از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ان جهنم کانت مرصادا):(بدرستی که جهنم در انتظار بدکاران است ) [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اعظم زارع بيدکي - » تفسیر المیزان
راغب در مفردات گفته : کلمه (رصد) به معناى آماده شدن براى مراقبت است ، - تا آنجا که مى گوید - و (مرصد) به معناى آن محلى است که براى مراقبت در آنجا قرار بگیرى ، و این کلمه در قرآن آمده . تا آنجا که مى فرماید: (و اقعدوا لهم کل مرصد - براى دستگیرى آنان در هر کمین گاهى به کمین بنشینید) . کلمه (مرصاد) هم شبیه به مرصد است ، اما مرصاد تنها به آن محلى که براى این کار آماده شده اطلاق مى شود،
و این کلمه نیز در قرآن آمده مى فرماید: (ان جهنم کانت مرصادا) ، و این آیه این نکته را مى فهماند که جهنم محل عبور همه مردم است ، و از همین باب است آیه زیر که مى فرماید (و ان منکم الا واردها - هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به جهنم وارد خواهد شد) . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - تفسیر راهنما
همانا جهنّم کمینْگاهى است.

1 - جهنم، جاى کمین مأموران عذاب است.

إنّ جهنّم کانت مرصادًا

«مرصاد»، به معناى مکان نگاهبانان و کمین گاه مراقبان است (لسان العرب). برخى از مفسران، آن را مبالغه در «راصد» مى دانند. در این صورت مفاد آیه شریفه این است که جهنم خود در کمین مردم است.

2 - جهنمیان در قیامت، راه گریزى نخواهند داشت.

إنّ جهنّم کانت مرصادًا

«مرصاد» بودن جهنم، بیانگر این است که گرفتارى جهنمیان به دام آن حتمى است.

3 - جهنم، از دیرباز آفریده و مهیّا شده است.

إنّ جهنّم کانت مرصادًا

فعل ماضى «کانت»، ممکن است بر حتمى بودن حوادث آینده دلالت کند. هم چنین مى تواند بر زمان گذشته و مهیّا بودن جهنم در آن دلالت داشته باشد. برداشت یاد شده بر مبناى دوم است.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرهدایت
إِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصاداً- دوزخ گذرگاه است.»

پس این مرکز کمین کردن و مرتع جزا در آخرت است. سنتى الاهى و نظامى مقدر شده است که هر کس آن را تکذیب کند، از آن رهایى نخواهد یافت.

امیر المؤمنین على بن ابى طالب- علیه السلام- گفته است: «و اگر (خدا) ستمکار را مهلت داد، از او نرسته است، بلکه خدا بر گذرگاه او نشسته است (تا در بندش آرد) و چون استخوان گلوگیر نایش را بفشارد». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » مجمع البیان
إِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصاداً

راستى که دوزخ کمینگاه و قرارگاه بیدادگران است.

از دیدگاه پاره اى منظور این است که: بى گمان دوزخ کمینگاهى است، که در آنجا نگهبانان آتش در کمین کفرگرایان و اصلاح ستیزان هستند و آنان را مى گیرند و به درون شعله هاى سرکش آتش آن پرتاب مى کنند.

امّا به باور «مقاتل»، «مرصد» زندانى است که گناهکاران در آن زندانى مى شوند.

پاره اى نیز برآنند که: منظور گذرگاهى است براى گناهکاران که در آنجا گرفتار مى گردند.

به هر حال آیه شریفه نشانگر آن است که دوزخ در کمین گناهکاران و ظالمان است و هیچ یک از آنها، راه رهایى از کیفر عملکرد زشت خود نخواهند یافت. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  صفدر فولادي - کتابخانه طهور
پس از فرا رسیدن یوم الفصل، دمیده شدن در صور، روى آوردن گروه ها به سوى حشر، باز شدن درهاى آسمان، ناپدید شدن جرم زمین و پدید آمدن رستاخیز، جهنم آشکارا روى می آورد؛ "إن جهنم کانت مرصادا- دوزخ گذرگاه است. " سوره نبأ آیه ی 21، این آیه به دلالت «کانت» و «مرصادا» با خبر دادن از جهنم، وضع و کیفیت گذشته آن را مى نمایاند: این جهنمى که رخ نشان می دهد، در گذشته، کمینگاهى در راه انسان بوده است.

راغب در مفردات گفته: کلمه ی "رصد" به معناى آماده شدن براى مراقبت است،- تا آنجا که مى گوید- و "مرصد" به معناى آن محلى است که براى مراقبت در آنجا قرار بگیرى، و این کلمه در قرآن آمده. تا آنجا که مى فرماید:" و اقعدوا لهم کل مرصد؛ براى دستگیرى آنان در هر کمین گاهى به کمین بنشینید"سوره ی توبه، آیه ی5. کلمه ی "مرصاد" هم شبیه به مرصد است، اما مرصاد تنها به آن محلى که براى این کار آماده شده اطلاق مى شود، این آیه این نکته را مى فهماند که جهنم محل عبور همه مردم است، و از همین باب است آیه زیر که مى فرماید" و إن منکم إلا واردها- هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به جهنم وارد خواهد شد" سوره ی مریم، آیه ی71.

مبرد گوید یعنى آن آماده براى ایشان و پاسداران و پاسبانان دوزخ در کمین کفار هستند که آنها را گرفته و در آتش اندازند. مقاتل گوید: مرصد زندانى است که در آن مردم را حبس میکنند و بعضى گفته اند: راهیست که براى گنهکاران گذارده و آن محل ورود و کمینگاه ایشانست و این اشاره به این است که دوزخ براى گنهکاران بر کمین است واحدى از آنها را رها نمی کند. در اینکه چه کسى در دوزخ در کمین طغیانگران است؟ بعضی گفته اند: فرشتگان عذاب، زیرا طبق آیه 71 سوره مریم، همه انسانها اعم از نیک و بد از کنار دوزخ، یا از بالاى آن عبور مى کنند، در این گذرگاه عمومى و همگانى فرشتگان عذاب در کمینند و دوزخیان را مى ربایند! و اگر به معنى "صیغه مبالغه" تفسیر کنیم خود دوزخ در کمین آنها قرار دارد و هر کدام از طغیانگران به آن نزدیک مى شوند آنها را به سوى خود مى کشاند و در کام خود فرو مى برد، به هر حال از این گذرگاه عمومى احدى از سرکشان نمى توانند بگذرند، یا فرشتگان عذاب آنها را مى ربایند، و یا جاذبه شدید جهنم.

انسان با سنتهاى خداوند تبارک و تعالى که در دنیا در طبیعت محیط بر او وجود دارد، در عمل دو طرفى است، و او را مى بینى که از آتش پرهیز مى کند تا گرفتار سوختن با آن نشود، و از نیش مار فرار مى کند، و از میکروبها براى آن مى گریزد که به بدن او راه نیابند و سبب هلاک او نشوند، پس چرا انسانى که از سنتهاى عاجل اجتناب مى کند، از سنتهاى آجل چنین نمى کند، و چه فرقى میان آتشى است که امروز او را بسوزاند و آتشى که فرداى قیامت چنین کند، یا چه تفاوت است میان مارى که امروز او را بگزد، و مارى که با عمل خود او ساخته مى شود و در آخرت او را خواهد گزید، و میان میکروبى که امروز در جسم او نفوذ کند و میکروب دیگرى که آن را در دنیا کشت مى کند تا در خانه حقیقى آخرت آن را بدرود؟! سنتهاى خدا در دنیا یادآور نظایر آنها در آخرت است، ولى آدمى به یکى ایمان مى آورد و دیگرى را فرو مى گذارد. چرا؟

از آیات قرآن به صورت کلى، و از آیات سوره نبأ به شکل خاص، چنان مفهوم مى شود که جزاى روز نشور بر دو گونه است: نخست خود عملى است که امروز مرتکب مى شود و به صورت جزا و مکافاتى درست و شایسته در آخرت براى او تجسم پیدا مى کند، همچون آتشى است که شخص در خانه خود روشن مى کند و سبب سوختن او مى شود، یا درخت میوه اى که در زمین خود مى نشاند و از میوه هاى آن بهره مند مى شود. گونه دوم پاداشى است که پروردگار به فضل خود براى صالحان در بهشت مقدر کرده است و یک حسنه و کار نیک را ده چندان پاداش مى دهد. و آیه اى ذکر کردیم، اشاره اى به گونه اول است. پس این مرکز کمین کردن و مرتع جزا در آخرت است. سنتى الاهى و نظامى مقدر شده است که هر کس آن را تکذیب کند، از آن رهایى نخواهد یافت. امیر المؤمنین على بن ابى طالب- علیه السلام- گفته است: «و اگر (خدا) ستمکار را مهلت داد، از او نرسته است، بلکه خدا بر گذرگاه او نشسته است (تا در بندش آرد) و چون استخوان گلوگیر نایش را بفشارد».

جهنمی از پیش تدارک دیده شده
آیاتى از قرآن بر این دلالت دارد که جهنم براى جهنمیان، پیش از قیامت آماده شده است، مانند آیه 6 از سوره فتح: "و أعد لهم جهنم و ساءت مصیرا؛ جهنم براى آنان همى آماده شده است و چه بد بازگشتگاهى است!". بعضى از آیات اعلام میدارد که جهنم محیط بر کافران است آیه هاى 49 از سوره توبه و 54 از سوره عنکبوت: إن جهنم لمحیطة بالکافرین؛ جهنم کافران را فرا گرفته است. ". بعضى آیات مشعر بر این است که جهنم از پشت سر جهنمیان فرا میرسد، آیه 16 از سوره ابراهیم: من ورائه جهنم؛ از پشت سر آن گردنکش (آنان) جهنم است. "، و آیه 10 از سوره جاثیه: من ورائهم جهنم.. .؛ از پشت سر آن گردنکش (آنان) جهنم است. ". آیات دیگرى، مشرکان و سرکشان را هیمه و سوخت جهنم معرفى کرده است، آیه 98 از سوره انبیاء:" إنکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم.. .؛ شما و آنچه جز خدا عبادت میکنید سوخت جهنم است. ". آیه 15 از سوره جن: أما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا؛ و اما سرپیچان از حق، پس آنان هیمه جهنم بوده اند. "، آیه 23 از سوره الفجر، خبر از پیش آوردن جهنم است: و جی ء یومئذ بجهنم.. .؛ و چنین روزى جهنم همراه آورده شود. " بعضى از آیات از بروز و آشکار شدن جهنم خبر میدهد، آیه 91 از سوره شعراء: و برزت الجحیم للغاوین؛ و جهنم براى گمراهان آشکار گردیده شود.. "، و آیه 36 از سوره النازعات: و برزت الجحیم لمن یرى؛ و جهنم براى کسى که ببیند آشکارا گردد. ". در آیه 71 و 72 از سوره مریم، حکم قطعى است که همه وارد جهنم میشوند و سپس پرهیزگاران نجات مى یابند: و إن منکم إلا واردها کان على ربک حتما مقضیا، ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا؛ هیچ فردى از شما نیست مگر اینکه وارد جهنم شود، این حکمى است که بر پروردگار تو حتمى و قضاوت شده است. سپس کسانى را که پروا گرفته اند نجات میدهیم و ستمکاران را زانو زده (نیم خیز) در آن وامیگذاریم. "

مجموع این آیات دلالت صریح دارد بر اینکه جهنم پیش از زیر و رو شدن جهان طبیعت و مهد پرورش زمین صورت گرفته و آماده شده است. این آمادگى محصول فعل و انفعالها و تصادمات قواى نامتناهى حیاتى انسان و در گرفتن آتش شهوات و حشمها و آرزوها و پیروى از تقاضاهاى این مبادى و درگیرى آنها با عوامل و محرکات محیط خارج و عوامل اجتماع میباشد که پیوسته بصورت عقده هاى سوزنده درونى متراکم میگردد و با اندک تحریکى انفجارهایى رخ میدهد که در چهره و اعضا آشکار میگردد و به محیط بیرون شراره میزند این شراره ها مانند مار و اژدها بر جان و هستى مردم میزند و دوهاى آن بر عقل دور اندیش و و جدان مصلحت بین نیز چیره میگردد، و چشم و گوش و ذهن را از دیدن حق مى بندد، و درون تیره و مشوش میشود و از مشاهده آیات وجود و جمال و جلال محروم میگردد، بلکه جهان، با همه انوار حکمت و جمال و شکوهش فسرده و بى فروغ و زشت شده بصورت زندانى سراسر شکنجه در مى آید نه از خود خشنود و نه به عالم و عالمیان دلبسته است و نه با مبدء خیر و جمال رابطه اى دارد براى تسکین دردها، سوزها، ناخشنودیها و فرار از تاریکى به حرکات غافل- کننده و مواد تخدیر کننده فکر پناه میبرد تا اندک آرامشى بیابد. این جهنمى است که در زیر روپوش اجسام و حواس و در اعماق درون انسان و طبیعت نهفته است و پیوسته آماده و نیرومندتر میگردد و در زمینه نفس زنده و متحرک و متکامل انسانى کاملتر میگردد، تا پس از میان رفتن پوششها و موجبات غفلت سر برمى آورد و آشکار میگردد و بر درون و محیط کفر کافران احاطه دارد و از پشت سر سرکشان را دنبال میکند و پیش میبرد، همراه میبرد، با اعمال و ادراکات و تصورات و تخیلات شیطانى شخصیت جهنمى، پیوسته بدان سوخت میرساند و شعله ورترش میکند. چون اصل و منشأ جهنم در باطن عالم و عوامل متضاد آنست و دور از حق و آیات و جمال او است، همه در آن وارد می شوند، و در مسیر انسان- پس از عالم و بهشت فطرت و پیش از سر بیرون آوردن به عالم عقل و معرفت و پیوستگى با حقایق ثابت وجود و آیات حق- کمین کرده است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
جهنم کمینگاه بزرگ!
بعد از بیان بعضى از دلائل معاد ، و قسمتى از حوادث رستاخیز ، به سراغ سرنوشت دوزخیان و بهشتیان مى‏رود ، نخست از دوزخیان شروع کرده ، مى‏فرماید : جهنم کمینگاهى است ( ان جهنم کانت مرصادا).
و محل بازگشت طغیانگران ! ( للطاغین مابا).
مدتهاى طولانى در آن مى‏مانند ( لابثین فیها احقابا).
مرصاد اسم مکان است به معنى جایگاهى که در آن کمین مى‏کنند ، راغب در مفردات مى‏گوید : مرصد ( بر وزن مرقد ) و مرصاد هر دو یک معنى دارند ، با این تفاوت که مرصاد به مکانى گفته مى‏شود که مخصوص کمین است .
بعضى نیز گفته‏اند صیغه مبالغه است ، به معنى کسى که بسیار کمین مى‏کند مانند معمار که به معنى شخصى است که بسیار عمران و آبادى مى‏کند.
البته معنى اول هم مشهورتر است و هم مناسبتر ، و در اینکه چه کسى در دوزخ در کمین طغیانگران است ؟ گفته‏اند : فرشتگان عذاب ، زیرا طبق آیه 71 سوره مریم ، همه انسانها اعم از نیک و بد از کنار دوزخ ، یا از بالاى آن عبور مى‏کنند ، و ان منکم الا واردها کان على ربک حتما مقضیا در این گذرگاه عمومى و همگانى فرشتگان عذاب در کمینند و دوزخیان را مى‏ربایند ! و اگر به معنى صیغه مبالغه تفسیر کنیم خود دوزخ در کمین آنها قرار دارد و هر کدام از طغیانگران به آن نزدیک مى‏شوند آنها را به سوى خود مى‏کشاند و در کام خود فرو مى‏برد ، به هر حال از این گذرگاه عمومى احدى از سرکشان نمى‏توانند بگذرند ، یا فرشتگان عذاب آنها را مى‏ربایند ، و یا جاذبه شدید جهنم .
ماب به معنى مرجع و محل بازگشت است ، و گاه به معنى منزلگاه و قرارگاه مى‏آید ، و در اینجا به همین معنى است .
و اما احقاب جمع حقب ( بر وزن قفل ) به معنى مدت نامعلومى از زمان است ، بعضى آن را به هشتاد سال ، و بعضى هفتاد ، و بعضى چهل سال تفسیر کرده‏اند ، و چون از این تعبیر به هر حال استشمام مى‏شود که دوزخیان مدتهائى طولانى در دوزخ مى‏مانند ، و سرانجام پایان مى‏یابد ، و این با آیات خلود و عذاب دائم تضاد دارد ، هر کدام در تفسیر آن راهى را پوئیده‏اند.
معروف میان مفسران این است که منظور از احقاب در اینجا این است که مدتهائى طولانى و سالیان دراز پى در پى مى‏آید و مى‏گذرد ، بى آنکه پایان یابد ، و هر زمانى که مى‏گذرد زمان دیگرى جانشین آن مى‏شود .
در بعضى از روایات نیز آمده است که این آیه درباره گنهکارانى است که سرانجام پاک مى‏شوند و از دوزخ آزاد مى‏گردند نه کافرانى که مخلد در آتشند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.