پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
رضا توسلیان
اگر ابلیس به علت سجده نکردن بر انسان از بهشت رانده شد پس کجا نسبت به وسوسه آدم و هوا اقدام نمود تا آن دو نیز از بهشت رانده شدند
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : ابلیس به دلیل تمرد از دستور الهی از مقام بالایی که داشت به پایین کشیده شد و این به معنای اخراج از بهشت نیست.
همچنین بهشتی که خضرت آدم و حوا در آن بودند، بهشتی نبوده که پس از مرگ و قیامت، مومنان به آن وارد می شوند، بلکه به نظر علامه طباطبایی، جایی بوده که رنج های دنیوی در آن نبوده و نعمت های زیادی نیز داشته است ولی اساساً آن نعمت های خاصی که برای مومنان در بهشت قیامت وعده داده شده بسیار فراتر از آن بهشت اولیه است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
عاطفه اسماعیلی
سلام اینجا
چجور سایتیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : با سلام
این سایت سایت تدبر در قرآن کریم است که در کنار کلاس های تدبر، روش تدبر در قرآن را اموزش داده و در یک همکاری جمعی، تدبرها و سوالات قرآن دوستان را در فضای مجازی گرد هم می آورد.
برای توضیحات بیشتر به بخش درباره ما و بخش راهنمای سایت مراجعه فرمایید.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : هه این جا چه باحاله
چه جور سایتیه؟
2) : باسلام این سایت عالی ولی یه فایل براتموم قرآن بذارین ممنون خدانگه دار
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
خدیجه کرمانی
باعرض سلام قنوان مثنیا قنو است یا جمع می باشد اکر جمع. است ان برأی جیست؟خدا قوت ممنون
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : با سلام
تثنیته: قِنْوَانِ، و جمعه قِنْوَان‏.
در آیه مذکور، قنوان جمع قنو است بمعنى خوشه «دانیة» یعنى خوشه‏ ها بیکدیگر نزدیک‏ اند و یا سهل التناول‏ اند.
ال و نون در قنوان، به خاطر وزن فِعْلانٍ است که وزنی برای جمع مکسر به حساب می آید. مانند خَرَبٍ و خِرْبانٍ (لسان العرب، ج‏15، ص: 205)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
صدیقه نصیری خلیلی
چرا ضمیر در «بردهن» در آیه 228 بقره در بسیاری از ترجمه های قرآن به حمل برنمیگردد؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : اصلاً در هیچ ترجمه ای تا جایی که بنده ملاحظه کردم، این ضمیر به حمل برنمی گردد و اساساً حمل مذکر است. بلکه ضمیر هن در بردهن به زنان بر می گردد. زنانی که طلاق گرفته اند به طلاق رجعی و اگر بخواهند دوباره به زندگی بازگردند، شوهرانشان در صورتی که قصد اصلاح داشته باشند، نسبت به سایر مردان، برای زندگی مجدد، اولویت دارند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سیدمجتبی
سلام علیکم
کلاس ها و همایش های تدبر در قرآن کجا برگزار میشه و آیا امکان حضور در کلاس ها وجود دارد یا خیر؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
متشکرم
یازهرا
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
همایش‌های ماهیانه از طریق سایت و پیامک اعلام می‌شود که حضور برای همه قرآن دوستان آزاد است. زمان و مکان‌ این همایش‌ها در همایش قبلی و از طریق سایت و پیامک اطلاع‌رسانی می‌شود.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
مرصاد در فارسی به چه معناست و در این سوره کنایه از چیست؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : مرصاد به معنی کمین گاه است.
یعنی جهنم در کمین مجرمین است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محسن جولایی
کلمه انسان چندباردرقران امده
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : 59 مرتیه
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
در یک استخاره آیه 14 سوره توبه آمده است .معنی آن چیست ؟ چه استنباطی از آن می شود ؟ تفسیر نمایید؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : بنده از استخاره اطلاعی ندارم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهدی صادقی حصار
با احترام
چرا قرآن که ما را به دوری از غم و انده سفارش می کند در روایت صفحه اول سایت از امام صادق (ع) نقل شده : قرآن را بایستی با حزن و اندوه خواند چراکه با حزن و اندوه نازل شده است؟ سپاس
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : سلام علیکم
قرآن ما را به دوری از غم و اندوه دنیا و از دست رفتن متاع دنیا توصیه می کند چرا که این متاعی پست و ناپایدار است و انسان عاقل که حیات ابدی و جاودانه دارد به آن دل نمی بندد و همه چیز را ناشی از تقدیر و حکمت خدا می داند.
وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (انعام، 32)
و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست، و قطعاً سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‏کنند بهتر است. آیا نمى‏اندیشید؟
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (حدید،20)
بدانید که زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشىِ شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مثل بارانى است که کشاورزان را رُستنى آن [باران‏] به شگفتى اندازد، سپس [آن کشت‏] خشک شود و آن را زرد بینى، آنگاه خاشاک شود. و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.
پس از دست دادن دنیا او را ناراحت نمی کند:

لِکَیْلا تَحْزَنُوا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا ما أَصابَکُمْ وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (آل عمران ،153)
تا سرانجام بر آنچه از کف داده‏اید و براى آنچه به شما رسیده است اندوهگین نشوید، و خداوند از آنچه مى‏کنید آگاه است‏.
اما حقیقت انسان، جسم و ماده او نیست بلکه حقیقت او روح اوست که متعلق به خدا است:
فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ (حجر، 29)
پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید.
این حقیقت عالی، در حجاب عالم ماده و در حجاب گناهان و توجه به غیر خدا گرفتار شده و از اصل خود، که عالم ملکوت و عالم وسیع و نورانی و لایتناهی است، فاصله گرفته است. آن مرتبه عالی انسان، که به نیکوترین وجه خلق شده، در حصار عالم ماده گرفتار است و باید انسان با ایمان و عمل صالح و با اختیار خود مسیر بازگشت به مبدأ کمال و نور را بپیماید و به حقیقت خود دست یابد و از مراتب نازله حیوانی به مراتب عالیه انسانی بار یابد.

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلینَ (5) إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (تین،6)
[که‏] براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پست‏ ترین [مراتب‏] پستى بازگردانیدیم؛ مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏اند، که پاداشى بى‏منّت خواهند داشت.
قرآن نیز حقیقتی است که از نزد خدا نازل شده و مرتبه نازله آن همین نوشته ای است که در دست ما است. اما حقیقت عالی آن ملکوتی است و از نزد خداوند علیم و حکیم نازل شده:
الر کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیرٍ (هود، 1)
الف، لام، راء. کتابى است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمى آگاه، به روشنى بیان شده است:

یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً (نساء، 174)
اى مردم، در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است، و ما به سوى شما نورى تابناک فرو فرستاده‏ایم.
لَقَدْ أَنْزَلْنا آیاتٍ مُبَیِّناتٍ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (نور،46)
قطعاً آیاتى روشنگر فرود آورده‏ایم، و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند.
قرآن ریسمانی است که یک سر آن در دست خدا و سر دیگر آن به دست مردم است:
قال رسول الله صلی الله علیه آله:کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ‏ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْض‏(الخصال، ج‏1، ص: 65)
کتاب خدا، ریسمان کشیده شده ای از آسمان به سوی زمین است.
هر موجودی که از اصل خویش جدا افتاده باشد و در حصار و تنگنا و زندان گرفتار باشد، دائم به یاد اصل خویش محزون است و تا به جایگاه اصلی اش بازنگردد و از قفس رها نشود، این حزن امتداد دارد.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش (مثنوی، دفتر اول)
لذا مومن در دنیا در سختی است و گویی در قفس زندگی می کند:
قال الصادق علیه السلام: أَنَّ الدُّنْیَا سِجْنُ‏ الْمُؤْمِنِ‏. (الکافی، ج‏2، ص: 250)
دنیا، زندان مومن است.
چرا که مومن رشته تعلق خود را به خداوند و به عالم ملکوت نبریده است و روح بزرگ و نامحدود او در حصار تنگ دنیا در سختی است.
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَکَى شَیْئاً مِنْهُ- وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ‏ الشَّمْسِ‏ بِهَا. (الکافی، ج‏2، ص: 166)
شدت اتصال روح مومن، به روح خدا از اتصال شعاع (پرتو) نور خورشید به خورشید بیشتر است.
او در این دنیا از نعمت های خدا استفاده می کند و از توفیقات و رحمت های الهی بهره مند می شود و به آنها شاد می گردد اما در عمق وجودش، غمی وجود دارد و آن غم دوری از اصل و مبدأ است. این غم غمی زیبا است که در آن دلمردگی نیست بلکه امری است که انسان را به سمت تلاش برای ادای تکلیف الهی و کار برای خدا سوق می دهد چرا که می داند برای خروج از این زندان فقط باید به رشته های نورانی یاد خدا، کار برای خدا چنگ زد. او در این دنیا همواره در پی رضایت خداوند و اتصال به محبوب واقعی و همیشگی اش می کوشد و با نشاطی بالا و تحرکی کم نظیر لحظه ای از زندگی را به غفلت و بطالت نمی گذراند. در هر لحظه در پی کاری است که رضای محبوب اش را جلب کند و او را به سمت او هدایت کند.
قرآن نیز با حزن نازل شده است:
قَالَ الصادق علیه السلام: «إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ‏ بِالْحُزْنِ‏، فَاقْرَؤُوهُ بِالْحُزْنِ».
قرآن با حزن نازل شده است پس شما نیز آن را با حزن قرائت کنید (الکافی، ج‏4، ص: 629)

چرا که از مبدأ اصلی فاصله گرفته و انسان با تمسک به این ریسمان هدایت الهی، در دنیای ظلمانی به نور قرآن تمسک می کند. آیات آن را به عنوان پیامی از سوی محبوب برای خود تلاوت می کند و دستورات اش را به عنوان دستورات مولا و محبوب عمل می کند. قرآن مأنوس انسان جدا مانده از اصل خود است چرا که هر دو به یک حقیقت واحد و نورانی مربوط هستند و در دنیا ظلمانی، نور ایمان مومن او را به سمت چشمه نورانی قرآن فرامی خواند تا از آن بهره و نور بیشتری بگیرد.
با این توضیح معلوم می شود که تلاوت قرآن به حزن به معنی ارتباط برقرار کردن با حقیقت قرآن و همچنین اتصال با آن جنبه واقعی و حقیقی خود انسان است. با این تلاوت و تدبر و عمل بر اساس آن، انسان بیش از پیش از تکیه به دنیای ظلمای و ناپایدار فاصله می گیرد و نگاهش به دنیا مبتنی بر واقعیت و حقیقت دنیا می شود: یعنی محل عبور و مزرعه ای برای آخرت. با این گونه ارتباط با قرآن به تدریج قلب انسان مومن از عالم فریب خارج می شود و در عالم حقیقی خودش، آخرت، که سرای پایدار و محل استقرار است آرام می گیرد. چنین انسانی به دنیا به نگاه ابزاری برای کمال و وصول به مطلوب و محبوب می نگرد و آن را دوست خود نمی گیرد و به اقبال دنیا شاد نشده و از پشت کردن دنیا غمگین نمی شود.
در نتیجه گرد و غبار دنیا و غم و غصه آن هیچ گاه بر دلش نمی نشیند و دلخوشی و شادی او در جاها و کارهایی است که نور محبوب و خالق خود را پیدا می کند. او در نماز شاد است، در کمک به یتیم و فقیر و مسکین شاد است، در انفاق و روزه و حج و جهاد شاد است، در نیکی به مردمان در راه خدا شاد است و البته پس از هر یک از این کارهای نیک، باز هم شوق به کارهای نیک بیشتر و خالص تر و کسب رضایت خدا بیشتر در او شعله می کشد و چون دنیا، تنها امکان جلوه هایی از نورانیت و لقاء و دیدار خدا ممکن است (مثلاً در نماز و کمک به یتیم و نیکی به پدر و مادر و سایر خیرات)، او به دنبال جلوه کامل و بادوام و ابدی محبوب خود می گردد. این جلوه کامل و ابدی در دنیا امکان ظهور ندارد پس او در دنیا همیشه حزنی دائم دارد. حزن مومن تنها در زمان لقاء و دیدار خداوند در آخرت برطرف می شود چرا که در آنجا به دیداری بدون پایان، به وصالی بدون فراق، به نوری بدون تاریکی و ظلمت، به محبوبی بدون بیگانه متصل می شود.
فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ‏ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَد (کهف، 110)
هر کس به دیدار پروردگارش امید دارد، پس باید عمل صالح انجام دهد و احدی را شریک پروردگارش قرار ندهد.
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ (توبه،21)
پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودى و باغهایى [در بهشت‏] که در آنها نعمتهایى پایدار دارند، مژده مى‏دهد.
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (نحل، 97)
هر کس -از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزه‏اى، حیاتِ [حقیقى‏] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهیم داد.
البته انسان های مومن با اختلاف درجات ایمان شان این حالات در آنها کم یا زیاد است. امیرالمومنین علیه السلام در وصف متقین می فرمایند:
لَوْ لَا الْآجَالُ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَهُمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ حُدُودُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِیفَةٌ وَ حَوَائِجُهُمْ خَفِیفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِیفَةٌ وَ مَعُونَتُهُمْ فِی الْإِسْلَامِ عَظِیمَةٌ صَبَرُوا أَیَّاماً قِصَاراً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِیلَةً تِجَارَةٌ مُرْبِحَةٌ یَسَّرَهَا لَهُمْ رَبٌّ کَرِیمٌ أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا وَ طَلَبَتْهُمْ فَأَعْجَزُوهَا أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهُ تَرْتِیلًا یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ وَ تَهَیُّجَ أَحْزَانِهِمْ بُکَاءً عَلَى ذُنُوبِهِم‏ (نهج البلاغه، خطبه 193)
و اگر نبود مرگى که خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن‏ها قرار نمى‏گرفت، از شوق دیدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند، بهشت براى آنان چنان است که گویى آن را دیده و در نعمت‏هاى آن به سر مى‏برند، و جهنّم را چنان باور دارند که گویى آن را دیده و در عذابش گرفتارند. دل‏هاى پرهیزکاران اندوهگین، و مردم از آزارشان در أمان، تن‏هایشان لاغر، و درخواست‏هایشان اندک، و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است.
در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را به دست آورند: تجارتى پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده، دنیا مى‏خواست آنها را بفریبد امّا عزم دنیا نکردند، مى خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان، خود را آزاد ساختند.
پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکّر و اندیشه مى‏خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى‏یابند. وقتى به آیه‏اى برسند که تشویقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان مى‏برند که نعمت‏هاى بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد، و هر گاه به آیه‏اى مى‏رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند، و گویا صداى بر هم خوردن شعله‏هاى آتش، در گوششان طنین افکن است پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانى و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى‏طلبند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با سلام. ممنون از سایت خوبتون. جواب استخاره سوره نمل آیه 77 چی می باشد؟ آیا خوب است؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : با سلام
اگر پس از مشورت و استفاده از عقل به تردید رسیده اید جا برای استخاره وجود دارد و گرنه جایی برای استخاره نیست.
معنای آیه ای که ذکر کردید آن است که استخاره خوب است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) احمدی فقیه : سلام
تناقص در گفتار
یکجا جواب استخاره را می دهید و یکجا می گویید از استخاره اطلاعی ندارم.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 181
  • >
  • >>