زمین هم براى خود شعورى دارد، و هر عملى که در آن واقع مىشود مىفهمد، و خیر و شرش را تشخیص مىدهد، و آن را براى روز اداى شهادت تحمل مىکند، تا روزى که به او اذن داده شود، یعنى روز قیامت شهادت خود را ادا کرده، اخبار حوادث واقعه در آن را بدهد.
[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]توضیح : در این آیه حرف لام به معناى «الى- به سوى» است، چون مصدر «ایحاء» که فعل «أوحى» مشتق از آن است با حرف «الى» متعدى مىشود، و معناى جمله این است که: زمین به سبب اینکه پروردگار تو به آن وحى کرده و فرمان داده تا سخن بگوید از اخبار حوادثى که در آن رخ داده سخن مىگوید، پس معلوم مىشود زمین هم براى خود شعورى دارد، و هر عملى که در آن واقع مىشود مىفهمد، و خیر و شرش را تشخیص مىدهد، و آن را براى روز اداى شهادت تحمل مىکند، تا روزى که به او اذن داده شود، یعنى روز قیامت شهادت خود را ادا کرده، اخبار حوادث واقعه در آن را بدهد. و در تفسیر آیه «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ» (اسراء/44)، و نیز در تفسیر آیه «قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ» (فصلت/21) گذشت، که از کلام خداى سبحان به دست مىآید که حیات و شعور در تمامى موجودات جارى است، هر چند که ما از نحوه حیات آنها بىخبر باشیم.
در بین مفسرین اختلاف شدیدى به راه افتاده در اینکه معناى خبر دادن زمین به وسیله وحى از حوادثى که در آن واقع شده چیست؟ آیا خداى تعالى زمین مرده را زنده مىکند، و به آن شعور مىدهد تا از حوادث خبر دهد؟ (مترجم (موسوی همدانی): که در این صورت از روزى که زنده و با شعور مىشود حوادث را مىفهمد و مىتواند تنها از آن حوادث خبر دهد، نه از حوادثى که در دنیا یعنى در دوران بىشعوریش در آن رخ داده.) و یا اینکه صوتى در روى زمین خلق مىکند تا آن صوت خبر دهد (مترجم (موسوی همدانی): در این صورت نیز همان اشکال وارد است، علاوه بر اینکه زمین خبر نداده بلکه صاحب صوت خبر داده، و آیه شریفه خبر دادن را به زمین نسبت داده.) و یا آنکه زمین به زبان حال دلالت مىکند بر اینکه بر پشت آن چه حوادثى رخ داده؟
لیکن بعد از آنکه بیان ما را شنیدى هیچ جایى براى این اختلاف نیست، علاوه بر این با هیچ یک از این وجوه و هیچ یک از اقسام شهادت که در این وجوه آمده حجت تمام نمىشود (مترجم (موسوی همدانی): و وقتى زمین به یکى از این وجوه شهادت دهد بندگان خدا مىتوانند شهادت او را انکار کنند، چون در وجه اول خواهند گفت زمین در دنیا حیات و شعور نداشت، و در وجه دوم خواهند گفت ما صاحب صوت را نمىشناسیم، و نمىدانیم در دنیا با ما بوده یا نه، و در وجه سوم خواهند گفت زبان حال هیچگونه حجیت و مدرکیتى ندارد.).
[ بستن توضیحات ] [ نظرات / امتیازها ]
بأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی' لَهَا، خداوند به زمین وحی کرده است؛ وحی به معنای رسانیدن بعضی از معانی ملکوتی است از طریق باطن به عالم مُلک و ظاهر، نسبت به هر موجودی متناسب با خودش.
وَ أَوْحَی' رَبُّکَ إلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخَذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ * ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَ'تِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکَ ذُلُلاً.[]
«و پروردگار تو ای پیغمبر به زنبور عسل وحی فرستاد که از کوهها و از درختان و از سقف خانههائی را که بنا میکنند، برای خود خانههائی قرار دهید! و سپس از تمام ثمرات و بهرههای موجود (در گلها و نباتات شیرین و خوش طعم) بخورید! و راه پروردگار خود را با تسلیم و انقیاد و اطاعت بپیمائید!»
معنای وحیی که خداوند به زنبور عسل میکند، این نیست که بوسیلۀ جبرائیل امین بر یک یک از افراد زنبور عسل نازل شود و این طریق از مأموریّت را به قلب آنان الهام فرماید.
بلکه مراد از وحی به زنبور عسل عبارت است از آن خلقت و آفرینشی که خداوند متعال در این موجود قرار میدهد و آن خاصّهای که آنرا بدان میآفریند، و قوای فکریّه و سازمان فطرت و سرشت و غرائز آنرا بدانها مجهزّ مینماید که از میان خُلَل و فُرَج کوهها و از میان درختان و در شکافها و سوراخهای سقف خانهها برای خود کَندو بسازد و منزلی بدین با شکوهی بر اساس قواعد هندسی؛ خانههای شش ضلعی که عالیترین و با صرفهترین خانههاست، بدون کم و کاست برای خود بنا کنند.
یعنی سازمان وجودی و حدود ماهُوی او را چنین قرار میدهد که چنان باشد، و این سازمان بر اساس خلقت پروردگار است حُدوثًا و بَقاءً؛ یعنی هم در اصل آفرینش و هم در افاضه خلقت و شعور و ادراک، در هر آن از ناحیه ذات اقدس حضرت رحمن دائماً به این حیوان معصوم و ذلول و منقاد چنین وحی میشود، و پیوسته آنرا بر این فهم و شعور، و بر این حدود از قدرت و توانائی، و بر این اراده و مراد، در انجام این مأموریّت تأیید و تسدید و تقویت میکند.
بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی' لَهَا، یعنی دائماً پروردگار به زمین چنین نیروئی میدهد که میتواند آن وقایعی را که در خود گرفته و حفظ و نگهداری نموده، و به عنوان واردات ثبت و ضبط کرده است، و در محفظه بایگانی بدون هیچ تغییری و تبدیلی مصون و محفوظ داشته است؛ همه را بیرون آورده و ارائه دهد و در محکمه عدل خداوند، چون موقع عرض و بازرسی رسیده و باید نشان داده شود، همه را در مرآی و مَسمع و مَنظر صاحبانش و افرادی را که خدا بخواهد قرار دهد
[ نظرات / امتیازها ]