از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الحمد لله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور ثم الذین کفروا بربهم یعدلون ):(سپاس مخصوص خداوندی است که آسمانها وزمین را خلق نمود و تاریکیها و نور را ایجاد فرمود، و آنگاه با همه اینها،کسانی که کافر شدند ،برای پروردگار خود همتا و عدیل می گیرند)، این آیه با ستایش پروردگار شروع شده و این ستایش به منزله مقدمه ای است برای مطالبی که قراراست در خلال سوره در باره مسأله توحید ایراد گردد و نیز اشاره ای به معارفی است که این معارف به منزله ماده شریعت بوده وبه سه نظام تفکیک می گردد. 1)نظام عمومی خلقت که آیه اولی به آن اشاره می کند. 2) نظامی که خصوص انسان از جهت >وجود< دارد و آیه دوم مشتمل بر آنست . 3)نظام عمل انسان که آیه سوم به آن اشاره می نماید. این سه آیه مشتمل بر ثنای پروردگار است به آن جهت که عالم بزرگی راایجاد فرمود که انسان در آن زیست می کند و عالم صغیری را که همان وجودخود انسان است و از جهت آغازش به گل و از جهت انجامش به اجلی حتمی ومکتوب ،محدود است ایجاد نمود و ستایش او بر اینکه بر آشکار و نهان آدمی وتمامی اعمال او آگاهی دارد. و اینکه در این آیه فرمود:( خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور)، اشاره به نظامی است که در عالم کبیر حکمفرماست و تمامی اشیای عالم با همه کثرت و تفاوتش بر طبق آن اداره می شود،زیرا عالم مشهود ما زمینی است که آسمانهای پهناور از هر طرف آن را احاطه نموده و همه آنها دائما در حال تحول و تکامل هستند، و (جعل )در اینجا به معنای همان خلق است ،اما چون کلمه خلقت دراصل از کلمه (خلق الثوب )گرفته شده و در معنی آن ترکیب یافتن از اشیای گوناگون منظور می شود،اما ظلمت و نور از ترکیب چیزی با چیز دیگر موجودنشده اند ،لذا از لفظ(جعل )به جای (خلق )استفاده فرمود،اما اینکه در کلمه (ظلمات )صیغه جمع و در (نور)لفظ مفرد بکار رفته جهتش شاید این باشد که ظلمت ناشی از عدم نور است در چیزی که شأنش این است که نور داشته باشد واین چنین چیزی از جهت دوری و نزدیکیش به نور متعدد می شود،بخلاف نورکه امری وجودی است و وجود آن از مقایسه با ظلمت بدست نمی آید و تکثر وتعدد حقیقی در آن راه ندارد. و آنگاه در عبارت (ثم الذین کفروابربهم یعدلون )از لفظ (ثم ) استفاده فرموده که دلالت بر تراخی و تأخیر دارد،که از تعجب آمیخته با ملامت و توبیخ ناشی می شود، گویا خداوند خود را به تفرد در صنع و ایجاد و یگانگی در الوهیت ستوده و آنگاه با ذکر پندار مشرکان و کافران در پرستش بتها و الهه ها از تعجب لحظه ای از گفتار بازمانده پس دنباله کلام را گرفته و با لفظ (ثم )به علت سکوت وحیرت از این اعمال و پندارهای غلط اشاره نموده است که کافران چگونه بتها والهه ها را شریک خداوند قهار و صانع یکتایی می گیرند که در الوهیت و ربوبیت یگانه است و هیچ چیز و هیچ کس مثل و مانند و شریک او نیست وهمتایی ندارد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
اینکه فرمود به عدد هر اسم هزار فرشته این سورهٴ مبارکهٴ را بدرقه کردند این باید بعد از حذف مکررات باشد حالا این را باید بررسی بفرمایید که کلمه مبارک الله یا سایر اسمای الهی را بشمارید الله به تنهایی هفتاد بار ذکر شد یا مجموعه اسمای حسنایی که در این سورهٴ مبارکه آمده است هفتاد بار هست البته بعد از حذف مکررات از این روایت برمی‌آید به اینکه یعنی بعد از حذف مکررات هفتاد بار نام مقدس الله هست اگر ما دیدیم بررسی کردیم دیدیم بله حذف مکررات بیش از این است یا کمتر از این است یک خللی در این روایت پدید می‌آید یا یک راه دیگری باید برای پی بردن به اینکه اسم خدا چیست آن راه را طی کنیم به هر تقدیر طبق شاهد داخلی و شاهد خارجی این سورهٴ مبارکهٴ «انعام» دفعتاً واحدتاً نازل شده است به استثنای شش آیه طبق بعضی از نقلها، سه آیه طبق بعضی از نقلها، یک آیه طبق بعضی از نقلها که اینها در مدینه نازل شده‌اند و آن هم بر این مبناست که آن آیاتی که مشتمل بر احکام هست ﴿تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ﴾[10] که پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مأمور شد به مردم بفرماید بیایید تا من محرمات الهی را برای شما تلاوت بکنم از آن جهت که محرمات مثلاً احکام تکلیفی در مدینه نازل شده است نشان می‌دهد که این آیات در مدینه نازل شده ولی این تام نیست برای اینکه خطوط کلی احکام در مکه هم نازل شد جزئیاتش و فروعات فراوانی البته در مدینه نازل شد ولی خطوط کلی محرمات احیاناً در مکه نازل شد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
آیه اولش دربارهٴ خلقت نظام خارجی است و آیه دومش دربارهٴ خلقت انسان است و آیهٴ سومش دربارهٴ بازگشت همه موجودات به الله است که در حقیقت اشاره به معاد است آیهٴ اول که درباره عالم است فرمود: ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ﴾ ، ﴿ثُمَّ قَضی أَجَلاً﴾ آیهٴ سوم که مربوط به علم خداست و اشاره‌ای به مسئله معاد دارد این است که ﴿وَ هُوَ اللّهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی اْلأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَ جَهْرَکُمْ﴾ اینکه فرمود آشکار و نهان شما را می‌داند یعنی یک روز حسابی هم هست اگر روز حسابی نباشد و خداوند ما را به محاسبه دعوت نکند ﴿وَ یَعْلَمُ ما تَکْسِبُونَ﴾ گفتن چه سودی دارد حالا بر فرض بداند ولی چون مسئله معاد هست مسئله حساب هست به ما می‌فرماید سرّ و جهر شما را خدا می‌داند هر کاری که کردید خدا می‌داند در طلیعهٴ این سوره ذات اقدس الهی ادب ورود در مسائل علمی را به ما یاد می‌دهد و آن این است که این سوره، سورهٴ استدلال برای معارف الهی است یعنی اصول کلی دین قبل از شروع بحث سخن از حمد خداست ﴿اَلْحَمْدُ لِلّه﴾ که این ادب را خدا به همه کسانی بخواهند که وارد معارف الهی بشوند آموخت ﴿اَلْحَمْدُ لِلّه﴾ خب چون خطوط کلی این سوره درباره اصول دین است این آیات اولیه‌ او هم شبیه برائت استهلال به منزله مرات محتوای سوره هست لذا خطوط کلی این سوره را که آفرینش و آفریدگار باشد انسان و آفریدگار انسان و معاد انسان باشد در طلیعهٴ این سوره درج فرمود: ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ﴾ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
آیهٴ مبارکه در آغاز یعنی حمد خدا در آغاز پنج سوره آمده است یکی همان سورهٴ مبارکهٴ «حمد» است که ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ که این جامع‌تر از سایر سور است دوم، همین سورهٴ مبارکهٴ «انعام» است که محلّ بحث است ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ﴾ سوم، آغاز سورهٴ «کهف» است که فرمود: ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ﴾ چهارم، آغاز سورهٴ مبارکهٴ «سبأ» است ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ﴾ پنجم، اول سورهٴ مبارکهٴ «فاطر» است که ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ این سور چهارگانه زیرمجموعه آن سوره اولی هستند یعنی سورهٴ مبارکهٴ «حمد» که ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ است جامع‌ترین حمدهاست زیرا ﴿الْعالَمِین﴾ شامل همه اینها خواهد بود چه عالم تکوین چه عالم تدوین چه عالم مجردات چه عالم مادیات چه سماوات چه ارضین چه فرشتگان چه غیر فرشتگان پس آنچه که در سورهٴ مبارکهٴ «انعام» آمده به عنوان ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ﴾ زیر مجموعه ﴿رَبِّ الْعالَمینَ﴾ است و آنچه که در طلیعهٴ سورهٴ مبارکهٴ «سبأ» آمده است ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ﴾ این هم زیر مجموعه ﴿رَبِّ الْعالَمِین﴾ است آنچه در آغاز سورهٴ «فاطر» آمده است ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ این هم زیر مجموعه ﴿رَبِّ الْعالَمِین﴾ است پس در بین این سور پنج‌گانه طلیعهٴ سورهٴ «حمد» حمد جامع خواهد بود ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ﴾ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
هرجا مطلب عمیق بود و اصولی بود شیطان اصولی وارد می‌شود فخررازی نقل می‌کند که در هنگام نازل شدن هیچ سوره‌ای این‌قدر شیطان جنودش را به صف آرایی علیه توحید فرا نخواند مگر در هنگام نازل شدن سورهٴ مبارکهٴ «انعام» این سوره دفعتاً با چهل برهان نازل شده است که هر گونه شبهه‌ای را برطرف می‌کند آنها همه هم صف بستند آنها صف نبستند که بگویند نامحرم نگاه بکن غیبت بکن، دروغ بگو آن در ضمن آیات دیگر است آنجا که سخن از ﴿لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا﴾[38] هست آنها صف کشیدند که آدم را به غیبت و دروغ وادارند اما اینجا که آیات توحیدی وارد شدند اینها صف بستند که در انسان شبهه ایجاد کنند ﴿إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ﴾[39] هرجا شبهه هست برای شیطان است شبهه یعنی شبیه حق خب بالأخره انسان اشکالش را باید حل بکند یا حل نکند شیطان این‌چنین نیست که همه را به سراغ نامحرم دیدن ندا کند که خب همه که اهل این گناه نیستند که عده‌ای را به آن گناه عده‌ای را هم به گناهان دیگر وادار می‌کند همین که شبهه خلجان پیدا کرد انسان باید این را حل کند وگرنه یک روزی سر درمی‌آورد و ظهور می‌کند ﴿إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُم﴾ خب آنها صف بستند که شبهه ایجاد کنند و ذات اقدس الهی این سوره را با چهل برهان نازل کرده است در بعضی از موارد که از ائمه(علیهم السلام) سؤال می‌کنند ما وسوسه دامنگیرمان می‌شود چه کنیم؟ می‌فرماید استعاذه کنید کلمه توحید را بگویید بعد خودشان شرح دادند فرمودند که مثلاً شیطان می‌آید در ذهن انسان می‌گوید که خب شما را چه کسی خلق کرد خدا خلق کرد خب خدا را چه کسی خلق کرد؟ شما باید ثابت کنید که اگر موجودی هستی او عین ذات او بود کِی و کجا ندارد؟ ما بالذات که سؤال‌بردار نیست این گونه از براهین کلامی را سورهٴ مبارکهٴ «انعام» به عهده دارد حالا وقتی شما وارد می‌شوید می‌بینید همه اینها برهان است نظیر همان براهینی که در سورهٴ مبارکهٴ «فاتحة الکتاب» گذشت ﴿اَلْحَمْدُ لِلّه﴾ این اولین دلیل الله محمود است چرا؟ چون این الله اسم برای آن هویت محض نیست آن هویت محض که حارة فیه الانبیاء و الاولیاء او اسم ندارد اصلاً الله ذات مستجمع جمیع کمالات است این کمالات را به همراه دارد بعضیها خواستند از آن ذات صرف به هویت محض یاد بکنند هو، هُو که در طلیعه بعثت او نقش داشت ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً﴾[40] محصول آن هویت مطلق صادر اول است که انسان کامل باشد این از آن هویت نشئت گرفته ولی اگر سخن از حمد است در برابر الله است الله یعنی ذاتی که همه کمالات را داراست هر کاملی محمود است الله کامل است هر کاملی محمود است پس الله محمود است ﴿اَلْحَمْدُ لِلّه﴾ این برهان اول ﴿رَبِّ الْعالَمِینَ﴾ این‌چنین است ﴿مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ این‌چنین است ﴿الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ این‌چنین است ﴿مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ این‌چنین است همه اینها به حدود وسطی برمی‌گشت که در سورهٴ مبارکهٴ «حمد» گذشت در طیعهٴ سورهٴ مبارکهٴ «فاطر» که محلّ بحث است آن هم همین است ﴿اَلْحَمْدُ لِلّه﴾ چرا؟ برای اینکه او ﴿خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ﴾ این فیض است این فیض سبب حمد است و خدا این سبب را دارد پس خدا محمود است و عالمین که در طلیعهٴ سورهٴ مبارکهٴ «فاتحة الکتاب» می‌گوید ﴿اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ﴾ شامل عالم تدوین و تکوین می‌شود همه کلمات الهی‌اند این سه سوره‌ای که هست یعنی سورهٴ «انعام»، سورهٴ «سبأ»، سورهٴ «فاطر» ناظر به کتابهای تکوینی خداست که ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ﴾ ، ﴿ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ﴾[41] ، ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾[42] که اینها نظام تکوین‌ است آنچه در آغاز سورهٴ« کهف» آمده است ناظر به کلمات تدوینی خداست ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ﴾ اینها کتاب تدوینی حق‌اند کلمات تدوینی حق‌اند بعد نازل شدن تک‌تک آیه قرآن خدا را حمد می‌کنیم «الحمدلله الذی انزل علینا تلک الآیه»، «هذه الآیه» «تلک الآیه» «هذه الآیه» برای نزول تک‌تک این آیات خدا را حمد می‌گوییم چون تک‌تک اینها نعمت‌ است تک‌تک اینها هدایت‌ است همان طوری که گاهی خدا را جمعاً حمد می‌کنیم می‌گوییم «الحمد لله رب العالمین» بعد می‌گوییم ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ﴾[43] و مانند آن درباره کلمات تدوینی و کتاب تدوینی ذات اقدس الهی هم بشرح ایضاً [همچنین] گفته می‌شود ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا﴾[44] گاهی هم بر تک‌تک این آیات حمد می‌شود «الحمدلله الذی انزل علینا هذه الآیه» بر تک‌تک این آیات می‌شود حمد کرد حالا معلوم می‌شود چطور در زیارت آل یس بر تک‌تک شئون وجود مبارک امام زمان آدم سلام می‌فرستد سلام بر نشستن تو، بر ایستادن تو، بر حرف زدن تو، بر نماز خواندن تو، سلام آن وقتی که تو پا می‌شوی، سلام آن وقتی که می‌نشینی، «السلام علیک حین تقوم و السلام علیک حین تقعد السلام علیک حین تقرأ و تبیّن»[45] یک وقت انسان می‌گوید: «السلام علیک یا شریک القرآن» یک وقت می‌گوید: «السلام علیک حین تقوم و السلام علیک حین تقعد السلام علیک حین تقرأ و تبیّن ... السلام علیک حین ترکع و تسجد» بر تک‌تک شئون حضرت انسان سلام می‌فرستند معلوم می‌شود همه اینها هادی است یک وقت انسان بر نزول کل قرآن خدا را حمد می‌کند یک وقتی بر نزول تک‌تک آیات خدا را حمد می‌کند چه اینکه یک وقتی برای آفرینش کل ماسوا به عنوان العالمین خدا را حمد می‌کند یک وقتی بر تک‌تک این نعمتها خدا را حمد می‌کند و عمده آن است که اینها تحلیل بشود وقتی شما یک انس مختصری با این معانی‌الاخبار مرحوم صدوق و امثال آنها داشته باشید می‌بینید که ائمه چطور راه نشان دادند مثلاً یک آیه را به چند جمله تقسیم می‌کردند هر جمله‌ای را به چند کلمه تقسیم می‌کردند هر کلمه را چگونه محور استدلال قرار می‌دادند آن وقت این کارهای کلیدی را روایات به ما نشان می‌دهد همین جا که فرمود: ﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ﴾ خب آفرینش نعمت است کمال است خدا این کمال را دارد و هر کسی خالق است و کامل است و مکمل محمود است پس خدا محمود است خب حالا به چه دلیل خدا خالق سماوات و الارض است اینجا برهان کلامی و حکمت می‌طلبد که این سماوات و الارض یا خود به خود خلق شدند این معنایش آن است که فعل بدون فاعل است یا مثل اینها، اینها را خلق کرده که خب مثل اینها حکم اینها را دارد دیگر مثل این مخلوق، مخلوق است یا خالقی غیر از سماوات و الارض دارند و هو‌الحق ممکن است خیلی از براهین در یک عصر جامع شریک باشند اما قرآن کریم براساس تک‌تک اینها تکیه می‌کند تا ثابت بشود که تک‌تک اینها موجود فقیر ممکن‌اند و ذات اقدس الهی که غنی محض است خالق و مبدأ اینهاست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - تفسیر کشاف
(جعل ) یتعدی إلی مفعول واحد إذا کان بمعنی أحدث و أنشأ ، کقوله (و جعل الظلمات و النور) و إلی مفعولین إذا کان بمعنی صیر ، کقوله (و جعلوا الملائکة الذین هم عباد الرحمن إنائا) و الفرق بین الخلق و الجعل : أن الخلق فیه معنی التقدیر و فی الجعل معنی التضمین ، کانشاء شی ء من شی ء ، أو تصییر شی ء شیئا ، أو نقله من مکان إلی مکان . و من ذلک (و جعل منها زوجها) ، (و جعل الظلمات و النور) : لأن الظلمات من الأجرام المتکاثفة ، و النور من النار (و جعلناکم ازواجا) (أجعل الَلهة إلها واحدا) . فإن قلت : لم أفرد النور ؟ قلت : للقصد إلی الجنس ، کقوله تعالی (و الملک علی أرجائها) أو لأن الظلمات کثیرة ، لأن ما من جنس من أجناس الأجرام إلا و له ظل ، و ظله هو الظلمة ، بخلاف النور فإنه من جنس واحد و هو النار . فإن قلت : علام عطف قوله (ثم الذین کفروا بربهم یعدلون ) ؟ قلت : إما علی قوله (الحمد لله ) علی معنی أن الله حقیق بالحمد علی ما خلق : لأنه ما خلقه إلا نعمة ، ثم الذین کفروا به یعدلون فیکفرون نعمته و إما علی قوله (خلق السموات ) علی معنی أنه خلق ما خلق بما لا یقدر علیه أحد سواه ، ثم هم یعدلون به ما لا یقدر علی شی ء منه . فإن قلت : فما معنی ثم ؟ قلت : استبعاد أن یعدلوا به بعد وضوح آیات قدرته ، و کذلک (ثم أنتم تمترون ) استبعاد لأن یمتروا فیه بعد ما ثبت أنه محییهم و ممیتهم و باعتهم . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر نور
در تمام قرآن، واژه‏ى «نور» مفرد و واژه‏ى «ظلمات» به صورت جمع آمده است. اصولاً حقّ، یکى و راههاى باطل بسیار است. آرى نور، نشانه‏ى وحدت و ظلمات، نشانه‏ى پراکندگى است. «یعدلون» از «عدل»، به معناى همتاست. اوّلین آیه‏ى این سوره، به «آفرینش نظام هستى»، دوّمین آیه به «آفرینش انسان» و سوّمین آیه به نظارت بر «اعمال و رفتار انسان» اشاره دارد. به فرموده‏ى حضرت على علیه السلام: این آیه، پاسخ به سه گروه از منحرفان است: الف: «مادّیون» که منکر آفرینش الهى و حدوث خلقتند. «خلق السماوات ...» ب: «دوگانه پرستان» که براى نور و ظلمت دو مبدأ قائلند. «جعل الظّلمات والنّور» <230> ج: «مشرکین» که براى خداوند، شریک وشبیه قائلند. «ثمّ الّذین کفروا بربّهم یعدلون» <231> امام موسى‏بن جعفرعلیهما السلام درباره‏ى «...بربّهم یعدلون» فرمودند: یعنى کافران، ظلمات و نور و جور و عدل را یکسان مى‏شمارند. <232> 1- خداوند هم از عدم به وجود آورده است، هم در موجودها، کیفیّات جدید و نوآورى‏هایى قرار مى‏دهد. (آفرینش ابتدائى «خَلَق» آفرینش تَبَعى «جَعَل») 2- شریک دانستن براى خدا، نوعى انکار خدا وکفر به اوست. «الّذین کفروا بربّهم یعدلون» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 1)- این سوره با حمد و ستایش پروردگار آغاز شده است. نخست از طریق آفرینش عالم کبیر (آسمان و زمین) و نظامات آنها، و سپس از طریق آفرینش «عالم صغیر یعنى انسان»، مردم را متوجه اصل توحید مى‏سازد، مى‏گوید: «حمد و سپاس براى خدایى است که آسمانها و زمین را آفرید» (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ). «خداوندى که مبدء نور و ظلمت (و بر خلاف عقیده دوگانه‏پرستان) آفریننده همه چیز است» (وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ).

«اما مشرکان و کافران به جاى این که از این نظام واحد درس توحید بیاموزند براى پروردگار خود شریک و شبیه مى‏سازند» (ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ).

کلمه «ثمّ» بیانگر این حقیقت است که در آغاز، توحید به عنوان یک اصل فطرى و عقیده عمومى و همگانى بشر بوده است و شرک بعدا به صورت یک انحراف از این اصل فطرى به وجود آمده.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- خداوند هم از عدم به وجود آورده است، هم در موجودها، کیفیّات جدید و نوآورى‏هایى قرار مى‏دهد. (آفرینش ابتدائى «خَلَق» آفرینش تَبَعى «جَعَل»)
2- شریک دانستن براى خدا، نوعى انکار خدا وکفر به اوست. «الّذین کفروا بربّهم یعدلون»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نور
در تمام قرآن، واژه‏ى «نور» مفرد و واژه‏ى «ظلمات» به صورت جمع آمده است. اصولاً حقّ، یکى و راههاى باطل بسیار است. آرى نور، نشانه‏ى وحدت و ظلمات، نشانه‏ى پراکندگى است. «یعدلون» از «عدل»، به معناى همتاست. اوّلین آیه‏ى این سوره، به «آفرینش نظام هستى»، دوّمین آیه به «آفرینش انسان» و سوّمین آیه به نظارت بر «اعمال و رفتار انسان» اشاره دارد. به فرموده‏ى حضرت على علیه السلام: این آیه، پاسخ به سه گروه از منحرفان است: الف: «مادّیون» که منکر آفرینش الهى و حدوث خلقتند. «خلق السماوات ...» ب: «دوگانه پرستان» که براى نور و ظلمت دو مبدأ قائلند. «جعل الظّلمات والنّور» <230> ج: «مشرکین» که براى خداوند، شریک وشبیه قائلند. «ثمّ الّذین کفروا بربّهم یعدلون» <231> امام موسى‏بن جعفرعلیهما السلام درباره‏ى «...بربّهم یعدلون» فرمودند: یعنى کافران، ظلمات و نور و جور و عدل را یکسان مى‏شمارند. <232> 1- خداوند هم از عدم به وجود آورده است، هم در موجودها، کیفیّات جدید و نوآورى‏هایى قرار مى‏دهد. (آفرینش ابتدائى «خَلَق» آفرینش تَبَعى «جَعَل») 2- شریک دانستن براى خدا، نوعى انکار خدا وکفر به اوست. «الّذین کفروا بربّهم یعدلون» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمد رجب زاده - تفسیر نمونه

این سوره با حمد و ستایش پروردگار آغاز شده است .
نخست از طریق آفرینش عالم کبیر (آسمان و زمین ) و نظامات آنها، و سپس از طریق آفرینش عالم صغیر یعنى انسان ، مردم را متوجه اصل توحید مى سازد و ابتدا مى گوید: حمد و سپاس براى خدائى است که آسمانها و زمین را آفرید (الحمد لله الذى خلق السماوات و الارض ).
خداوندى که مبدء نور و ظلمت و بر خلاف عقیده دوگانه پرستان ، آفریننده همه چیز است (و جعل الظلمات و النور).
اما مشرکان و کافران به جاى اینکه از این نظام واحد درس توحید بیاموزند براى پروردگار خود شریک و شبیه مى سازند (ثم الذین کفروا بربهم یعدلون )
قابل توجه اینکه عقیده مشرکان را با کلمه ثم که در لغت عرب براى ترتیب با فاصله است ذکر کرده و این نشان مى دهد که در آغاز، توحید به عنوان یک اصل فطرى و عقیده عمومى و همگانى بشر بوده است و شرک بعدا به صورت یک انحراف از این اصل فطرى به وجود آمده .
اما در اینکه چرا درباره آفرینش زمین و آسمان ، کلمه خلق به کار رفته ، و در مورد نور و ظلمت کلمه جعل مفسران ، سخنان گوناگونى دارند، ولى آنچه نزدیکتر به ذهن مى رسد این است که خلقت درباره اصل وجود چیزى است و جعل درباره خواص و آثار و کیفیاتى است که به دنبال آنها وجود پیدا مى کند و از آنجا که نور و ظلمت جنبه تبعى دارد از آن تعبیر به جعل شده است .

- نمونه جلد 5 صفحه 146

جالب توجه اینکه در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) در تفسیر این آیه چنین نقل شده است که فرمود: این آیه در حقیقت به سه طایفه از منحرفان پاسخ مى گوید، اول به مادیها که جهان را ازلى مى پنداشتند و منکر خلق و آفرینش بودند، دوم به دوگانه پرستانى که نور و ظلمت را دو مبدء مستقل مى دانستند، سوم رد بر مشرکان عرب که براى خدا شریک و شبیه قائل بودند.
آیا ظلمت از مخلوقات است ؟
از آیه بالا استفاده مى شود، همانطور که نور مخلوق خداوند است ، ظلمت هم آفریده او است ، در حالى که معروف در میان فلاسفه و دانشمندان علوم طبیعى این است که ظلمت چیزى جز عدم نور نیست ، و این را مى دانیم که نام مخلوق بر معدوم نمى توان گذاشت ، بنابراین چگونه آیه مورد بحث ، ظلمت را جزء مخلوقات خداوند بشمار آورده است ؟! در پاسخ این ایراد مى توان گفت :
اولا ظلمت همیشه به معناى ظلمت مطلق نیست ، بلکه ظلمت غالبا به معناى نور بسیار کم و ضعیف در برابر نور فراوان و قوى بکار مى رود، مثلا همه مى گوئیم شب ظلمانى با اینکه مسلم است ، در شب ، ظلمت مطلق نیست ، بلکه همواره ظلمت شب آمیخته با نور کم رنگ ستارگان یا منابع دیگر نور میباشد، بنابراین مفهوم آیه این مى شود که خداوند براى شما روشنى روز و تاریکى شب که یکى نور قوى و دیگرى نور بسیار ضعیف است ، قرار داد و بدیهى است که ظلمت به این معنى از مخلوقات خدا است .
و ثانیا درست است که ظلمت مطلق یک امر عدمى است ، اما امر عدمى هنگامى که در شرائط خاصى واقع شود، حتما از یک امر وجودى سرچشمه میگیرد یعنى کسى که ظلمت مطلق را در شرائط خاصى براى اهداف معینى بوجود مى آورد

-تفسیر نمونه جلد 5 صفحه 147

حتما باید از وسائل وجودى استفاده کند، مثلا ما میخواهیم در لحظه معینى اطاق را براى ظاهر کردن عکسى تاریک کنیم ناچاریم جلوى نور را بگیریم تا ظلمت در این لحظه معین بوجود آید، چنین ظلمتى مخلوق است (مخلوق بالتبع ).
و به اصطلاح عدم مطلق گرچه مخلوق نیست ، اما عدم خاص سهمى از وجود دارد و مخلوق مى باشد.
نور رمز وحدت و ظلمت رمز پراکندگى است
نکته دیگرى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که در آیات قرآن ، نور با صیغه مفرد آورده شده و ظلمت به صورت جمع (ظلمات ).
ممکن است این تعبیر اشاره لطیفى به این حقیقت باشد که ظلمت (اعم از حسى و معنوى ) همواره سرچشمه پراکندگیها و جدائیها و دور افتادنها است ، در صورتى که نور رمز وحدت و اجتماع مى باشد.
بسیار با چشم خود دیده ایم که در یک شب تابستانى ، چراغى در وسط حیاط یا بیابان روشن مى کنیم ، در مدت کوتاهى همه گونه حشرات گرد آن جمع مى شوند و در واقع مجمعى از زندگى را در اشکال متنوع تشکیل میدهند، اما هنگامى که آن را خاموش کنیم هر کدام به طرفى میروند و پراکنده مى گردند، در مسائل معنوى و اجتماعى نیز همینگونه است ، نور علم و قرآن و ایمان مایه وحدت ، و ظلمت جهل و کفر و نفاق موجب پراکندگى است .
گفتیم این سوره براى تحکیم پایه هاى خدا پرستى و توحید در دلها نخست انسان را متوجه عالم کبیر مى سازد، و در آیه بعد توجه به عالم صغیر یعنى انسان مى دهد و در این مورد به شگفت انگیزترین مساله یعنى آفرینش او از خاک و گل اشاره کرده مى فرماید: او است خدائى که شما را از گل آفرید
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيدابراهيم غياث الحسيني - تفسیر نور
این سوره، یکصد وشصت وپنج آیه دارد وهمه‏ى آیاتش یکجا در مکّه و با تشریفات خاصّى نازل شده است. جبرئیل، این سوره را با بدرقه‏ى هفتاد هزار فرشته بر پیامبر خدا صلى الله علیه وآله نازل کرد.
پیام اصلى آیات این سوره، مبارزه با شرک و دعوت به توحید است. از آنجا که مشرکان جزیرة العرب به اعتقاد خود، بعضى چهارپایان را حلال و برخى را حرام مى‏دانستند، قرآن در مقام مبارزه با اینگونه خرافات و باورهاى غلط، از آیه‏ى 136 این سوره به بعد، احکامى را در مورد چهارپایان بیان مى‏دارد که بدین جهت این سوره، «انعام» نام گرفته است.
روایاتى درباره‏ى فضیلت این سوره و نیز برآورده شدن حاجت به واسطه‏ى تلاوت این سوره آمده است. از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده که هر کس چهار رکعت نماز (با دو سلام) بخواند، آنگاه این سوره و سپس دعایى را قرائت کند، حاجاتش برآورده مى‏شود. (تفسیر اطیب‏البیان.)
در هیچ سوره‏اى به اندازه‏ى این سوره، کلمه‏ى «قل» نیامده است. تکرار 44 بار این خطاب به پیامبر، شاید به خاطر آن است که در این سوره، عقائد باطل و انحراف‏ها و توقّعات بى جاى مشرکان بیان شده و لازم است قاطعیّت در کار باشد. این مطلب بیانگر آن است که پیامبرصلى الله علیه وآله مأمور است متن وحى را بى‏کم و کاست بگوید.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.