از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  معنای لغوی «جن»
راغب در مفردات خود گفته است: «جن» (بفتح جیم) در اصل لغت به معنى «مستور بودن از حواس» است، گفته مى‏شود: «جنه اللیل» و یا «أجنه اللیل» و یا «جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ» یعنى شب آن را پوشانید و معناى «اجنه» این است که چیزى را پرده و پوشش آن قرار داد، و تفاوتى که در معناى مجرد این کلمه، با معناى مزید آن هست، نظیر تفاوتى است که در مجرد ماده: «قبر» و ماده: «سقى» و مزید آن هست چون معناى «قبرته» این است که من او را در قبر کردم، و معناى «اقبرته» این است که من چیزى و یا جایى را در اختیار او گذاشتم تا خود را دفن نموده یا بپوشاند، و همچنین معناى «سقیته» این است که من او را سیراب کردم و معناى «اسقیته» این است که من آب و یا شربتى را در اختیارش گذاشتم تا خود را سیراب کند. و معناى «جن علیه کذا» این است که فلان چیز را بر او انداخت و به همین معنا است آیه شریفه، که مى‏فرماید:« فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأى‏ کَوْکَباً». خلاصه کلام اینکه معناى «جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ» تنها فرا رسیدن شب به غروب آفتاب نیست، بلکه معنایش این است که: شب بر او پرده افکند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 244 و 245 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  علت نکره آمدن «کَوْکَباً» در داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)
در اینکه لفظ «کوکب» را نکره آورده، اشاره است به اینکه گر چه ابراهیم(علیه‌السلام) اشاره به کوکب معینى کرده است و لیکن چون مقام مقام نقل احتجاج او است و چون احتجاج مزبور مبتنى بر خصوصیات آن کوکب نبوده است، از این جهت، خصوصیات آن کوکب و ثابت بودن و یا سیاره بودن آن، هیچ دخالتى در احتجاج نداشته و احتجاج او با هر کوکبى که طلوع و غروب داشته باشد صحیح و تمام است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 245 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ستاره‏اى که مردم مى‏پرستیدند و ابراهیم(علیه‌السلام) به آن اشاره فرمود، ستاره «زهره» بوده است
از ظاهر آیات استفاده مى‏شود که در آن عصر(عصر ابراهیم(علیه‌السلام)) مردمى بوده‏اند که کوکب معینى را که همان کوکب مورد اشاره ابراهیم بوده، مى‏پرستیدند و این معنا را هم مى‏دانیم که «صابئون» هر کوکبى را احترام نمى‏کرده‏اند، بلکه تنها سیارات را مقدس مى‏شمرده‏اند و به طورى که از قرائن برمى‏آید ستاره مذکور همان ستاره زهره بوده است. پاره‏اى از روایات هم که از ائمه اهل بیت(علیه‌السلام) نقل شده ادعاى ما را تایید مى‏کند، چون در این روایات دارد: ستاره مزبور، زهره بوده است. پس بنابراین، ابراهیم(علیه‌السلام) همین ستاره را دیده و قوم او نیز همان را مى‏پرستیده و برایش قربانى مى‏کرده‏اند، و این واقعه در یکى از شب‏هاى نیمه دوم ماه بوده و آن حضرت نخست زهره را در جهت غربى افق دیده و پس از غروب آن به طلوع ماه برخورده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 245 و 246 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مراد از «رب» در کلام ابراهیم(علیه‌السلام): «هذا رَبِّی»، خالق هستى نیست
مراد از «رب» در آنجا که گفت:«هذا رَبِّی» همانا مالک چیزهایى است که مربوب آن پروردگارند، و رب مدبر امر آنها است، نه پروردگارى که آسمانها و زمین و هر چیز دیگرى را از عدم به وجود آورده است، زیرا خداى سبحان، جسم و جسمانى نیست، و آن جناب این معانى را مى‏دانسته و این مقدار در باره خداوند سبحان معرفت داشته است که بداند ساحت مقدسش منزه‏تر از آن است که بتوان به او اشاره کرد.
همه قرائن این معنا را مى‏رساند که ابراهیم(علیه‌السلام) این مساله را که براى جمیع موجودات، آفریدگار یگانه و بى شریکى هست و آن همان خداوند متعال است، و همچنین این معنا را که ناچار و ناگزیر براى آدمى رب و مدبرى است، امر مسلمى مى‏دانسته، و تنها در این جهت بحث مى‏کرده که آیا این رب و مدبر همان آفریدگار یگانه است، و زمام تدبیر امور آدمى نیز مانند ایجاد و خلقتش در دست او است، یا آنکه بعضى از مخلوقات خود را مامور تدبیر امور انسان کرده و این کار را به او محول نموده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 246 و 247 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آیا اینکه ابراهیم(علیه‌السلام) اجرام فلکى را رب خود می‌داند سپس به اشتباه خود پى ‌می‌برد، به نبوتش خدشه وارد نمی‌شود؟
سؤال: در اینجا این سؤال پیش مى‏آید که چطور مى‏تواند باور کرد که ابراهیم(علیه‌السلام) کراتى از اجرام فلکى را مدبر و رب خود فرض کند و آن گاه در آن بحث نموده به اشتباه خود پى برده باشد، و حال آنکه ابراهیم از پیغمبران بزرگ است.
جواب: این معنا به مقام نبوت ابراهیم(علیه‌السلام) ضررى نمى‏زند. براى اینکه این داستان مربوط به سرگذشت دوران کودکى ابراهیم(علیه‌السلام) است، و معلوم است که در چنین دورانى دل آدمى نسبت به مساله توحید و سایر معارف اعتقادى، مانند صفحه سفیداست، و آدمى هر که باشد در این دوران وقتى شروع به کسب معارف مى‏کند، ناچار چیزهایى را اثبات و چیزهاى دیگرى را انکار مى‏کند تا آنکه سرانجام به عقاید صحیح مى‏رسد. همچنین این عقیده نهایى او نبوده تا «العیاذ باللَّه» شرک ورزیده باشد، بلکه صرف فرضى است که باید در اطرافش بحث شده و در ادله و مؤیداتش دقت و تامل شود. این بود جواب از سؤال بالا. و این جواب گر چه در جاى خود صحیح است و لیکن از آیات سوره مریم چنین برمى‏آید که وى حقیقت امر را مى‏دانسته و ایمان داشته که مدبر امورش خداى سبحان است. بنابراین، اینکه در برابر ستاره و ماه و خورشید گفت:«هذا رَبِّی» در حقیقت از باب تسلیم و به زبان خصم و دشمن حرف زدن است، وى در ظاهر خود را یکى از آنان شمرده و عقاید خرافى آنان را صحیح فرض نموده و آن گاه با بیانى مستدل، فساد آن را ثابت کرده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 247 تا 249 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معنای کلمه «افول»
«افول» به معنى غروب است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 249 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احتجاجی که ابراهیم(علیه‌السلام) در مورد ابطال ربوبیت ستارگان انجام داد
ابراهیم(علیه‌السلام) اعتقاد به ربوبیت و خدایى کوکب را به غروب آن ابطال کرده و فرموده است: ستاره پس از غروب از بینندگان پنهان مى‏شود، و چیزى که پنهان است چطور مى‏تواند کار خود را که به عقیده آنان تدبیر عالم کون است، ادامه دهد؟ علاوه بر اینکه ارتباط بین «رب» و «مربوب» ارتباطى است حقیقى و واقعى که باعث محبت مربوب نسبت به رب خود مى‏شود، و تکوینا آن را مجذوب و تابع این مى‏سازد، و اجرام فلکى داراى چنین جذبه‏اى نیستند. به هر حال، ابراهیم(علیه‌السلام) مساله ربوبیت کوکب را از راه اینکه غروب و تغیر بر آن عارض مى‏شود ابطال کرده است. حال یا منظورش از اینکه او کوکب را دوست نمى‏دارد چون دستخوش غروب مى‏شود، این بوده که مساله بطلان ربوبیت آن را به کنایه برساند، چنان که امام صادق(علیه‌السلام) مى‏فرماید: آیا دین چیزى جز مهر و محبت است؟ یا اینکه برهانش متقوم بر دوست نداشتن بوده، و اگر هم در این بین، اسمى از غروب برده در حقیقت خواسته است همان دوست نداشتن خود را توجیه کند. چون دوست نداشتن چیزى با ربوبیت آن منافات دارد. {فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ}

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 249 و 250 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  علت اشاره و تکرار وصف غروب کردن در ستارگان، ماه و خورشید
اما اینکه او در ابطال ربوبیت کوکب به وصفى استناد کرد که در خورشید و ماه نیز وجود داشته و سپس همان احتجاج در ابطال ربوبیت ستاره را در آن دو نیز تکرار نمود، یا از این نظر بوده که وى شمس و قمر را مانند کوکب به همان احتمالى که در کوکب گذشت، تا آن روز ندیده بوده و سابقه‏اى از طلوع و غروب آن دو نداشته است. و یا از این جهت بوده که مخاطبین در قضیه کوکب، غیر از مخاطبین در شمس و قمر بوده‏اند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 250 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  از دیدگاه ابراهیم (علیه‌السلام) فاقد عقل و شعور، به هیچ وجه استحقاق ربوبیت را ندارد
اما اینکه چرا در نفى محبت، کلمه «آفلین» را به کار برد که صیغه‏اى است مخصوص ذوى العقول، گویا براى اشاره به این بوده که فاقد عقل و شعور، به هیچ وجه استحقاق ربوبیت را ندارد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 250 و 251 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  جمله:«لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ» ابراهیم(علیه‌السلام) حجتى است یقینى و برهانى بر مبناى محبت و عدم محبت
جمله «لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ»(الأنعام/76) حجتى است یقینى و برهانى که مبناى آن عدم حب و منافات افول و غروب با ربوبیت است. منظور ابراهیم(علیه‌السلام) از اینکه فرمود:«لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ» این بوده که به قوم خود بفهماند، چیزى که براى آدمى باقى نمى‏ماند و از انسان غایب مى‏شود، لیاقت این را ندارد که آدمى به آن دل ببندد و آن را دوست بدارد، و آن پروردگارى که آدمى پرستش مى‏کند باید کسى باشد که انسان به حکم فطرت ناگزیر باشد، دوستش بدارد. پس نباید چیزى باشد که دستخوش زوال گردد. و بنا بر این، اجرام فلکى که دستخوش غروب مى‏شوند، شایستگى ندارند که اسم «رب» بر آنها اطلاق شود و به طورى که ملاحظه مى‏کنید این کلام برهانى است که هم عوام آن را مى‏فهمند و هم خواص. و مبناى کلام بر محبت و عدم محبت است، نه بر افول.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 259 تا 261 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهیم(علیه‌السلام) از روی احتجاج و استفهام انکاری ماه و خورشید را پروردگار خود نامید
على بن محمد بن جهم گفت: وقتى وارد مجلس مامون شدم و دیدم که حضرت رضا(علیه‌السلام) نزد او است، مامون از آن حضرت پرسید: ...اگر انبیاء(علیه‌السلام) معصومند پس معناى این آیه که مى‏فرماید:« فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأى‏ کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی» چیست؟حضرت فرمود: ...همه اینها از باب استفهام انکارى بود نه از باب اقرار و اخبار، وقتى خورشید هم غروب نمود رو کرد به آن سه طائفه و گفت: اى قوم! من از آنچه که شما براى خداوند شریک گرفته‏اید بیزارى مى‏جویم، من روى خود را متوجه آن کسى کرده‏ام که آسمانها و زمین را آفریده، و من از شرک شما به سوى اخلاص اعراض کرده‏ام و من از مشرکین نخواهم بود.... و این احتجاج را خداوند به وى الهام کرده بود، هم چنان که فرمود:«وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ»(الأنعام/83)...

علامه طباطبایی: این روایت به طورى که مى‏بینید عده‏اى از امورى را که ما از سیاق آیات مورد بحث استفاده کردیم تایید مى‏کند، و به زودى روایات دیگرى که استفاده‏هاى ما را تایید مى‏نماید نقل خواهیم نمود. و اینکه در این روایت داشت که جمله «هذا رَبِّی» بر سبیل استخبار و انکار بوده نه بر سبیل اخبار و اقرار، یکى از وجوهى است که در تفسیر آیه به آن اشاره شد، و امام (علیه‌السلام) آن را براى قطع حجت مامون ایراد کرد و منافات با سایر وجوهى که در باره معناى آن گفته شده و به زودى خواهد آمد، ندارد. (متن کامل روایت و شرح علامه در توضیحات ذکر شده است.)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 286 و 287 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شرک نبودن کلام ابراهیم(علیه‌السلام) که به اجرام آسمانی گفت: «هذا رَبِّی»
1-شخصى از امام صادق(علیه‌السلام) از معناى کلام ابراهیم که گفت: «هذا رَبِّی» سؤال کرد و پرسید آیا ابراهیم با گفتن این حرف مشرک شد؟ امام(علیه‌السلام) فرمود: اگر امروز کسى چنین حرفى بزند مشرک مى‏شود، و لیکن ابراهیم با گفتن آن مشرک نشد، براى اینکه او در مقام جستجوى از پروردگار خود چنین حرفى را زده، و دیگران موقفى را که او داشت ندارند، و لذا بر زبان راندن آن نسبت به دیگران شرک است.

علامه طباطبایی: مقصود از اینکه فرمود: دیگران موقف ابراهیم را ندارند، این است که دیگران حجت برایشان تمام شده، و به سوى پروردگارشان هدایت شده‏اند، و با این حال نمى‏توانند چیزى را پروردگار خود فرض کنند، زیرا که قول به ربوبیت آن چیز موجب شرک است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 292 و 293 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نسبت نارواى دروغ گفتن به ابراهیم(علیه‌السلام) در بعض روایات اهل سنت
1-رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: ابراهیم خلیل هیچ دروغ نگفت مگر در سه مورد: دو مورد در باره ذات خدا و اثبات توحید او، و یکى در باره ساره. اما آن دو دروغى که در راه اثبات توحید گفت یکى جمله «إِنِّی سَقِیمٌ» (الصافات/89) بود و یکى اینکه گفت:« بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا»(الأنبیاء/63)...

2-از ابى بکر حدیث شفاعت رسول خدا(صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در قیامت را، روایت کرده‏اند. در این حدیث است که: وقتى مردم نزد ابراهیم(علیه‌السلام) مى‏روند آن جناب مى‏فرماید: از من کارى ساخته نیست، براى اینکه من سه تا دروغ گفته‏ام، و مقصودش از آن سه دروغ یکى« إِنِّی سَقِیمٌ»(الصافات/89) و یکى «بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ»(الأنبیاء/63) و دیگرى اینکه به ساره گفت: به شاه بگو من خواهر ابراهیم.

علامه طباطبایی: و لیکن مضمون این دو حدیث به اعتراف اهل بحث با اعتبار صحیح (و با قواعد دینى) سازگار نیست، براى اینکه اگر مراد از این دو حدیث این است که این سه دروغ در حقیقت دروغ نیست و ابراهیم توریه کرده پس چرا ابراهیم(علیه‌السلام) در حدیث قیامت و شفاعت خود را گناه کار خوانده، و به همین جهت از شفاعت گنهکاران اعتذار جسته است؟
خواهید گفت پس معناى «إِنِّی سَقِیمٌ»(الصافات/89) و همچنین معناى «بَلْ فَعَلَهُ کبِیرُهُمْ» (الأنبیاء/63) چیست؟ و آیا به زعم شما دروغ هست یا نه؟ جوابش این است که از قرائنى که در آیه «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ»(الصافات/88و89) است، به هیچ وجه دروغ بودن جمله «إِنِّی سَقِیمٌ» استفاده نمى‏شود، شاید راستى ابراهیم(علیه‌السلام) کسالتى داشته، و لیکن نه آن قدر که از شکستن بت‏ها بازش بدارد. و اما جمله «بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ»- جوابش این است که این حرف را در مقابل کسانى زده که خودشان مى‏دانسته‏اند که بت‏ها از سنگ و چوب درست شده‏اند و شعور و اراده‏اى ندارند. علاوه بر این، پس از گفتن این حرف اضافه کرده است که:«فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ»(الأنبیاء/63)- اگر این بت‏ها قادر بر تکلمند از خودشان بپرسید و معلوم است که این سنخ حرف زدن دروغ بشمار نمى‏آید، بلکه منظور از آن اسکات و الزام خصم و وادار ساختن او به اعتراف بر بطلان مذهب خویش است. و لذا مى‏بینیم که قوم ابراهیم(علیه‌السلام) با شنیدن آن چاره‏اى جز اعتراف ندیده و در جواب ابراهیم(علیه‌السلام) گفتند:«لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ یَنْطِقُونَ قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لا یَضُرُّکُمْ أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ»(الأنبیاء/65تا67). (متن کامل روایات و شرح علامه در توضیحات ذکر شده است.)

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 315 تا 318 قالب : روایی موضوع اصلی : حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اشکالی که برخی از مستشرقین به قرآن در مورد احتجاج ابراهیم(علیه‌السلام) و در آتش انداختن آن حضرت کرده‌اند
اشکالى که بعضى از خاورشناسان به گفته‏هاى قرآن مجید کرده و گفته‏اند: «ستاره‏پرستانى که قرآن، احتجاج ابراهیم(علیه‌السلام) را علیه الوهیت آنها با جمله «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ» متعرض شده در شهر «حران» که ابراهیم(علیه‌السلام) از «بابل» یا «اور» بدانجا مهاجرت کرد، مى‏زیستند، و لازمه این معنا این است که بین احتجاج او علیه ستاره‏پرستان و بین احتجاجش علیه بت‏پرستان و بت شکستن و در آتش انداختنش مدتى طولانى فاصله شده باشد، و حال آنکه از ظاهر آیات راجع به این دو احتجاج بر مى‏آید که این دو احتجاج در عرض دو روزى واقع شده است که اولین برخورد وى با پدرش بود- چنان که گذشت.

علامه طباطبایی: این اشکال در حقیقت اشکال به تفسیرى است که در ذیل آیات، گذشت، نه بر اصل آیات قرآنى. و جوابش هم این است که این حرف ناشى از غفلت و بى اطلاعى از تاریخ و همچنین در دست نداشتن حساب صحیح است، براى اینکه اگر درست حساب مى‏کردند، مى‏فهمیدند که وقتى در یک شهر بزرگى از یک کشورى، مذهبى مانند «صابئیه» رائج باشد، قهرا در گوشه و کنار آن کشور نیز از معتقدین به آن مذهب اشخاصى یافت مى‏شوند، چطور ممکن است مثلا شهر حران همگى ستاره‏پرست باشند و از این ستاره‏پرستان در مرکز و عاصمه کشور یعنى شهر بابل یا اور عده‏اى یافت نشوند؟.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 328 تا 334 قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  بررسی تاریخی عقاید ستاره پرستان، بت پرستان و صائبین
از کتاب «آثار الباقیة» ابو ریحان بیرونى در ذیل آیه 62 از سوره بقره در ضمن بحث تاریخى نقل شده که: «یوذاسف» پس از گذشتن یک سال از سلطنت «طهمورث» در سرزمین هند ظهور و کتابت فارسى را اختراع کرد و مردم را به کیش صابئیت دعوت نمود. و گروه بسیارى هم بدو گرویدند. و نیز پادشاهان سلسله پیشدادیان و بعضى از کیانى‏ها که در بلخ بسر مى‏بردند، آفتاب، ماه و ستارگان و همچنین کلیات عناصر را مقدس و معظم مى‏شمردند، تا آنکه پس از گذشتن سى سال از سلطنت گشتاسب، زردشت ظهور نمود.

بیرونى هم چنان گفتار خود را ادامه داده تا آنجا که مى‏گوید: اینها تدابیر عالم را به فلک و اجرام فلکى نسبت مى‏دهند و براى آنها قائل به حیات، نطق، چشم و گوش بوده و به طور کلى انوار را تعظیم مى‏کنند. از جمله آثار باستانى صابئین یکى گنبدى است که بالاى محراب مقصوره جامع دمشق ساخته‏اند، چون این محل نمازگاه صابئین بوده. یونانى‏ها و رومى‏ها نیز بر این کیش بوده‏اند. مسجد مذکور در اثر تحولات تاریخى از دست صابئین درآمد و به دست یهود و پس از یهود به دست نصارا افتاد و آن را کلیساى خود قرار دادند، تا آنکه اسلام ظهور نمود و مسلمین بر دمشق مسلط شده و این بناى تاریخى را مسجد خود کردند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏7، ص: 329 تا 334 قالب : تاریخی موضوع اصلی : بت و بت پرستی گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معناى جمله «جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ» در داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)
معناى «جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ» تنها فرا رسیدن شب به غروب آفتاب نیست، بلکه معنایش این است که: شب بر او پرده افکند. و این جمله، دنباله نفى الوهیتى است که از اصنام کرده و با نفى مزبور مربوطند به جمله «وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»(الأنعام/75). و بنابراین خلاصه معنا این مى‏شود که: ما ملکوت اشیاء را به او نشان مى‏دادیم و نتیجه‏اش این شد که بلافاصله الوهیت اصنام را ابطال نموده و در همین حال بود که شب، پرده ظلمت خود را بر او افکند و او چشمش به ستاره‏اى افتاد و چنین و چنان گفت. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏7، ص: 245 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  برخورد ابراهیم با سه گروه - فاطمه نصيري خليلي
عن الرضا (ع): إن إبراهیم (ع) وقع إلى ثلاثة اصناف، صنف یعبد الزهرة ... «فلما جن علیه اللیل» فرأى الزهرة، قال «هذا ربى» على الانکار و الاستخبار «فلما افل» الکوکب «قال لا احب الآفلین» لأن الافول من صفات المحدث لا من صفات القدم ... .(عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 197، ح 1، ب 15 ; نورالثقلین، ج 1، ص 735، ح 146)

از امام رضا (ع) روایت شده است: ... ابراهیم (ع) با سه گروه برخود کرد ; گروهى که ستاره زهره را مى پرستیدند ... «چون شب، ابراهیم (ع) را فروگرفت» و ستاره زهره را دید، به عنوان استفهام انکارى گفت: «این پروردگار من است» و چون ستاره غروب کرد گفت: «غروب کنندگان را دوست ندارم» ; زیرا غروب کردن از صفات موجود حادث است نه قدیم ... . [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر راهنما قالب : روایی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : فاطمه نصیری خلیلی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  در زمان ابراهیم‏علیه السلام ستاره‏پرستى رایج بوده و ستاره را در تدبیر هستى مؤثّر مى‏پنداشتند. - ابراهيم چراغي
در زمان ابراهیم‏علیه السلام ستاره‏پرستى رایج بوده و ستاره را در تدبیر هستى مؤثّر مى‏پنداشتند.
سؤال: آیا پیامبر بزرگى همچون حضرت ابراهیم حتّى براى یک لحظه مى‏تواند ستاره یا ماه و یا خورشید را بپرستد؟
پاسخ: مجادله و گفتگوى حضرت ابراهیم با مشرکان، از باب مماشات و نشان دادن نرمش در بحث، براى رد عقیده‏ى طرف است، نه اینکه عقیده‏ى قلبى او باشد زیرا شرک با عصمت منافات دارد. گفتن کلمه‏ى «یا قوم» در دو آیه‏ى بعد نشانه‏ى مماشات در گفتن «هذا ربّى» است، به همین دلیل وقتى غروب ماه و خورشید را مى‏بیند، مى‏گوید: من از شرک شما بیزارم، و نمى‏گوید از شرک خودم (آیه 78).
به علاوه در آیه‏ى قبل خواندیم که خداوند، ملکوت آسمان‏ها و زمین را به ابراهیم نشان داد و او به یقین رسید و آغاز این آیه با حرف «فاء» شروع شد، یعنى نتیجه آن ملکوت و یقین این نوع استدلال بود.
موجودى که طلوع و غروب دارد، محکوم قوانین است نه حاکم بر آنها. ابراهیم، ابتدا موقّتاً پذیرش آن را اظهار مى‏کند تا بعد با استدلال ردّ کند.
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) گوینده : ابراهیم چراغی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.