گاهى به اقتضاى شرایط زمانى و مکانى است، پس زمان و مکان، تاریخ و جغرافیا، در حکم الهى تأثیر دارد. «و انتم حُرُم» 3- اسلام براى حالات خاص، دستورات ویژه‏اى دارد. «و انتم حُرُم» 4- قوانین اسلام براى همه است. «و من قتله منکم» 5 - خطرناکتر از عمل و تخلّف، انگیزه و هدف و سوء قصد آگاهانه است. «من قتله منکم متعمّداً» 6- کیفر، باید عادلانه باشد. «مثل ما قتل» 7- پرداخت کیفر و جریمه باید دقیق باشد. «یحکم به ذوا عدل» 8 - اسلام به عدالت در همه جا توجّه دارد. «ذوا عدل منکم» 9- اسلام به هر مناسبتى به مسئله‏ى گرسنگان و فقرزدایى توجّه دارد. «طعام مسکین» 10- حیواناتى که در مکّه ذبح مى‏شوند، هدیه هستند. «هدیاً بالغ الکعبة» 11- دست مجرم را در انتخاب نوع جریمه (قربانى، اطعام، روزه) باز بگذاریم و شرایط مالى و توان جسمى او را نادیده نگیریم. «فجزاء مثل ما قتل... او عدل ذلک صیاماً» 12- کیفر قانون‏شکنى به قدرى سنگین است که اطعام شصت فقیر یا گرفتن شصت روزه تنها گوشه‏اى از آن است، نه تمام آن. «لیذوق» 13- اجراى قوانین، پس از ابلاغ رسمى آنهاست. «عفى اللّه عما سلف» قانون موارد قبلى را شامل نمى‏شود. 14- در تکرار شکار، علاوه بر جریمه، انتقام و قهر الهى نیز وجود دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه» 15- اصرار بر گناه و تکرار آن، بسیار خطرناک وعقوبت سختى در پى دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه منه و اللّه عزیز ذو انتقام» 16- تهدیدات الهى را جدّى بگیریم. «فینتقم اللّه... عزیز ذو انتقام» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 95)- در این آیه با صراحت و قاطعیّت بیشتر و بطور عموم فرمان تحریم صید را در حال احرام صادر کرده، مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! در حال احرام شکار نکنید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ).

سپس به کفاره صید در حال احرام اشاره کرده، مى‏گوید: «کسى که عمدا صیدى را به قتل برساند، باید کفاره‏اى همانند آن از چهارپایان بدهد» یعنى، آن را برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 558

قربانى کرده و گوشت آن را به مستمندان بدهد (وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ).

در اینجا منظور از «مثل» همانندى در شکل و اندازه حیوان است به این معنى که مثلا اگر کسى حیوان وحشى بزرگى را همانند شترمرغ صید کند، باید کفاره آن را شتر انتخاب کند و یا اگر آهو صید کند باید گوسفند که تقریبا به اندازه آن است قربانى نماید.

و از آنجا که ممکن است مسأله همانندى براى بعضى مورد شک و تردید واقع شود، قرآن در این زمینه دستور داده است که «باید این موضوع زیر نظر دو نفر از افراد مطلع و عادل انجام پذیرد» (یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ).

و در باره این که این کفاره در کجا باید ذبح شود، دستور مى‏دهد که به صورت «قربانى و «هدى» اهداء به کعبه شود و به سرزمین کعبه برسد» (هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ).

سپس اضافه مى‏کند که، لازم نیست حتما کفاره به صورت قربانى باشد، بلکه دو چیز دیگر نیز هر یک مى‏توانند جانشین آن شوند، نخست این که «معادل پول آن را در راه اطعام مساکین مصرف کند» (أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکِینَ).

«و یا معادل آن روزه بگیرد» (أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً).

«این کفارات به خاطر آن است که کیفر کار خلاف خود را ببیند» (لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ).

اما از آنجایى که هیچ حکمى معمولا شامل گذشته نمى‏شود، تصریح مى‏کند که «خدا از تخلفاتى که در این زمینه در گذشته انجام داده‏اید، عفو فرموده است» (عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ). «و هر گاه کسى به این اخطارهاى مکرر و حکم کفاره اعتنا نکند و باز هم مرتکب صید در حال احرام شود، خداوند از چنین کسى انتقام خواهد گرفت و خداوند تواناست، و به موقع انتقام مى‏گیرد» (وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- خداوند، از مؤمنان انتظار ویژه‏اى دارد. «یا ایها الذین آمنوا لاتقتلوا...»
1- امنیّت در حال احرام، حتّى براى حیوانات نیز باید حفظ شود. «لاتقتلوا الصید و انتم حُرُم»
2- فلسفه‏ى تحریم یا حلال ساختن، همیشه ذاتى و مربوط به خود موارد نیست، بلکه گاهى به اقتضاى شرایط زمانى و مکانى است، پس زمان و مکان، تاریخ و جغرافیا، در حکم الهى تأثیر دارد. «و انتم حُرُم»
3- اسلام براى حالات خاص، دستورات ویژه‏اى دارد. «و انتم حُرُم»
4- قوانین اسلام براى همه است. «و من قتله منکم»
5 - خطرناکتر از عمل و تخلّف، انگیزه و هدف و سوء قصد آگاهانه است. «من قتله منکم متعمّداً»
6- کیفر، باید عادلانه باشد. «مثل ما قتل»
7- پرداخت کیفر و جریمه باید دقیق باشد. «یحکم به ذوا عدل»
8 - اسلام به عدالت در همه جا توجّه دارد. «ذوا عدل منکم»
9- اسلام به هر مناسبتى به مسئله‏ى گرسنگان و فقرزدایى توجّه دارد. «طعام مسکین»
10- حیواناتى که در مکّه ذبح مى‏شوند، هدیه هستند. «هدیاً بالغ الکعبة»
11- دست مجرم را در انتخاب نوع جریمه (قربانى، اطعام، روزه) باز بگذاریم و شرایط مالى و توان جسمى او را نادیده نگیریم. «فجزاء مثل ما قتل... او عدل ذلک صیاماً»
12- کیفر قانون‏شکنى به قدرى سنگین است که اطعام شصت فقیر یا گرفتن شصت روزه تنها گوشه‏اى از آن است، نه تمام آن. «لیذوق»
13- اجراى قوانین، پس از ابلاغ رسمى آنهاست. «عفى اللّه عما سلف» قانون موارد قبلى را شامل نمى‏شود.
14- در تکرار شکار، علاوه بر جریمه، انتقام و قهر الهى نیز وجود دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه»
15- اصرار بر گناه و تکرار آن، بسیار خطرناک وعقوبت سختى در پى دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه منه و اللّه عزیز ذو انتقام»
16- تهدیدات الهى را جدّى بگیریم. «فینتقم اللّه... عزیز ذو انتقام»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) زارع بیدکی : مفید بود
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نور
کلمه‏ى «حُرُم» به معناى کسى است که براى حج یا عمره، مُحرم شده است. کلمه‏ى «نَعَم» که جمع آن «اَنعام» است، به شتر، گاو و گوسفند گفته مى‏شود. کلمه‏ى «مسکین» از «سکن»، به کسى گفته مى‏شود که به خاطر تهى‏دستى و فقر، از مسکن خود خارج نمى‏شود وبه اصطلاح فقر او را از پا در آورده و خانه‏نشین کرده است. امام صادق‏علیه السلام فرمود: کفّاره‏ى شترمرغ، شتر و کفّاره‏ى الاغ وحشى، گاو و کفّاره‏ى آهو، گوسفند و کفّاره‏ى گاو وحشى، گاو اهلى است. <194> 1- خداوند، از مؤمنان انتظار ویژه‏اى دارد. «یا ایها الذین آمنوا لاتقتلوا...» 1- امنیّت در حال احرام، حتّى براى حیوانات نیز باید حفظ شود. «لاتقتلوا الصید و انتم حُرُم» 2- فلسفه‏ى تحریم یا حلال ساختن، همیشه ذاتى و مربوط به خود موارد نیست، بلکه گاهى به اقتضاى شرایط زمانى و مکانى است، پس زمان و مکان، تاریخ و جغرافیا، در حکم الهى تأثیر دارد. «و انتم حُرُم» 3- اسلام براى حالات خاص، دستورات ویژه‏اى دارد. «و انتم حُرُم» 4- قوانین اسلام براى همه است. «و من قتله منکم» 5 - خطرناکتر از عمل و تخلّف، انگیزه و هدف و سوء قصد آگاهانه است. «من قتله منکم متعمّداً» 6- کیفر، باید عادلانه باشد. «مثل ما قتل» 7- پرداخت کیفر و جریمه باید دقیق باشد. «یحکم به ذوا عدل» 8 - اسلام به عدالت در همه جا توجّه دارد. «ذوا عدل منکم» 9- اسلام به هر مناسبتى به مسئله‏ى گرسنگان و فقرزدایى توجّه دارد. «طعام مسکین» 10- حیواناتى که در مکّه ذبح مى‏شوند، هدیه هستند. «هدیاً بالغ الکعبة» 11- دست مجرم را در انتخاب نوع جریمه (قربانى، اطعام، روزه) باز بگذاریم و شرایط مالى و توان جسمى او را نادیده نگیریم. «فجزاء مثل ما قتل... او عدل ذلک صیاماً» 12- کیفر قانون‏شکنى به قدرى سنگین است که اطعام شصت فقیر یا گرفتن شصت روزه تنها گوشه‏اى از آن است، نه تمام آن. «لیذوق» 13- اجراى قوانین، پس از ابلاغ رسمى آنهاست. «عفى اللّه عما سلف» قانون موارد قبلى را شامل نمى‏شود. 14- در تکرار شکار، علاوه بر جریمه، انتقام و قهر الهى نیز وجود دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه» 15- اصرار بر گناه و تکرار آن، بسیار خطرناک وعقوبت سختى در پى دارد. «و من عاد فینتقم اللَّه منه و اللّه عزیز ذو انتقام» 16- تهدیدات الهى را جدّى بگیریم. «فینتقم اللّه... عزیز ذو انتقام [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
( حرم ) محرمون ، جمع حرام ، کردح فی جمع رداح . و التعمد : أن یقتله و هو ذاکر لإحرامه ، أو عالم أن ما یقتله مما یحرم علیه قتله ، فإن قتله و هو ناس لإحرامه أو رمی صیدا و هو یظن أنه لیس بصید فإذا هو صید ، أو قصد برمیه غیر صید فعدل السهم عن رمیته فأصاب صیدا فهو مخطی ء فإن قلت : فمحظورات الإحرام یستوی فیها العمد و الخطأ ، فما بال التعمد مشروطا فی الَیة ؟ قلت : لأن مورد الَیة فیمن تعمد : فقد روی أنه عن لهم فی عمرة الحدیبیة حمار وحش ، فحمل علیه أبو الیسر فطعنه برمحه فقتله ، فقیل له : إنک قتلت الصید و أنت محرم فنزلت و لأن الأصل فعل التعمد ، والخطأ لا حق به للتغلیظ . و یدل علیه قوله تعالی ( لیذوق و بال أمره ) ( ومن عاد فینتقم الله منه ) و عن الزهری : نزل الکتاب بالعمد ووردت السنة بالخطأ و عن سعید بن جبیر : لا أری فی الخطإ شیأ أخذا باشتراط العمد فی الَیة . و عن الحسن روایتان ( فجزاء مثل ما قتل ) برفع جزاء و مثل جمیعا ، بمعنی : فعلیه جزاء یماثل ما قتل من الصید ، و هو عند أبی حنیفة قیمة المصید یقوم حیث صید . فإن بلغت قیمته ثمن هدی ، تخیر بین أن یهدی من النعم ما قیمته قیمة الصید ، و بین أن یشتری بقیمته طعاما ، فیعطی کل مسکین نصف صاع من بر أو صاع من غیره ، و إن شاء صام عن طعام کل مسکین یوما ، فإن فضل مالا یبلغ طعام مسکین صام عنه یوما أو تصدق به . و عند محمد و الشافعی رحمهما الله مثله نظیره من النعم ، فإن لم یوجد له نظیر من النعم عدل إلی قول أبی حنیفة رحمة الله . فإن قلت : فما یصنع من یفسر المثل بالقیمة بین أن یشتری بها هدیا أو طعاما أو یصوم ، کما خیر الله تعالی فی الَیة ، فکان قوله ( من النعم ) بینا للهدی المشتری بالقیمة فی أحد وجوه التخییر ، لأن من قوم الصید و اشتری بالقیمة هدیا فأهداه ، فقد جزی بمثل ما قتل من النعم . علی أن التخییر الذی فی الَیة بین أن یجزی بالهدی أو یکفر بالإطعام أو بالصوم ، إنما یستقیم استقامة ظاهرة بغیر تعسف إذا قوم و نظر بعد التقویم أی الثلاثة یختار ، فأما إذا عمد إلی النظیر و جعله الواجب وحده من غیر تخییر فإذا کان شیئا لا نظیر له قوم حینئذ ، ثم یخیر بین الإطعام و الصوم ففیه نبو عما فی الَیة . ألا تری إلی قوله تعالی ( أو کفارة طعام مساکین أو عدل ذلک صیاما ) کیف خیر بین الأشیاء الثلاثة ، و لا سبیل إلی ذلک إلا بالتقویم . و قرأ عبد الله : فجزاؤه مثل ما قتل ، و قرئ : فجزاء مثل ما قتل ، علی الإضافة ، و أصله : فجزاء مثل ما قتل ، بنصب مثل بمعنی : فعلیة أن یجزی مثل ما قتل ، ثم أضیف کما تقول : عجبت من ضرب زید ، و قرأ السلمی علی الأصل و قرأ محمد بن مقاتل : فجزاء مثل ما قتل ، بنصبها ، بمعنی : فلیجز جزاء مثل ما قتل . و قرأ الحسن : و من النعم ، بسکون العین ، استثقل الحرکة علی حرف الحلق فسکنه ( یحکم به ) بمثل ما قتل ( ذوا عدل منکم ) حکمان عادلان من المسلمین . قالوا : و فیه دلیل علی أن المثل القیمة ، لأن التقویم مما یحتاج إلی النظر و الاجتهاد دون الأشیاء المشاهدة . و عن قبیصة أنه أصاب ظبیا و هو محرم فسأل عمر ، فشاور عبدالرحمن بن عوف ، ثم أمره بذبح شاة ، فقال قبیصة لصاحبه : و الله ما علم أمیر المؤمنین حتی سأل غیره ، فأقبل علیه ضربا بالدرة و قال : أتغمص الفتیا و تقتل الصید و أنت محرم . قال الله تعالی ( یحکم به ذوا عدل منکم ) فأنا عمر ، و هذا عبد الرحمن . و قرأ محمد بن جعفر ذو عدل منکم ، أراد یحکم به من یعدل منکم و لم یرد الوحدة . و قیل أراد الإمام ( هدیا ) حال عن جزاء فیمن وصفه ممثل ، لأن الصفة خصصته فقربته من المعرفة ، أو بدل عن مثل فیمن نصبه ، أو عن محله فیمن جره . و یجوز أن ینتصب حالا عن الضمیر فی به . و وصف هدیا ب ( بالغ الکعبة ) لأن إضافته غیر حقیقیة . و معنی بلوغه الکعبة أن یذبح بالحرم ، فأما التصدق به فحیث شئت عند أبی حنیفة ، و عند الشافعی فی الحرم . فإن قلت : بم یرفع ( کفارة ) من ینصب جزاء ؟ قلت : یجعلها خبر مبتدإ محذوف . کأنه قیل : أو الوجوب علیه کفارة . أو یقدر : فعلیه أن یجزی جزاء أو کفارة ، فیعطفها علی أن یجزی . و قرئ : أو کفارة طعام مساکین علی الإضافة . و هذه الإضافة مبینة ، کأنه قیل : أو کفارة من طعام مسکین ، کقولک : خاتم فضة ، بمعنی خاتم من فضة و قرأ الأعرج : أو کفارة طعام مساکین . و إنما وحد ، لأنه واقع موقع التبیین ، فاکتفی بالواحد الدال علی الجنس . و قرئ : أو عدل ذلک ، بکسر العین . و الفرق بینهما أن عدل الشی ء ما عادله من غیر جنسه ، کالصوم و الإطعام . و عدله ما عدل به فی المقدار ، و منه عدلا الحمل ، لأن کل واحد منهما عدل بالَخر حتی اعتدلا ، کأن المفتوح تسمیة بالمصدر ، و المکسور بمعنی المفعول به ، کالذبح و نحوهما الحمل و الحمل . و ( ذلک ) إشارة إلی الطعام ( وصیاما ) تمییز للعدل کقولک : لی مثله رجلا . و الخیار فی ذلک إلی قاتل الصید عند أبی حنیفة و أبی یوسف . و عند محمد إلی الحکمین ( لیذوق ) متعلق بقوله ( فجزاء ) أی فعلیة أن یجازی أو یکفر ، لیذوق سوء عاقبة هتکه لحرمة الإحرام . و الوبال : المکروه و الضرر الذی یناله فی العاقبة من عمل سوء لثقله علیه ، کقوله تعالی ( فأخذناه أخذا و بیلا ) ثقیلا . و الطعام الوبیل : الذی بثقل علی المعدة فلا یستمرأ ( عفاالله عما سلف ) لکم من الصید فی حال الإحرام قبل أن تراجعوا رسول الله صلی الله علیه و سلم و تسألوه عن جوازه . و قیل : عما سلف لکم فی الجاهلیة منه ، لأنهم کانوا متعبدین بشرائع من قبلهم و کان الصید فیها محرما ( و من عاد ) إلی قتل الصید و هو محرم بعد نزول النهی ( فینتقم الله منه ) ینتقم : خبر مبتدإ تقدیرة فهو ینتقم الله منه ، و لذلک دخلت الفاء . و نحوه ( فمن یؤمن بربه فلا یخاف ) یعنی ینتقم منه فی الَخرة . و اختلف فی وجوب الکفارة علی العائد ، فعن عطاء و إبراهیم و سعید بن جبیر والحسن : و جوبها ، و علیه عامة العلماء . و عن ابن عباس و شریح : أنه لا کفارة علیه تعلقا بالظاهر ، و أنه لم یذکر الکفارة [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
کیفر شکار در جامه احرام در این آیه شریفه به کیفر تجاوزى که در آیه گذشته از آن هشدار داده شد پرداخته و احکام صید در جامه احرام را این گونه بیان مى کند:

یا اَیُّهَا اَلَّذینَ آمَنُوا لاتَقْتُلُوا الصَّیْدَ

هان اى کسانى که ایمان آورده اید! در حالى که در جامه احرام هستید، شکار را نکشید.

در مورد این نکته که منظور از «صید» چیست، دو نظر است:

1 - به باور دانشوران عراق، منظور، هر حیوان وحشى است، خواه گوشت آن خوردنى باشد یا نه؛ آنان در این مورد به شعرى استدلال کرده اند که از امیرمؤمنان آورده اند که فرمود:

صید الملوک ارانب و ثعالب

فاذا رکبت فصیدى الابطال

شکار شاهها خرگوشها و روباهها است؛ امّا من هنگامى که بر مرکب سوار گردم، شکارم دلاوران حق ستیزند.

به باور ما، این دیدگاه درست است و یاران و همفکران نیز همین را پذیرفته اند.

2 - امّا «شافعى» بر آن است که منظور از «صید»، شکارى است که گوشت آن حلال باشد.

وَ اَنْتُمْ حُرُمٌ

به باور برخى، منظور این است که: هنگامى که در قلمرو حرم هستید...، امّا به باور برخى دیگر، در حالى که براى حجّ یا عمره احرام بسته اید.

«جبایى» بر آن است که هر دو دیدگاه درست است؛ چرا که آیه، به هر دو دلالت دارد. و به باور ما این نکته درست است؛ امّا «على بن عیسى» مى گوید: دیدگاه دوّم درست است.

وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً

در تفسیر این فراز نیز دو نظر است:

1 - به باور گروهى، از جمله «مجاهد» و «حسن» و «ابن زید» و...، منظور این است که اگر انسان فراموش نموده باشد که جامه احرام بر تن دارد و به عمد حیوانى را بکشد. امّا اگر داشتن جامه احرام بر تن را به یاد داشته باشد و آگاهانه دست به این کار بزند، کفّاره اى ندارد؛ چرا که گناه او سهمگین تر از آن است که با پرداختن کفّاره جبران گردد.- امّا به باور گروهى دیگر، از جمله «ابن عبّاس»، منظور این است که اگر آگاهانه و با توجّه به احرام خویش دست به شکار زده و حیوانى را کشته باشد؛ و دیدگاه بیشتر فقها نیز همین است.

و اگر از روى خطا و فراموشى نیز دست به شکار زند و حیوانى را بکشد، باید کفّاره دهد. و این دیدگاه نیز مورد نظر همه مفسّران و دانشمندان است.

از امامان راستین اهل بیت نیز دیدگاه دوّم روایت شده است.

«زهرى» نیز مى گوید: آیه قرآن در مورد شکار آگاهانه و عمدى فرود آمده، امّا در مورد شکار خطا نیز سنّت بر پرداخت کفّاره جارى شده است.

فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ

و هر کسى از شما به عمد آن را بکشد، باید نظیر آنچه کشته است، از چهارپایان کفّاره اى بدهد.

«زجاج» در مورد این فراز از آیه مى گوید:

ممکن است معناى آیه این باشد که کیفر این کار، بسان همان شکارى است که آن را کشته است.

با این بیان، واژه «جزاء» مبتداء، و واژه «مثل» خبر آن است.

معادل و همانند بودن

در مورد این همانند و معادل بودنِ کفّاره اى که باید بدهد، بحث و گفتگو است. آیا منظور همانندى در بها و قیمت است یا از نظر آفرینش و خلقت؟

در این مورد، دو نظر است:

1 - به باور بیشتر دانشمندان، منظور، همانند بودن در آفرینش است. بر این اساس، در برابر شکار «شترمرغ»، نظیر آن، «شتر» مى باشد، و در برابر «خر وحشى» و همانند آن، گاو، و در برابر کشتن روباه و خرگوش، گوسفند است.

از امامان اهل بیت نیز همین دیدگاه رسیده است؛ و انبوهى از دانشوران از جمله، «ابن عبّاس»، مجاهد، حسن، عطا، و دیگران نیز همین دیدگاه را برگزیده اند.

2 - امّا به باور ابراهیم نخعى، منظور برابرى در بها و ارزش است و باید شکار را قیمت کرد و با قیمت عادلانه آن، شتر و گاو و یا گوسفندى خرید و کفّاره داد.

3 - و به باور ما، دیدگاه نخست درست است و نه دیدگاه دوّم.یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ

«ابن عبّاس» مى گوید: منظور این است که دو تن از شایستگان شما که دانا و عادل باشند، بنگرند که کدامیک از گاو، شتر و یا گوسفند، بیشتر به شکارى که کشته شده است نزدیکتر است و همانند آن مى باشد، و آنگاه در مورد آن حکم کنند.

هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ

به باور «ابن عباس» منظور این است که، چنین فردى هنگامى که به مکّه رسید، حیوان معادل را قربانى نموده و گوشت آن را انفاق مى کند؛ امّا به باور اصحاب ما، اگر فرد مورد بحث براى عمره جامه احرام پوشیده و شکار کرده است، آن حیوان را در «مکّه» و در برابر «کعبه» قربانى مى کند، امّا اگر براى انجام حجّ احرام بسته است، آن را باید در «منى » قربانى کند.

اَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکینَ

به باور «عطا» منظور این است که: آن حیوانى که باید قربانى شود آن را قیمت مى کنند و قیمت آن را به خوراک تبدیل نموده و به بینوایان انفاق مى نمایند. این دیدگاه درست است؛ امّا به باور «قتاده»، منظور این است که آن شکار را زنده تصوّر مى کنند و پس از به قیمت درآوردن آن، بهایش را به غذا تبدیل مى کنند و به بینوایان انفاق مى نمایند.

اَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیامَاً

یا معادل آن، روزه بدارد.

در تفسیر این فراز نیز دو نظر آمده است:

1 - به باور برخى منظور این است که در برابر هر یک «مُد» از غذایى که باید انفاق نماید، باید یک روز روزه بدارد. و «شافعى» نیز همین دیدگاه را پذیرفته است.

2 - امّا به باور برخى دیگر، منظور این است که در برابر هر دو «مُد» غذایى که باید به عنوان کفاره انفاق نماید، یک روز روزه باید گرفت.

از امامان اهل بیت نیز دیدگاه دوّم روایت شده؛ و «ابوحنیفه» نیز این را برگزیده است.

کدامیک؟

در پرداخت کفّاره باید بر اساس ترتیب عمل کرد یا تخییر؟ در این مورد دو نظر است:

1 - به باور برخى، باید بر اساس ترتیب عمل کرد. بر این باور باید نخست معادل شکار را قربانى کند و اگر نشد، بینوایان را به کفّاره آن غذا دهد، و در مرحله سوّم روزه بدارد. و به بیان گروهى از جمله «ابن عباس»، «اَوْ» در آیه شریفه روشن مى سازد که کفاره به ترتیب یکى از این سه خواهد بود و از این سه خارج نیست.

2 - امّا به باور برخى از دانشمندان از جمله «ابن عباس در روایتى دیگر» و...، مى توان بر اساس تخییر عمل کرد و هر کدام را خواستیم به عنوان کفّاره درنظر بگیریم و به انجام رسانیم.

دیدگاه «ابوحنیفه» و «شافعى» نیز همین است؛ امّا از اصحاب ما هر دو دیدگاه روایت شده است.

لِیَذُوقَ وَبالَ اَمْرِهِ

براى اینکه اگر توبه نکرد کیفر کردار خویش را در آخرت بچشد.

پاره اى نیز بر آنند که: منظور این است که دشوارى کیفر عملکرد زشت خود را بوسیله کفّاره اى که مى دهد بچشد.

چرا؟

بى تردید دادن کفّاره اى که از آن سخن رفت عبادت است و مى دانیم که عبادت، نعمت و داراى مصلحت است؛ بنابراین چرا از آن به «وبال» تعبیر شده است؟

پاسخ

خداى فرزانه پس از نافرمانى انسان، گاه وظیفه را دشوار مى کند؛ و این دشوارى با اینکه لبریز از مصلحت است، بر مردم گران مى نماید. همانگونه که در برابر تجاوز و نافرمانى بنى اسرائیل در روز «شنبه» برخى از نعمتها را بر آنان تحریم کرد و این تحریم با اینکه به سود آنان و بر اساس حکمت و مصلحت بود، باز هم بر آنان گران آمد.

با این بیان درست است که کفّاره، عبادت است و آکنده از مصلحت، امّا بخاطر دشوار شدن تکلیف بر اثر نافرمانى، بر مردم گران مى آید و به همین جهت از آن به «وبال» تعبیر شده است.

عَفَااللَّهُ عَمَّا سَلَفَ

خدا از آنچه پیش از این روى داده، گذشته است.

منظور این است که خدا از کارهایى که در جاهلیت در این مورد از شما سر زده، درگذشته است.

و به باور برخى، خدا از آنچه شما مردم مسلمان، پیش از فرود این آیه شریفه انجام داده اید، درگذشته است.

وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ

و هر کسى که بازگردد و در جامه احرام کشتن شکار را تکرار کند، خدا، کیفر عملش را خواهد داد.

در مورد کفّاره تکرار شکار بحث و گفتگو است:

1 - به باور گروهى از جمله «ابن عباس» تکرار شکار کفّاره اى ندارد.

از روایات رسیده نیز همین دیدگاه دریافت مى گردد.

2 - امّا به باور برخى از جمله «سعید بن جبیر»، کفّاره دارد.

برخى از اصحاب ما نیز این دیدگاه را پذیرفته اند.

وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقامٍ.

خدا، توانا و شکست ناپذیر است و از کسانى که نافرمانى نمایند، انتقام مى گیرد.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » یوسفعلی
800. See 2:1 and n. 684. The pilgrim garb, Ihram, has been explained in n. 212, 2:196.
801. For an inadvertent breach of the game rule there is apparently no penalty. Intentional breach will be prevented, if possible, by previous action. If in some case the preventive action is not effective, the penalty is prescribed. The penalty is in three alternatives: an equivalent animal should be brought to the Ka'ba for sacrifice; If so, the meat would be distributed to the poor; or the poor must be fed, with grain or money, according to the value of the animal if one had been sacrificed: or the offender must fast as many days as the number of the poor who would have been fed under the second alternative. Probably the last alternative would only be open if the offender is too poor to afford the first or second, but on this point Commentators are not agreed. The "equivalent animal" in the first alternative would be a domestic animal of similar value or weight in meat or of similar shape (e.g., goat to antelope), as adjudged by two just men on the spot. The alternatives about the penalty and its remission ("Allah forgives what is past") or exaction explain the last two lines of the verse: being "Exalted and Lord of Retribution", Allah can remit or regulate according to His just laws. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : حتی خداوند از حاجی انتقام میگیرد ... شوخی با کسی ندارد ...وای بحال زنهای بدحجاب و روسپیگر ولنگ وباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااز
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.