پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
انسان
با سلام و عرض خسته نباشید،
طبق تفاسیر و معنی ایه 24 سوره نساء به چندین سوال برخورد کردم که مشتاقانه منتظر جواب هستم.
مگه نه اینکه مسئله ی اسارت و بردگی منفور و زشت از نظر اسلام و انسانیت،( با توجه به ایات دیگری که در قران بیان شده است ) بیان شده است؟
چه طور میشود که در صورت جنگ به راحتی زنی به اسارت گرفته شود و حکم طلاق از همسرش در مورد او بیان گردد و این زن جایز به ازدواج با مرد دیگری شود حالا چه ازدواج موقت باشد و یا دائم.با در نظر گرفتن مفهوم جنگ دو احتمال قوی وجود دارد که یک مرگ همسر که در اینصورت حکم طلاق معنی نخواهد داد و در دومین حالت به اسارت گرفته شدن این زن اس که با توجه به شرایط جنگی ،مفهوم تقیه پیش می اید( که این تنها مخصوص مسلمانان نیست و برای در امان بودن بیان میشود که در صورت ایمان نیاوردن این اسیر ازاد که نمیشود چون دارای اطلاعات دشمن خود است و و خو شبینانه ترین حالت ممکن به مرگش منتهی میشود،)که در اینصورت حکم ازدواج به مشکل برخورد کرده و این یعنی زنا.تمامی این موارد در صورت فتح محل بیان میشود که در صورت فتح باید امان داده شود به جنگ زده ها و انها قادر به انتخاب راه خود و دین خود هستند که با در نظر گررفتن انتخابی بودن دین باز با مشکل برخورد میکنیم تو مفهوم این ایه ، که ان زن حقی در انتخاب دینش ندارد و... و تمامی این حالات مربوط به حالتی میشود که ما قصد فتح به علت کشورگشایی داشته باشیم نه دفاع از خود که باز با توجه به ایات دیگری از قران و اینکه قران کتابیست برای یافتن راه و روش زندگی، حق شروع جنگ نداریم که فاتح هم بشیم .اگر به مسئله دفاع از خود و وطن خود باز گردیم یعنی برای دفاع جنگ کنیم در صورت پیروزی بر جنگ حق پیشروی نداریم چه برسه به اسیر گرفتن که این اسیر هم زن باشد و بعد ازدواج پیش بیاد و باز در صورت مغلوب بودن و باخت این جنگ باز حق بردگی گرفتن افراد ، اشتباه است.
مشتاقانه منتظر رفع منطقی ابهامات و سوال های وارد شده هستم .
ارادتمند شما انسان
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : با سلام
سوال ابتدایی شما بیشتر حالت استبعاد دارد:
«چه طور میشود که در صورت جنگ به راحتی زنی به اسارت گرفته شود و حکم طلاق از همسرش در مورد او بیان گردد و این زن جایز به ازدواج با مرد دیگری شود»
در جنگ زنان در برخی موارد حضور دارند و پس از غلبه گروهی بر دیگری افراد مقابل یا کشته می شوند یا فرار می کنند و یا اسیر می شوند و یا تسلیم می شوند(حالت دیگری هم وجود ندارد).
اولاً جهاد در اسلام محدود به جهاد دفاعی نیست و جهاد ابتدایی نیز در اسلام وجود دارد. به این معنی که بنا به نظر حاکم اسلامی با وجود شرایط می توان به کشوری که دارای حکومت کفر است و دعوت اسلام را نپذیرفته حمله کرد تا آن حکومت ساقط شود و پس از آن مردمان آن حکومت مختار هستند یا مسلمان شوند و یا به یکی از ادیان یهود و مسیحیت و مجوس یا صابئی در آیند و جزیه بپردازند.
ثانیاً: زمانی که جنگ می شود قطعاً عده ای کشت می شوند و عده ای به اسارت گرفته می شوند. آیا کسی که را که از لشگر دشمن زنده به دست آورره ایم حتماً باید بکشیم یا دوباره به لشگر کفر برگردانیم تا دوباره با ما بجنگد؟! طبعا اسیر گرفتن یکی از حالات قهری و قطعی جنگ است.
ثالثاً پس از اسیر شدن، چنین فردی به دارالکفر بازگردانده نخواهد شد (مگر در مواردی که در برابر آزادی اسیر فدیه گرفته شود) چرا که او کافر حربی است و معنی ندارد کافری که برای جنگ آمده را دوباره به لشگر کفر ملحق کنیم . لذا این فرد به شکل اسیر در میان مسلمانان زندگی می کند. این اسیر به عنوان برده یا کنیز برای مسلمین خواهد بود و فرقی نمی کند زن باشد یا مرد.
رابعاً اگر اسیر زن باشد طبعاً به عنوان کنیز در جامعه اسلامی قرار می گیرد و رابطه او با شوهرش قطع می شود و مهم نیست که این زن دینش را تغییر داده باشد یا نداده باشد. در هر صورت خود جنگ و اسارت، رابطه ازدواج بین زن و مرد کافر را قطع می کند و ربطی به تقیه و ... ندارد.
البته اگر این زن ایمان بیاورد سعادت آخرت خود را به دست آورده است . همچنین هر زمانی ممکن است از طریق راه های آزادی برده و کنیز که در اسلام پیش بینی شده آزاد شود.
نکته پایانی آن است که بردگی به خودی خود مفهومی زشت و غیر انسانی نیست و این تصویر غیر انسانی از بردگی نتیجه برده داری های وحشیانه اروپایی ها در طی قرون متمادی است که بردگان را زجرها و شکنجه های عجیب می دادند و آن ها را در حد حیوان می دانستند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) طوفانی : سلام
1- هیچ مبنای قرآنی این حکم ندارد! تماما این مطلقه شدن زن در اثر اسارت نظر شخصی برخی از فقها بوده است!
2-یک منبع موثّق تاریخی نام ببرید که در آن در ابتدای اسلام زنان در کارزار حضور جنگی داشته اند!؟ به هیچ وجه زنان در جهاد له یا علیه اسلام شرکتی نداشتند و فرهنگ عرب چنین وظیفه ای برای آن ها قایل نبود و این موضوع در قرآن بارها تأیید و بیان شده که زنان از شرکت در جنگ و جهاد(رزم) معاف هستند!
3- شرقی ها بردگی نداشتند؟! فقط اروپایی ها برده داری داشتند؟! این چه حرف های سستی هست که می زنید؟!
4- به حکم قرآن انسان نباید انسان دیگری را استثمار کند! و این یعنی برده داری هیچ توجیهی از منظر قرآن ندارد!
5- در روایات اسلامی داریم از زبان آقا علی(ع) که می فرمایند:«بنده ی دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید!»
6- نفس برده داری از بنیان امری غلط و پلید است! شرقی و غربی هم ندارد! و با آیات متعدّد قرآنی در تعارض است!
ابراهیمی (داور) : برای شناخت نظر اسلام درباره برده داری می توانید به دیدگاه شهید مطهری مراجعه نمایید. در صورت مراجعه اشکال های شما مورد نقد و بررسی دقیق قرار خواهد گرفت.
2) : دیدگاه آقای طوفانی به نظرم منطقی تر و محکم تر است.
3) طوفانی : نظر مرحوم شهید مطهری، نظر اسلام محسوب نمی شود؛ بلکه استنباط شخصی آن بزرگوار از قرآن است!
4) علیخانی : با نظر طوفانی موافقم
5) طوفانی : در راستای نظر داور گرامی در باب نظر مرحوم شهید مطهری باید عرض شود که اتّفاقا ایشان نیز در بحث «برده داری» می فرمایند که: «این حکمی است که به اسلام تحمیل شده است!» و هیچ مشروعیّت عقلایی و شرعی هم برای آن قائل نیستند، مضافا این که ایشان در همین باب قید می کنند که از آن جایی که «برده داری» در آن زمان صدر اسلام امر کاملا رایجی در میان ملل آن دوران بود، لذا اسلام هم آن را در قالب یک قاعده ی امضایی فقط بیان داشته است و اصلا به این معنا نیست که برای همیشه موضوع «برده داری» یک واجب شرعی و یا حلال شرعی در همه دوران ها باشد.
در شیوه استنباط احکام فقهای معاصر نیز قریب به اتّفاق حکم «برده داری» در عصر حاضر را منسوخ و لغو می دانند و عمل به آن را به هیچ وجه در دنیای معاصر تأیید و تجویز نمی نمایند.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با سلام
واژه "فتیلا" در (و لا یظلمون فتیلا) به چه معناست و اشاره به چیست؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
فتیل به معنای شکافی است که پشت هسته خرما قرار دارد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
جعفر رحمانوند
سلام خواستم بدانم که از نظر و دیدگاه قران بدبخت ترین افراد چه کسانی هستند با تشکر التماس دعا
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا:
بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟»
[آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند. (کهف؛ 103-104)

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أُولئِکَ یُعْرَضُونَ عَلى‏ رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذینَ کَذَبُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ (18)
الَّذینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ (19)
أُولئِکَ لَمْ یَکُونُوا مُعْجِزینَ فِی الْأَرْضِ وَ ما کانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ یُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما کانُوا یَسْتَطیعُونَ السَّمْعَ وَ ما کانُوا یُبْصِرُونَ (20)
أُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ (21)
لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ (22)
و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى‏شوند، و گواهان خواهند گفت: «اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد.»
همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را کج مى‏شمارند و خود ، آخرت را باور ندارند.
آنان در زمین درمانده‏کنندگان [خدا] نیستند، و جز خدا دوستانى براى آنان نیست. عذاب براى آنان دو چندان مى‏شود. آنان توان شنیدن [حق را] نداشتند و [حق را] نمى‏دیدند.
اینانند که به خویشتن زیان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست داده‏اند.
شک نیست که آنان در آخرت زیانکارترند. (هود علیه السلام؛ 18-22)

إِنَّ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ (4)
أُوْلئِکَ الَّذینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ (5)
کسانى که به آخرت ایمان ندارند، کردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم [تا همچنان‏] سرگشته بمانند.
آنان کسانى‏اند که عذاب سخت براى ایشان خواهد بود، و در آخرت، خود زیانکارترین [مردم‏]اند.(نمل؛ 4-5)

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ (11)
و از میان مردم کسى است که خدا را فقط بر یک حال [و بدون عمل‏] مى‏پرستد. پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد، و چون بلایى بدو رسد روى برتابد. در دنیا و آخرت زیان دیده است. این است همان زیانِ آشکار.(حج، 11)

فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ (15)
لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذلِکَ یُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ یا عِبادِ فَاتَّقُونِ (16)
پس هر چه را غیر از او مى‏خواهید، بپرستید «[ولى به آنان‏] بگو:» زیانکاران در حقیقت کسانى‏اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‏اند؛ آرى، این همان خسران آشکار است.»
آنها از بالاى سرشان چترهایى از آتش خواهند داشت و از زیر پایشان [نیز] طَبَق‏هایى [آتشین است‏]، این [کیفرى‏] است که خدا بندگانش را به آن بیم مى‏دهد. اى بندگان من، از من بترسید.(زمر، 15-16)

ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
وَ الْعَصْرِ (1)
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ (2)
إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)
به نام خداوند رحمتگر مهربان‏
سوگند به عصرِ [غلبه حقّ بر باطل‏]،
که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است؛
مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‏اند. (عصر؛ 1-3)

فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (102)
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ (103)
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فیها کالِحُونَ (104)
أَ لَمْ تَکُنْ آیاتی‏ تُتْلى‏ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِها تُکَذِّبُونَ (105)
قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَیْنا شِقْوَتُنا وَ کُنَّا قَوْماً ضالِّینَ (106)
رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ (107)
قالَ اخْسَؤُا فیها وَ لا تُکَلِّمُونِ (108)
إِنَّهُ کانَ فَریقٌ مِنْ عِبادی یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ (109)
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنْسَوْکُمْ ذِکْری وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ (110)
پس کسانى که کفه میزان [اعمال‏] آنان سنگین باشد، ایشان رستگارانند.
و کسانى که کَفِّه میزان [اعمال‏]شان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‏مانند.
آتش چهره آنها را مى‏سوزاند، و آنان در آنجا ترش‏رویند.
آیا آیات من بر شما خوانده نمى‏شد و [همواره‏] آن را مورد تکذیب قرار نمى‏دادید؟
مى‏گویند: «پروردگارا، شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم.»
پروردگارا، ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر بازهم [به بدى‏] برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.
مى‏فرماید: «[بروید] در آن گم شوید و با من سخن مگویید.»
در حقیقت، دسته‏اى از بندگان من بودند که مى‏گفتند: «پروردگارا، ایمان آوردیم. بر ما ببخشاى و به ما رحم کن [که‏] تو بهترین مهربانانى.»
و شما آنان [=مؤمنان‏] را به ریشخند گرفتید، تا [با این کار] یاد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى‏خندیدید(مومنون، 102-110)

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (9)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.(منافقون؛ 9)

اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ (19)
إِنَّ الَّذینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ (20)
شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است؛ آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند.
در حقیقت، کسانى که با خدا و پیامبر او به دشمنى برمى‏خیزند، آنان در [زمره‏] زبونان خواهند بود.)مجادله؛ 19-20)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مینا افتخاری
درآیه 185سوره اعراف مگر افراد معمولی قادر به دیدن ملکوت اسمانها و زمین هستند؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : علامه طباطبایی در المیزان می فرماید:
ملکوت" در عرف قرآن و بطورى که از آیه" إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ، فَسُبْحانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ" «1» استفاده مى‏شود عبارت است از باطن و آن طرف هر چیز که بسوى پروردگار متعال است، و نظر کردن به این طرف با یقین ملازم است، هم چنان که از آیه" وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ" «2» این تلازم به خوبى استفاده مى‏شود.
پس غرض از این آیه توبیخ آنان در اعراض و انصراف از وجه ملکوتى اشیاء است که چرا فراموش کردند و در آن نظر نینداختند تا برایشان روشن شود که آنچه را که رسول خدا (ص) بسوى آن دعوتشان مى‏کند حق است.
و اینکه فرمود" وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ" عطف است بر محل سماوات، و کلمه" من شى‏ء" بیان مى‏کند" ما" ى موصوله را، و معناى آیه این است که: چرا در خلقت آسمانها و زمین و هر چیز دیگرى از مخلوقات خدا نظر نکردند؟ و باید نظر کنند، اما نه از آن طرف که برابر اشیاء است، و نتیجه تفکر در آن علم به خواص طبیعى آنها است، بلکه از آن طرف که برابر خداست، و تفکر در آن آدمى را به این نتیجه مى‏رساند که وجود این موجودات مستقل به ذات نیست، بلکه وابسته بغیر و محتاج به پروردگارى است که امر هر چیزى را او اداره مى‏کند و آن پروردگار رب العالمین است.» اتمام سخن علامه.

البته علاوه بر این تفکر که انسان با قدرت عقل خود پی به وجهه ملکوتی هر چیزی ببرد و ارتباط آن را با خداوند درک کند، همه انسان ها می توانند با پیروی از فطرت و دوری از هوی و هوس و پیروی از دستورات الهی حجاب ها را از چشمان باطن خود کنار بزنند و ملکوت اشیاء را با قلب خود مشاهده کنند:
پیامبر اکرم صلی الله علیه آله و سلم فرمودند:
وَ قَالَ ص لَوْ لَا أَنَّ الشَّیَاطِینَ یَحُومُونَ حَوْلَ قَلْبِ ابْنِ آدَمَ لَنَظَرَ إِلَى ملکوت السماوات
اگر شیاطین اطراف قلوب بنی آدم را احاطه نمی کردند، انسان ها ملکوت آسمان ها را مشاهده می کردند. ( بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏56، ص: 163)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
سلام،در کتاب کیمیای محبت مرحوم شیخ رجبعلی خیاط وکتاب ذکرهای شگفت عارفان در زمینه ای توصیه به ذکر آیه ٨٣ سوره انبیاء شده است که من از آن به ذکر ایوبیه یاد میکنم ولی یک فرقی بین اعرابگذاری این ذکر در قرآن با ذکر مربوطه در کتابهای یاد شده وجود دارد و آن اینکه ١-در قرآن در کلمه (رب) تشدید روی حرف ب و فتحه روی تشدید قرار دارد در صورتیکه در کتابهای ذکر شده تشدید روی حرف ب و کسره زیر تشدید قرار دارد٢-در کلمه (انی) در قرآن روی حرف الف فتحه قرار دارد در صورتیکه در کتابهای مذکور کسره،آیا این اشکال ندارد و معنی آیه قرآن تغییر نمیکند؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
آنچه در قرآن آمده صحیح است و در کتاب های دیگر غلط نوشته شده است
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با عرض سلام و تشکر بابت پیگیری و پاسخگویی به سؤالات قبلی
سؤالی داشتم بابت این برگه های کامپیوتری فوتبال که بعضی افراد میگیرن پر میکنن و موقع تحویل پول میدن،آیا این قمار نیست؟آیا به لحاظ شرعی مشکلی ندارد؟و اگه دارد پس چرا آزاد هست؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
سوالات شرعی و فقهی خود را از سایت مرجع تقلید خود سوال فرمایید
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) طوفانی : با سلام
با توجّه به تعریف قمار در فقه و احکام مربوطه، آن برگه های کامپیوتری فوتبال که فرمودید از مصادیق قمار محسوب نمی شود!
همچنان که فقها نسبت به شرط بندی در مسابقات اسب دوانی و امثال آن نیز حکم به جواز داده اند و آن ها را شمول حکم قمار خارج دانسته اند!

کتابی به نام «محشّی رساله توضیح المسائل» تألیف: حضرت امام خمینی(ره) معروف به (شش مرجع) را خدمت دوست عزیز معرفی می کنم؛ که فتاوی فقهی حضرت امام به همراه فتاوی مراجع عظام آیت الله خامنه ای،آیت الله بهجت،آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سیستانی،آیت الله بروجردی نسبت به موضوعات مورد بحث در رساله به نحو پانوشت تدوین یافته است؛ که با توجه به فتاوی مربوط به پاره ای مباحث مستحدث که در ضمن رساله آمده است؛ می تواند پاسخ مبسوطی را در اختیار دوست محترم قرار دهد. امیدوارم مفید واقع گردد.
در پنا حضرت حقّ باشید
ابراهیمی (داور) : سوالات شرعی را باید از مراجع مربوطه پرسید و من و شما نمی توانیم نظر داده و مصداق تعیین نماییم. (دقت نمایید)
2) طوفانی : بنده با دقت سخنانم را مطرح می کنم! جناب داور محترم شما اگر دقت بفرمایید، بنده نظرات مراجع عظام تقلید را با ذکر منبع بیان کرده ام؛ نه اینکه نظرات فقهی خودم را مطرح کرده باشم!
ابراهیمی (داور) : توجه نمایید که منظور ما رد و یا تایید سخنان شما نیست. بیان ما مربوط به رسالت سایت می باشد. رسالت ما ترویج و گسترش ارتباط با قرآن از طریق جامعه مجازی و در اولویت کمتر، کلاسهای حضوری است؛ لذا از پاسخ گویی به سوالات شرعی امتناع می ورزیم و مخاطبین محترم را به مرجع خودشان ارجاع می دهیم.
از دقت شما متشکریم
3) علیخانی : آقای داور!!! آقای طوفانی چی رو دقّت کنه؟!!!! حرفش رو مستند کرده به حرف فقها!!!! منم رفتم دیدم! نظر آقای طوفانی درسته!
4) علیخانی : چی رو آقای طوفانی دقّت کنن؟!!
5) طوفانی : داور محترم اگر دقّت بفرمایید، من فتوا ندادم! بلکه از رساله ی شش مرجع که محشی رساله ی حضرت امام خمینی (ره) باشد مطلب را بیان کردم و در آخر نیز رجوع شخص سائل را به رساله ی معرفی شده احالت دادم!
از طرفی دیگر در بسیاری موارد در همین بخش و پرسش و پاسخ، بر خلاف نظر حضرت عالی، داوران محترم دیگر پاسخ به سوالات شرعی را داده اند!!!
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
علیرضا سویدی
1-هدف از آمدن دو کلمه اصلحوا و قاتلوا در کنار یکدیگر در آیه 9 سوره حجرات چیست ؟
2- با توجه به آیه 10 سوره حجرات از نعمتهای الهی که خداوند در قرآن مطرح کرده است ، چیست ؟
3- با توجه به احکام روزه مطابق با آخرین فتوای رهبری اگر شخص روزه دار در اثر فراموشی چیزی بخورد ، آیا تذکر دادن به واجب است ؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : 1. ترجمه آیه: و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدّى کرد، با آن [طایفه‏اى‏] که تعدّى مى‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست مى‏دارد.
متوجه ابهام آیه نشدم.
2. برادری میان مومنان
3. خیر
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
هاشم نوری
در این ایه امده است که خداوند بنی اسرائیل بر همه جهانیان برتری داده است عده ای ازاین ایه اینگونه برداشت می کنند که چون کلمه عالمین هردو دنیا را شامل می شود پس قوم اسرائیل بر مسلمانان برتری داشته و پیامبر انان نیز بر پیامبر اسلام برتری دارد لطفا توضیح دهید
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : عالمین به معنای همه افراد عالم است یعنی خداوند در آن مقطع زمانی به دلایلی مانند ایمان و صبر آن امت و برگزیده شدن انبیای مختلف از میان آنها، آنها را بر سایر مردم برتری داده بود. البته آنها با نافرمانی از دستورات الهی از این مقام خارج شدند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) طوفانی : با سلام

اساسا بنا به حکم صریح آیات قرآن در سوره ی البقره آیات 285 و 136 و نیز سوره ی آل عمران آیه ی 84 هیچ تفاوت و رجحانی میان انبیاء وجود ندارد و تمام آن ها بر حقّ و پیامبر خدواند یکتا هستند! بنابراین ورود در چنین تفکیکاتی، حاصلی جز تفرقه و دوری انسان ها از هم نخواهد داشت! و پر واضح است که قرآن بسیار از جدایی میان دل ها و عدم الفت میان انسان ها بیزار است!
در قرآن کریم تنها یک معیار برای بزرگداشت و قرب و منزلت انسان ها نزد خداوند ذکر شده است و آن هم «تقوی» می باشد؛ «انّ أکرمکم عند الله أتقاکم» (سوره ی الحجرات/آیه 13)
لذا صرف توسّل به این دین و یا آن دین موجبات برتری کس یا کسانی را بر دیگران موجب نمی شود!
از نخستین نبی تا ختم نبوّت، همگی یک دین واحد را تشکیل می دهند و همه یک چیز را می گفتند!
آنچه وزن انسان را در ترازوی حضرت حقّ سنگینی می بخشد؛ همانا اعمال صالح و پیروی از حقّ و تجلّی اخلاقیّات در رفتار و کردار آدمی است!
باید به هوش بود که شیطان هم به علّت تکبّر ورزیدن و خودبرتربینی از ساحت کبریایی حضرت حقّ اخراج شد! بنابراین باید توجّه داشت که شیطان که از اعظم فرشتگان بارگاه الهی بود به جهت گرفتار شدن در تکبرّ از قربت حضرت حقّ اخراج شد! مبادا ما هم با درافتادن در این مباحث به شکل دیگری بر آتش برتری جویی های بی پایه، از لقاء الله و همجواری با ذات پاک او بی نصیب افتیم!
حضرت الله، کریم است! ما هم سعی کنیم اندکی از کرامت او بیاموزیم و با دیگران از سر گذشت و رأفت و کرم رفتار کنیم. امیدوارم که همه ی انسان ها در خیل برگزیدگان حضرت حقّ قرار گیرند و به هم سلام بنوشانند.
ابراهیمی (داور) : سوال درباره برتری قومی است نه درباره برتری فردی و نیز درباره برتری نسبت به نزول دین و خلافت الهی در دنیا است نه برتری ایمانی و معنوی. (دقت نمایید)
2) طوفانی : جناب ابراهیمی، داور محترم، من با دقّت و مستند به ادله ی قرآنی نظرم را عرض کردم! و مضاف بر آن، مستندات بسیار دیگری هم برای تصدیق گفتارم از آیات قرآن می توان ارایه دهم؛ و لذا این که در پایان تذکّرتان فرموده اید که (دقت نمایید) امری لغو است! چراکه اگر مدّعی خلاف اظهاراتم هستید، ادله ی خود را ابراز بفرمایید!
لذا عنایت فرموده در تذکّرات خود از موضع تحکّمی و از بالا به پایین نظرات خود را مطرح نفرمایید! چراکه اگرچه شما داور این سایت تلقی شده اید، امّا در خاطر شریف مثبوت بفرمایید که اعضاء این سایت گاها دارای بیش از بیست سال سابقه ی تحقیق و پژوهش در مسایلی که ابراز می دارند بوده و لذا با وجود علم تحقیقی، سخنی را ابراز می دارند!
ابراهیمی (داور) : دقت فرمایید که بنده سخن شما را رد ننموده ام. بنده بیان کرده ام که سخن شما مربوط به موضوعی است که سوال و جواب به آن ارتباطی ندارد. سوال و جواب درباره انتخاب قومی توسط خداوند برای گسترش دینش است و این لزوما به معنای برتری تمامی افراد آن قوم نیست. سخن شما درباره برتری فردی است (که البته می توان به صورت جمعی نیز تعمیم داده شود).
سخن درباره انتخاب خدا است نه درباره صلاحیت بندگان.
از دقت شما متشکریم
3) علیخانی : موافقم با نظر آقای طوفانی.
4) طوفانی : در مورد برتری قومی که بحث کاملا منتفی است چرا که به هیچ صورت نمی توان برتری نژادی یک قوم را بر دیگری اثبات نمود!
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
سلام،میخواستم بدونم آیا در عربی وقتی بر سر حرفی بجای مثلاً فتحه کسره بذاریم معنی اون کلمه یا جمله عوض میشه یا خیر؟قبلاً از شما ممنونم٠
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
همانند زبان فارسی که تغییر در اعراب کلمه غالباً معنای کلمه را عوض می کند در عربی نیز همین گونه است و در اغلب موارد تغییر اعراب منجر به بی معنی شدن کلمه و یا معنای دیگر می شود.
مثلاً اَضرب یعنی می زنم و اُضرب یعنی زده می شوم
مثلا جِهاد به معنی جنگ است ولی جَهاد معنایی ندارد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
اگر دستورات اسلام به روز نشود و قرار باشد بعداز 1400 سال هنوز به قوانینی که برای عرب جاهلی صدر اسلام تدوین شده بوده ،عمل کنیم فاجعه است و مردم کم کم از اسلام فاصله خواهند گرفت. من فکر میکنم خداوند هیچ فرقی بین حقوق زن و مرد قائل نیست
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : دستورات اسلام دو بخش ثابت و متغیر دارد.
مواردی از دستوارت اسلام همیشگی است و با تغییر زمان تغیر نمی کند مانند توحید، معاد، نبوت، قرآن کریم، ادای امانت، صدق، نماز و...
برخی نیز بسته به شرایط ممکن است تغییراتی داشته باشد مثلا روزه برای فرد مریض ساقط می شود، خمس برای فقیر وجود ندارد
تغییرات زمان همیشه تغییرات مثبتی نیست در بسیاری موارد جوامع به سوی شهوات گرایش پیدا می کنند و انتظار دارند اسلام نیز باب طبع آنها باشد مانند کلیسا که با هر تغییری موافقت می کند. امروز در بسیاری از کشورهای جهان همجنس بازی را قانونی کرده اند پس باید اسلام نیز آن را امضا کند؟ یا قمار قانونی است یا ربا مجاز است...
حقوق و تمالیف زن و مرد نیز منظومه ای هماهنگ از احکام است که در کنار هم خیر دنیا و آخرت را برآورده می کند و تغییرات خاص در آن منوط به تشخیص مجتهد است نه میل و خواست افراد.
نظر شما در موارد تخصصی حجت نیست. همان طور که نظر بنده و شما درباره مسائل پزشکی ارزشی ندارد. لذا دیدگاه اسلام را باید از اسلام شناس پرسید نه با رأی و نظر خودمان.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 170
  • >
  • >>