از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ولو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا و للبسنا علیهم ما یلبسون ):(و ما اگر پیامبر رافرشته ای قرار می دادیم ، ناگزیر او را هم به صورت مردی می فرستادیم و هر آینه بر آنها مشتبه می کردیم آنچه را برخود ودیگران مشتبه می سازند)،(لبس )پوشاندن چیزی است که ستر آن واجب است و (لبس )پوشاندن حق است ومشتبه کردن بر دیگری ، نظیر تبلیغات سوئی است که علمای سوء کرده و می کنندو از جهل مریدانشان سوء استفاده نموده و حق را با باطل غلط و مشتبه می نمایندیا گردنکشان نسبت به رعایای خود چنین عملی را می کنند، و مشتبه کردن برخودشان به این است که ، خود را به این خیال بیاندازند که حق باطل است و باطل حق ، آنگاه همین خیال را در دل خود جای دهند و به پیروی از باطل بپردازند ،درحالیکه نفس انسان به تأیید الهام ربانی حق را از باطل تشخیص می دهد،( فالهمهافجورها وتقوها)، اما انسان اگر جانب هوای نفس را تقویت نماید و به تأییدشهوت و غضب بپردازد، باعث پدید آمدن ملکه استکبار و گردنکشی می شود، ووقتی چنین ملکاتی در نفس حاصل شد، قهرا آدمی در عمل باطل خود مغرورمی شود و توجهی به حق نمی نماید و حق و باطل در نظرش مشتبه می شود،همچنانکه فرعون به بنی اسرائیل و مردم مصر می گفت :(یا قوم الیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی افلا تبصرون ام انا خیر من هذا الذی هو مهین ولایکاد یبین فلولا القی علیه اسوره من ذهب اوجاء معه الملائکه مقترنین فاستخف قومه فاطاعوه )(10)،ای قوم آیا سلطنت مصر از آن من نیست و آیا این نهرها از زیر پای من جریان ندارد،آیا این مرد فقیر و بی مقدار که حتی نمی تواند درست سخن بگوید، بهتر است ، یامن ؟ چرا دستبندهای طلا بر وی انداخته نشده یا چرافرشتگان به همراهی و کمک او نیامده اند؟ فرعون با همین حرفها قوم خود رافریفت و آنها او را اطاعت کردند) و یا در جای دیگر گفت :(ما اریکم الا ما اری ومااهدیکم الا سبیل الرشاد)(11)،(من به شما جز آنچه در نظرم درست است نشان نمی دهم و شما را جز به راه هدایت راهنمایی نمی کنم ). و اگر ما در اوضاع و احوال نفس خود دقت کنیم و انصاف بدهیم عادات سوءاگر در نفس ما راسخ شوند، ما را به ضلالت می کشانند و حق را بر ما مشتبه می سازند و خلاصه مطلب اینکه دنیا دار اختیار است و در این دنیا سعادت حقیقی جز از راه اختیار بدست نمی آید،(انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا)(12)،ماراه هدایت را به انسان نمایاندیم ، حال یا شکر آن را بجا می آورد ویا کفران می نماید)،و انسان را حاصلی جز تلاش و عملش نیست و بزودی نتیجه عملش را می بینید،(و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری )(13). و از طرف دیگر فرمود:(من کان یرید حرث الاخره نزد له حرثه ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها وماله فی الاخره من نصیب )(14)،(هر کس در دنیا در جستجوی کشت آخرت باشد ما مزد دنیوی او را هم می دهیم ، و هرکس تنها در جستجوی مزددنیوی باشد تنها بهره دنیوی به او می دهیم و دیگر در آخرت نصیبی نخواهدداشت ). لذا چون امر دعوت الهی جز به این صورت نیست که به اختیار بندگان وبدون اجبار آنان انجام پذیرد، بنابراین رسول و پیامبر نیز باید یکی از همین مردم باشد تا با آنها به زبان خودشان حرف بزند تا آنکه سعادت را با اطاعت و یاشقاوت را با مخالفت اختیار نمایند ،نه اینکه با فرستادن فرشته ای آسمانی آنان راوادار به قبول دعوت خود نماید. پس اولا):فرشته اگر هم نازل شود، ناچار باید بصورت بشر درآید و اگرفرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود عالم غیب به شهادت مبدل شده و پای اجبار و الجاء در میان خواهد آمد . ثانیا): اگر خدا آنها را گمراه کرد بعد از آن بود که خودشان گمراهی را برای خود اختیار کردند نه اینکه خدا ابتداء گمراهشان کرده باشد ،چون این امر لایق ساحت قدس الهی نیست . ثالثا):محصل این آیه احتجاج خدای تعالی است علیه کفار به این بیان که اگرخداوند ملکی را برای هدایت آنها بفرستد نفعی به حال آنها ندارد ،چون درچنین فرضی آن ملک به صورت مردی از جنس بشر در خواهد آمد و لذا تفاوتی نمی کند . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : سلام و سپاسگذارم از زحمتتون من که استفاده کردم خدا خیرتون بده.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر کشاف
(و لو جعلناه ملکا) و لو جعلنا الرسول ملکا کما اقترحوا لأنهم کانوا یقولون : لو لا أنزل علی محمد ملک و تارة یقولون : (ما هذا إلا بشر مثلکم ) ، (و لو شاء ربنا لأنزل ملائکة) (لجعلناه رجلا) لأرسلناه فی صورة رجل ، کما کان ینزل جبریل علی رسول الله صلی الله علیه و سلم فی أعم الأحوال فی صورة دحیة لأنهم لا یبقون مع رؤیة الملائکة فی صورهم (و للبسنا علیهم ) و لخلطنا علیهم ما یخلطون علی أنفسهم حینئذ فإنهم یقولون إذا رأوا الملک فی صورة إنسان : هذا إنسان و لیس بملک ، فإن قال لهم : الدلیل علی أنی ملک أنی جئت بالقرآن المعجز ، و هو ناطق بأنی ملک لا بشر کذبوه کما کذبوا محمد صلی الله علیه و سلم ، فإذا فعلوا ذلک خذلوا کما هم مخذولون الَن ، فهو لبس الله علیهم . و یجوز أن یراد : (و للبسنا علیهم ) حینئذ مثل ما یلبسون علی أنفسهم الساعة فی کفرهم بَیات الله البینة و قرأ ابن محیصن : و لبسنا علیهم بلام واحدة و قرأ الزهری : و للبسنا علیهم ما یلبسون ، بالتشدید . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر المیزان( خلاصه )
(9)(ولو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا و للبسنا علیهم ما یلبسون ):(و ما اگر پیامبر رافرشته ای قرار می دادیم ، ناگزیر او را هم به صورت مردی می فرستادیم و هر آینه بر آنها مشتبه می کردیم آنچه را برخود ودیگران مشتبه می سازند)،(لبس )پوشاندن چیزی است که ستر آن واجب است و (لبس )پوشاندن حق است ومشتبه کردن بر دیگری ، نظیر تبلیغات سوئی است که علمای سوء کرده و می کنندو از جهل مریدانشان سوء استفاده نموده و حق را با باطل غلط و مشتبه می نمایندیا گردنکشان نسبت به رعایای خود چنین عملی را می کنند، و مشتبه کردن برخودشان به این است که ، خود را به این خیال بیاندازند که حق باطل است و باطل حق ، آنگاه همین خیال را در دل خود جای دهند و به پیروی از باطل بپردازند ،درحالیکه نفس انسان به تأیید الهام ربانی حق را از باطل تشخیص می دهد،( فالهمهافجورها وتقوها)(9)، اما انسان اگر جانب هوای نفس را تقویت نماید و به تأییدشهوت و غضب بپردازد، باعث پدید آمدن ملکه استکبار و گردنکشی می شود، ووقتی چنین ملکاتی در نفس حاصل شد، قهرا آدمی در عمل باطل خود مغرورمی شود و توجهی به حق نمی نماید و حق و باطل در نظرش مشتبه می شود،همچنانکه فرعون به بنی اسرائیل و مردم مصر می گفت :(یا قوم الیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی افلا تبصرون ام انا خیر من هذا الذی هو مهین ولایکاد یبین فلولا القی علیه اسوره من ذهب اوجاء معه الملائکه مقترنین فاستخف قومه فاطاعوه )(10)،ای قوم آیا سلطنت مصر از آن من نیست و آیا این نهرها از زیر پای من جریان ندارد،آیا این مرد فقیر و بی مقدار که حتی نمی تواند درست سخن بگوید، بهتر است ، یامن ؟ چرا دستبندهای طلا بر وی انداخته نشده یا چرافرشتگان به همراهی و کمک او نیامده اند؟ فرعون با همین حرفها قوم خود رافریفت و آنها او را اطاعت کردند) و یا در جای دیگر گفت :(ما اریکم الا ما اری ومااهدیکم الا سبیل الرشاد)(11)،(من به شما جز آنچه در نظرم درست است نشان نمی دهم و شما را جز به راه هدایت راهنمایی نمی کنم ). و اگر ما در اوضاع و احوال نفس خود دقت کنیم و انصاف بدهیم عادات سوءاگر در نفس ما راسخ شوند، ما را به ضلالت می کشانند و حق را بر ما مشتبه می سازند و خلاصه مطلب اینکه دنیا دار اختیار است و در این دنیا سعادت حقیقی جز از راه اختیار بدست نمی آید،(انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا)(12)،ماراه هدایت را به انسان نمایاندیم ، حال یا شکر آن را بجا می آورد ویا کفران می نماید)،و انسان را حاصلی جز تلاش و عملش نیست و بزودی نتیجه عملش را می بینید،(و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری )(13). و از طرف دیگر فرمود:(من کان یرید حرث الاخره نزد له حرثه ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها وماله فی الاخره من نصیب )(14)،(هر کس در دنیا در جستجوی کشت آخرت باشد ما مزد دنیوی او را هم می دهیم ، و هرکس تنها در جستجوی مزددنیوی باشد تنها بهره دنیوی به او می دهیم و دیگر در آخرت نصیبی نخواهدداشت ). لذا چون امر دعوت الهی جز به این صورت نیست که به اختیار بندگان وبدون اجبار آنان انجام پذیرد، بنابراین رسول و پیامبر نیز باید یکی از همین مردم باشد تا با آنها به زبان خودشان حرف بزند تا آنکه سعادت را با اطاعت و یاشقاوت را با مخالفت اختیار نمایند ،نه اینکه با فرستادن فرشته ای آسمانی آنان راوادار به قبول دعوت خود نماید. پس اولا):فرشته اگر هم نازل شود، ناچار باید بصورت بشر درآید و اگرفرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود عالم غیب به شهادت مبدل شده و پای اجبار و الجاء در میان خواهد آمد . ثانیا): اگر خدا آنها را گمراه کرد بعد از آن بود که خودشان گمراهی را برای خود اختیار کردند نه اینکه خدا ابتداء گمراهشان کرده باشد ،چون این امر لایق ساحت قدس الهی نیست . ثالثا):محصل این آیه احتجاج خدای تعالی است علیه کفار به این بیان که اگرخداوند ملکی را برای هدایت آنها بفرستد نفعی به حال آنها ندارد ،چون درچنین فرضی آن ملک به صورت مردی از جنس بشر در خواهد آمد و لذا تفاوتی نمی کند . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
کلمه «لَبس» (بر وزن درس) به معناى پرده پوشى و اشتباه کارى است ولى کلمه «لُبس» (بر وزن قفل) به معناى پوشیدن لباس است. <249> اگر پیامبر و الگوى انسان‏ها فرشته باشد، چگونه مى‏تواند پیشواى انسان‏هایى باشد که دچار طوفان غرائزند و شکم و شهوت دارند؟ ممکن است معنى آیه چنین باشد: اگر پیامبر، فرشته مى‏شد، باید به صورت مردى ظاهر شود که او را ببینند، و این سبب به اشتباه افتادن مردم مى‏شد که آیا او انسان است یا فرشته. «للبسنا علیهم» 1- سنّت‏هاى الهى حکیمانه است و با تمایلات این و آن عوض نمى‏شود. «لو جعلناه ملکا» (حرف «لَو» نشانه آن است که ما کار خودمان را مى‏کنیم و کارى به تقاضاهاى بیجا نداریم.) 2- براى تربیت و دعوت، باید الگوهاى بشرى ارائه داد، که در دعوت و عمل پیشگام باشند. «لجعلناه رجلاً» 3- پیامبران از میان مردم انتخاب مى‏شوند. «لجعلناه رجلاً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
(آیه 9)- لذا قرآن در جواب دوم مى‏گوید «اگر ما او را فرشته قرار مى‏دادیم و به پیشنهاد آنها عمل مى‏کردیم، باز لازم بود تمام صفات انسان را در او ایجاد کنیم، و او را به صورت و سیرت مردى قرار دهیم» (وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا).
سپس نتیجه مى‏گیرد که «با این حال همان ایرادات سابق را بر ما تکرار مى‏کردند که چرا به انسانى مأموریت رهبرى داده‏اى و چهره حقیقت را بر ما پوشانیده‏اى» (وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 9)- لذا قرآن در جواب دوم مى‏گوید «اگر ما او را فرشته قرار مى‏دادیم و به پیشنهاد آنها عمل مى‏کردیم، باز لازم بود تمام صفات انسان را در او ایجاد کنیم، و او را به صورت و سیرت مردى قرار دهیم» (وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا).

سپس نتیجه مى‏گیرد که «با این حال همان ایرادات سابق را بر ما تکرار مى‏کردند که چرا به انسانى مأموریت رهبرى داده‏اى و چهره حقیقت را بر ما پوشانیده‏اى» (وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ).
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
(و لو جعلناه ملکا) و لو جعلنا الرسول ملکا کما اقترحوا لأنهم کانوا یقولون : لو لا أنزل علی محمد ملک و تارة یقولون : (ما هذا إلا بشر مثلکم ) ، (و لو شاء ربنا لأنزل ملائکة) (لجعلناه رجلا) لأرسلناه فی صورة رجل ، کما کان ینزل جبریل علی رسول الله صلی الله علیه و سلم فی أعم الأحوال فی صورة دحیة لأنهم لا یبقون مع رؤیة الملائکة فی صورهم (و للبسنا علیهم ) و لخلطنا علیهم ما یخلطون علی أنفسهم حینئذ فإنهم یقولون إذا رأوا الملک فی صورة إنسان : هذا إنسان و لیس بملک ، فإن قال لهم : الدلیل علی أنی ملک أنی جئت بالقرآن المعجز ، و هو ناطق بأنی ملک لا بشر کذبوه کما کذبوا محمد صلی الله علیه و سلم ، فإذا فعلوا ذلک خذلوا کما هم مخذولون الَن ، فهو لبس الله علیهم . و یجوز أن یراد : (و للبسنا علیهم ) حینئذ مثل ما یلبسون علی أنفسهم الساعة فی کفرهم بَیات الله البینة و قرأ ابن محیصن : و لبسنا علیهم بلام واحدة و قرأ الزهری : و للبسنا علیهم ما یلبسون ، بالتشدید . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
فسیر نور
کلمه «لَبس» (بر وزن درس) به معناى پرده پوشى و اشتباه کارى است ولى کلمه «لُبس» (بر وزن قفل) به معناى پوشیدن لباس است. <249> اگر پیامبر و الگوى انسان‏ها فرشته باشد، چگونه مى‏تواند پیشواى انسان‏هایى باشد که دچار طوفان غرائزند و شکم و شهوت دارند؟ ممکن است معنى آیه چنین باشد: اگر پیامبر، فرشته مى‏شد، باید به صورت مردى ظاهر شود که او را ببینند، و این سبب به اشتباه افتادن مردم مى‏شد که آیا او انسان است یا فرشته. «للبسنا علیهم» 1- سنّت‏هاى الهى حکیمانه است و با تمایلات این و آن عوض نمى‏شود. «لو جعلناه ملکا» (حرف «لَو» نشانه آن است که ما کار خودمان را مى‏کنیم و کارى به تقاضاهاى بیجا نداریم.) 2- براى تربیت و دعوت، باید الگوهاى بشرى ارائه داد، که در دعوت و عمل پیشگام باشند. «لجعلناه رجلاً» 3- پیامبران از میان مردم انتخاب مى‏شوند. «لجعلناه رجلاً» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمد رجب زاده - تفسیر نمونه
اگر ما او را فرشته قرار میدادیم و به پیشنهاد آنها عمل میکردیم ، باز لازم بود تمام صفات انسان را در او ایجاد کنیم ، و او را به صورت و سیرت مردى قرار دهیم (و لو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا).(1)
از آنچه گفتیم روشن میشود، که منظور از جمله ((لجعلناه رجلا)) این نیست که فقط شکل انسان به او میدهیم که بعضى از مفسران پنداشته اند، بلکه منظور این است که او را از نظر ظاهر و باطن به صفات انسان قرار میدهیم .
سپس نتیجه میگیرد که با این حال همان ایرادات سابق را بر ما تکرار مى کردند که چرا به انسانى ماموریت رهبرى دادهاى و چهره حقیقت را بر ما پوشانیدهاى (و للبسنا علیهم ما یلبسون ).
لبس (بر وزن درس ) به معنى پردهپوشى و اشتباه کارى است ، و لبس (بر وزن قفل ) به معنى پوشیدن لباس ‍ است (ماضى اول لبس بر وزن ضرب و ماضى دوم لبس


بر وزن حسب مى باشد) و روشن است که در آیه معنى اول اراده شده است ، یعنى اگر فرشتهاى مى فرستادیم باید به صورت و سیرت انسانى باشد و در این موقع به عقیده آنها ما مردم را به اشتباه و خطا انداخته بودیم و همان نسبتهاى سابق را بر ما تکرار مى کردند، همانطور که خود آنها افراد نادان و بیخبر را به اشتباه و خطا مى افکنند و چهره حقیقت را بر آنها مى پوشانند - بنابراین نسبت لبس و پرده پوشى به خدا از زاویه دید آنها است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَکاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنٰا عَلَیْهِمْ مٰا یَلْبِسُونَ در مفردات گفته(اصل اللبس ستر الشیء و یقال ذلک فى المعانى یقال لبست علیه امر،قال (وَ لَلَبَسْنٰا عَلَیْهِمْ مٰا یَلْبِسُونَ و قال وَ لاٰ تَلْبِسُوا اَلْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ ) [پایان] این آیه شریفه پاسخ دوم است از ایراد رکیک آنها که اگر ما ملائکه را رسول قرار مى دادیم بحکم سنخیت که هر نوعى با همنوع خود بایستى تماس بگیرد ملائکه بایستى ملبّس گردند بلباس آدمى یعنى بصورت و هیکل آدمى تا بتوانید او را بچشم ببینید و با او تماس بگیرید و رسالت او را بفهمید و سخنان او را بگوش بشنوید،یا اینکه باز مى گفتند (مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ ) و امر را بر خودشان و ضعفاء مشتبه مى گردانیدند

آرى بهمین جهت بود که چنانچه از خود رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم حدیث مى کنند فرموده من جبرئیل ملک وحى را بصورت دحیه کلبى که گویا جوانمرد زیبائى بوده هنگام وحى مى دیدم که آیات را بر من قرائت مى نمود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَکاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً اگر خدا فرشته اى را به سوى مردم مى فرستاد، این فرشته یا باید به شکل خود باقى مى ماند و یا به شکل بشر ظاهر مى شد اگر به شکل خود باقى مى ماند و درعین حال پیامبر مردم هم مى بود، این امر محال است؛ زیرا سرشت ملائکه غیر از سرشت انسان است و تبلیغ، انس و معاشرت با مردم را مى طلبد و این امر با وجود تضاد در آفرینش و طبیعت فرشته و انسان، حاصل نمى شود به علاوه، فرشتگان براى زندگى در این کرۀ خاکى آفریده نشده اند

اگر آن فرشته به صورت انسان نمایان مى شد، آنان به وى مى گفتند: ما پیامبرى مى خواهیم که فرشته باشد و نه بشر بنابراین، اگر فرشته به شکل واقعى خود ظاهر مى شد نمى توانست رسالت الهى را به مردم برساند و اگر به صورت انسان مى بود، مشرکان مکّه به وى اطمینان نمى کردند و مشکلشان همچنان ناگشوده مى ماند خوب است بدین نکته اشاره کنیم که این آیه نشان مى دهد، خداوند با تکذیب کنندگان رسالت پیامبر با روش و منطقى به جدال پرداخته که اهل منطق و معقولات براى سرکوب کردن مخالفان خود، آن را به کار مى برند

وَ لَلَبَسْنٰا عَلَیْهِمْ مٰا یَلْبِسُونَ اگر خداوند فرشته را به صورت بشر مى فرستاد، مردم خیال مى کردند که او واقعا انسان است و در این صورت، چنین تصور مى شد که همان گونه که برخى از مردم واقعیّت کارهاى خود را از برخى دیگر با صورت هاى ظاهر فریب پنهان مى کنند، خدا نیز در افعالش چنین مى کند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
خواهش بیجاى عبد اللّه مخزومى دو امر بود یکى آنکه با پیغمبر (ص) ملکى که مصدّق او باشد خدا بفرستد دیگر آنکه پیغمبر را از جنس ملائکه قرار دهد جواب خواهش اول در آیه قبل گذشت و این آیه هم جواب دیگرى است از خواهش اول و هم جواب خواهش دوم است که بیانش از روایت امام (ع) در آن آیه استفاده شد که حاصلش آن بود که ملک مجرد یا جسم لطیف است که بچشم دیده نمى شود مگر مصوّر بصورت آدمى شود مانند جبرئیل که براى پیغمبر (ص) بصورت دحیه کلبى مصور مى شد و در این صورت شبهه شما رفع نمى شود زیرا مى بینید بشرى را که مدّعى نبوت است و ذیل آیه بنظر حقیر اشاره باین معنى است که خودشان امر را مشتبه مى نمودند به خودشان و الّا حق بدلائل قطعیه واضح شده بود مقصودشان اعتراض و خلط مبحث و عناد و لجاج و فرار از تکالیف الهیه بود و این جوابها هم اگرچه حق و صدق است ولى براى اقناع خصم گفته شده و اصل مطلب آنست که پیغمبر واسطه بین حق و خلق است باید مقام جامعیت داشته باشد و داراى جنبه ملکوتى و ناسوتى باشد تا فیض را از مبدأ گرفته بخلق برساند و در این معنى سنخیت با هر دو طرف لازم است ملائکه لیاقت این معنى را ندارند انسان کامل اشرف از ملک است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.