از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و هو الذی جعلکم خلائف الارض و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فی ما اتکم ان ربک سریع العقاب و انه لغفور رحیم ):(اوست که شما را جانشینان زمین قرار داد و برخی از شما را به درجاتی بر بعض دیگربرتری داد تا شما را در آنچه به شما داده آزمایش کند، همانا پروردگارت سریع المجازات است و همانا او آمرزنده و مهربان می باشد)، این همان استدلال سوم است که نظام عجیب حاکم بر زندگی و معاش بنی آدم را مبنای استدلال قرار داده است و می فرماید:او پروردگاریست که شما را خلیفه هایی در زمین قرار داد که معنای خلیفه را در تفسیر آیه 30 سوره بقره ذکر نمودیم و می فرماید: بین شما ازنظر قوت و ضعف و غنی و فقر و ریاست و مرئوس بودن و غیر اینها اختلاف بوجود آورد و بعضی از شما را بر بعض دیگر برتری درجه بخشید و این اختلافها اگر چه اموری اعتباری هستند ،اما از اموری تکوینی ناشی می شوند که همان منت نهادن خدای سبحان و ناظم آفرینش است و می فرماید: این تفاوتهابرای آن است که خداوند شما را بیازماید و بر شما معلوم کند که چگونه در برابرنعمتهایی که به شما داده است شکر گزاری یا کفران می نمائید و به هر صورت اوست پروردگاری که مدبر امر سعادت دنیا و آخرت شماست و او سریع العقاب است ، چون به سرعت به حساب بندگان رسیدگی می کند و ظالمین را به سزای اعمالشان وارد جهنم می سازد و از طرف دیگر او بخشنده گناهان شما و مهربان نسبت به اهل تقوی و صالحین است و آنان را گروه گروه به بهشت روانه می سازد،و این از لطف خاص الهی است که این سوره را باذکر رحمت و مغفرت خود ختم فرموده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر کشاف
(جعلکم خلائف الأرض ) لأن محمدا صلی الله علیه و سلم خاتم النبیین فخلفت أمته سائر الأمم . أو جعلهم یخلف بعضهم بعضا . أو هم خلفاء الله فی أرضه یملکونها و یتصرفون فیها (و رفع بعضکم فوق بعض درجات ) فی الشرف و الرزق (لیبلوکم فیما آتاکم ) من نعمة المال و الجاه ، کیف تشکرون تلک النعمة ، و کیف یصنع الشریف بالوضیع ، و الحر بالعبد ، و الغنی بالفقیر (إن ربک سریع العقاب ) لمن کفر نعمته (و إنه لغفور رحیم ) لمن قام یشکرها . و وصف العقاب بالسرعة ، لأن ما هو آت قریب . عن رسول الله صلی الله علیه و سلم " أنزلت علی سورة الأنعام جملة واحدة یشیعها سبعون ألف ملک لهم زجل بالتسبیح و التحمید فمن قرأ الأنعام صلی الله علیه و سلم و استغفر له أولئک السبعون ألف ملک بعدد کل آیة من سورة الأنعام یوما و لیلة . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
سوره‏ى انعام با حمد الهى آغاز شد «الحمد للّه الّذى خلق...»و با رحمت الهى پایان مى‏پذیرد. «انّه لغفور رحیم» منظور از «خلائف الارض»، یا جانشیان خدا در زمین هستند و یا جانشینى انسان امروز از امّت‏هاى پیشین. 1- انسان، خلیفه‏ى خدا و امیر زمین است، نه اسیر هستى. «و هو الّذى جعلکم خلائف الارض» 2- تفاوت‏هاى مردم و آزمایشات الهى، حکیمانه و در مسیر رشد و تربیت انسان است و از ربوبیّت خداوند سرچشمه مى‏گیرد. «و هو ربّ کلّ شى‏ء... رفع بعضکم فوق بعض...» 3- تفاوت و برترى بعضى در داده‏هاى خداوند، ملاک برترى نیست، وسیله‏ى آزمایش است. «لیبلوکم فى ما آتاکم» 4- آنچه را در اختیار داریم، از خدا بدانیم. «فى ما آتاکم» 5 - معیار و مقدار آزمایش هر کس، به میزان داده‏ها و امکانات اوست. «لیبلوکم فى ما آتاکم» 6- پس از آزمایش، خداوند نسبت به مردودین «سریع العقاب» است و نسبت به قبول شدگان «غفور رحیم». 7- بیم و امید باید در کنار هم باشد. «سریع العقاب... لغفور رحیم» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص : 671 و ص: 672
(آیه 165)- در این آیه که آخرین آیه سوره انعام است به اهمیت مقام انسان و موقعیت او در جهان هستى اشاره مى‏کند تا بحثهاى گذشته در زمینه تقویت پایه‏هاى توحید و مبارزه با شرک، تکمیل گردد.
لذا در جمله نخست مى‏فرماید: «او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان خود) در روى زمین قرار داد» (وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ).
انسانى که نماینده خدا در روى زمین است، و تمام منابع این جهان در اختیار او گذارده شده، و فرمان فرمانرواییش بر تمام این موجودات از طرف پروردگار صادر شده است، نباید آنچنان خود را سقوط دهد که از جمادى هم پست‏تر گردد و در برابر آن سجده کند.
سپس اشاره به اختلاف استعدادها و تفاوت مواهب جسمانى و روحى مردم و هدف از این اختلاف و تفاوت کرده، مى‏گوید: «و بعضى از شما را بر بعض دیگر درجاتى برترى داد تا به وسیله این مواهب و امکانات که در اختیارتان قرار داده است شما را بیازماید» (وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ).
و در پایان آیه ضمن اشاره به آزادى انسان در انتخاب راه خوشبختى و بدبختى نتیجه این آزمایشها را چنین بیان مى‏کند: «پروردگار تو (در برابر آنها) که از بوته این آزمایشها سیه روى بیرون مى‏آیند «سریع العقاب» و در برابر آنها که در صدد اصلاح و جبران اشتباهات خویش برآیند آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ).
تفاوت در میان انسانها و اصل عدالت-
شک نیست که در میان افراد بشر یک سلسله تفاوتهاى مصنوعى وجود دارد که نتیجه مظالم و ستمگرى بعضى از انسانها نسبت به بعض دیگر است، مثلا جمعى مالک ثروتهاى بى‏حسابند، و جمعى بر خاک سیاه نشسته‏اند، عده‏اى به خاطر کمبود تغذیه و فقدان مسائل بهداشتى علیل و بیمارند، در حالى که عده دیگرى بر اثر فراهم بودن همه گونه امکانات، در نهایت سلامت به سر مى‏برند.
این گونه اختلافها: ثروت و فقر، علم و جهل، و سلامت و بیمارى، غالبا زاییده استعمار و استثمار و اشکال مختلف بردگى و ظلمهاى آشکار و پنهان است.
مسلما اینها را به حساب دستگاه آفرینش نمى‏توان گذارد، و دلیلى ندارد که از وجود این گونه اختلافات بى‏دلیل دفاع کنیم.
افراد انسان روى هم رفته نیز یک درخت بزرگ و بارور را تشکیل مى‏دهند که هر دسته بلکه هر فردى رسالت خاصى در این پیکر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب آن ساختمان مخصوص به خود، و این است که قرآن مى‏گوید این تفاوتها وسیله آزمایش شماست زیرا «آزمایش» در مورد برنامه‏هاى الهى به معنى «تربیت و پرورش» است.
خلافت انسان در روى زمین:
قرآن کرارا انسان را به عنوان «خلیفه» و «نماینده خدا در روى زمین» معرفى کرده است، این تعبیر ضمن روشن ساختن مقام بشر، این حقیقت را نیز بیان مى‏کند که اموال و ثروتها و استعدادها و تمام مواهبى که خدا به انسان داده، در حقیقت مالک اصلیش اوست، و انسان تنها نماینده و مجاز و مأذون از طرف او مى‏باشد و بدیهى است که هر نماینده‏اى در تصرفات خود استقلال ندارد بلکه باید تصرفاتش در حدود اجازه و اذن صاحب اصلى باشد و از اینجا روشن مى‏شود که مثلا در مسأله مالکیت، اسلام هم از اردوگاه «کمونیسم» فاصله مى‏گیرد و هم از اردوگاه «کاپیتالیسم» و سرمایه‏دارى.
اسلام مى‏گوید: مالکیت نه براى فرد است و نه براى اجتماع، بلکه در واقع براى خداست، و انسانها و کیل و نماینده اویند و به همین دلیل اسلام، هم در طرز درآمد افراد نظارت مى‏کند، و هم در چگونگى مصرف، و براى هر دو قیود و شروطى قائل شده است که اقتصاد اسلامى را به عنوان یک مکتب مشخص در برابر مکاتب دیگر قرار مى‏دهد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 165)- در این آیه که آخرین آیه سوره انعام است به اهمیت مقام انسان و موقعیت او در جهان هستى اشاره مى‏کند تا بحثهاى گذشته در زمینه تقویت پایه‏هاى توحید و مبارزه با شرک، تکمیل گردد.

لذا در جمله نخست مى‏فرماید: «او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان خود) در روى زمین قرار داد» (وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ). برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 671

انسانى که نماینده خدا در روى زمین است، و تمام منابع این جهان در اختیار او گذارده شده، و فرمان فرمانرواییش بر تمام این موجودات از طرف پروردگار صادر شده است، نباید آنچنان خود را سقوط دهد که از جمادى هم پست‏تر گردد و در برابر آن سجده کند.

سپس اشاره به اختلاف استعدادها و تفاوت مواهب جسمانى و روحى مردم و هدف از این اختلاف و تفاوت کرده، مى‏گوید: «و بعضى از شما را بر بعض دیگر درجاتى برترى داد تا به وسیله این مواهب و امکانات که در اختیارتان قرار داده است شما را بیازماید» (وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ).

و در پایان آیه ضمن اشاره به آزادى انسان در انتخاب راه خوشبختى و بدبختى نتیجه این آزمایشها را چنین بیان مى‏کند: «پروردگار تو (در برابر آنها) که از بوته این آزمایشها سیه روى بیرون مى‏آیند «سریع العقاب» و در برابر آنها که در صدد اصلاح و جبران اشتباهات خویش برآیند آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ).

تفاوت در میان انسانها و اصل عدالت-

شک نیست که در میان افراد بشر یک سلسله تفاوتهاى مصنوعى وجود دارد که نتیجه مظالم و ستمگرى بعضى از انسانها نسبت به بعض دیگر است، مثلا جمعى مالک ثروتهاى بى‏حسابند، و جمعى بر خاک سیاه نشسته‏اند، عده‏اى به خاطر کمبود تغذیه و فقدان مسائل بهداشتى علیل و بیمارند، در حالى که عده دیگرى بر اثر فراهم بودن همه گونه امکانات، در نهایت سلامت به سر مى‏برند.

این گونه اختلافها: ثروت و فقر، علم و جهل، و سلامت و بیمارى، غالبا زاییده استعمار و استثمار و اشکال مختلف بردگى و ظلمهاى آشکار و پنهان است.

مسلما اینها را به حساب دستگاه آفرینش نمى‏توان گذارد، و دلیلى ندارد که از وجود این گونه اختلافات بى‏دلیل دفاع کنیم.

افراد انسان روى هم رفته نیز یک درخت بزرگ و بارور را تشکیل مى‏دهند که هر دسته بلکه هر فردى رسالت خاصى در این پیکر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 672

آن ساختمان مخصوص به خود، و این است که قرآن مى‏گوید این تفاوتها وسیله آزمایش شماست زیرا «آزمایش» در مورد برنامه‏هاى الهى به معنى «تربیت و پرورش» است.

خلافت انسان در روى زمین:

قرآن کرارا انسان را به عنوان «خلیفه» و «نماینده خدا در روى زمین» معرفى کرده است، این تعبیر ضمن روشن ساختن مقام بشر، این حقیقت را نیز بیان مى‏کند که اموال و ثروتها و استعدادها و تمام مواهبى که خدا به انسان داده، در حقیقت مالک اصلیش اوست، و انسان تنها نماینده و مجاز و مأذون از طرف او مى‏باشد و بدیهى است که هر نماینده‏اى در تصرفات خود استقلال ندارد بلکه باید تصرفاتش در حدود اجازه و اذن صاحب اصلى باشد و از اینجا روشن مى‏شود که مثلا در مسأله مالکیت، اسلام هم از اردوگاه «کمونیسم» فاصله مى‏گیرد و هم از اردوگاه «کاپیتالیسم» و سرمایه‏دارى.

اسلام مى‏گوید: مالکیت نه براى فرد است و نه براى اجتماع، بلکه در واقع براى خداست، و انسانها و کیل و نماینده اویند و به همین دلیل اسلام، هم در طرز درآمد افراد نظارت مى‏کند، و هم در چگونگى مصرف، و براى هر دو قیود و شروطى قائل شده است که اقتصاد اسلامى را به عنوان یک مکتب مشخص در برابر مکاتب دیگر قرار مى‏دهد.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- انسان، خلیفه‏ى خدا و امیر زمین است، نه اسیر هستى. «و هو الّذى جعلکم خلائف الارض»
2- تفاوت‏هاى مردم و آزمایشات الهى، حکیمانه و در مسیر رشد و تربیت انسان است و از ربوبیّت خداوند سرچشمه مى‏گیرد. «و هو ربّ کلّ شى‏ء... رفع بعضکم فوق بعض...»
3- تفاوت و برترى بعضى در داده‏هاى خداوند، ملاک برترى نیست، وسیله‏ى آزمایش است. «لیبلوکم فى ما آتاکم»
4- آنچه را در اختیار داریم، از خدا بدانیم. «فى ما آتاکم»
5 - معیار و مقدار آزمایش هر کس، به میزان داده‏ها و امکانات اوست. «لیبلوکم فى ما آتاکم»
6- پس از آزمایش، خداوند نسبت به مردودین «سریع العقاب» است و نسبت به قبول شدگان «غفور رحیم».
7- بیم و امید باید در کنار هم باشد. «سریع العقاب... لغفور رحیم»
«الحمد للّه ربّ العالمین»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - محسن قرائتی تفسیر نور
سوره‏ى انعام با حمد الهى آغاز شد «الحمد للّه الّذى خلق...»و با رحمت الهى پایان مى‏پذیرد. «انّه لغفور رحیم»
منظور از «خلائف الارض»، یا جانشیان خدا در زمین هستند و یا جانشینى انسان امروز از امّت‏هاى پیشین.
پیام ها
1- انسان، خلیفه‏ى خدا و امیر زمین است، نه اسیر هستى. «و هو الّذى جعلکم خلائف الارض»
2- تفاوت‏هاى مردم و آزمایشات الهى، حکیمانه و در مسیر رشد و تربیت انسان است و از ربوبیّت خداوند سرچشمه مى‏گیرد. «و هو ربّ کلّ شى‏ء... رفع بعضکم فوق بعض...»
3- تفاوت و برترى بعضى در داده‏هاى خداوند، ملاک برترى نیست، وسیله‏ى آزمایش است. «لیبلوکم فى ما آتاکم»
4- آنچه را در اختیار داریم، از خدا بدانیم. «فى ما آتاکم»
5 - معیار و مقدار آزمایش هر کس، به میزان داده‏ها و امکانات اوست. «لیبلوکم فى ما آتاکم»
6- پس از آزمایش، خداوند نسبت به مردودین «سریع العقاب» است و نسبت به قبول شدگان «غفور رحیم».
7- بیم و امید باید در کنار هم باشد. «سریع العقاب... لغفور رحیم»
«الحمد للّه ربّ العالمین» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ اَلْأَرْضِ :و حق تعالى ذاتى است که شما آدمیان را قرار داد خلفاى زمین بعد از قوم بنى الجان یا خطاب به مؤمنین امت پیغمبر و یا اهل هر عصرى را از شما خلیفۀ سابقین گردانید به هر تقدیر، خطاب به مؤمنین امت مرحومه، یعنى اى مؤمنان، شما را خلیفۀ امم سالفه گردانید وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ :و بلند گردانید بعضى از شما را بر برخى دیگر درجاتى در شرف و بزرگى و غنا و عقل و کمال و توانائى لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ : تا بیازماید شما را در آنچه داده به شما از مال و جاه معاملۀ آزمایندگان تا بر عالمیان ظاهر گردد کدام شاکر است به غنى و عطا، و کدام صابر بر فقر و فاقه إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ اَلْعِقٰابِ :به درستى که پروردگار تو زود عقوبت کننده است ناسپاسان و حق ناشناسان و کسانى که کفران نعم او سبحانه نمایند وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ :و به درستى که ذات اقدس الهى آمرزنده و مهربان است بر شاکران و صابران

لطیفه وصف عقاب به سرعت و عدم اضافۀ به خود، و وصف ذات خود به مغفرت و رحمت، و ایراد آن به صیغۀ مبالغه و «لام» مؤکده، تنبیه است بر آنکه حق تعالى غفور بالذات و معاقب بالعرض و کثیر الرحمة و قلیل العقوبت است

تبصره حکمت تفضیل بعضى خلقان را بر بعضى بى استحقاق ظاهرى، مصالحى بود از باب لطف، و عالم است که هرکس به چه وجه به صلاح نزدیک و از فساد دور باشد، یکى از مصلحت غنى، و دیگرى را فقیر، یکى را ضعف، و دیگرى را قوت، و همچنین سایر اختلافاتى که در بشر است

در کافى از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله فرمود خداى تعالى: انّ من عبادى المؤمنین عبادا لا یصلح لهم امر دینهم الّا بالغنى و السّعة و الصّحة فى البدن فابلوهم بالغنى و السّعة و الصّحّة فى البدن فیصلح لهم و انّ من عبادى المؤمنین لعبادا لا یصلح امر دینهم الّا بالفاقة و المسکنة و السّقم فى ابدانهم فابلوهم بالفاقة و المسکنة و السّقم فى ابدانهم فیصلح علیهم امر دینهم و انا اعلم بما یصلح علیه امر دین عبادى المؤمنین

به درستى که بعض بندگان مؤمن اصلاح نشود امر دین ایشان مگر به ثروت و توسعه در رزق و صحت بدن، پس امتحان کنم ایشان را به ثروت و سعه و صحت تا اصلاح گردد امر دینشان، و به درستى که بعض بندگان، صلاحیت ندارد امر دین آنها را مگر فقر و مسکنت و مرض در بدن تا به صلاح آید امر دین ایشان، و منم اعلم به آنچه مصلحت است در امر دین بندگان

تتمه در احوالات ابن مزلق نقل شده: از شدت فقر و فاقه ساترى نداشت و چهل سال در خاکستر به سر برد به دعاى یکى از صلحا ساترى بعد از این مدت به او عطا شد فاصله اى نگذشت که شخصى را کشت، مردم جمع شدند صالح را گذر افتاد هیئت اجتماعیه را جویا شد واقعه را گفتند انگشت تحیر به دندان گزیدن گرفت

و الحمد للّه اولا و آخرا و صلى اللّه على محمّد و آله و اجعل عاقبة امورنا خیرا «سوم شعبان 1377» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ » 165 تفسیر نیشابورى: بعضى گفته اند: در این جمله روى سخن با همه ى مردم دنیا است که یک دسته مى روند و دسته ى دیگر جانشین آنها مى شوند، بعضى دیگر گفته اند: مقصود پیروان پیغمبر هستند که جایگیر دیگر ملّتها شده اند دیگرى گفته است: مقصود، افراد معیّن است که خلفاء اللّه و نمایندگان خدا بر روى زمین هستند و بحقّ و درستى رفتار مى کنند، چنانکه در آیت دیگر گفته شده است «یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی اَلْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ اَلنّٰاسِ » یعنى اى داود ما تو را بر زمین خلیفه کردیم پس وظیفه ى تو است که میان مردم حکومت کنى

«وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ » 167 فخر: یعنى برترى داد بعضى را بر دیگرى در شرف و عقل و مال و جاه و روزى، و اظهار این حقیقت براى نمایاندن موجبات گرفتاریهاى زندگى و آزمایشهاى اخلاقى مردم است و مقصود از جمله ى «لِیَبْلُوَکُمْ » همین است که مقصود تکلیفهاى زندگى است که اگر از انسان این دستورها صادر شود همانند امتحان هست و مى گویند این دستور براى امتحان است و گرنه معلوم است که امتحان براى کشف مجهول بر خدا محال است و در دنباله ى این، تکلیف شبیه به آزمایش معیّن شده است که اگر نیکوکار بودند خدا غفور و رحیم است، و اگر بدکار بودند سریع العقاب است، و نام سرعت براى آن است که بگذر ندارد و آن موقع که باید مجازات شوند خواهد رسید

«لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ » 167 مجمع: یعنى خداوند در این خوشیها که بشما عنایت کرده است مانند عمل آزمایشى با شما رفتار مى کند تا نمودار شود که ستمى در آفرینش نیست و عدل است و حقّ و نتیجه آن است که دارا شکر کند چون ببیند که دیگرى ندارد، و نادار در برابر دارا شکیبا باشد و بى قرار و منحرف نشود، و شخص خردمند در برابر این اختلافات اندیشه کند تا معرفتش زیاد شود و بعلم خود عمل کند

سخن ما: 1 جمله ى «جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ » تا آخر شاید اشاره باشد بقانون کلّى آفرینش که بسنجید و بفهمید ملتهائى مى روند و دیگران جاى آنها را مى گیرند، و مردم همه یکسان و یکنواخت آفریده نشده اند، دسته اى قوى مى روند و ضعیف جایگیر آنها مى شود و یا بعکس دسته ى ضعیف نابود مى شود و قوى جانشین او مى شود، پس تسلیم شوید بفرمان آن قدرت که همه ى اینها در اختیار او است، 2 از این قانون تفاوت و تحوّل استفاده مى شود خلاصه ى عقیده ى حکما که مى گویند: وجود حقیقت تشکیکى است، یعنى موجودات افراد متباین و ناجور با یکدیگر نیستند بلکه تمام انواع موجودات از کوه تا کاه از پیل تا پشه، از ماه تا ماهى همه یک حقیقتى هستند که افراد آن نسبت به یکدیگر در معنى هستى شریکند و همه هست شده و موجود هستند که تفاوت آنها در ضعف و قوّت، وجود است و سختى و سستى در هستى است و گرنه پشه در آفرینش بهره هائى از هستى دارد، که چاپکى پرواز، نیش زدن، خون مکیدن است که فیل و هزاران موجودات دیگر از این بهره ها محروم هستند، و باز فیل در هستى و وجود خود چیزهائى و امتیازاتى دارد که پشه و دیگر موجودات از آن بى بهره و فاقد آن هستند، و همچنین هر فرد را که بسنجید با تمام افراد دیگر موجودات همین طور است که تفاوت آنها در کمى و زیادى و حدود و اندازه هاى هستى است که هرکدام خاصیت و اثر و ترکیبى دارد غیر از دیگرى و باز دیگرى قسمتى از اینها را دارد با هزاران خصوصیّتهاى دیگر وجودى، و همین است که در علم شیمى عناصر را تا نود دسته پیدا کرده اند، چون مواد عالم در خاصیّتها و آثار و نتایج مختلف هستند ولى در اصل آفرینش همه یک موجود هستند، پس دو جمله ى «رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ » و «جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ » مى فهماند که اختلاف شما افراد انسان در خصوصیّات وجودى است یک فرد یا دسته اى مى رود و یا مزایاى خود را از دست مى دهد و دیگرى جانشین او مى شود، و نیز رفعت و منزلت و پستى و دون همّتى، و خوارى پیوسته افراد شما را از یکدیگر جدا مى کند تا خود بدانید که راه زندگى محدود نیست و صحنه ى زندگى آزمایشها و امتحانها است که بر فرد ممکن است، از بهره و نصیبى محروم باشد ولى هزاران بهره و نصیب دیگر براى او ممکن باشد که اگر کوشش کند به آنها مى رسد و شاید جمله ى «لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا» تا آخر اشاره بهمین مطلب باشد که این تفاوتها راههاى کار است که هرکه هرچه بکند و از این اختلافات و مراتب موجودیّت استفاده کند در آخر آزموده شده یا به راه بد رفته و گرفتارى نصیب خود کرده یا بخوبى از عهده ى اختلاف و تفاوت درجات زندگى برآمده و آنچه بایسته و شایسته بوده است انجام داده در زندگى موفّق شده و براى آینده هم آثار توفیق و بهره مندى خود را نمودار کرده است و آثار مغفرت و رحمت را از هم اکنون براى خود نشان مى دهد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
و استدلال از طریق نشئه دنیا را جمله (وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ اَلْأَرْضِ الخ)متعرض آنست که حاصلش این مى شود این نظامى که در عالم بین شما دائر است،و خلافت نسل شما در زمین و شئون زندگانى که نسلى پس از نسل دیگر در زمین حکومت مى کند و بعضى از شما فوق بعض دیگر قرار گرفته اید، بیهوده نیست (لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ ) این نظام آفرینش و این خلافت شما در زمین و رفعت درجه بعضى از شما بر بعض دیگر این است که شما در عملیاتتان آزمایش گردید و در آن خلافت بحق عمل کنید،عمل جزافى انجام ندهید و آنچه بشما عطاء شده هر چیزى را در موقع خودش قرار دهید

[پایان] إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ اَلْعِقٰابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ در این آیه جمع کرده بین عذاب و مجازات،و غفران و رحمت که بدانید پروردگار شما در عین حالى که سریع العقاب است،غفور و رحیم است،اشاره به اینکه انسان بایستى بین خوف و رجاء باشد،نه از رحمت مغرور گردد و هرچه خواهد بکند و به امید اینکه خدا غفور و رحیم است و نه از رحمت خدا ناامید باشد و مأیوس گردد زیراکه یکى از گناهان کبیره بشمار آورده اند یأس از رحمت خدا است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ اَلْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ خداى سبحان این زمین را آفرید و فضا و ساختار و حجم و فاصلۀ آن با خورشید و ماه را طورى قرار داد که جایگاه شایستۀ انسان باشد و نیز آن را به تمام آنچه مورد نیاز انسان است و حتّى به ابزار انس و آسایش نظیر خانه اى که خوبى هاى هر چیزى را در خو دارد، مجهّز ساخت آن گاه انسان را در حالى در این زمین سکونت داد که او را از شایستگى ها و استعداد کامل به منظور بهره گیرى از خیرات و برکات آن برخوردار کرد همچنین حکمت الهى بر این قرار گرفت که انسان ها در برخوردارى از این شایستگى ها و توانایى ها متفاوت و برخى در عقل و علم و نیروى جسمانى بالاتر از برخى دیگر باشند و روشى استوار را براى آنان ترسیم کرد، تا نیرومندان را آزمایش کند که آیا سپاس این نعمت را انجام مى دهند و نیرو و شایستگیهاى خود را صرف منافع خود و دیگر برادران خود از افراد بشر مى کنند و یا آنها را وسیله اى قرار مى دهند براى ستم، بهره کشى، زیاده طلبى و بزرگ منشى این آیه نشان مى دهد که خدا انسان را به قصد فراگیرى دانش و انجام دادن کارهاى سودمند بر روى این زمین آفریده است

سؤال: چگونه مى توان میان این آیه و آیه اى که مى گوید: «نیافریدم جن و انس را مگر براى اینکه مرا عبادت کنند»، جمع کرد؟

پاسخ: این دو آیه با یکدیگر منافات ندارند؛ زیرا دانش و کار سودمند، در واقع عبادت خدا هستند و حتّى از بهترین عبادت ها و کامل ترین طاعت ها به شمار مى روند

إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ اَلْعِقٰابِ خدا بندگانش را آزمایش مى کند تا ناپاک از پاک جدا شود و این یکى مجازات و آن دیگرى پاداش داده شود وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ رحمت خدا، مرز و آمرزش او قید و شرطى ندارد شایستۀ ذکر است که پاداش مناسب «توبه»، آمرزش است و امّا آمرزش سخاوتمندانه و کریمانه و بخششى که موجب آن تنها ذات پاک اوست، در جاى خود مى ماند و دلیل آن هم این آیه است: «هر مصیبتى به شما رسد به سبب اعمالتان است و بسیارى را مى بخشد»؛ یعنى بسیارى از آنچه را خودمان انجام داده ایم، مى بخشد

خدایا از بدى هاى نفس خود به تو پناه مى بریم و آمرزش گناهانمان را از تو مسئلت داریم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
خداوند بناى دنیا را بر این قرار داده که طبقۀ بیایند بدنیا و در زمین مستقر شوند و طبقۀ بروند و در عوالم دیگرى سیر نمایند اى که در روى زمینى همه وقت آن تو نیست دیگران در رحم مادر و پشت پدرند مراد این است یا آنکه خداوند بنى آدم را جانشین خود قرار داد در زمین که تصرف نمایند در آن به نحوى که دستور فرموده و بعضى را فوق بعضى قرار داد در عزت و ثروت و مکنت و عقل و علم و تقوى و امثال اینها تا امتحان فرماید آنها را که چه کس بحدّ خود قانع و چه کس متعدّى و که شاکر و که صابر و که مقصّر و کافر است و خداوند عقاب کفران نعمت را زود مى فرماید و نسبت به صابران و شاکران آمرزنده و مهربان است در کافى و ثواب الاعمال از حضرت صادق (ع) روایت نموده است که سوره انعام یک دفعه نازل شد و هفتاد هزار ملک به مشایعت آن آمدند تا نازل شد بر پیغمبر (ص) پس تعظیم و تجلیل نمائید آن را چون نام خدا در هفتاد موضع آن ذکر شده است و اگر مردم مى دانستند فوائد قرائت آن را ترک نمى نمودند آن را و قمى ره از حضرت رضا (ع) نقل نموده که آن هفتاد هزار ملک از براى کسى که قرائت نماید آن را تسبیح مى نمایند تا روز قیامت خداوند توفیق عنایت فرماید انشاء اللّه تعالى [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.