از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اذا رایت الذین یخوضون فی ایاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره و اما ینسینک الشیطان فلا تعقد بعد الذکری مع القوم الظالمین ):(و هنگامی که کسانی را که از روی تمسخر در آیات قرآن گفتگومی کنند، می بینی از آنها دوری کن تا آنکه به سخنی دیگر بپردازند و اگر شیطان این مطلب را از یاد تو برد،پس وقتی بیادت آمد، برخیز و با آن قوم ستمگرمنشین )،(خوض )به معنای در آب داخل شدن و عبور از آن است و استعارتادرقرآن در اموری استعمال شده که دخول در آن زشت و ناپسند است ، مانند: غوردر باطل و ذکر آیات حقه پروردگار و استهزاء و تمسخر نسبت به آن . و اینکه فرمود: از آنان دوری کن ، یعنی با آنان در عملشان شرکت نکن و اگردر میان آنان هستی از ایشان جدا شو،اما برای آنکه بفهماند مطلق هم نشینی باآنان مورد نهی نیست ، لذا فرمود: تا زمانی از آنها اعراض کن که مشغول تمسخرآیات الهی هستند و لذا اگر مشغول صحبت دیگری شدند مجالست با آنان ایرادی ندارد. و اگر هم شیطان باعث شد این مطلب را فراموش کنی به محض اینکه متذکرشدی از حلقه مجالست آنها برخیز و با این قوم ستمکار منشین ، پس معلوم می شود خوض در آیات خدا ظلم است و گو اینکه سیاق در کلام سیاق احتجاج علیه مشرکین است ،ولی ملاکی که در آن ذکر شده شامل عموم می باشد ونهی درآخر آیه نهی از شرکت با ستمکاران در ستم ایشان است ،چه این ستم را مشرکین مرتکب شوند و یا غیر آنها، به شهادت اینکه در جای دیگر می فرماید(انکم اذامثلهم )(36)،(شما در این هنگام مثل آنها خواهیدبود)،یعنی شما هم مثل آنان نافرمان و ظالم خواهیدبود و این خطابها اگر چه متوجه پیامبر است ،اما از آنجا که پیامبر معصوم است ، پس مقصود امت ایشان هستند ،کما اینکه در فارسی می گویند: به در می گویند که دیوار بشنود. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : سلام
بسیار خوب است که شما کامل و جامعی گذاشته اید
اما متن بسیار ریز بوده وازکلمات غیر متعرف وسخت استفاده کرده اید لطفا برای عموم مردم متن بگذارید
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 610
شأن نزول:
از امام باقر علیه السّلام نقل شده که: چون این آیه نازل گردید و مسلمانان از مجالست با کفار و استهزاکنندگان آیات الهى نهى شدند جمعى از مسلمانان گفتند: اگر بخواهیم در همه جا به این دستور عمل کنیم باید هرگز به مسجد الحرام نرویم، طواف خانه خدا نکنیم (زیرا آنها در گوشه و کنار مسجد پراکنده‏اند و به سخنان باطل پیرامون آیات الهى مشغولند و در هر گوشه‏اى از مسجد الحرام ما مختصر توقفى کنیم ممکن است سخنان آنها به گوش ما برسد) در این موقع آیه بعد (69) نازل شد و به مسلمانان دستور داد که در این گونه مواقع آنها را نصیحت کنند و تا آنجا که در قدرت دارند به ارشاد و راهنمایى آنها بپردازند.
تفسیر:
دورى از مجالس اهل باطل! از آنجا که بحثهاى این سوره بیشتر ناظر به وضع مشرکان و بت‏پرستان است در این آیه و آیه بعد به یکى دیگر از مسائل مربوط به آنها اشاره مى‏شود، نخست به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مى‏گوید: «هنگامى که مخالفان لجوج و بى‏منطق را مشاهده کنى که آیات خدا را استهزاء مى‏کنند، از آنها روى بگردان تا از این کار صرف نظر کرده به سخنان دیگرى بپردازند» (وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ).
سپس اضافه مى‏کند این موضوع به اندازه‏اى اهمیت دارد که «اگر شیطان تو را به فراموشى افکند و با این گونه اشخاص سهوا همنشین شدى به مجرد این که متوجه موضوع گشتى فورا از آن مجلس برخیز و با این ستمکاران منشین» (وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ).
سؤال: مگر ممکن است شیطان بر پیامبر مسلط گردد و باعث فراموشى او شود؟
در پاسخ این سؤال مى‏توان گفت که روى سخن در آیه گر چه به پیامبر است،اما در حقیقت منظور پیروان او هستند که اگر گرفتار فراموشکارى شدند و در جلسات آمیخته به گناه کفار شرکت کردند به محض این که متوجه شوند باید از آنجا برخیزند و بیرون روند، و نظیر این بحث در گفتگوهاى روزانه ما در ادبیات زبانهاى مختلف دیده مى‏شود که انسان روى سخن را به کسى مى‏کند اما هدفش این است که دیگران بشنوند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
(یخوضون فی آیاتنا) فی الاستهزاء بها و الطعن فیها ، و کانت قریش فی أندیتهم یفعلون ذلک (فأعرض عنهم ) فلا تجالسهم و قم عنهم (حتی یخوضوا فی حدیث غیره ) فلا بأس أن تجالسهم حینئذ (و إما ینسینک الشیطان ) و إن شغلک بوسوسته حتی تنسی النهی عن مجالستهم (فلا تقعد) معهم (بعد الذکری ) بعد أن تذکر النهی . و قرئ : ینسینک بالتشدید . و یجوز أن یراد : و إن کان الشیطان ینسینک قبل النهی قبح مجالسة المستهزئین لأنها مما تنکره العقول (فلا تقعد بعد الذکری ) بعد أن ذکرناک قبحها و نبهناک علیه معهم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
«خوض» به معناى کندوکاو وگفتگو به قصد تمسخر و تحقیر است، نه براى فهم و درک حقیقت. <375> «بعد الذّکرى» ممکن است به معناى تذکّر دادن دیگرى، یا به معناى متذکّر شدن خود انسان باشد. سؤال: پیامبران الهى معصوم هستند، پس چگونه در آیه سخن از نفوذ شیطان در پیامبر مطرح شده است؟ «ینسینّک الشیطان» پاسخ: تأثیر شیطان در به فراموشى کشاندن، مسأله‏اى فرضى است، مثل آیه‏ى «لئن اَشرکتَ لیحبطنّ عملک» <376> یا آیه «ولو تقوّل علینا بعض الاَقاویل» <377> یعنى اگر مشرک شوى، یا اگر به ما نسبتى ناروا بدهى، نه اینکه چنین شده است. و ممکن است مراد اصلى آیه، پیروان پیامبرند، نه خود ایشان، همان گونه که در فارسى ضرب‏المثلى است که «به در مى‏گوییم که دیوار بشنود». مشابه این مطلب، در سوره‏ى نساء آیه 140 نیز آمده است: «اذا سمعتم آیات اللَّه یکفر بها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتّى یخوضوا فى حدیث غیره...» اگر شنیدید که به آیات الهى کفر مى‏ورزند یا مسخره مى‏کنند با آنان منشینید تا سخن را عوض کنند. در روایات متعدّدى از پیامبر صلى الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام از همنشینى با اهل گناه، یا شرکت در جلسه‏اى که گناه مى‏شود و انسان قدرت جلوگیرى از آن را ندارد نهى شده است، حتّى اگر آنان از بستگان انسان باشند. حضرت على علیه السلام به فرزندش وصیّت کرد: خداوند بر گوش واجب کرده که راضى به شنیدن گناه و غیبت نشود. <378> رسول خداصلى الله علیه وآله با استناد به این آیه فرمودند: کسى که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، در مجلسى که در آن امامى سبّ مى‏شود و یا از مسلمانى عیب‏جویى مى‏گردد نمى‏نشیند. <379> حضرت على علیه السلام «مجالسة الاشرار تورث سوء الظنّ بالاخیار» همنشینى با بدان، سبب سوء ظنّ به نیکان مى‏شود. <380> 1- غیرت و تعصّب دینى خود نسبت به مقدّسات را به دشمنان نشان دهید. «اذا رأیت الّذین یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم» 2- اعراض از بدى‏ها ومبارزه‏ى منفى با زشتکاران، یکى از شیوه‏هاى نهى از منکر است. «فأعرض عنهم» 3- توجّه و گوش دادن به سخنان باطل (و دیدن و خواندن کتب و برنامه‏هاى گمراه‏کننده) نکوهیده است. <381> «یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم» البتّه در مواردى که براى آگاهى و ردّ و پاسخ دادن توسط اهل فن باشد، منعى ندارد. 4- به جاى هضم شدن در جامعه، یا گروه و مجلس ناپسند، وضع آن را تغییر دهید. «حتّى یخوضوا فى حدیث غیره» 5 - اعلام برائت ومحکوم کردن لفظى کافى نیست، باید به شکلى برخورد کرد. «فاعرض... فلاتقعد» 6- مجالست با ظالمان نارواست، پس پرهیز کنیم. «فلا تقعد» 7- شرط تکلیف، توجّه و آگاهى است. «اِمّا ینسینّک الشّیطان» (فراموشى، عذر پذیرفته‏اى است) 8 - سخن گفتن به ناحقّ درباره‏ى آیات قرآن، (از طریق استهزا، تفسیر به رأى، بدعت و تحریف) ظلم است. «الظالمین» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 68)

شأن نزول:

از امام باقر علیه السّلام نقل شده که: چون این آیه نازل گردید و مسلمانان از مجالست با کفار و استهزاکنندگان آیات الهى نهى شدند جمعى از مسلمانان گفتند: اگر بخواهیم در همه جا به این دستور عمل کنیم باید هرگز به مسجد الحرام نرویم، طواف خانه خدا نکنیم (زیرا آنها در گوشه و کنار مسجد پراکنده‏اند و به سخنان باطل پیرامون آیات الهى مشغولند و در هر گوشه‏اى از مسجد الحرام ما مختصر توقفى کنیم ممکن است سخنان آنها به گوش ما برسد) در این موقع آیه بعد (69) نازل شد و به مسلمانان دستور داد که در این گونه مواقع آنها را نصیحت کنند و تا آنجا که در قدرت دارند به ارشاد و راهنمایى آنها بپردازند.

تفسیر:

دورى از مجالس اهل باطل! از آنجا که بحثهاى این سوره بیشتر ناظر به وضع مشرکان و بت‏پرستان است در این آیه و آیه بعد به یکى دیگر از مسائل مربوط به آنها اشاره مى‏شود، نخست به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مى‏گوید: «هنگامى که مخالفان لجوج و بى‏منطق را مشاهده کنى که آیات خدا را استهزاء مى‏کنند، از آنها روى بگردان تا از این کار صرف نظر کرده به سخنان دیگرى بپردازند» (وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ).

سپس اضافه مى‏کند این موضوع به اندازه‏اى اهمیت دارد که «اگر شیطان تو را به فراموشى افکند و با این گونه اشخاص سهوا همنشین شدى به مجرد این که متوجه موضوع گشتى فورا از آن مجلس برخیز و با این ستمکاران منشین» (وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ).

سؤال: مگر ممکن است شیطان بر پیامبر مسلط گردد و باعث فراموشى او شود؟

در پاسخ این سؤال مى‏توان گفت که روى سخن در آیه گر چه به پیامبر است، برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 610

اما در حقیقت منظور پیروان او هستند که اگر گرفتار فراموشکارى شدند و در جلسات آمیخته به گناه کفار شرکت کردند به محض این که متوجه شوند باید از آنجا برخیزند و بیرون روند، و نظیر این بحث در گفتگوهاى روزانه ما در ادبیات زبانهاى مختلف دیده مى‏شود که انسان روى سخن را به کسى مى‏کند اما هدفش این است که دیگران بشنوند.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- غیرت و تعصّب دینى خود نسبت به مقدّسات را به دشمنان نشان دهید. «اذا رأیت الّذین یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم»
2- اعراض از بدى‏ها ومبارزه‏ى منفى با زشتکاران، یکى از شیوه‏هاى نهى از منکر است. «فأعرض عنهم»
3- توجّه و گوش دادن به سخنان باطل (و دیدن و خواندن کتب و برنامه‏هاى گمراه‏کننده) نکوهیده است. [381] «یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم» البتّه در مواردى که براى آگاهى و ردّ و پاسخ دادن توسط اهل فن باشد، منعى ندارد.
4- به جاى هضم شدن در جامعه، یا گروه و مجلس ناپسند، وضع آن را تغییر دهید. «حتّى یخوضوا فى حدیث غیره»
5 - اعلام برائت ومحکوم کردن لفظى کافى نیست، باید به شکلى برخورد کرد. «فاعرض... فلاتقعد»
6- مجالست با ظالمان نارواست، پس پرهیز کنیم. «فلا تقعد»
7- شرط تکلیف، توجّه و آگاهى است. «اِمّا ینسینّک الشّیطان» (فراموشى، عذر پذیرفته‏اى است)
8 - سخن گفتن به ناحقّ درباره‏ى آیات قرآن، (از طریق استهزا، تفسیر به رأى، بدعت و تحریف) ظلم است. «الظالمین»

--------------------------------------------------------------------------------
381) شاید بتوان براى تحریم کتب و برنامه‏هاى ضالّه، به این آیه استناد کرد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - محسن قرائتی تفسیر نور
خوض» به معناى کندوکاو وگفتگو به قصد تمسخر و تحقیر است، نه براى فهم و درک حقیقت. [375]
«بعد الذّکرى» ممکن است به معناى تذکّر دادن دیگرى، یا به معناى متذکّر شدن خود انسان باشد.
سؤال: پیامبران الهى معصوم هستند، پس چگونه در آیه سخن از نفوذ شیطان در پیامبر مطرح شده است؟ «ینسینّک الشیطان»
پاسخ: تأثیر شیطان در به فراموشى کشاندن، مسأله‏اى فرضى است، مثل آیه‏ى «لئن اَشرکتَ لیحبطنّ عملک» [376] یا آیه «ولو تقوّل علینا بعض الاَقاویل» [377] یعنى اگر مشرک شوى، یا اگر به ما نسبتى ناروا بدهى، نه اینکه چنین شده است.
و ممکن است مراد اصلى آیه، پیروان پیامبرند، نه خود ایشان، همان گونه که در فارسى ضرب‏المثلى است که «به در مى‏گوییم که دیوار بشنود».
مشابه این مطلب، در سوره‏ى نساء آیه 140 نیز آمده است: «اذا سمعتم آیات اللَّه یکفر بها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتّى یخوضوا فى حدیث غیره...» اگر شنیدید که به آیات الهى کفر مى‏ورزند یا مسخره مى‏کنند با آنان منشینید تا سخن را عوض کنند.
در روایات متعدّدى از پیامبر صلى الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام از همنشینى با اهل گناه، یا شرکت در جلسه‏اى که گناه مى‏شود و انسان قدرت جلوگیرى از آن را ندارد نهى شده است، حتّى اگر آنان از بستگان انسان باشند. حضرت على علیه السلام به فرزندش وصیّت کرد: خداوند بر گوش واجب کرده که راضى به شنیدن گناه و غیبت نشود. [378]
رسول خداصلى الله علیه وآله با استناد به این آیه فرمودند: کسى که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، در مجلسى که در آن امامى سبّ مى‏شود و یا از مسلمانى عیب‏جویى مى‏گردد نمى‏نشیند. [379]
حضرت على علیه السلام «مجالسة الاشرار تورث سوء الظنّ بالاخیار» همنشینى با بدان، سبب سوء ظنّ به نیکان مى‏شود. [380]

--------------------------------------------------------------------------------
375) تفسیر مجمع‏البیان.
376) زمر، 65.
377) حاقّه، 44.
378) تفسیر نورالثقلین.
379) وسائل، ج‏16، ص‏266.
380) وسائل، ج‏16، ص 365.



پیام ها

1- غیرت و تعصّب دینى خود نسبت به مقدّسات را به دشمنان نشان دهید. «اذا رأیت الّذین یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم»
2- اعراض از بدى‏ها ومبارزه‏ى منفى با زشتکاران، یکى از شیوه‏هاى نهى از منکر است. «فأعرض عنهم»
3- توجّه و گوش دادن به سخنان باطل (و دیدن و خواندن کتب و برنامه‏هاى گمراه‏کننده) نکوهیده است. [381] «یخوضون فى آیاتنا فأعرض عنهم» البتّه در مواردى که براى آگاهى و ردّ و پاسخ دادن توسط اهل فن باشد، منعى ندارد.
4- به جاى هضم شدن در جامعه، یا گروه و مجلس ناپسند، وضع آن را تغییر دهید. «حتّى یخوضوا فى حدیث غیره»
5 - اعلام برائت ومحکوم کردن لفظى کافى نیست، باید به شکلى برخورد کرد. «فاعرض... فلاتقعد»
6- مجالست با ظالمان نارواست، پس پرهیز کنیم. «فلا تقعد»
7- شرط تکلیف، توجّه و آگاهى است. «اِمّا ینسینّک الشّیطان» (فراموشى، عذر پذیرفته‏اى است)
8 - سخن گفتن به ناحقّ درباره‏ى آیات قرآن، (از طریق استهزا، تفسیر به رأى، بدعت و تحریف) ظلم است. «الظالمین»

--------------------------------------------------------------------------------
381) شاید بتوان براى تحریم کتب و برنامه‏هاى ضالّه، به این آیه استناد کرد.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
شأن نزول آورده اند هرگاه مسلمانان با مشرکان مى نشستند، ایشان فى الحال خوض مى نمودند در تکذیب قرآن، و استهزا به بعضى کلمات آن مى نمودند آیۀ شریفه نازل شد: وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا :و زمانى که ببینید کسان مکذب و مستهزئ خوض و شروع مى نمایند و گفتگو کنند در آیات ما که قرآن و دین است و به آن طعن کنند فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ :پس اعراض کن و رو برگردان از ایشان و منشین با آنها حَتّٰى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ :تا اینکه خوض و گفتگو کنند در حدیث و سخن دیگر وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ اَلشَّیْطٰانُ :و اگر فراموش گرداند شیطان بر تو اعراض کردن از آنها را، یعنى تو را از آن بازدارد فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ اَلذِّکْرىٰ :پس منشین بعد از یاد کردن تو فرمایش الهى را در نهى از مجالست مَعَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ :با گروه ستمکاران که وضع تکذیب و استهزا مى کنند در موضع تصدیق

تبصره آیۀ شریفه نهى است از مجالست محافلى که رد و طعن و انکار به آیات الهى نمایند، و به اندازه اى تحدید شده که اگر به فراموشى، شخص در آن مجالس نشست، بعد از یادآورى به فوریت برخیزد و با جماعت ظالمین همنشین نباشد

در کتاب وسائل از حضرت صادق علیه السّلام مروى است فرمود: اجتماع نکنند سه نفر از جاحدین مگر که حاضر شوند در مقابل ایشان ده برابرشان از شیاطین، پس اگر تکلم کنند تکلم نمایند شیاطین به مثل سخن آنها، و هرگاه خنده نمایند خنده کنند شیاطین، و هرگاه جسارت کنند به اولیاء خدا، جسارت نمایند شیاطین پس هرکه مبتلا شود از مؤمنین به آنها و آنان خوض در آیات نمایند، باید ننشیند و نباشد شریک شیطان و جلیس او

به درستى که غضب خدا را هیچ چیزى مقاومت نکند و لعنت سبحانى را چیزى رد ننماید بعد فرمود: اگر استطاعت ندارد باید به قلب انکار کند، و البته برخیزد اگرچه به مقدار دوشیدن گوسفند یا شتر باشد در علل الشرائع قال لیس لک ان تقعد مع من شئت، لأنّ اللّه تبارک و تعالى یقول: وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ (الخ) حضرت سجاد علیه السّلام فرمود: جایز نیست براى تو اینکه بنشینى با هرکه مى خواهى، زیرا حق تعالى فرماید «وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ الخ»

و در تفسیر علىّ بن ابراهیم قمىّ از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله مروى است: من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یجلس فى مجلس فى مجلس یسبّ فیه امام او یغتاب فیه مسلم لأنّ اللّه تعالى یقول فى کتابه: وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ (الخ) على بن ابراهیم از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله روایت نموده: هرکه مؤمن باشد به خدا و روز قیامت، پس باید ننشیند در مجلسى که سبّ نمایند در آن امامى را یا غیبت کنند مسلمى را به درستى که خداى تعالى فرماید «وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا الخ»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ » 68 طبرى: مجاهد گفت: یعنى آنها که آیات خدا را دروغ مى پندارند، فضیل عیاض از لیث روایت کرد که ابو جعفر (شاید مقصود امام باقر (ع) باشد مترجم) گفت با مردم جدلى و اهل خصومت همنشین نشوید که آنها مشمول مفاد این آیه هستند، «اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ » ابن جریج گفت: مشرکین دوست داشتند که سخن پیغمبر را بشنوند، و چون مى نشستند و مى شنیدند، مسخره مى کردند، این آیه نازل شد

مجمع: این آیه خطاب به پیغمبر (ص) است و بعضى گفته اند: روى سخن با آن حضرت است و مقصود دیگران هستند، و خوض بمعنى اخلال در سخن براى بازى و مسخره تا نفهمند و مطلب روشن نشود، «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ » 68 مجمع: چون اگر کسى را مجال بدهند که در مطلبى بحث و مسخره کند، از قدر و منزلت آن مطلب کاسته مى شود، ازاین جهت امر شده است که پیغمبر اعراض کند تا آنها در این آیات خدا مجادله و استهزا نکنند و ارزش آن را فرود نیاورند

«فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ اَلذِّکْرىٰ » 68 مجمع: جبّائى گفته است: یعنى پس ازآن که به تو یادآور شدیم که از کافران اعراض کنى، پس همنشین مشو، و ابى مسلم گفته است یعنى پس ازآن که به آنها یادآورى کنى و دعوت شان کنى بدین اسلام و خلاصه ى جمله این است که اگر در گوش آنها مى رود پند و دعوت بگو، و گرنه از آنها اعراض کن و رو بگردان ابو القاسم بلخى گفته است: پیغمبر ممنوع بود از مجالست و بحث با کافران، ولى مسلمین مجاز بودند، و چون اسلام رونق گرفت و مسلمین زیاد شدند همنشینى با کافران ممنوع شد باین آیه «فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ »

ابو الفتوح نوشته است: ابو القاسم بلخى گفت: این آیه دلیل مى کند که سهو و نسیان بر پیغمبران روا باشد بخلاف آنکه رافضه گویند، و این چیزى نیست که او گفت: از براى اینکه ما گوئیم: سهو و نسیان بر ایشان روا نباشد در آنچه از خداى تعالى مى گذراند، چه اگر روا باشد وثاقت برخیزد از قول ایشان در اداء رسالت، فاما در امور دنیاوى روا داریم سهو و نسیان بر ایشان مادام که مستمر نشود که منفر باشد، و چگونه سهو بر ایشان روا نبود و ایشان بخسبند و بیمار شوند و بى هوش شوند در بیمارى، و در مجمع البیان نیز همین اعتراض و جواب را نوشته است

فخر: بعضى از حشویّه گفته اند: این آیه مى فهماند که بحث در ذات و صفات خدا جایز نیست، ولى ادعائى است نادرست، زیرا معنى خوض طعنه و استهزاء است، نه بحث و استدلال و کشف مطلب و جمله ى «یُنْسِیَنَّکَ » در قرائت ابن عامر با تخفیف یاء است و چون در آیت جلو گفته شد «قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ » یعنى مسئول نگهدارى و حفظ دین شما نیستم، در این آیه معین شده است که علاوه بر این با آن کافران که مسخره مى کنند همنشینى هم جایز نیست [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ خطاب به رسولش نموده که هرگاه دیدى این کفار در آیات ما خوض مى کنند و در مقام تکذیب و استهزاء برآمده اند تو از آنان اعراض نما تا وقتى که از آن بگذرند و مشغول سخن دیگرى گردند یعنى در چنین موقعى که اینها در مقام سخریه و استهزاء مى باشند تو خود را داخل آنها نگردان وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ اَلشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ اَلذِّکْرىٰ مَعَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ اگرچه خطاب به خود رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است که اگر شیطان تو را از این حکم به فراموشى انداخت باکى نیست زیراکه ظاهرا حکم اعراض از کفار حکم لزومى نبوده بلکه یک حکم استحبابى یا امر مباحى است که به پیمبرش دستور مى دهد که از گفتار رکیک آنها آزرده نگردد،و بعض مفسرین نظر به اینکه شیطان تسلطى بر حضرتش نداشته که بتواند او را به فراموشى بیندازد آیه را حمل بر مؤمنین کرده که اگر مؤمنین این حکم را باغواء شیطانى فراموش نمودند باکى نیست در موقع دیگرى که مشرکین در آیات خوض نمودند از آنها اعراض نمایند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِذٰا رَأَیْتَ اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ تفسیر این آیه قبلا در ضمن تفسیر آیۀ 139 از سورۀ نساء بیان شد

وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ اَلشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ اَلذِّکْرىٰ مَعَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ در ظاهر، خطاب متوجه پیامبر امّا در حقیقت، مقصود از آن، دیگران است؛ چرا که پیامبر از خطا و فراموشى و گناه معصوم است وگرنه، سخن، فعل و تقریر او حجت روشن و دلیل قاطع که جدال و اشکال را نپذیرد نخواهد بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
کفار وقتى با یکدیگر مى نشستند مشغول تکذیب و طعن و استهزاء بآیات قرآن و پیغمبر (ص) مى شدند و مسلمانان هم گاهى از باب ضرورت یا جهالت با آنها مى نشستند و مى شنیدند و نمى توانستند آنها را منع نمایند چون هنوز اسلام قوت پیدا نکرده بود و این موجب وهن اسلام بود لذا خداوند خطاب به پیغمبر خود فرمود ولى مقصود مسلمانان بودند چنانچه در قرآن معمول و مکرر اشاره باین امر شده است و فرموده وقتى مى بینى کفار این گونه یاوه سرائیها دارند با آنها منشین و برخیز از مجلس کناره گیرى کن تا وارد صحبت دیگر شوند و اگر فراموش نمودى برخواستن را بعد از آنکه متذکر شدى این کار را بکن چون آنها ظالم بنفس و غیرند که خود و خلق را از طریق هدایت بازمیدارند و با ظلمه مجالست سزاوار نیست و نسبت نسیان بشیطان براى آنست که او انسان را از وظیفه خود اغفال مى نماید و صحبت باطل را در نظر جلوه مى دهد اگرچه بر نفوس انبیا تسلط ندارد و بر این بیان وارد نیست اشکالاتى که بعضى از مخالفان نموده اند که معلوم مى شود سهو و نسیان بر انبیا جائز است و شیطان بر آنها مسلط مى شود و تقیّه نباید کرد چون معلوم شد مقصود بخطاب مسلمانانند و شاید سرّ آنکه خطاب به پیغمبر شده است آن باشد که کسى استنکاف و استکبار از این عمل ننماید و تصور نکند که برخواستن وهن مسلمان است و بداند که هروقت اقتضائى دارد باید گاهى با دشمن مدارا نمود و این خود یک مرتبه از تقیّه و نهى از منکر است علاوه بر آنکه نسیان در احکام شرعیه نیست که امامیّه معصوم را مبرى از آن مى دانند و قضیّه شرطیّه است که مستلزم وقوع نیست و مقصود ردع از عمل است باین تقریب که این کار شیطانى است و مرتکب آن ظالم است و مؤمن باید از این قبیل مجالس اجتناب نماید چنانچه در علل از حضرت سجاد (ع) نقل نموده که تو حق ندارى با هرکس بنشینى چون خداوند در این آیه نهى فرموده است از نشستن با بعضى و قمى ره از پیغمبر (ص) نقل نموده که کسى که ایمان بخدا و روز جزا دارد نمى نشیند در مجلسى که امام را سبّ مى نمایند یا از مسلمانى غیبت مى کنند و باین آیه آن حضرت بر فرمایش خود استدلال فرموده است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.