● معنای لغوی «خوض»
راغب در مفردات خود مىگوید: «خوض» در لغت به معناى در آب داخل شدن و از آن عبور کردن است، و به طور استعاره در سایر امور هم استعمال مىشود، و در قرآن بیشتر در امورى استعمال شده که دخول در آن زشت و مذموم است از قبیل غور در باطل و ذکر آیات حق پروردگار و استهزاء نسبت به آن.
[ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 199 |
قالب : لغوی |
موضوع اصلی : بدون موضوع |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● دستور به پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مبنی بر اعراض از کسانی که آیات الهی را تمسخر میکنند
مراد از اینکه فرمود: از آنان اعراض کن، این است که با آنان در عملشان شرکت نکرده و اگر در میان آنان است، از ایشان جدا شود یا به نحو دیگرى اعراض نماید. و اینکه نهى از شرکت را مقید به:«حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ» نمود براى این بود که دلالت کند بر اینکه مطلق مشارکت و همنشینى با آنان مورد نهى نیست، و مجالستى که غرض از آن پیروى و یا اقامه حق و یا دعوت به آن بوده باشد جایز است، تنها مجالستى مورد نهى است که در آن مجالست خوض در آیات خداوند بشود...و اما معناى آیه این است که: وقتى مىبینى اهل خوض و استهزاء کنندگان به آیات خدا را که سرگرم کار ناستوده خود هستند از آنان روى بگردان و در حلقه و مجلس آنان وارد مشو، تا به سخنان دیگرى بپردازند و در مطالب دیگرى بحث و کنجکاوى کنند. البته اگر دیدى که به بحث دیگرى پرداختند میتوانى به حلقهشان درآیى.
[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]توضیح : از اینجا به خوبى معلوم مىشود که در این کلام نوعى ایجاز حذف به کار رفته و تقدیر آن چنین است: «و اذا رأیت الذین یخوضون فى آیاتنا یخوضون فیها فاعرض عنهم- وقتى کسانى را که در آیات ما خوض و استهزاء مىکنند، مىبینى که مشغول خوض کردن هستند، از آنان اعراض کن» و جملهاى که شبیه جمله صله«یخوضون» است از جهت اینکه حاجتى به ذکر آن نبوده، حذف شده است. و اما معناى آیه این است که: وقتى مىبینى اهل و اما معناى آیه این است که: وقتى مىبینى اهل خوض و استهزاء کنندگان به آیات خدا را که سرگرم کار ناستوده خود هستند از آنان روى بگردان و در حلقه و مجلس آنان وارد مشو، تا به سخنان دیگرى بپردازند و در مطالب دیگرى بحث و کنجکاوى کنند. البته اگر دیدى که به بحث دیگرى پرداختند میتوانى به حلقهشان درآیى. این بود معناى آیه- و خدا داناتر است.
گو اینکه سیاق کلام سیاق احتجاج علیه مشرکین است، و لیکن ملاکى که در آن ذکر شده خصوصیت مشرکین را ملغى و مطلب را عمومى کرده، و دیگران را هم شامل شده است. علاوه، در آخر آن مىفرماید:« فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» پس معلوم مىشود خوض در آیات خدا ظلم است، و در حقیقت نهى در آیه، نهى از شرکت با ستمکاران در ستم ایشان است، چه این ظلم را مشرکین مرتکب شوند و چه غیر آنان، به شهادت اینکه در جاى دیگر مىفرماید:« إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ»(النساء/140) و معلوم است که مراد از این جمله این نیست که شما هم مثل آنان مشرک و کافر مىشوید، بلکه مراد این است که شما هم مانند آنان نافرمان و ظالم خواهید بود. و ضمیرى که در «غیره» است به حدیثى برمىگردد که در آن خوض و استهزاء به آیات خدا مىشود.
[ بستن توضیحات ] [ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 199 و 200 |
قالب : اعتقادی |
موضوع اصلی : پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● نهی از شرکت با ستمکاران در ستم ایشان
گو اینکه سیاق کلام سیاق احتجاج علیه مشرکین است، و لیکن ملاکى که در آن ذکر شده خصوصیت مشرکین را ملغى و مطلب را عمومى کرده، و دیگران را هم شامل شده است. علاوه، در آخر آن مىفرماید:«فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» پس معلوم مىشود خوض در آیات خدا ظلم است، و در حقیقت نهى در آیه، نهى از شرکت با ستمکاران در ستم ایشان است، چه این ظلم را مشرکین مرتکب شوند و چه غیر آنان، به شهادت اینکه در جاى دیگر مىفرماید:« إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ»(النساء/140) و معلوم است که مراد از این جمله این نیست که شما هم مثل آنان مشرک و کافر مىشوید، بلکه مراد این است که شما هم مانند آنان نافرمان و ظالم خواهید بود. و ضمیرى که در «غیره» است به حدیثى برمىگردد که در آن خوض و استهزاء به آیات خدا مىشود.
[ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 200 |
قالب : تفسیری |
موضوع اصلی : ظالم- ظالمین |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● «ما» زائده در جمله برای تاکید نهی
لفظ «ما» در کلمه:«اما» زائده است که نوعى تاکید و در بعضى از موارد تقلیل را مىرساند، و همچنین نونى که قبل از کاف قرار دارد نون تاکید است. بنابراین اصل این کلمه «ان ینسک» بوده و چون کلام در مقام تاکید بوده و لازم بوده که نهى، تشدید و تاکید شود از این رو لفظ «ما» زائده را بر سر «ان» درآورده و نون تاکید را هم قبل از کاف قرار داد، و در نتیجه معناى کلام این شد که: حتى اگر نهى ما را فراموش کردى و شیطان آن را از یادت برد و بعدا به یادت آمد، باز هم نمىتوانى در امتثال نهى، سهلانگارى نموده، هم چنان در مجلس آنان بنشینى، بلکه همین که یادت آمد بایستى برخیزى، چون سزاوار مردان با تقوى نیست که با مسخره کنندگان به آیات خدا همنشین شوند. {وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین}
[ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 200 |
قالب : قواعد عربی |
موضوع اصلی : بدون موضوع |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● پیغمبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) معصوم از فراموشى است و خطاب «ینسینک» در حقیقت خطاب به امت است
خطابى که در آیه شریفه«وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ...» است، خطاب به نبى اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) است، و لیکن در حقیقت مقصود، دیگرانند، زیرا انبیاء(علیهالسلام) نه تنها از گناهان بلکه حتى از فراموشى احکام خداوندى هم مبرا هستند.
و ما سابقا در بحثى که راجع به عصمت انبیاء(علیهالسلام) کردیم ثابت نمودیم که فراموش کردن احکام الهى از آن حضرت عینا مانند مخالفت عملى باعث گمراهى سایرین مىشود و دیگران به عمل آنان احتجاج و از آن اتخاذ سند مىکنند، پس همانطورى که گفتیم، غرض اصلى از این خطاب و مخاطبین واقعى آن امت اسلام است. سیاق آیات مورد بحث هم این معنا را تایید مىکند، براى اینکه در آیه بعد روى سخن را به متقین از امت نموده مىفرماید:« وَ ما عَلَى الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ ...»(الأنعام/69) .
[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]توضیح : از این هم روشنتر آیه« وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً»(النساء/140) است، زیرا این آیه در مدینه نازل شده و نزول آیه مورد بحث در مکه اتفاق افتاده، و معلوم است که مراد از« نَزَّلَ عَلَیْکُمْ» همان حکمى است که سابقا آیه مورد بحث آن را در مکه گوشزد امت نموده، زیرا غیر آیه مورد بحث، آیه دیگرى که از همنشینى و شرکت در مجالس آنان نهى کرده باشد، نازل نشده است. پس این آیه رسول خدا را تذکر مىدهد به اینکه آن حکمى را که ما سابقا (در آیه مورد بحث) به تو نازل کردیم، گوشزد مردم بکن تا در مجالس مسخرهکنندگان شرکت نکنند. بنا بر این، ادعاى ما که گفتیم: «گر چه در آیه مورد بحث، روى سخن با رسول خدا است و لیکن در حقیقت مخاطب، امت است» روشن و مبرهن گردید، و معلوم شد که کلام مزبور از قبیل مثل معروف: «به در مىگویم دیوار تو بشنو» است.
[ بستن توضیحات ] [ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 200 و 201 |
قالب : تفسیری |
موضوع اصلی : پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● چند روایت در ذیل آیه نهى از نشستن با کسانى که در آیات خدا خوض مىکنند
1-ذیل آیه «وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا ...» رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: هر کس که ایمان به خدا و روز جزا دارد، باید در مجلسى که در آن مجلس به یک پیشوایى بدگویى و یا از مسلمانى غیبت مىشود، ننشیند، زیرا خداى تعالى فرموده:«وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ».
2-ابى جعفر گفت: با کسانى که با هم خصومت دارند ننشینید، زیرا که اینگونه افراد کسانى هستند که در آیات خدا خوض مىکنند.
3- محمد بن على گفت: اهل هوا از همان کسانیند که در آیات خدا خوض مىکنند.
4--امام ابى جعفر(علیهالسلام) در ذیل آیه شریفه «وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا» فرمود خوض در آیات خدا، گفتگو در باره پروردگار و مجادله کردن در باره قرآن است، و در ذیل جمله «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ» فرمود: از آن جمله گوش دادن به سخنان نقالان و داستانسرایان است.
علامه طباطبایی: روایات همان طورى که ملاحظه مىکنید شامل آیه هست، و در حقیقت در این روایات ملاکى که در آیه ذکر شده، اخذ گردیده است.
[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]توضیح : 1-این روایت را تفسیر قمى (ج 1 ص 20) از عبد الأعلى بن اعین روایت کرده است.
2-این روایت را الدر المنثور (ج 3 ص 20) از عبد بن حمید، ابن جریر و ابو نعیم در کتاب «الحلیه» از ابى جعفر نقل کردهاند.
3-این روایت را الدر المنثور (ج 3 ص 20) از عبد بن حمید و ابن منذر از محمد بن على روایت کرده است.
4-این روایت را تفسیر عیاشى (ج 1 ص 362) از ربعى بن عبد اللَّه روایت کرده است.
[ بستن توضیحات ] [ نظرات / امتیازها ]
| منبع : ترجمه المیزان: ج7، ص: 217 |
قالب : روایی |
موضوع اصلی : استهزا- تمسخر |
گوینده : علامه طباطبایی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● «خوض» به معناى کندوکاو وگفتگو به قصد تمسخر و تحقیر است، نه براى فهم و درک حقیقت -
ابراهيم چراغي
«خوض» به معناى کندوکاو وگفتگو به قصد تمسخر و تحقیر است، نه براى فهم و درک حقیقت. [375]
«بعد الذّکرى» ممکن است به معناى تذکّر دادن دیگرى، یا به معناى متذکّر شدن خود انسان باشد.
سؤال: پیامبران الهى معصوم هستند، پس چگونه در آیه سخن از نفوذ شیطان در پیامبر مطرح شده است؟ «ینسینّک الشیطان»
پاسخ: تأثیر شیطان در به فراموشى کشاندن، مسألهاى فرضى است، مثل آیهى «لئن اَشرکتَ لیحبطنّ عملک» [376] یا آیه «ولو تقوّل علینا بعض الاَقاویل» [377] یعنى اگر مشرک شوى، یا اگر به ما نسبتى ناروا بدهى، نه اینکه چنین شده است.
و ممکن است مراد اصلى آیه، پیروان پیامبرند، نه خود ایشان، همان گونه که در فارسى ضربالمثلى است که «به در مىگوییم که دیوار بشنود».
مشابه این مطلب، در سورهى نساء آیه 140 نیز آمده است: «اذا سمعتم آیات اللَّه یکفر بها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتّى یخوضوا فى حدیث غیره...» اگر شنیدید که به آیات الهى کفر مىورزند یا مسخره مىکنند با آنان منشینید تا سخن را عوض کنند.
در روایات متعدّدى از پیامبر صلى الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام از همنشینى با اهل گناه، یا شرکت در جلسهاى که گناه مىشود و انسان قدرت جلوگیرى از آن را ندارد نهى شده است، حتّى اگر آنان از بستگان انسان باشند. حضرت على علیه السلام به فرزندش وصیّت کرد: خداوند بر گوش واجب کرده که راضى به شنیدن گناه و غیبت نشود. [378]
رسول خداصلى الله علیه وآله با استناد به این آیه فرمودند: کسى که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، در مجلسى که در آن امامى سبّ مىشود و یا از مسلمانى عیبجویى مىگردد نمىنشیند. [379]
حضرت على علیه السلام «مجالسة الاشرار تورث سوء الظنّ بالاخیار» همنشینى با بدان، سبب سوء ظنّ به نیکان مىشود. [380]
--------------------------------------------------------------------------------
375) تفسیر مجمعالبیان.
376) زمر، 65.
377) حاقّه، 44.
378) تفسیر نورالثقلین.
379) وسائل، ج16، ص266.
380) وسائل، ج16، ص 365.
[ نظرات / امتیازها ]
| منبع : تفسیر نور |
قالب : لغوی |
موضوع اصلی : انسان |
گوینده : ابراهیم چراغی |
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.