از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم ):(این به دلیل آنست که خداوند تغییر دهنده نعمتی که به قومی داده نیست ،تا زمانیکه خود ایشان آنچه را که در نفسشان است تغییردهندو اینکه خدا شنوا و داناست )، یعنی خداوند نعمت قومی را تغییر و تبدیل نمی کند و آن را از آنان سلب نمی نماید،تا زمانیکه آنها خودشان ، خود را تغییردهند ،پس نعمتی که خداوند به بندگانش افاضه می کند به جهت استعداد وآمادگی که در نفس آنهاست می باشد و زمانیکه به جای شکران نعمت کفربورزند و به جای طاعت معصیت به جای آورند و به جای اصلاح ،افساد نمایندو به عوض اشتغال به ذکر خدا به لهویات مشغول شوند و به جای قیام در راه امور مفید جامعه به امور بیهوده و به جای جهاد به سستی گرایش یابند، در این صورت استعداد نفسانی خود برای نعمات را زایل کرده و خود را شایسته نقمت و هلاکت نموده اند و این امر یک ضابطه کلی در تغییر نعمت و تبدیل آ ن به نقمت و عقاب است و در آخر می فرماید: خداوند شنوای دعای شما و دانای نسبت به حاجات شماست ، پس شما را اجابت نموده و کافران را عذاب می کند،یا آنکه خداوند چون شنوای گفتار آنان و عالم به کارهای ایشان است ، پس آنان را عذاب می نماید، به هر جهت این فراز آخر در حکم تعلیل فراز قبلی است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : بسیار عالی شیخ علامه طباطبایی از بزرگان علم تفسیر بودند
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
فرمود ذلک اینکه ما این اقوام گذشته را قبل از آل فرعون خود آل فرعون مشرکین بدر که کفار عصر حاضرند در طول تاریخ آنها را تنبیه کردیم برای آن است که اولاً به آنها نعمت دادیم نعمت رایگان بدون استحقاق این نعمتهای ما ابتدایی بود در بیانات نورانی امام سجاد (سلام الله علیه) در صحیفه است که «مننک البتداء» یعنی تمام نعمتهای الهی ابتدایی مسبوق به استحقاق نیست که یک کسی بگوید ما لیاقت این را داشتیم خدا به ما نعمت داد پس اصل انعام احسان است یک، تداوم این نعم ادامه احسان است دو، تا انسان بیراهه نرود ولو کافر هم باشد این نعمت را خدا از او نمی‌گیرد این همه کفارند که از نعم الهی برخوردارند مگر اینکه بیراهه بروند صرف کفر باعث زوال نعمت نیست اینکه احیاناً گفته می‌شود «ملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» همین است صرف اینکه انسان کافر باشد یک کشوری کشور کفر باشد دولتی کافر باشد ملتی کافر باشد این باعث زوال نعمت نیست فرمود ما این همه مار و عقرب را داریم اداره می‌کنیم یکی‌اش هم اینها اگر اینها دیگر تعدی کردند اینها مرتب بخورند بیاشامند بنوشند در رفاه باشند کسی کاری با اینها ندارد حالا یک روزی هست به حساب اینها رسیدگی می‌کنم اگر یک جایی یک وحی‌ای شد یک نبوتی شد یک ولایتی شد یک امامتی شد حالا اینها صف بستند در برابر او یا علیه مظلومین یک منطقه قیام کردند از آن به بعد دیگر ما مهلت نمی‌دهیم ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ﴾ چرا ما این سه گروه را تا حالا به شما نشان ندادیم گرفتیم آن مشرکین عصر نوح را مثلاً مشرکین عصر موسای کلیم را مشرکین عصر رسول اکرم (علیهم الصلاة و علیهم السلام) را گرفتیم برای اینکه سنت الهی این است این کان چه به صورت مثبت ذکر بشود بگویند کان الله کذا چه به صورت منفی به صورت لم یک نشانه سنت الهی است هرگز ذات اقدس اله این دو تا احسانش را به هم نمی‌زند یک احسان ابتدایی است که یک نعمتی به قوم داده یک تداوم احسان است که آن نعمتی را که داده همچنان مستمرانه نگه می‌دارد در مقطع سوم بخواهد جلوی تداوم نعمت را بگیرد این مشروط است به اینکه خود قوم بیراهه بروند ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ﴾ نه اینکه نعمتی را که خود قوم داشتند این جمله که صفت آن نعمت است ناظر به آن است که این نعمت هم نعمت الهی است این طور نیست که حالا آنها بگویند ما استحقاق نعمت داشتیم خب ﴿لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ﴾ خود خدا این نعمت را داد و همآن طور نگه می‌دارد ﴿حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ﴾ اگر در دستگاه درونشان یک وقت است که در دستگاه بیرون تغییر می‌کند خانه‌ها را عوض می‌کنند خیابانها را عوض می‌کنند اتومبیلها را عوض می‌کنند باز هم خدا کاری به اینها ندارد قبلاً جور دیگر زندگی می‌کردند الآن جور دیگر زندگی می‌کنند خب بکنند یک عالمی هست برای محاسبه اما اگر نه روحیاتشان عوض شد به کفر نعمت سر در آوردند به ظلم و طغیان سر در آوردند اگر یک جایی وحی‌ای شد در برابر وحی ایستادند اگر یک جایی فقری بود این فقراء را استثمار و استخدام کردند ما دیگر به اینها مهلت نمی‌دهیم.
پرسش: ...
پاسخ: بله در جریان کفاری که قبل از موسای کلیم (سلام الله علیه) بودند سالیان متمادی اینها بت پرست بودند کفار بودند ولی خدا کاری با اینها نداشت سالیان متمادی بت پرستان حجاز مشغول شرک بودند خدا کاری با آنها نداشت اما حالا وقتی دیگر چرا دین حنیف نرفتند چرا به صورت بقایای دین حضرت مسیح نرفتند اینها را ذات اقدس اله کاری نداشت اما اگر یک وحی‌ای در حجاز ظهور کرد اینها علیه این وحی صف بستند آنجا بود که ذات اقدس اله به حیات اینها خاتمه داد فرمود: ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ﴾ عمده خصوصیتهای نفسانی است یعنی عقیده‌شان عوض بشود اخلاقشان عوض بشود وگرنه آداب و سنن زندگی‌شان عوض بشود کسی کاری به اینها ندارد قبلاً جور دیگر زندگی می‌کردند شهرسازی اینها خیابان کشی اینها جور دیگر بود الآن جور دیگر است این تغییر روحیه نیست این تغییر ساختار شهرسازی است اما یک وقتی نه روحیه‌شان عوض می‌شود قبلاً ظالم نبودند الآن ظالم‌اند قبلاً مهاجم نبودند الآن مهاجم‌اند قبلاً در برابر وحی نمی‌ایستادند الآن ایستادند اگر این چنین شد خدا تغییر می‌دهد خدا نعمت خودش را تغییر می‌دهد شما وقتی که نقشه جهان را می‌دادید اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی دهان پرکن کل این شمال را گرفته بود طولی نکشید که از درون بدون انقلاب بدون کودتا بدون قیام مردمی بدون خونریزی مثل برف آب شده الآن هم رسوایی آمریکا را شما می‌بینید در انتخابات منتهی از این طرف هم باید یک دین واقعی عرضه بشود خب همیشه همین طور است منتهی در کل جهان آدم که حساب می‌کند باید آن مدتها را هم به حساب کل جهان بیاورد نه مدتها را به حساب عمر شخصی خودش در قرآن کریم به ذات مقدس پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود ما به وعده‌ها و به وعیدهایمان عمل می‌کنیم ﴿وَ إِمّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ﴾ ما آنچه را که گفتیم می‌کنیم حالا بعضیها را در زمان حیات تو بعضیها را هم بعد از رحلت تو توقع نداشته باش که همه آن وعده‌ها را همین چهار روزه انجام بدهیم هر چیزی یک حساب و کتابی دارد ﴿إِنّا کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر﴾ ﴿أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ وَ عَلَیْنَا الْحِسابُ﴾ هرگز توقع نداشته باش تمام آن تهدیدات در زمان همین شصت هفتاد سال شما انجام بشود خب تغییر یک تبدیل خاص است گاهی تبدیل به این است که الف را که بدیل باء است به جای باء می‌نشانند اما تغییر این چنین نیست اگر بدیلی را به جای بدیل نشاندند این تغییر نیست غیری را به جای غیری نشاندند که مغایر اوست تغییر است حالا اگر کسی وضعش خوب بود از یک وضعی به وضع دیگر مبدل شد این در حقیقت تبدیل است تغییر نیست اگر این حالت دوم مغایر حالت اول بود غیر او بود یک تغایری یک غیریتی بین منقول و عنه منقول الیه بود این می‌شود تغییر اگر نعمت به نقمت عوض شد می‌شود تغییر وگرنه اگر این نعمت به نعمت دیگر عوض شد این تبدیل است نه تغییر فرمود تغییر می‌دهیم نه تبدیل یعنی نعمت را نقمت می‌کنیم سلامت را مرض می‌کنیم عزت را ذلت می‌کنیم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حسن حميدي سولا - تفسیر نمونه
بنابر این تنها قریش و مشرکان و بت پرستان مکه نبودند که با انکار آیات الهى و لجاجت در برابر حق و در گیرى با رهبران راستین انسانیت گرفتار کیفر گناهانشان شدند ، این یک قانون جاودانى است که اقوام نیرومندتر و قوى‏تر همچون فرعونیان ، و اقوام ضعیف‏تر را نیز در بر می‏گیرد .
سپس این موضوع را با ذکر ریشه اساسى مساله ، روشن تر می‏ سازد و می ‏گوید : اینها همه به خاطر آن است که خداوند هر نعمت و موهبتى را به قوم و ملتى ببخشد هیچگاه آنرا دگرگون نمی ‏سازد مگر اینکه خود آن جمعیت دگرگون شوند و تغییر یابند ( ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها على قوم حتى یغیروا ما بانفسهم) .
به تعبیر دیگر فیض رحمت خدا بیکران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شایستگی‏ها و لیاقتها به مردم می ‏رسد در ابتدا خدا نعمتهاى مادى و معنوى خویش را شامل حال اقوام می‏کند ، چنانچه نعمتهاى الهى را وسیله‏اى براى تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند ، و شکر آنرا که همان استفاده صحیح است بجا آوردند ، نعمتش را پایدار بلکه افزون می‏ سازد اما هنگامى که این مواهب وسیله‏ اى براى طغیان و سرکشى و ظلم و بیدادگرى و تبعیض و ناسپاسى و غرور و آلودگى گردد در این هنگام نعمتها را می ‏گیرد و یا آنرا تبدیل به بلا و مصیبت میکند ، بنابر این دگرگونیها همواره از ناحیه ما است و گرنه مواهب الهى زوال‏ ناپذیر است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر کوثر
مؤاخذه کافران و عذابى که خداوند بر آنها فرود آورد، بدون جهت نیست و براى خود معیارها و ملاکهاى خاصى دارد. در این آیه یکى از آن معیارها را به دست مى‏دهد و روشن مى‏کند که چگونه و به چه دلیل گاهى خداوند نعمتى راکه بر قومى داده از آنها مى‏گیرد؟

گاهى جامعه‏اى داراى امنیت و آسایش و فراخى روزى است و قدرت و شکوهى دارد ولى ناگهان همه چیز درهم مى‏ریزد و آن نعمتها از آن جامعه سلب مى‏شود و جامعه دچار ناامنى و قحطى و جنگ و مصیبتهاى دیگر مى‏گردد، این تغییر نعمتها براى آن است که مردم آن حالت معنوى و اخلاقى را که داشتند و با ایمان به خدا و شکر نعمتهاى او زندگى مى‏کردند، از دست مى‏دهند و حال آنها دگرگون مى‏شود و به فسق و فساد و گناه روى مى‏آورند. در چنین حالتى است که خدا نیز نعمت خود را تغییر مى‏دهد و آن را تبدیل به نقمت مى‏کند.

این آیه همین سنت تاریخى الهى را که حاکم بر جامعه و تاریخ است بیان مى‏کند و مى‏فرماید اینکه خدا کافران را
عذاب مى‏کند براى آن است که خداوند نعمتى را که به قومى داد تغییر نمى‏دهد مگر اینکه حالت نفسانى آنها تغییر پیدا کند.

آیه مورد بحث نظیر آیه دیگرى است که مى‏فرماید:

ان اللّه‏ لایغیر ما بقوم حتى یغیروا مابانفسهم (رعد/11)

همانا خداوند آنچه را که یک قوم دارد تغییر نمى‏دهد مگر اینکه آنها آنچه را که در نفس خود دارند تغییر بدهند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر عاملی
«بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً» الخ 54 طبرى: سدى گفته است: مقصود پیغمبر است که نعمتى بود براى اعراب و چون قدر او ندانستند و نعمت خود را دگرگون کردندبه وسیله ى آزار و فرار آن حضرت، خداوند آن را به مردم مدینه ارزانى داشت و این شرافت نصیب آنها شد امام فخر: مقصود عقل است و سرمایه ى اصلى انسانى که بالاترین نعمت است و نافرمانى حکم عقل و به کار نبردن آن تغییر نعمت است که موجب خسارت است سخن ما: در جمله ى «بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً» ممکن است اعتراض شود که بسیار نعمتها و خوشیها از مردم گرفته مى شود با این که خودشان هیچ تقصیر وکفران نعمت نمى کنند مانند سوختن و تلف شدن و آسیب رسیدن به سرمایه ها، وسودها با همه کوشش صاحبان آنها در حفظ و ازدیاد آنها جواب این است که آیه براى بیان علّت حوادث ناگوار بر انسان نیست و در دنباله ى نقل گرفتارى اعراب و مقایسه ى آنها با ملل گذشته مانند فرعونیان و پیشینیان او که همگى به این گونه عذاب و مجازات و غرق گرفتار مى شدند، توضیح داده شده است که این جور پیشامدهاى برخلاف انتظار نه این است که در فضل و خیر خداوند نقص و مضایقه است بلکه ازاین جهت است که خود لیاقت استفاده ى از آن را نداشته اند و از دست داده اند چنان که از مفسّرین نقل کردیم: مقصود اعراض خود مردم است از آن سرمایه ها و نعمتهاى بزرگ و اساسى عمومى بشر مانند عقل خود انسان و یا عقل اجتماع که پیغمبر باشد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهٰا عَلىٰ قَوْمٍ حَتّٰى یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (ذلک)اشاره بآیات بالا است که آن عذابها که به امم پیشینیان رسید و اینهائى که بقوم تو رسیده همان کفر و تکذیب و تفرعن آنها بود که عذاب را براى آنان ایجاب نمود زیراکه کرم و عظمت الهى بالاتر از این است که انعامى که بمخلوقات خود عطا نموده بدون جهت از آنها بگیرد مگر اینکه نفس خود را که ابتداء لایق تفضّلات الهى بود تغییر دهند و از استعداد قبول نعمت بیندازند(العطیّات بقدر القابلیات) اگرچه آیه اطلاق دارد و دلالت دارد بر اینکه هر نعمتى که از جماعتى گرفته شود سببش تغییر دادن نفوس افراد آن جامعه است زیراکه(ذلک)را براى دور آرند چنانچه(ذاک)را براى نزدیک،لکن در اینجا شاید نظر باهل مکّه باشد از قبیل تعلیل بامر عام و تطبیق بر مورد خاص و اشاره به اینکه خداى تعالى مشرکین مکه را به گناهشان گرفت زیراکه اینان هم نعمتهاى ظاهرى داشتند از مأکولات و مشروبات و هم نعمت باطنى که چنین رسولى بین آنها ظاهر گردید و کفران نعمت نمودند این بود که در روز بدر چندین نفر آنها بدم شمشیر مسلمانها کشته شدند و مالهاى آنها به غنیمت بدست مسلمانها افتاد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
سپس این موضوع را با ذکر ریشه اساسى مساله،روشنتر مى سازد و مى گوید: اینها همه به خاطر آن است که خداوند هر نعمت و موهبتى را به قوم و ملتى ببخشد هیچگاه آن را دگرگون نمى سازد مگر اینکه خود آن جمعیت دگرگون شوند و تغییر یابند ( ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهٰا عَلىٰ قَوْمٍ حَتّٰى یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ ) به تعبیر دیگر فیض رحمت خدا بیکران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شایستگى ها و لیاقتها به مردم مى رسد در ابتدا خدا نعمتهاى مادى و معنوى خویش را شامل حال اقوام مى کند،چنانچه نعمتهاى الهى را وسیله اى براى تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند،و شکر آن را که همان استفاده صحیح است بجا آوردند،نعمتش را پایدار بلکه افزون مى سازد اما هنگامى که این مواهب وسیله اى براى طغیان و سرکشى و ظلم و بیدادگرى و تبعیض و ناسپاسى و غرور و آلودگى گردد در این هنگام نعمتها را مى گیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت مى کند،بنا بر این دگرگونیها همواره از ناحیه ما است و گرنه مواهب الهى زوال ناپذیر است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
نکته ها:
در احادیث متعدّدى عواملى مانند: ظلم و گناه، سبب تغییر نعمت هاى الهى به حساب آمده اند، چنانکه بازگشت از گناه و انحراف و حرکت در مسیر حقّ ، موجب سرازیر شدن انواع نعمت هاى الهى است
گناهان و ستم ها، انسان را از لیاقت بهره ورى از لطف الهى دور مى کند چنانکه حضرت على علیه السلام در خطبه قاصعه بدان اشاره کرده و در دعاى کمیل مى خوانیم: اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تهتک العصم اللّهم اغفر لى الذّنوب الّتى تغیّر النّعم

در نامه حضرت على علیه السلام به مالک اشتر مى خوانیم: «هیچ چیز مانند ظلم و ستم، نعمت هاى الهى را تغییر نمى دهد، چون خداوند ناله ى مظلوم را مى شنود، در کمین ظالمان است»
امام صادق علیه السلام فرمودند: «همواره از سختى ها و گرفتارى هاى روز و شب که عقوبت معصیت و گناهان شماست، به خدا پناه ببرید»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهٰا عَلىٰ قَوْمٍ حَتّٰى یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ مراد از نعمت در اینجا روزى و مقصود از دگرگون ساختن آن، سلب این نعمت و از بین بردن آن است در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود: ظاهر آیه نشان مى دهد که گروهى که خداوند به آنها روزى داده است، مادام که فرمان بردار باشند، خدا این روزى را از آنان نمى گیرد و هرگاه معصیت کنند، خدا آن را از آنها مى گیرد؛ لکن ما گناهکاران بسیارى مى بینیم که هر اندازه به گناهشان افزوده مى شود بر ثروتشان نیز افزوده مى شود و یا هیچ گونه تغییرى علیه آنان صورت نمى گیرد؟

پاسخ: آیه نه واژۀ معصیت را آورده است و نه واژۀ کفر را و تمام آنچه آیه برآن دلالت دارد این است که خداوند نعمتى را از صاحبانش نمى گیرد، مگر اینکه آنان خود دگرگون شوند البتّه، نوع دگرگونى را بیان نکرده است از این قبیل است آیۀ 11 از سورۀ رعد: « خدا چیزى را که از آن مردمى است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند» خاندان فرعون که خدا در آیۀ پیشین به آنها مثل زده است، همیشه مشرک بودند، هرچند پس ازآن که موسى علیه السّلام با دلایل به سوى آنان آمد، بر ستمگرى خود افزودند بنابراین، باید آیۀ مورد بحث را بر این معنا حمل کرد که، خدا قومى را در دنیا به هلاکت نمى رساند، مگر اینکه به سوى آنان پیامبرى را بفرستد و او آنها را رودررو به سوى خدا دعوت کند و آنها از دعوت او روى برتابند؛ نظیر خاندان فرعون و کسانى که پیش از آنان بودند؛ همچون قوم نوح، قوم لوط و دیگران و هرگاه خدا به سوى ایشان پیامبرى را نفرستد، عذاب آنها را تا روز قیامت به تأخیر خواهد انداخت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.