از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قل لا اجد فی ما اوحی الی محرما علی طاعم یطعمه الا ان یکون میته او دما مسفوحا او لحم خنزیر فانه رجس اؤ فسقا اهل لغیر الله به فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فان ربک غفور رحیم ):(بگو در احکامی که به من وحی شده چیزی را که خورنده بتواند بخورد، حرام نیافته ام ،جز آنکه مردار باشد یاخون ریخته شده یا گوشت خوک که پلید است یا فسق می باشد یا ذبیحه غیرشرعی که نام غیر خدا بر آن یاد نشده و هرکه ناچار باشد نه متجاوز و یا افراط کاردر این صورت پروردگارت آمرزنده و مهربان است )، معنای آیه روشن است وبه پیامبر(ص ) می فرماید: که بگو در احکامی که پروردگار به من وحی کرده هیچ ماده خوراکی که انسان بتواند بخورد و مفید باشد حرام نشده جز چند مورد که شامل : مردار، یعنی حیوانی که بدون ذبح شرعی مرده باشد، خون ریخته شده نه خونی که همراه گوشت است و نیز گوشت خوک که پلید و آلوده می باشد وشیطان در آن تصرف نموده است و یا حیوانی که به نام غیر خدا ذبح شده باشد،پس جز این چند مورد بقیه مواردی که شما ادعا می کنید حرام هستند، بیهوده است و افترا می بندید، اما کسی که ناچار شود به قدر ضرورت از این موارد حرام بخورد و قصدش تجاوز از احکام و حدود الهی نباشد و بیشتر از حد نیاز هم نخورد در این صورت خداوند به او رحمت می کند و او را می آمرزد و گناهی متوجه او نیست ، نظیر این احکام در آیه (3) سوره مائده و (173) سوره بقره گذشت . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عطيه صفاري - وبلاگ راسخون
بخشى از حیوانات حرام

سپس براى روشن ساختن محرمات الهى از بدعتهائى که مشرکان در آئین حق گذاشته بودند، در این آیه به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد که صریحا به آنها بگو در آنچه بر من وحى شده هیچ غذاى حرامى را براى هیچکس (اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ ) نمى یابم (قل لا اجد فیما اوحى الى محرما على طاعم یطعمه ).
مگر چند چیز، نخست اینکه مردار باشد (الا ان یکون میتة ).
یا خونى که از بدن حیوان بیرون مى ریزد (نه خونهائى که پس از بریدن رگهاى حیوان و خارج شدن مقدار زیادى از خون در لابلاى رگهاى موئین در وسط گوشتها باقى مى ماند) (او دما مسفوحا)
یا گوشت خوک (او لحم خنزیر).
زیرا همه اینها رجس و پلیدى است و مایه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگیها و سرچشمه زیانهاى مختلف (فانه رجس ).
ضمیر انه با اینکه مفرد است ، به عقیده بسیارى از مفسران به هر سه قسمت (گوشت مردار، خون و گوشت خوک ) باز مى گردد، و معنى جمله چنین است همه آنچه گفته شد پلیدى است و متناسب با ظاهر آیه نیز همین است که ضمیر به تمام آنها باز گردد، زیرا شک نیست که مردار و خون همانند گوشت خوک پلید است .
سپس به نوع چهارم اشاره کرده مى گوید: یا حیواناتى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آنها برده شده است (او فسقا اهل لغیر الله به ).
جالب اینکه به جاى ذکر کلمه حیوان کلمه فسق آمده است و همانطور که در سابق نیز اشاره کرده ایم ، فسق به معنى خارج شدن از راه و رسم بندگى و اطاعت فرمان خدا است ، و لذا به هر گونه گناه فسق گفته مى شود، اما ذکر این کلمه در برابر رجس که در مورد سه موضوع حرام سابق گذشت ، ممکن است اشاره به این باشد که گوشتهاى حرام ، اصولا بر دو دسته است گوشتهائى که تحریم آنها به خاطر پلیدى و تنفر طبع و زیانهاى جسمانى مى باشد، و به آن رجس اطلاق مى گردد، و گوشتهائى که نه پلید است و نه از نظر بهداشتى زیان آور، اما از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بیگانگى از خدا و دورى از مکتب توحید است ،
و به همین دلیل نیز تحریم شده است .
بنابراین نباید انتظار داشت که گوشتهاى حرام ، همیشه داراى زیانهاى بهداشتى باشد، بلکه گاهى به خاطر زیانهاى معنوى و اخلاقیش تحریم شده است ، و از اینجا روشن مى شود که شرائط ذبح اسلامى نیز بر دو گونه است ، بعضى مانند بریدن رگهاى چهارگانه و بیرون ریختن خون حیوان ، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن بسم الله و ذبح به وسیله مسلمان جنبه معنوى .
در پایان آیه کسانى را که از روى ناچارى و اضطرار، و نیافتن هیچ غذاى دیگر براى حفظ جان خویش ، از این گوشتهاى حرام استفاده مى کنند، استثناء کرده و مى گوید: کسانى که اضطرار پیدا کنند، گناهى بر آنها نیست ، مشروط بر اینکه تنها به خاطر حفظ جان باشد نه به خاطر لذت و یا حلال شمردن حرام الهى و نه زیاد از حد، بخورند در این صورت پروردگار آمرزنده مهربان آنها را معاف خواهد ساخت (فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فان ربک غفور رحیم ).
در حقیقت این دو شرط براى آن است که افرادى اضطرار را دستاویز براى تجاوز به حریم قوانین الهى نسازند، و به بهانه اضطرار از حدود مقررات خدا پا فراتر ننهند.
ولى در بعضى از روایات اهلبیت (علیهم الاسلام ) مانند روایتى که در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده چنین مى خوانیم الباغى الظالم و العادى الغاصب : منظور از باغى ستمگر است و منظور از عادى ، غاصب است ،
و نیز در روایت دیگرى از امام (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: الباغى الخارج
على الامام و العادى اللص : منظور از باغى کسى است که بر ضد امام عادل و حکومت اسلامى قیام کند و منظور از عادى دزد است .
این روایات و مانند آنها اشاره به این است که اضطرار به گوشتهاى حرام معمولا در سفرها رخ مى دهد، اگر کسى در راه ظلم و ستم و یا غصب و دزدى ، اقدام به سفر کند و گرفتار کمبود غذا شود، خوردن گوشتهاى حرام براى او جائز نیست ، گر چه موظف است براى حفظ جان خود از آن گوشتها استفاده کند، ولى کیفر این گناه را خواهد داشت چه اینکه مقدمات چنین سفر حرامى را خودش فراهم ساخته است و در هر صورت این روایات با مفهوم کلى آیه کاملا سازگار است
پاسخ به یک سؤ ال
در اینجا یک سؤ ال پیش مى آید که چگونه تمام محرمات الهى در زمینه غذاها منحصر به چهار چیز شمرده شده است با اینکه مى دانیم غذاهاى حرام منحصر به اینها نیست ، گوشت حیوانات درنده و گوشت حیوانات دریائى (جز ماهى فلس دار) و مانند آنها همگى حرام هستند در حالى که در آیه هیچ نامى از آنها به میان نیامده و محرمات منحصر به چهار چیز شمرده شده است ؟
بعضى در پاسخ این سؤ ال گفته اند که به هنگام نزول این آیات در مکه ، هنوز حکم تحریم سایر غذاهاى حرام نازل نشده بود،
ولى این جواب صحیح به نظر نمى رسد، گواه این سخن آنکه عین همین تعبیر یا شبیه آن در بعضى از سوره هاى مدنى نیز دیده مى شود، مانند آیه 173 سوره بقره .
ظاهر این است که این آیه ، تنها نظر به نفى احکام خرافى مشرکان دارد و به اصطلاح ، حصر اضافى است ، و به تعبیر دیگر آیه مى گوید: محرمات الهى اینها هستند نه آنچه شما به هم بافته اید.
براى روشن شدن این سخن بد نیست مثالى بزنیم ، کسى از ما سؤ ال مى کند آیا حسن و حسین ، هر دو آمدند، ما در جواب مى گوئیم نه فقط حسن آمد، در اینجا منظورمان این است که آمدن نفر دوم ، یعنى حسین را نفى کنیم ، اما هیچ مانعى ندارد کسان دیگرى که اصلا مورد بحث ما نبوده اند آمده باشند، چنین حصرى را حصر اضافى (یا نسبى ) مى گویند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : درست این است که احکام از روی قرآن استنباط شوند، ولی متأسفانه ما قرآن را از روی احکام استنباط می کنیم.
شاید این آیه، نظر به نفی احکام خرافی ما هم دارد!
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه اسدي - ابوالفضل بهرام پور(نسیم حیات)
گفته شد که در عصر جاهلی،مشرکان دربارۀ گوشت حیوانات احکام حلال و حرام را از خود جعل کرده بودند و آن را به خدا نسبت می دادند.در این آیه، به پیامبر(ص) دستور می دهد به آن ها بگو در آن چه بر من وحی شده نمی یابم غذایی بر کسی، اعم از زن ومرد وکوچک و بزرگ حرام شده باشد(قُل لا اَجِدُ فیما اُوحِیَ اِلَیَّ مُحَرَمًا عَلی طاعِمٍ یَطعَمُهُ)،مگر چند چیز: یکی این که مردار باشد(اِلاّ اَن یَکُونَ مَیتَةً) یا خونی که از بدن حیوانی بیرون ریخته باشدو یا گوشت خوک(اَو دَمًا مَسفُوحًا اَو لَحمَ خِنزیرٍ)، که همۀ این ها،منفور و پلید است، (فَاِنَّهُ رِجسٌ)، یا حیوانی که از روی نافرمانی ذبح شود و نام غیر خدا،مثلاًنام بت برآن برده شده باشد(اَو فِسقًا اُهِلَّ لِغَیرِاللهِ بِهِ)
در مورد مردار و خون وگوشت خوک،از آن ها به «رجس» تعبیر آورد و به ذبح غیر شرعی «فسق» اطلاق نمود،برای این که خوردنی های اول،ذاتاً پلید و منفور طبع انسان است و زیان های جسمی برای انسان دارد،ولی آن چه به نام بت ذبح شده، گر چه از نظر بهداشتی ممکن است مشکلی نداشته و گوشتی سالم باشد، لیکن از نظر اخلاقی وبندگی و شعار اسلامی مضر باشد وبرای موحدان،خوردن چنین گوشتی که شعار بت پرستی دارد حرام است.در پایان آیه کسانی که از روی ناچاری و برای حفظ جان از مرگ ومیر در حد محدود استفاده کنند بلامانع دانسته می گوید: کسانی که اضطرار پیدا کنند،گناهی بر آن ها نیست،مشروط بر این که ستمگرانه و متجاوزانه نباشد؛یعنی واقعاً به خاطر حفظ جان باشد،نه برای لذت و حلال شمردن حرام الهی و نه زیاد از حد بخورند؛در این صورت خدا بخسنده و مهربان است(فَمَن اضطُرَ غَیرَ باغٍ وَلا عادٍ فَاِنَّ رَبَّکَ غَفُوُرٌ رَحیمُ)
حدیث: از امام صادق(ع) نقل شده است که مراد از «باغی» ستمگر ومنظور از «عادی» غاصب است. ودر روایت دیگری فرمود:مراد از «باغی» کسی است که بر ضد امام عادل و حکومت اسلامی قیام کند و منظور از«عادی» سارق است.زیرا اضطرار به گوشت های حرام، معمولاً در سفرها پیش می آیدو چون این اشخاص در راه گناه سفر کرده اند،حق استفاده از این استثنا را ندارند و اگر از این گوشت حرام بخورند،کیفر این کناه را خواهند داشت.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 658
(آیه 145)- بخشى از حیوانات حرام. براى روشن ساختن محرمات الهى از بدعتهایى که مشرکان در آیین حق گذاشته بودند، در این آیه به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله دستور مى‏دهد که: «صریحا به آنها بگو: در آنچه بر من وحى شده هیچ غذاى حرامى را براى هیچ کس (اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ) نمى‏یابم» (قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ).
مگر چند چیز «نخست این که مردار باشد» (إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً).
«یا خونى که از بدن حیوان بیرون مى‏ریزد» (أَوْ دَماً مَسْفُوحاً).
نه خونهایى که پس از بریدن رگهاى حیوان و خارج شدن مقدار زیادى از خون در لابلاى رگهاى مویین در وسط گوشتها باقى مى‏ماند «یا گوشت خوک» (أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ). زیرا «همه اینها رجس و پلیدى است» و مایه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگیها و سر چشمه زیانهاى مختلف (فَإِنَّهُ رِجْسٌ).
سپس به نوع چهارم اشاره کرده مى‏گوید: «یا حیواناتى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آنها برده شده است» (أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ). که از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بیگانگى از خدا و دورى از مکتب توحید است.
بنابراین، شرایط ذبح اسلامى، بر دو گونه است، بعضى مانند بریدن رگهاى چهارگانه و بیرون ریختن خون حیوان، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن «بسم اللّه» و ذبح به وسیله مسلمان، جنبه معنوى.
در پایان آیه کسانى را که از روى ناچارى و اضطرار، و نیافتن هیچ غذاى دیگر براى حفظ جان خویش، از این گوشتهاى حرام استفاده مى‏کنند، استثناء کرده و مى‏گوید: «کسانى که اضطرار پیدا کنند، گناهى بر آنها نیست، مشروط بر این که تنها به خاطر حفظ جان باشد نه به خاطر لذت و یا حلال شمردن حرام الهى و نه زیاد از حد، بخورند، در این صورت پروردگار آمرزنده مهربان، آنها را معاف خواهد ساخت» (فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).
در حقیقت این دو شرط براى آن است که افرادى اضطرار را دستاویز براى تجاوز به حریم قوانین الهى نسازند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
فإن قلت : کیف فصل بین بعض المعدود و بعضه و لم یوال بینه ؟ قلت : قد وقع الفاصل بینهما اعتراضا غیر أجنبی من المعدود . و ذلک أن الله عز و جل من علی عباده بإنشاء الأنعام لمنافعهم و بإباحتها لهم ، فاعترض بالاحتجاج علی من حرمها ، و الاحتجاج علی من حرمها تأکید و تسدید للتحلیل ، و الاعتراضات فی الکلام لا تساق إلا للتوکید (فیما أوحی إلی ) تنبیه علی أن التحریم إنما یثبت بوحی الله تعالی و شرعه ، لا بهوی الأنفس (محرما) طعاما محرما من المطاعم التی حرمتموها (إلا أن یکون میتة) إلا أن یکون الشی ء المحرم میتة (أو دما مسفوحا) أی مصبوبا سائلا، کالدم فی العروق ، لا کالکبد و الطحال . و قد رخص فی دم العروق بعد الذبح (أو فسقا) عطف علی المنصوب قبله . سمی ما أهل به لغیر الله فسقا لتوغل فی باب الفسق ،و منه قوله تعالی (و لا تأکلوا مما لم یذکر اسم الله علیه و إنه لفسق ) و أهل : صفة له منصوبة المحل . و یجوز أن یکون مفعولا له من أهل ، أی أهل لغیر الله به فسقا . فإن قلت : فعلام تعطف (أهل ) ؟ و إلام یرجع الضمیر فی (به ) علی هذا القول ؟ قلت : یعطف علی یکون ، و یرجع الضمیر إلی ما یرجع إلیه المستکن فی یکون (فمن اضطر) فمن دعته الضرورة إلی أکل شی ء من هذه المحرمات (غیر باغ ) علی مضطر مثله تارک لمواساته (و لا عاد) متجاوز قدر حاجته من تناوله (فإن ربک غفور رحیم ) لا یؤاخذه . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
«میتة»، تنها حیوانى نیست که خود به خود مرده باشد، بلکه اگر طبق دستور اسلام، ذبح نشود در حکم مردار و حرام است. حرمت مردار و خون، چهار مرتبه در قرآن مطرح شده است، دوبار در سوره‏هاى مکّى <496> و دوبار در سوره‏هاى مدنى <497> . «اُهِلّ» از «اِهلال» به معناى بلند کردن صدا هنگام دیدن هلال اوّل ماه است. سپس به هر صداى بلندى گفته شده است. مشرکان در هنگام ذبح حیوانات، با صداى بلند نام بت‏ها را مى‏بردند، از این رو «اُهِلَّ» گفته شده است. جمله «لا أجد... الاّ أن یکون میتة» در برابر تحریم‏هاى جاهلانه مشرکان است وگرنه گوشت بعضى پرندگان و درّندگان دیگر نیز حرام است که در این آیه نیامده است و به اصطلاح این حصر، حصر اضافى است نه حقیقى. از نظر اسلام مضطر به کسى مى‏گویند که خود را از راه ستمگرى وگردن‏کشى وگناه مضطر نکرده باشد، «غیر باغٍ» وتنها به مقدار رفع اضطرار، مجاز است نه بیشتر. «و لاعاد» 1- یگانه منبع علم پیامبرصلى الله علیه وآله براى بیان احکام، وحى است. «لا اجد فى ما اوحى الىّ» 2- اصل و قانون اوّلیه، حلال بودن حیوانات است. «لا أجد» 3- تنها محرّمات ابلاغ شده در آیات و روایات تکلیف‏آور است، پس اگر با جستجو و تتبّع، دلیلى بر حرمت چیزى نیافتیم، براى ما حلال است. «لا أجد» 4- وقتى در مسأله‏ى خوردن و نخوردن شخص پیامبر هم باید از «وحى» دستور بگیرد، دیگران چگونه از پیش خود چیزى را حرام مى‏کنند؟ «فى ما اوحى الىّ» 5 - دلیل تحریم گوشت خوک، آلودگى و پلیدى آن است. «فانّه رِجس» 6- احکام تغذیه، براى مرد و زن یکسان است. «طاعم یطعمه» در مقابل آن عقیده خرافى در آیه 139 که براى مردان گوشت همه‏ى حیوانات را حلال و براى زنان برخى موارد را حرام مى‏دانستند. «خالصة لذکورنا ومحرّم على أزواجنا» 7- در قانون، باید اهمّ و مهمّ رعایت شود. حفظ جان، مهم‏تر از حرام بودن مصرف مردار است. «فمَن اضطرّ» 8 - در اسلام بن‏بست نیست، وقتى اضطرار پیش آید مصرف حرام‏ها مجاز مى‏شود. «فمَن اضطرّ» 9- سوء استفاده از قانون در موارد استثنا، ممنوع است و باید به همان مقدار اضطرار، بسنده شود. «غیر باغ ولا عاد» 10- خون باقیمانده در گوشت پس از ذبح شرعى حرام نیست. خون ریخته شده حرام است. «دماً مسفوحاً» 11- در جایى که اضطرار به طور قهرى پیش آید، مى‏توان از گوشت حرام استفاده کرد، ولى اگر با دست خودمان کارى کردیم که مضطر شدیم استفاده مجاز نمى‏شود. «اُضطر» (به صورت مجهول آمده است) 12- وجود قوانین تخفیفى و اضطرارى، جلوه‏اى از مغفرت و رحمت الهى است. «فمن اضطرّ... فانّ ربّک غفور رحیم» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 145)- بخشى از حیوانات حرام. براى روشن ساختن محرمات الهى از بدعتهایى که مشرکان در آیین حق گذاشته بودند، در این آیه به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله دستور مى‏دهد که: «صریحا به آنها بگو: در آنچه بر من وحى شده هیچ غذاى حرامى را براى هیچ کس (اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ) نمى‏یابم» (قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ).

مگر چند چیز «نخست این که مردار باشد» (إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً).

«یا خونى که از بدن حیوان بیرون مى‏ریزد» (أَوْ دَماً مَسْفُوحاً). برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 658

نه خونهایى که پس از بریدن رگهاى حیوان و خارج شدن مقدار زیادى از خون در لابلاى رگهاى مویین در وسط گوشتها باقى مى‏ماند «یا گوشت خوک» (أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ). زیرا «همه اینها رجس و پلیدى است» و مایه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگیها و سر چشمه زیانهاى مختلف (فَإِنَّهُ رِجْسٌ).

سپس به نوع چهارم اشاره کرده مى‏گوید: «یا حیواناتى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آنها برده شده است» (أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ). که از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بیگانگى از خدا و دورى از مکتب توحید است.

بنابراین، شرایط ذبح اسلامى، بر دو گونه است، بعضى مانند بریدن رگهاى چهارگانه و بیرون ریختن خون حیوان، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن «بسم اللّه» و ذبح به وسیله مسلمان، جنبه معنوى.

در پایان آیه کسانى را که از روى ناچارى و اضطرار، و نیافتن هیچ غذاى دیگر براى حفظ جان خویش، از این گوشتهاى حرام استفاده مى‏کنند، استثناء کرده و مى‏گوید: «کسانى که اضطرار پیدا کنند، گناهى بر آنها نیست، مشروط بر این که تنها به خاطر حفظ جان باشد نه به خاطر لذت و یا حلال شمردن حرام الهى و نه زیاد از حد، بخورند، در این صورت پروردگار آمرزنده مهربان، آنها را معاف خواهد ساخت» (فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).

در حقیقت این دو شرط براى آن است که افرادى اضطرار را دستاویز براى تجاوز به حریم قوانین الهى نسازند.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- یگانه منبع علم پیامبرصلى الله علیه وآله براى بیان احکام، وحى است. «لا اجد فى ما اوحى الىّ»
2- اصل و قانون اوّلیه، حلال بودن حیوانات است. «لا أجد»
3- تنها محرّمات ابلاغ شده در آیات و روایات تکلیف‏آور است، پس اگر با جستجو و تتبّع، دلیلى بر حرمت چیزى نیافتیم، براى ما حلال است. «لا أجد»
4- وقتى در مسأله‏ى خوردن و نخوردن شخص پیامبر هم باید از «وحى» دستور بگیرد، دیگران چگونه از پیش خود چیزى را حرام مى‏کنند؟ «فى ما اوحى الىّ»
5 - دلیل تحریم گوشت خوک، آلودگى و پلیدى آن است. «فانّه رِجس»
6- احکام تغذیه، براى مرد و زن یکسان است. «طاعم یطعمه» در مقابل آن عقیده خرافى در آیه 139 که براى مردان گوشت همه‏ى حیوانات را حلال و براى زنان برخى موارد را حرام مى‏دانستند. «خالصة لذکورنا ومحرّم على أزواجنا»
7- در قانون، باید اهمّ و مهمّ رعایت شود. حفظ جان، مهم‏تر از حرام بودن مصرف مردار است. «فمَن اضطرّ»
8 - در اسلام بن‏بست نیست، وقتى اضطرار پیش آید مصرف حرام‏ها مجاز مى‏شود. «فمَن اضطرّ»
9- سوء استفاده از قانون در موارد استثنا، ممنوع است و باید به همان مقدار اضطرار، بسنده شود. «غیر باغ ولا عاد»
10- خون باقیمانده در گوشت پس از ذبح شرعى حرام نیست. خون ریخته شده حرام است. «دماً مسفوحاً»
11- در جایى که اضطرار به طور قهرى پیش آید، مى‏توان از گوشت حرام استفاده کرد، ولى اگر با دست خودمان کارى کردیم که مضطر شدیم استفاده مجاز نمى‏شود. «اُضطر» (به صورت مجهول آمده است)
12- وجود قوانین تخفیفى و اضطرارى، جلوه‏اى از مغفرت و رحمت الهى است. «فمن اضطرّ... فانّ ربّک غفور رحیم»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - تفسیر المیزان (خلاصه)
قل لا اجد فیما اوحى الى محرما على طاعم یطعمه...
معناى آیه روشن است، و در تفسیر آیات مشابه آن یعنى آیه سوم از سوره (مائده ) و آیه (173) از سوره (بقره ) مطالبى که به این آیه نیز ارتباط دارد گذشت. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » محسن قرائتی تفسیر نور
«میتة»، تنها حیوانى نیست که خود به خود مرده باشد، بلکه اگر طبق دستور اسلام، ذبح نشود در حکم مردار و حرام است.
حرمت مردار و خون، چهار مرتبه در قرآن مطرح شده است، دوبار در سوره‏هاى مکّى [496] و دوبار در سوره‏هاى مدنى [497].
«اُهِلّ» از «اِهلال» به معناى بلند کردن صدا هنگام دیدن هلال اوّل ماه است. سپس به هر صداى بلندى گفته شده است. مشرکان در هنگام ذبح حیوانات، با صداى بلند نام بت‏ها را مى‏بردند، از این رو «اُهِلَّ» گفته شده است.
جمله «لا أجد... الاّ أن یکون میتة» در برابر تحریم‏هاى جاهلانه مشرکان است وگرنه گوشت بعضى پرندگان و درّندگان دیگر نیز حرام است که در این آیه نیامده است و به اصطلاح این حصر، حصر اضافى است نه حقیقى.
از نظر اسلام مضطر به کسى مى‏گویند که خود را از راه ستمگرى وگردن‏کشى وگناه مضطر نکرده باشد، «غیر باغٍ» وتنها به مقدار رفع اضطرار، مجاز است نه بیشتر. «و لاعاد»

--------------------------------------------------------------------------------
496) انعام، 145 ونحل، 115.
497) بقره، 173 و مائده، 3.



پیام ها

1- یگانه منبع علم پیامبرصلى الله علیه وآله براى بیان احکام، وحى است. «لا اجد فى ما اوحى الىّ»
2- اصل و قانون اوّلیه، حلال بودن حیوانات است. «لا أجد»
3- تنها محرّمات ابلاغ شده در آیات و روایات تکلیف‏آور است، پس اگر با جستجو و تتبّع، دلیلى بر حرمت چیزى نیافتیم، براى ما حلال است. «لا أجد»
4- وقتى در مسأله‏ى خوردن و نخوردن شخص پیامبر هم باید از «وحى» دستور بگیرد، دیگران چگونه از پیش خود چیزى را حرام مى‏کنند؟ «فى ما اوحى الىّ»
5 - دلیل تحریم گوشت خوک، آلودگى و پلیدى آن است. «فانّه رِجس»
6- احکام تغذیه، براى مرد و زن یکسان است. «طاعم یطعمه» در مقابل آن عقیده خرافى در آیه 139 که براى مردان گوشت همه‏ى حیوانات را حلال و براى زنان برخى موارد را حرام مى‏دانستند. «خالصة لذکورنا ومحرّم على أزواجنا»
7- در قانون، باید اهمّ و مهمّ رعایت شود. حفظ جان، مهم‏تر از حرام بودن مصرف مردار است. «فمَن اضطرّ»
8 - در اسلام بن‏بست نیست، وقتى اضطرار پیش آید مصرف حرام‏ها مجاز مى‏شود. «فمَن اضطرّ»
9- سوء استفاده از قانون در موارد استثنا، ممنوع است و باید به همان مقدار اضطرار، بسنده شود. «غیر باغ ولا عاد»
10- خون باقیمانده در گوشت پس از ذبح شرعى حرام نیست. خون ریخته شده حرام است. «دماً مسفوحاً»
11- در جایى که اضطرار به طور قهرى پیش آید، مى‏توان از گوشت حرام استفاده کرد، ولى اگر با دست خودمان کارى کردیم که مضطر شدیم استفاده مجاز نمى‏شود. «اُضطر» (به صورت مجهول آمده است)
12- وجود قوانین تخفیفى و اضطرارى، جلوه‏اى از مغفرت و رحمت الهى است. «فمن اضطرّ... فانّ ربّک غفور رحیم»



[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.