از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  معنای کلمه «برائت»
اصل واژه «برء» و «براء» و «تبرى» به معناى کناره‏گیرى و بیزارى از هر چیزیست که مجاورت با آن مورد کراهت باشد، لذا گفته مى‏شود «برات من المرض- از مرض بهبودى یافتم» و «برأت من فلان- از گیر فلانى نجات یافتم» و «تبرأت و یا أبرأته و برأته من کذا- و از فلان عمل بیزارى جستم و یا فلانى را از آن عمل برى نمودم»، و در مفردش گفته مى‏شود: «رجل برى‏ء» و در جمع گفته مى‏شود: «قوم براء و یا قوم بریؤون» خداى تعالى در قرآن مى‏فرماید:« بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ».

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 196 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مخاطبین آیه چه کسانی هستند؟
خطاب آیه به شهادت جمله «عاهَدْتُم» متوجه به مؤمنین و یا به رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مؤمنین است. و در عنوان، نام خدا برده شده که صاحب خطاب و حکم است و نام رسول هم برده شده که واسطه ابلاغ خطاب است، و نام مشرکین برده شده که مورد حکمند، و پس از آن، حکم طورى الفاء شده که بطور غایبانه ولى در عین حال با صاحب حکم مواجهه کنند به آنان برسد، و این طرز خطاب در احکام و دستوراتى که مقصود رساندنش به همه مردم است خود یک نوع تعظیم است براى صاحب حکم و دستور. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 196 قالب : تفسیری موضوع اصلی : مومنین گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  انشاء حکم و قضاء بر برائت از مشرکین
مفاد آیه تنها صرف تشریع نیست، بلکه متضمن انشاء حکم و قضاء بر برائت از مشرکین زمان نزول آیه است، به دلیل اینکه اگر صرف تشریع بود رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را در برائت شریک نمى‏کرد، چون دأب قرآن بر این است که حکم تشریعى صرف را تنها به خدا نسبت دهد، حتى صریحا فرموده: «وَ لا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَداً» (کهف/26) و از مصادیق حکم جز حکم به معناى سیاست و ولایت و قطع خصومت را به آن حضرت نسبت نمى‏دهد.
بنا بر این، منظور از آیه این است که: خداوند قضا رانده به اینکه از مشرکین که شما با آنان معاهده بسته‏اید امان برداشته شود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 196 و 197 قالب : تفسیری موضوع اصلی : برائت- تبری گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  جواز عهد‌ شکستن مسلمانان با مشرکین عهد‌شکن
خداوند قضا رانده به اینکه از مشرکین که شما با آنان معاهده بسته‏اید امان برداشته شود، و این برداشته شدن امان جزافى و عهدشکنى بدون دلیل نیست، چون خداوند بعد از چند آیه مجوز آن را بیان نموده و مى‏فرماید که: هیچ وثوقى به عهد مشرکین نیست، چون اکثرشان فاسق گشته و مراعات حرمت عهد را نکرده و آن را شکستند، به همین جهت خداوند مقابله به مثل یعنى لغو کردن عهد را براى مسلمین نیز تجویز کرده و فرموده: «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ» (أنفال/58). و لیکن با اینکه دشمن عهدشکنى کرده خداوند راضى نشد که مسلمانان بدون اعلام لغویت عهد آنان را بشکنند، بلکه دستور داده نقض خود را به ایشان اعلام کنند تا ایشان بخاطر بى اطلاعى از آن بدام نیفتند. آرى، خداى تعالى با این دستور خود مسلمانان را حتى از این مقدار خیانت هم منع فرمود. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 196 و 197 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وفای به عهد گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نازل شدن این آیه بعد از جنگ تبوک
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: این آیه بعد از مراجعت رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از جنگ تبوک که در سنه نهم هجرت اتفاق افتاد نازل گردید... .

از طرفى سیره رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قبل از نزول این سوره این بود که جز با کسانى که به جنگ او برمى‏خاستند نمى‏جنگید، و این روش بخاطر این آیه بود که مى‏فرماید: «فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلًا» (نساء/90) تا آنکه سوره برائت نازل شد، و پیامبر مامور شد به اینکه مشرکین را از دم شمشیر بگذارند چه آنها که سر جنگ دارند و چه آنها که کنارند، مگر آن کسانى که در روز فتح مکه براى مدتى با آن حضرت معاهده بستند، مانند صفوان بن امیه و سهیل بن عمرو که به فرمان: «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ» (توبه/1-2) چهار ماه یعنى بیست روز از ذى الحجه و تمامى محرم و صفر و ربیع الاول و ده روز از ربیع الثانى مهلت یافتند، که اگر بعد از این مدت باز به شرک خود باقى ماندند آنان نیز محکوم به مرگند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 214 تا 216 قالب : روایی موضوع اصلی : سوره توبه گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نزول وحی مبنی بر لزوم اعلام شدن آیات برائت توسط امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)
رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ابى بکر را با آیات سوره برائت به موسم حج فرستاد تا بر مردم بخواند جبرئیل نازل شد و گفت: از ناحیه تو جز على نباید برساند، لذا حضرت على (علیه‌السلام) را دستور داد تا بر ناقه غضباء سوار شود و خود را به ابى بکر رسانیده آیات را از او بگیرد و به مکه برده بر مردم بخواند. ابى بکر عرض کرد آیا خداوند بر من غضب کرده؟ فرمود:نه، چیزى که هست دستور رسیده که جز مردى از خودت کسى نمى‏تواند پیامى به مشرکین ببرد.
از آن طرف وقتى على (علیه‌السلام) به مکه رسید که بعد از ظهر روز قربانى بود که روز حج اکبر همانست، حضرت در میان مردم برخاست و صدا زد: اى مردم من فرستاده رسول خدایم به سوى شما، و این آیات را آورده‏ام: «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ» یعنى بیست روز از ذى الحجه و تمامى محرم و صفر و ربیع الاول و ده روز از ربیع الثانى. آن گاه فرمود: از این پس نباید کسى لخت و عریان اطراف خانه طواف کند، نه زن و نه مرد، و نیز هیچ مشرکى دیگر حق ندارد بعد از امسال به زیارت بیاید، و هر کس از مشرکین با رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عهدى بسته است مهلت و مدت اعتبار آن تا سرآمد همین چهار ماه است.

علامه طباطبایی: به قرینه روایتى که بعدا نقل مى‏شود مقصود آن عهدهایى بوده که ذکر مدت در آنها نشده است، و اما آنهایى که مدت دار بوده از مدلول خود آیات کریمه برمى‏آید که تا آخر مدتش معتبر است.
از آنچه نقل شد به خوبى به دست مى‏آید که آنچه که از این همه روایات در داستان فرستادن على (علیه‌السلام) به اعلام برائت و عزل ابى بکر از قول جبرئیل آمده این است که جبرئیل گفت: کسى از ناحیه تو پیامى را به مردم نمى‏رساند جز خودت و یا مردى از خودت. و همچنین جوابى که رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به ابى بکر داد در همه روایات این بود که فرمود: هیچ کس پیامى از من نمى‏رساند مگر خودم و یا مردى از خودم.
و به هر حال، پس معلوم شد که آن وحى و این کلام رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مطلق است و مختص به اعلام برائت نیست، بلکه شامل تمام احکام الهى مى‏شود، و هیچ دلیلى نه در متون روایات و نه در غیر آن یافت نمى‏شود که به آن دلیل بگوئیم کلام و وحى مزبور مختص به اعلام برائت بوده،

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان: ج‏9، ص: 216 تا 237 قالب : روایی موضوع اصلی : امیر المومنین علی (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عدم ذکر بسم الله... - سيد علي بهبهاني
دربارهٴ اینکه چطور اول این سوره بسم الله نداشت یعنی این سوره کتابتاً و قرائاً بسم الله نداشت فقط همین طور می‌گویند اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ﴾ و این بسم اللهی که ما قرائت می‌کنیم همان طوری که در طلیعه هر آیه‌ای قرائت می‌کنیم از آب باب است سه وصف در مجمع البیان هست برای اثبات اینکه چرا اول این سوره بسم الله ندارد که غالب این وجوه در طی بحث اشاره شده است گفته شد این سورهٴ مبارکهٴ تتمه سوره انفال است چون تتمه سوره انفال است وسط سوره قرار گرفته دیگر جا برای بسم الله نیست وجه دوم این بود که چون بسم الله نام الله است و خداوند دارای اسمای فراوانی است که یکی از آن اسماء سلام است سلام و سلامت و تعهد و ترک حرب چون سلم در برابر حرب است «إنی سلم لِمَن سالَمَکُم وَحَربٌ لِمَن حارَبَکُم» این با اعلام جنگ یا اعلان برائت هماهنگ نیست لذا در اول این سوره بسم الله ذکر نشده که این وجه نظیر وجه قبلی هم ناتمام بود گرچه به صورت یک روایت ذکر می‌کنند اما چون این روایت تقریباً مقطوع است مرفوع است روایت مسند معتبری نیست اعتماد به این آسان نیست برخیها گفتند نامه‌هایی که وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای کفار حربی می‌نوشتند اولش بسم الله داشت خب چطور در آن نامه‌هایی که برای کفار حربی مرقوم می‌فرمودند با بسم الله شروع می‌شد اینجا بسم الله منافات با حرب دارد؟ پاسخش این است که آن نامه‌ها نامه دعوت به اسلام بود نه نامه اعلان برائت و این سوره طلیعه این سوره اعلان برائت است دعوت به اسلام نیست اعلان برائت است لذا در پایان آن نامه‌ها که دعوت نامه بود به اسلام اولش بسم الله داشت آخرش هم «﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی﴾ » می‌آمد همان طوری که موسای کلیم (سلام الله علیه) در پایان دعوت ش نسبت به فرعون ﴿َالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی﴾ دارد وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم در پایان آن دعوتنامه‌ای که برای کفار حربی مرقوم می‌فرمودند چنین دستور می‌دادند نوشته بشود ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی﴾
برای اینکه بسم الله هر سوره مناسب با محتوای همان سوره است و ذات اقدس الهی که جامع همه اسماء است رحمانیتش هم گاهی به صورت انتقام ظهور می‌کند گاهی به صورت قهر ظهور می‌کند می‌توان در اول آن برائت و اعلام جنگ هم بسم الله
خیلی از این ادعیه اولش بسم الله ندارد مثل دعای کمیل و اینها ولی به نام خدا شروع می‌شود آن حدیث این است که هر حرفی هر کاری که به نام خدا شروع نشود این به ثمر نمی‌رسد باید به نام خدا شروع بشود این ادعیه هم به نام خدا شروع می‌شود «الّلهم» این دعای کمیل و سایر ادعیه خب اولش بسم الله است دیگر یعنی نام خدا دارد نه بسم الله الرحمن الرحیم معه این آیه مبارکه سوره کریمه توبه هم چنین است نام خدا دارد دیگر ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ﴾ غرض آن است که این خبر است برای مبتدای محذوف یعنی این رساله این نامه قطع‌نامه است خلاصه برائة نامه است ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ﴾ یعنی نامه تبری خدا و پیغمبر است که به طرف مشرکین نوشته شد وجود مبارک حضرت امیر هم مأمور شد این نامه را در مکه علی رئوس الاشهاد برای مشرکین این نامه را بخواند این نامه‌ای است از طرف خدا به طرف مشرکین منتها ﴿مِنَ اللّهِ﴾ به این صورت ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ﴾ آمده است ا ولش آن مبتدا محذوف است یعنی هذه الرساله هذه الایه هذه الکتابه هذا الکتاب فلان
«لم یبدأ ببسم الله» آن حدیث صحیح را بیاورید که به بسم الله ذکر بشود آنجا دارد یا حمد یا نام خدا این‌طور نیست نظیر ﴿لاَ تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ﴾ این است شما در ذبیحه باید نام ذات اقدس الهی را ببرید نه بسم الله بگوید حالا کسی الله اکبر گفت سبحان الله گفت در ذبح و نحر کافی است دیگر قرآن بیانش این است که ﴿لاَ تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ﴾ نام خدا برده نشود اینکه می‌بینید در کتابهای فقهی فتوا می‌دهند که هر نامی باشد کافی است حالا کسی دارد عند تضحیه قربانی می‌کند یا قصابی می‌کند در این مسلخها می‌گوید الله اکبر سبحان الله لا اله الا الله کافی است دیگر نام مبارک خدا باید برده بشود به نام خدا باید باشد نه به نام غیر خدا به نام خدا هست خب سرّ فتوای فقها هم همین است ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ﴾ پس این نامه‌ای است از طرف ذات اقدس الهی به طرف مشرکین وجه سومی که جناب طبرسی در مجمع نقل می‌کنند این است که ابن عباس از عثمان سؤال کرده که این را همان‌طوری که مرحوم امین الاسلام این وجه سوم را در مجمع نقل می‌کند جناب زمخشری هم در کشاف نقل می‌کند که ابن عباس از عثمان سؤال‌کرد که چطور این سوره توبه بسم الله ندارد یک و فاصله گذاشتید جزء سوره دیگر هم هست این دو اینجا آمده؟ عثمان در جواب گفته بود که هر سوره‌ای یا هر آیه‌ای وقتی نازل می‌شد وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود که این سوره را کجا بگذارید بین کدام سوره و کدام سوره قرار بدهید این یک اگر درباره خود سوره بود که ترتیب سور طبق این نقل به دستور شخص پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و اگر آیه‌ای نازل می‌شد می‌فرمود این را «فی السورة التی یذکر فیها» کذا و کذا بگذارید قبلاً این شهرتی که داشت سوره بقره سوره فیل سوره انعام و اینها به این صورت نبود قبلاً به این صورت بود «السورة التی یذکر فیها البقرة السورة التی یذکر فیها الانعام» کم کم اینها علم بالغلبه شده برای تخفیف البته بعضی از این سور نام خاص خودش را دارد مثل «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب» یا سوره یس اینهایی که اسامی مشخصی دارد و اما این نامگذاریهایی نظیر بقره انعام فیل عنکبوت اینها قبلاً این‌طور بود «السورة التی یذکر فیها العنکبوت» الآن هم تفسیرهای قبل از هزار سال هم همین‌طور است نوشته‌های مرحوم سید رضی این است «فی السورة التی یذکر فیها العنکبوت» نه فی سورة العنکبوت این‌طور است در بعضی از روایات هم همین‌طور است البته برخی از روایات دارد که این روایات فضیلت است که کسی سوره انفاق را یا سوره عنکبوت را قرائت کند این قدر فضیلت دارد آنها ظاهراً علم بالغلبه است و برای تخفیف است ممکن است در بعضی از اینها روایت معتبری باشد که نام آن سوره باشد ولی نام آن سوره باشد بالأخره دلیل معتبر می‌خواهد الآن تفسیر طبری هم همین‌طور است دیگر نمی‌گویند سورة البقرة که می‌گویند «فی السورة التی یذکر فیها البقرة» قبل از مرحوم سید رضی نوشته طبری و اینها این‌طور بود غرض آن است که تفسیرهای شیعه سنی اینهایی که قبل از هزار سال است معمولاً این‌طور است «فی السورة التی یذکر فیها العنکبوت» نه فی سورة العنکبوت به هر تقدیر این را همان‌طوری که مرحوم امین الاسلام نقل می‌کند عثمان در پاسخ ابن عباس گفته بود که وقتی آیه‌ای نازل می‌شد وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور می‌داد که این را «فی السورة التی یذکر فیها» کذا بگذارید «فی السورة التی یذکر فیها النساء» و سوره برائت و توبه در اواخر عمر مبارک حضرت نازل شد چون سال هشت هجری مکه فتح شد نه هجری این سورهٴ مبارکهٴ برائت نازل شد سال ده حجة‌الوداع بود و آغاز سال یازدهم بود که وجود مبارک حضرت رحلت فرمودند عثمان طبق این نقل می‌گوید که این اواخر عمر مبارک حضرت بود و نشد ما سؤال بکنیم که این سوره را کجا بگذاریم ایشان که دارد برای ما بیان نشد یعنی ما توفیق پیدا نکردیم خب سرّش این است که اگر به اهل بیت (علیهم السلام) مراجعه می‌کردند روشن‌تر بود برای ما روشن نشد که حضرت چه فرمود بعد ما دیدیم گرچه فاصله سوره توبه و سوره انفاق زماناً زیاد است سوره انفال در اوایل هجرت نازل شد و سوره توبه در سال نهم هجرت نازل شد فاصله زیاد است لکن بسیاری از مطالب سوره توبه هماهنگ با سوره انفال است در سوره انفاق جریان تبرّی از مشرکین مطرح است که تولّی آنها را نپذیرید ﴿وَالَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ﴾ خود مؤمنین اولیای یکدیگرند آنچه که در بخشهای پایانی سوره انفال آمده است که تبرّی مسلمانها از مشرکین باشد در آغاز سوره توبه مناسب آن تبرّی ذات اقدس الهی و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از مشرکین مطرح شده است بنابراین ما چون بینشان تناسب دیدیم اینها را قرینتان یافتیم و سوره توبه را کنار سوره انفال ذکر کردیم و جمع بین دو نظر شد یکی اینکه یک فاصله‌ای بین سوره توبه و سوره انفال قرار دادیم که مثلاً سوره انفال را خاتمه یافته تلقی کردیم بعد بالایش نوشتیم سورة التوبه و از طرف دیگر بسم الله را هم اولش ننوشتیم که جمع بین قولین باشد یک فصل نامگذاری متخلل شد و بسم الله هم نوشته نشد این خلاصه نظری است که عثمان در پاسخ ابن عباس گفته است البته حرف هیچ کدام از این دو هم حجت نیست خب پس این وجوهی است برای اینکه چرا اولش بسم الله ندارد لکن چون اهل بیت (علیهم الصلاة و علیهم السلام) ما را به این قرآن با همین وضع ارجاع دادند معلوم می‌شود که مقبول آنهاست نه یک کلمه کم نه یک کمله زیاد چیزی دربارهٴ قرآن کریم راه پیدا ن کرده این همان است که بر وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و از لبان مطهر آن حضرت به امت اسلامی رسیده است ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ عَاهَدْتُم مِنَ المُشْرِکِینَ﴾ پس این یک نامه رسمی است از طرف خدا به مشرکین که ما اعلان تبری کردیم. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : آیت الله جوادی آملی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  چرا در سوره تبت یدا، بسم الله... حذف نشده؟ - سيد علي بهبهاني
در تبت یدا هم این‌چنین است آن هم از آن جهت که با برائت فرق می‌کند ﴿تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ﴾ یک نامه خاصی نیست برای ابو لهب یک حکم عام است یعنی به صورت یک نفرین الهی است که بیان شده اما ایانجا نامه است شما در نامه‌های معروف حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج‌البلاغه و همچنین در سایر نامه‌هایی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مثلاً مرقوم می‌فرمودند در طلیعه نامه این است که بسم الله الرحمن الرحیم این نامه‌ای است من فلان الی فلان نامه‌های نهج‌البلاغه این است که «من عبد الله علی‌بن ابی‌طالب خلیفة رسول الله الی عامله .. الی عامله» و مانند آن این طرز نامه نگاری بود که می‌نوشتند نامه‌ای است از طرف چه کسی آدرس بالأخره در همان اول نامه بود نامه‌ای است از طرف چه کسی به سوی چه کسی این در اول نامه بود این برائت هم این‌چنین است نامه‌ای است از طرف خدای سبحان به پیامبر و مشرکین ﴿بَرَاءَةٌ﴾ خبر است برای مبتدای محذوف یعنی «هذه الرسالة، هذه الآیات یا هذا الکتاب» ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ﴾ این برائت‌نامه است تبری‌نامه است ومانند آن بنابراین این با بسم الله مثلاً هماهنگ نیست [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر تسنیم قالب : تفسیری موضوع اصلی : بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم گوینده : آیت الله جوادی آملی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ماجرای اعلام سوره توبه - سيد مصطفي فاطمي کيا
از این که براى این سوره در روایات، نام‏هاى «برائت» و «توبه» آمده است، مى‏فهمیم که جزء سوره‏ى انفال نیست، بلکه سوره‏اى مستقلّ است.
از این که سوره، به دلیل محتواى قهرآمیزش بدون «بسم اللَّه» شروع شده است، مى‏فهمیم که «بسم اللَّه» در هر سوره، متعلّق به همان سوره و جزء آن است، نه آنکه به عنوان تشریفات ویا...، در اوّل هر سوره بیاید.
اعلام برائت، به خاطر پیمان‏شکنى کفّار بود که در آیه‏ى 7 و 8 مطرح شده است، و گرنه قانون کلّى، مراعات پیمان‏هاست و تا طرفِ مقابل به پیمان وفادار باشد، باید آن را نگهداشت. چنانکه در آیه‏ى 4 آمده است: «الاّ الّذینَ عاهَدتُم من المشرکِینَ ثمّ لَم‏ینقُصوکم شیئاً ولم یُظاهروا علیکم اَحداً فاتّموا الیهم عهدهم الى مدّتهم» به میثاقتان با مشرکانى که پیمان نشکسته و توطئه‏اى نکرده‏اند، تا آخرِ مدّت وفادار بمانید. به علاوه مسلمانان به دلیل ضعف، تن به آن قرارداد دادند، وگرنه خواسته‏ى مسلمانان، قلع و قمع هر چه سریعتر شرک است.
ماجراى اعلان این آیات
در سال هشتم هجرى مکّه فتح شد، امّا مشرکان همچنان براى انجام مراسم عبادى خود که آمیخته با خرافات و انحرافات بود، به مکّه مى‏آمدند. از جمله عاداتشان این بود؛ لباسى را که با آن طواف مى‏کردند، صدقه مى‏دادند. یک زن که مى‏خواست طواف‏هاى بیشترى انجام دهد، چون دیگر لباسى نداشت، به اجبار کفّار برهنه طواف کرد و مردم به او نگاه مى‏کردند.
این وضع براى پیامبر و مسلمانان که در اوج قدرت بودند، غیر قابل تحمّل بود. پیامبر منتظر فرمان خدا بود تا آنکه این سوره در مدینه نازل شد. پیامبرصلى الله علیه وآله به ابوبکر مأموریت داد تا آیاتى از آن را بر مردم مکّه بخواند. شاید انتخاب ابوبکر به دلیل آن بود که او پیرمرد بود و کسى نسبت به او حساسیّت نداشت.
امّا وقتى او به نزدیک مکّه رسید، جبرئیل از سوى خدا پیام آورد که تلاوت آیات را باید کسى انجام دهد که از خاندان پیامبر باشد. آن حضرت، على‏علیه السلام را مأمور این کار کرد و فرمود: من از او هستم و او از من است. على‏علیه السلام در وسط راه آیات را از ابوبکر گرفت و به مکّه رفت و بر مشرکان قرائت نمود.
ماجراى تلاوت آیات این سوره توسّط على‏علیه السلام، در کتب اهل سنّت نیز آمده و از اصحاب، کسانى همچون ابوبکر و على‏علیه السلام، ابن عباس، انس‏بن مالک، جابربن عبداللَّه انصارى آن را روایت کرده‏اند و در مدارک بسیارى نقل شده است. [1]
برخى از اهل سنّت [2] تلاش کرده‏اند که آن را امرى عادّى جلوه دهند تا امتیازى براى حضرت على‏علیه السلام به حساب نیاید و تحویل مأموریت تلاوت را به على‏علیه السلام، براى تألیف دلِ او دانسته‏اند، نه امتیازى براى او. در حالى که براى به دست آوردن دل کسى، کارى بى‏خطر به او محوّل مى‏کنند، نه تلاوت آیاتِ برائت از مشرکین، آن هم در منطقه‏ى شرک و توسّط کسى که بسیارى از مشرکان را در جنگ‏ها کشته است و عدّه‏اى کینه‏ى او را در دل دارند!
وقتى خداوند به حضرت موسى‏علیه السلام فرمان داد که نزد فرعون رفته او را به توحید دعوت کند، وى گفت: خدایا من یک نفر از آنان را کشته‏ام، مى‏ترسم مرا به قصاص بکشند، برادرم را به همراه من بفرست. ولى على‏علیه السلام که تعداد زیادى از سران شرک را کشته بود، به تنهایى رفت و آیاتِ برائت را در نهایت آرامش خواند، آن هم در جاى حسّاسى چون منى‏ و کنار جمره‏ى عقبه.
نکاتى که توسّط على‏علیه السلام به کفّار اعلام شد عبارت بود از:
1- اعلام برائت و لغو پیمان‏ها.
2- ممنوعیّت شرکت مشرکان در حج از سال آینده.
3- ممنوعیّت طواف در حالت برهنگى.
4- ممنوعیّت ورود مشرکان به خانه‏ى خدا.
در موارد زیادى از قرآن، خدا و رسول در کنار هم مطرح شده‏اند، از جمله:
الف: در هدیه و لطف. «اغناهم اللَّه ورسوله» [3]
ب: در بیعت. «انّ الذین یبایعونک انما یبایعون اللَّه» [4]
ج: در اطاعت وپیروى. «من یُطع الرسول فقد اطاع اللَّه» [5]
د: در برائت و بیزارى از دیگران. «برائة من اللَّه و رسوله»


1) مسند احمد حنبل، (ج‏3، ص‏212 و 283 ؛ ج‏1، ص‏151 و 330)، مستدرک صحیحین، (ج‏3، ص‏51)، تفسیر المنار، (ج‏10، ص‏157)، تفسیر طبرى، (ج‏10، ص‏46)، تفسیر ابن کثیر (ج‏2، ص‏322 - 333)، احقاق‏الحق، (ج 5، ص 368) و فضائل‏الخمسه، (ج‏2، ص‏342). و در الغدیر، (ج‏6، ص 338) نام 73 نفر که این ماجرا را نقل کرده‏اند آمده است.
2) مثل فخررازى و آلوسى در تفسیرهایشان.
3) توبه، 74.
4) فتح، 10.
5) نساء، 80. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور : حجت الاسلام قرائتی قالب : شأن نزول موضوع اصلی : سوره توبه گوینده : سید مصطفی فاطمی کیا
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سیمای سوره توبه - سيد مصطفي فاطمي کيا
سیماى سوره‏ى توبه‏
این سوره که نهمین سوره‏ى قرآن کریم است، یکصد و بیست ونه آیه دارد و در سال نهم هجرى نازل شده است. قسمت‏هایى از آن قبل از جنگ تبوک، بخشى در حال جنگ و قسمت دیگر، بعد از آن نازل شده است.
مشهورترین نام‏هاى این سوره در روایات، «توبه» و «برائت» است. «توبه»، از آن جهت که در این سوره، بارها از توبه‏ى انسان و بازگشت لطف الهى سخن به میان آمده است، و «برائت»، بدان جهت که این سوره با اعلام برائت از مشرکان آغاز شده‏است.
برخى مفسّران به خاطر ارتباط مطالب این سوره با سوره‏ى «انفال»، این سوره را دنباله‏ى آن دانسته وگفته‏اند: به همین دلیل نیازى به «بسم‏اللَّه الرحمن الرحیم» نداشته است، ولى به عقیده‏ى ما که از اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله گرفته‏ایم، این سوره، مستقّل است و نداشتن «بسم اللَّه» به خاطر لحن قهرآمیز آن نسبت به مشرکین است، زیرا کلمه‏ى «بسم اللَّه»، نشان رحمت و امان است و این سوره با اعلام تنفّر از مشرکانِ پیمان شکن آغاز شده است. چنانکه حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «بسم‏اللّه» براى امان دادن و برائت براى رفع امان است.
در اهمیّت این سوره همین بس که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: سوره‏هاى برائت و توحید، همراه با هفتاد هزار صف از فرشتگان نازل شد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور : حجت الاسلام قرائتی قالب : شأن نزول موضوع اصلی : سوره توبه گوینده : سید مصطفی فاطمی کیا
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اهمیت بسم الله الرحمن الرحیم - غلامرضا تاجري
در ایناینجا به یک روایت راجع به علت عدم وجود بسم الله الرحمن الرحیم در سوره توبه و دو روایت راجع به اهمیت خواندن بسم الله الرحمن الرحیم را بیان میداریم :
الف : علت عدم وجود بسم الله الرحمن الرحیم در سوره توبه از زبان حضرت علی (ع)
این سوره در مراسم حجّ، توسّط امیرالمؤمنین علی (ع) به مردم ابلاغ شد. ایشان فرمودند: سبب اینکه در آغاز سوره براءة بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم نازل نشده ، آنست که بسم اللَّه براى امان و آسودگى و رحمت و مهربانى است و سوره براءة به خاطر عدم امنیّت و امان و آسودگى و جهاد با کفّارومشرکین و بت پرستان نازل شده است
ب : اهمیت خواندن بسم الله الرحمن الرحیم
1 - هرکس بخواهد که پروردگار او را از نگهبانان نوزده گانه دوزخ رهایی بخشد، بسم الله الرحمن الرحیم را بخواند تا خداوند به پاداش هر حرفی از آن، سپری در برابر خازنان جهنم قرار دهد.
2 - هر آن کس که به اخلاص برخواند رب العالمین به هر حرفى از آن زبانیه از جهنم باز دارد .
هر دو روایت بیانگر نوعی ارتباط بین شمارگان حروف “بسم الله الرحمن الرحیم” و تعداد فرشتگان نگهبان دوزخ می باشد


[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : روایی موضوع اصلی : مکه گوینده : غلامرضا تاجری
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  آیا الغاى یکجانبه پیمان صحیح است ؟ - زهرا بخشنده
آیا الغاى یکجانبه پیمان صحیح است ؟
مى دانیم در اسلام مخصوصا اهمیت فوق العاده اى به مساءله وفاى به عهد و پایبند بودن به پیمانها حتى در برابر کافران و دشمنان داده شده است ، با این حال این سؤ ال پیش مى آید که چگونه قرآن دستور مى دهد پیمان مشرکان یک جانبه لغو گردد؟
پاسخ این سؤ ال با توجه به امور زیر روشن مى شود.
اولا بطوریکه در آیه 7 و 8 همین سوره (چند آیه بعد) تصریح شده ، این لغو پیمان بدون مقدمه نبوده است ، بلکه از آنها قرائن و نشانه هائى بر نقض پیمان آشکار شده بود، و آنها آماده بودند در صورت توانائى بدون کمترین اعتنا به پیمانهائى که با مسلمانها دارند، ضربه کارى را بر آنها وارد سازند.
این کاملا منطقى است که اگر انسان ببیند، دشمن خود را آماده براى شکستن پیمان مى کند و علائم و قرائن آن در اعمال او به قدر کافى به چشم مى خورد، پیش از آنکه غافلگیر شود اعلام لغو پیمان کرده و در برابر او به پاخیزد.
ثانیا در پیمانهائى که به خاطر شرایط خاص بر قوم و ملتى تحمیل مى شود، و آنها خود را ناگزیر از پذیرش آن مى بینند، چه مانعى دارد که پس از قدرت و توانائى این گونه پیمانها را به طور یکجانبه لغو کنند.
آئین بت پرستى نه یک مذهب بود و نه یک مکتب عاقلانه ، بلکه یک روش خرافى و موهوم و خطرناک بود، که مى بایست سرانجام از جامعه انسانى برچیده شود، و اگر قدرت و قوت بت پرستان در جزیره عرب به قدرى در آغاز کار زیاد بود، که پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مجبور شد تن به صلح و پیمان با آنها در دهد، دلیل این نخواهد بود که به هنگام کسب نیرو و قدرت به چنین پیمان تحمیلى که بر خلاف منطق و عقل و درایت است ، وفادار بماند، این درست به آن مى ماند که یک مصلح
بزرگ در میان گاو پرستان بعضى از کشورها ظهور کند، و براى برچیدن این برنامه دست به کار تبلیغات وسیع بزند، و به هنگامى که تحت فشار قرار گیرد، به ناچار با آنها پیمان ترک مخاصمه ببندد، ولى به هنگامى که پیروان کافى پیدا کرد، قیام کند و براى جاروب کردن این افکار پوسیده دست به کار شود، و پیمان خود را با آنها ملغى شده اعلام نماید.
لذا مى بینیم این حکم مخصوص مشرکان بوده و اهل کتاب و سایر اقوامى که در اطراف جزیره عربستان وجود داشتند، و به نوعى با پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پیمان بسته بودند، پیمانشان تا پایان عمر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) محترم شمرده شد.
به علاوه مى بینیم لغو پیمان مشرکان به شکل غافلگیرانه صورت نگرفت ، بلکه چهار ماه به آنها مهلت داده شد، و در مرکز اجتماع عمومى حجاز، یعنى روز عید قربان در کنار خانه کعبه این موضوع به آگاهى همه رسانده شد، تا فرصت کافى براى فکر و اندیشه بیشتر پیدا کنند، شاید دست از این آئین خرافى که مایه عقب ماندگى و پراکندگى و جهل و خباثت است ، بردارند، خداوند هرگز راضى نشد آنها را غافلگیر سازد و مجال تفکر را از آنها سلب کند حتى اگر آماده پذیرش اسلام نشوند مجال کافى براى تهیه نیرو بمنظور دفاع از خود داشته باشند تا در یک جنگ غیر عادلانه درگیر نشوند!
اگر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نظر تربیتى و رعایت اصول انسانى نداشت هرگز نباید با دادن مهلت چهارماهه دشمن را از خواب بیدار کند و مجال کافى براى تهیه نیرو و آمادگى جنگى به او بدهد بلکه باید در یک روز معین پس از الغاى یک جانبه پیمان ، بدون مقدمه ، به آنها حمله کند و بساط آنان را برچیند.
بهمین دلیل مى بینیم بسیارى از بت پرستان از این مهلت چهارماهه استفاده کردند و با مطالعه بیشتر در تعلیمات اسلام به آغوش ‍ آن باز گشتند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه قالب : تفسیری موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : زهرا بخشنده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نبودن بسمله در ابتدای سوره توبه - محمدامين احمدي فقيه
اتّفاق همه‌ی صحابه و کسانی که بعداز آنان روی کار آمدند، برآمدن ﴿بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم﴾ در قرآن مجید درآغاز هر سوره‌ای به‌جز سوره برائت (توبه) است، در حالی که آنان متّفقاً توصیه می‌کردند که قرآن حکیم را از آن‌چه جزو قرآن کریم نیست، پیراسته دارند و به‌همین دلیل، «آمین» را در آخر سوره‌ی فاتحه ذکر نکرده‌اند.
تفسیر المنار، ج 1، ص 39. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : قالب : روایی موضوع اصلی : ویژگی های قرآن گوینده : محمدامین احمدی فقیه
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  تلاوت اول سوره توبه - محمدامين احمدي فقيه
همان‌گونه که ﴿بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم﴾ در ابتدای همه‌ی سوره‌ها، جزو آیه‌های قرآن مجید است، هنگام تلاوت از اوّل سوره‌ها، گفتن ﴿بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم﴾ لازم است. به‌جز سوره‌ی توبه که بدون ﴿بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم﴾ است و نباید آن را در اوّل سوره‌ی برائت (توبه، حجّت) بخوانند.
شروع زیارت عاشورا نیز بهتر است با صلوات باشد.
از ابن عبّاس نقل شده‌است که از حضرت علی، علیه‌السّلام، پرسیدم که چرا در سوره‌ی برائت «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم» نازل نشده‌است؟ فرمود: چون «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم» امان است و در برائت امان نیست که به شمشیر نازل شده‌است.
(البتّه یکی از حکمت‌هایش این است و دلیل‌اش، نیامدن آن به همراه سوره است.) (فرق حکمت و دلیل) [ نظرات / امتیازها ]
منبع : پژوهش های اینجانب قالب : روایی موضوع اصلی : سوره توبه گوینده : محمدامین احمدی فقیه
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فضیلت تلاوت سوره توبه - داريوش بيضايي
سوره توبه در مدینه منوره نازل شده و دارای یکصد و بیست و نه آیه و دو هزار و چهار صد و نود و هفت کلمه و ده هزار و یکصد و هشتاد و هفت حرف است.

در فضیلت تلاوت این سوره از خواص القرآن از پیغمبر اگرم(ص) روایت کرده فرمود: هر کس این سوره را قرائت نماید خداوند او را در قیامت مبرا از نفاق محشور میفرماید.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی قالب : روایی موضوع اصلی : سوره توبه گوینده : بیضایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.