لیست نکته های اسدالله قاضي مرادي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " رمز گشائی است

جایگاه و مفهوم طبیعت در حکمت و عرفان اسلامی جایگاه متعالی است. در تفکر اسلامی و تفکر دینی و به طبع حکمت اسلامی که از آن نشات گرفته شده طبیعت خود آفرننده نیست بلکه نمود و معلولی است که در آفرینش پدید آمده و آفریننده ای آن را به وجود آورده است، به همین خاطر در باور اسلامی طبیعت و همه ابعادش لحظه ای گذرا هستند و در واقع آنچه که مسلمانان و در دین اسلام به آن اهمیت می دهند این است که در پس این طبیعت و در پس این گذار و غیر ثابت، آفریننده ای هستی بخش وجود دارد. انسان نیز باید از این مظاهر طبیعت گذار کند تا به ماورای طبیعت و آن سوی طبیعت پیوند خورد برای مثال، در هنر اسلامی هنگام مواجهه با طبیعت این تفکر و نمود از آن برداشت روشنی پیدا کرده و علت آن این است که در هنر اسلامی از طبیعت برای تشبیه یا تصویر کردن صرف طبیعت استفاده نمی شود، یعنی برخلاف هنر مسیحی که در آن تفکر تشبیهی به کار رفته و شکلها و انسانها و تصاویر حالت طبیعی خودشان را دارند، در هنر دینی اسلامی که یک هنر تنزیهی است و صفات بشری را در خالق هستی نفی می کند و از سوی دیگر طبیعت را به عنوان هدف نگاه نمی کند و به آن به عنوان پل و وسیله ای که می خواهد به آفریننده برسد می نگرد، به همین سبب این تفکر باعث شده که اشکال طبیعت در هنر اسلامی با آنچه که در جهان بیرون مشاهده می کنیم وجود نداشته باشد. یعنی وقتی که شما در یک قالی به یک پرنده نگاه می کنید نمی توانید تشخیص دهید که این چه نوع پرنده ای است یا وقتی که به انحنای برگهای یک هنر اسلیمی ( نوعی از نقش و نگار که عبارت از خط¬های پیچیده است که در کتیبه¬ها و بعضی دیگر از کارهای نقاشی ترسیم می¬کنند – فرهنگ عمید) در کاشیکاری و نقاشی و یا دیگر هنرهای اسلامی نگاه می کنید نمی توانید تشخیص دهید که این برگ چه نوع گیاهی است. چرا که این تجسم و برداشتی از طبیعت است. به همین خاطر هنر اسلیمی و خطاطی دو نمود و نماد جلوه زیبای این تفکر و برداشت از طبیعت در هنر اسلامی است، چرا که واکنش خلاقانه هنرمند در مواجه با طبیعت را نشان می دهد. همین طور اگر به مفاهیم شعری رجوع کنیم حافظ نیز در اندیشه هایش از این شیوه بهره گرفته است.
در حکمت اسلامی هر چیزی و هر علت و معلولی به یک غایتی منتهی خواهد شد و در واقع طبیعت هم خودش نیز یک غایتی دارد و علت آن علت العلل و پدید آورنده آن است. طبیعی است که این تفکر از لحاظ فلسفی و حکمی در نزد اندیشمندان اسلامی وجود داشته است و توانسته با چنین تفکری نمود خودش را در قالب اسلیمی و نقوش هندسی مفهومی مجزا را بیان می کند. بنابراین مبانی این نوع تفکر در حکمت و فلسفه ما وجود داشته و تجلی آن در هنر تبلور یافته است.
بنابراین هر آنچه که در طبیعت می نگریم و سعی در تسخیر و تسلّط بر آن را داریم رمز و آیه ای است که می بایست از آن رمزگشایی کرد و پس آن را دید. در واقع نیز در پس آن چیزی نیست جز حقیقت مطلق. با چنین تعابیری طبیعت حامل پیام مقدّسی است، به شرط آنکه انسان بتواند آن پیام را رمز گشایی کند. وقتی که انسان بتواند راز هستی را بخواند و در آن تامل کند به حقیقت مطلق نیز پی خواهد برد " سَخَّرَلَکُم " تحقّق خواهد یافت.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : اخگری، محمّد. طبیعت تجلّی جلوه¬های جمال الهی با آدرس http://iranianstudies.org/fa/ موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - توکّل ضرورتی برای " سَخَّرَلَکُم " است
توکّل ضرورتی برای " سَخَّرَلَکُم " است
در تفکّر توحیدی "توکّل" از ملزومات است و انسان با تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن سبب را از پیش روی خود بر می¬دارد امّا هنوز نمی¬تواند مدّعی باشد این تسخیر و تسلّط به نفع او است یا به ضرر او، ر فردی مخلوق و محاط و محدوداست و از واقع مطلب خبر ندارد، آیا زارع می¬تواند با قطعیّت محصولش را نتیجۀ عملش به تنهای بداند؟ چه بسیار زراعت¬هایی که محصول نداده یا آفت زده و یا اینکه باید در برابر دشمن اسلحه تهیّه و قوا فراهم کرد و دنبال سبب بروی و در مقابل دشمن اسلحه تهیّه کنی و نمی¬توانی گمان کنی حالا که اسلحه داری کار تمام است و بطور قطع و یقین پیروز می¬شوی؟ شواهدی بر این ادّعا بقرار زیر است که نشان می¬دهد تصمیم گیری¬های انسان از قطعیّت برخوردار نیست:
الف) ارائۀ نظریه¬های مختلف راجع به موضوعی واحد که در مقاطع مختلف زمان و دست خوش تغییر شده است.
ب) مقدار دانسته¬های انسان از طبیعت و جهان پیرامونش نسبت به نادانسته¬هایش بسیار اندک است.
ج) انسان در موجهه با طبیعت و جهان پیرامون خود و کشف اسرار آن ضعیف و ناتوان است .
د) وقوع وقایع تآسّف بار جنگ جهان اوّل و دوّم از علائم ناتوانی انسان در دست یابی به قطعیّت است.
ه) بشر به نسبتی که طبیعت و جهان پیرامون خود را شناخته است "خود" را نشناخته است.
و) انسان در تلاش است تا از خود تنیده¬ای به نام ترس و بیم رهایی یابد.
برای دستیابی به چنین قطعیّتی است که وکیل اختیار می¬شود، توکّل از ماده وکالت است و دو طرف دارد کسی که وکیل برای خودش می¬گیرد و دیگری کسی که به او تکیه می¬کند و وکیلش می¬شود، با توجّه به شواهد فوق¬الذکر، انسان برای آسایش و راحتی خود نیازمند قوّت قلب و تکیه¬گاه محکم است، و در شرایط سخت، از این و آن می¬پرسد و تحقیق می¬کند کدام وکیل داناتر، زرنگ و تواناتر و مهربان¬تراست و برای او راحتی می¬آورد و اضطراب¬ها، دغدغه¬ها و عدم اطمینان¬ها را از او برطرف می¬کند تا همۀ امور را با خیال راحت به او واگذارد. خداوند متعال در مسیر " سَخَّرَلَکُم " رسیدن هر نفعی و رفع هر ضرری را تضمین کرده است و بر اساس فرمودۀ استاد شهید مطهری رحمت¬الله علیه در کتاب عدل الهی: از آیات 3-2 سورۀ طلاق چنین استنباط می¬شود که به دنبل توکّل، عنایت پروردگار در رسید به هدف قطعی است، پس انسان در مسیر یاد شده و گذشتن از نقاط صعب¬العبور باید خداوند را وکیل خود اختیار کند و ضمن عمل به وظیفه کسب نتیجه را به او واگذارد تا هر طور که صلاح می¬داند رقم زند.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " عمل با بصیرت است
" سَخَّرَلَکُم " عمل با بصیرت است

قال‌الامام‌الصادق(ع): العامل علی غیر بصیرهًْ کالسائر علی غیرالطریق فلاتزیده سرعهًْ السیر الا بعدا"
امام صادق(ع) فرمود: کسی که عملی را بدون بصیرت و شناخت انجام دهد مانند ره‌پیمایی است که به بی‌راهه می‌رود. هر چقدر سرعت حرکت او بیشتر باشد، او را از هدف و مقصد بیشتر دور می‌سازد (1). آن کسی که از روی بصیرت کار نمی¬کند، عوام است لذا قرآن در باره پیغمبر می¬فرماید " ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی، یوسف /108" یعنی من و پیروانم با بصیرت عمل می¬کنیم و پیش می¬رویم. خداوند نیرو و قدرت تسلّط بر طبیعت و جهان هستی و پیرامونی را به انسان عطا نموده است که تنها در سایۀ بصیرت و شناخت او، این نیرو و قدرت در مسیر حیات بشری واقعی است، این کدام بصیرت و شناخت است؟
در اثر تسلّط انسان بر طبیعت و منابع آن دنیا، زندگی، مقام، شهوت ، پول، لذّت، راحتی و نام در مقابل او قرار می¬گیرد، همۀ اینها چیزهای خوبی است همۀ اینها زیبایی¬های زندگی است " متاع الحیاه الدنیا"، متاع یعنی بهرۀ اینها بهره¬های زندگی دنیوی است " متاع الحیاه الدنیا" معنایش این نیست که این متاع بد است نه خدا برای شما آفریده است منتهی اگر در مقابل این متاع و تسخیر آنها آنقدر مجذوب شود که آنجاییکه پای تکلیف سخت به میان آمد در شآن " سَخَّرَلَکُم " تصمیم بگیرد و عمل کند، در دنیای امروزی، به دنیای اسلام نگاه کنید به کشورهای مختلف اسلامی در آن جای که خانه خدا و مدینه در آن است نگاه کنید ببینید چه فُسّاق و فُجّاری در رآس قدرت و حکومتند بقیۀ را هم قیاس کنید. آیا " سَخَّرَلَکُم " تسخیر منابع توسط آن¬ها را تآئید می¬کند و کارشان را جزءِ " سَخَّرَلَکُم " قلمداد می¬کند؟ و اجازه می¬دهد شبانه¬روزبا قدرت خود دست به بمباران وحشیانه زده و انسان¬های بی¬گناه را قتل عام کنند؟ و کار را به جایی برسانند که اگر کسی جلودارشان نباشد با سوء استفاده از " سَخَّرَلَکُم " افرادی مثل رئیس جمهور روانی آمریکا و رئیس جلاد دولت جعلی اسرائیل خود را مسلمان و حتی بالاتر روند خود را صاحب " سَخَّرَلَکُم " بدانند، در زمانی صدام خونخوار را تا دندان با انواع سلاح¬های مدرن و شیمیایی به جان این مملکت انداختند و وقتی با شکست مواجه شدند برای عوام فریبی اسلام شناس شدند بطوریکه امام خمینی که رحمت خدا بر او باد فرمودند "آن چیزی که من امروز می‏خواستم عرض کنم، این است که تحولاتی که در دنیا شده است بسیاریش را شما یعنی آن که در ایران شده است دیدید، بعض تحولات دیگری هم شده است. اخیراً انسان می‏بیند که ـ قبلاً هم گاهی بود، اما حالا زیادتر شده است ـ یک تحولی شده است که تحول انسانشناسی و اسلامشناسی! پیشترها اگر یادتان باشد کارتر ادعا می‏کرد که ایران اسلام را نمی‏داند. حالا دارند همه ادعا می‏کنند! مقامات امریکایی هم همین مطلب را می‏گویند که اینها اسلام را درست نمی‏دانند! قبلاً بگین(رئیس منفور وقت اسرائیل و بانی قرارداد ننگین کمپ دیوید) هم این حرف را می‏زد! حالا داخل و خارج هم این حرفها را می‏زنند! من نمی‏دانم کی اینها می‏خواهند «عروة الوثقی(2)» را حاشیه کنند؟ ( صحیفۀ امام خمینی(س)، جلد 19، صفحۀ 227)
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : 1 - تحف‌العقول 2 - کتابی است مشهور و مشتمل بر مسائل فقهی، تألیف فقیه متبحّر آقای سید محمدکاظم طباطبایی یزدی که از آغاز تألیف تاکنون، مجتهدین و مراجع شیعه بر این کتاب حواشی متعددی نوشته‏اند. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " رحمت خاص خداوند است
" سَخَّرَلَکُم " یا قدرتی که خداوند به انسان عطا فرموده تا طبیعت و جهان را تسخیر کند جزء رحمت رحیمیّه خداوند است یا جزء رحمت رحمانیّۀ او؟ روایاتْ ائمه اطهار برای ما بیان فرموده اند، گفته¬اند پروردگار دو نوع رحمت دارد: رحمت عام و رحمت خاص. مقصود از "رحمت عام" همان رحمتی است که شامل همه موجودات می¬شود که هر موجودی همین قدر که قابلیت برای موجود شدن داشته باشد خدا او را موجود می¬کند و هر کمال وجودی¬ای که امکان آن را داشته باشد که به او داده شود، خداوند به او می¬دهد. وجود مساوی با رحمت است. رحمانیّت پروردگار به سراسر عالم گسترده است، یعنی اصلاً سراسر عالم نیست مگر مظهر رحمانیّت پروردگار، آن کافرِ کافر هم از رحمت رحمانیّۀ پروردگار بهره¬مند است. ولی یک نوع رحمت¬ها هست که مقدماتش را انسان باید اکتساب کند. این رحمت جز از طریق اکتساب، نازل شدنی نیست. این رحمت را باید به کسب (یعنی با کسب لیاقت) نازل کرد. آن کدام رحمت است؟ آن رحمت¬هایی که در قرآن از آن¬ها زیاد یاد می¬شود و نقطۀ مقابلش نقمت است. در آنجا نقطۀ مقابل، نقمت نیست، ولی در اینجا نقطۀ مقابل حتماً نقمت است . انسان¬های مؤمن، فرد مؤمن یا جامعه¬ای که به لوازم ایمانش یعنی به وظیفۀ خودش عمل می کند، [مشمول این نوع رحمت می¬شوند.] در اثر عمل صالح، خداوند عالم یک نوع تفضلاتی به بندگان می¬کند؛ آن تفضلاتی را که نتیجۀ اعمال شایسته است "رحمت رحیمیّه" می-گویند. رحمت رحمانیّه هیچ به عمل و صلاح بنده ارتباط ندارد، ولی رحمت رحیمیّه فقط و فقط بستگی دارد به صلاحیت و اعمال صالح بنده و به لیاقتی که آن بنده برای خود کسب می¬کند، و لهذا قرآن در مواردی این مطلب را بیان می کند که گاهی مردم میان رحمت رحیمیّه و رحمت رحمانیّه اشتباه می¬کنند، مثلاً- این در بعضی آیات قرآن هست- می¬بینند خداوند به یک نفر آدم کافر یا فاسق ثروت زیادی داد، تعجب می¬کنند، خیال می¬کنند ثروت زیاد از نوع رحمت رحیمیّه است یعنی از نوع آن رحمت¬هایی است که انسان را به خدا نزدیک می¬کند، از نوع رحمت¬هایی که واقعاً سعادت است. می گویند خدا چرا چنین می-کند؟ فکر نمی¬کند که آن رحمتی که تفضل الهی و مربوط به شایستگی انسان است، غیر از این حرفهاست، آن گاهی ممکن است به صورت فقر برای انسان نازل شود، این دیگر بستگی دارد به حال بنده.
بر این اساس، اگر انسان می¬تواند بر طبیعت دست اندازی کند و آن¬را به نفع خود بکار گیرد رحمتی از جانب خداوند است که تمام انسان¬ها از آن برخوردارند حتّی آن کار هم از رحمت رحمانیّه پروردگار بهره¬مند است، مَثل دیگر اینکه اگر جهان غرب یا جریان مدرنیتۀ آن توانسته ادّعا کند که در مسیر تسخیرطبیعت و جهان گام نهاده است این تسخیر با سوء استفاده از رحمت رحمانیّه خداست که نعمت¬های او را با اعمال خود به نقمت تبدیل می¬کنند، پس نمی¬تواند مدّعی " سَخَّرَلَکُم " باشد و خود را الگوی " سَخَّرَلَکُم " بداند زیرا، با دوری از رحمت رحیمیّۀ خداوند و عدم کسب لیاقت¬های ضروری از " سَخَّرَلَکُم " الهی دور شده و دنیا و طبیعت را با مشکلات فقر تبعیض، بی عدالتی، نسل کشی، بحران زیست محیطی و غیره به محیطی دون شآن جایگاه انسان یا نماینده خدا در زمین سوق داده است. پس " سَخَّرَلَکُم " وقتی واقعی است که رحمت رحمانیّۀ خداوند توسط رحمت رحیمیّۀ او سامان یابد چنین رحمتی جز از طریق اکتساب نازل شدنی نیست این رحمت لیاقت می¬خواهد تا کسب شود.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : مرجع: مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 179و180 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " تسخیر خود است

از مجموع آیات تسخیر به خوبى فهمیده مى‌شود که انسان، تکامل یافته‌ترین موجود این جهان است و خداوند همه موجودات دیگر را مسخر او ساخته است(جاثیه/13)؛ (حجّ/65) و (زخرف/13)، در همه این موارد مقصود این است که این امور طوری آفریده شده¬اند که رام انسان و مورد استفاده و بهره برداری انسان هستند، امّا در سوره زخرف آیۀ32، خداوند تسخیر انسان توسط انسان را بیان می¬دارد، بنابراین می¬توان نتیجه گرفت انسان هم جزئی از همه موجودات است و خود هم می¬تواند تسخیر شود و جزء موضوع " سَخَّرَلَکُم " است و باید تسخیر شود.تسخیر خود یعنی تطلّط انسان بر اعمال و رفتارش منطبق بر دستورات خداوند و مؤدّب شدنش به آداب الهیّ، تا چنین قدرت تسلّطی در او بوجود نیاید نمی¬تواند ادّعا کند هم جهت با هستی و آفرینش در راه " سَخَّرَلَکُم "قدم برمی¬دارد ، تا بر خصم درونی خودیّت و خود محوری مسلّط نشود تسلّط بر طبیعت سهل است:
سهل دان شیری که صف¬ها بشکند شیر آن باشد که خود را بشکند
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " "وَاَعِدّّوا لَهّم مَاستَطَعتّم مِن قّوّه" است.

در جهان¬بینی اسلام تلاش برای زندگی به تسخیر طبیعت می¬انجامد و به " سَخَّرَلَکُم " عینیّت می¬بخشد و اهمیت آن بقدری است که آیۀ 20سورۀ مبارکه مزمل تلاش برای زندگی را در کنار " جهاد فی سبیل¬الله " قرار داده است، و در تفسیر نمونه جلد 25 صفحۀ200 اثر حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان شده است: این نشان می¬دهد که اسلام برای این موضوع اهمیّت زیای قائل است، چرا چنین نباشد در حالی که یک ملّت فقیر، گرسنه و محتاج به بیگانه هرگزاستقلال عظمت و سربلندی نخواهد یافت و اصولا " جهاد اقتصادی" بخشی از جهاد با دشمن است، بعلاوهّ معظم¬له در قرآن حکیم و شرح آیات منتخب می¬فرماید، در آیۀ 60 سورۀ مبارکۀ انفال: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ یک اصل اساسی درزمینه جهاد اسلامی و حفظ موجودیّت مسلمانان و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است و تعبیر آیه بقدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملا تطبیق می¬کند. در این آیه کلمۀ قوّه معنای وسیعی را دربردارد، بطوری¬که نه تنها وسایل جنگی و سلاح¬های مدرن هر عصری را دربرمی¬گیرد بلکه تمام نیروها و قدرت¬هایی را که به نوعی در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل می¬شود، اعم از نیروهای مادی و معنوی، بنابراین علاوه بر اینکه باید ازپیشرفته¬ترین سلاح¬های هر زمان بهره گرفت باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوه و نیروی مهمتری است و نقش بسیار مؤثّری در پیروزی بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد. البته هدف از این آماده سازی تهاجم بر کسی نیست بلکه هدف ترساندن دشمنان است همان ترس و وحشتی که مایه جلوگیری از بروز جنگ و پیکار می¬شود، در واقع تقویت بنیه دفاعی همیشه خود یک دفاع مؤثّر و یک عامل بازدارنده در برابر تهاجم دشمن است و این هدفی بسیار مقدّس و والا و مطابق با عقل و منطق است. بنابراین در باور تفکّر" سَخَّرَلَکُم " عمل به "وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ" دو هدف مهم دنبال می¬شود یکی به عزّت رسید مسلمانان و دیگری بازدارندگی دشمنان از تعرّض به آن¬ها 0
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - ذلول " سَخَّرَلَکُم " است

الف) تفسیر المیزان – اعراف – آیه 10(خلاصه)
هو الذی جعل لکم الارض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه والیه النشور:(اوست آنکه زمین را برای شما رام کرده، پس در اقطار آن آمد و رفت کنید و از رزق آن بخورید و بدانید که زنده شدن مجدد شما بسوی اوست )، می فرماید: خدای تعالی آن کسی است که زمین را منقاد و رام شما کرد، تا بتوانید برپشت آن قرار بگیرید و از یک قسمت آن به قسمت دیگر آن بروید و از رزقش که او برای شما مقدر فرموده بخورید و به انواع مختلف در زمین تصرف کنید و اوست که نهایت و زندگی مجدد در سرای دیگر بسوی اوست ، در تعبیر(ذلول )و (مناکب )اشارتی وجود دارد که زمین نیز یکی از سیارات است .
ب) منبع: آشنایی با قرآن اثر استاد مطهری جلد 8
«ذلول» در اصل لغت عرب به معنی شتر رام است (حیوان رام؛ مخصوصاً درباره شتر زیاد گفته می‏شود). ذلول من، یعنی حیوان رام من. البته کلمه "ذلول" که به معنی رام است گو اینکه در اصل به معنای شتر رام است، ولی این کلمه را در غیر مورد شتر هم به کار بردن و معنای مطلق یک شی‏ء رام را قصد کردن مانعی ندارد. اما در اینجا قرینه‏ای هست که نشان می‏دهد تشبیه بیش از این حرفها است، می‏فرماید: زمین را برای شما ذلول قرار داد. معلوم می‏شود تشبیه به همان خود ذلول و به همان حیوان است که می‏گوید: "فَامْشوا فی مَناکبِها". «منکب» آن قسمت از روی شانه انسان و حیوان را می‏گویند که استخوان دست و بازو با پشت متصل می‏شود.
قرآن در اینجا زمین را به یک حیوان رام و شتر رام تشبیه کرده و می‏گوید: روی منکب¬های این حیوان راه بروید. این دلیل است بر اینکه تشبیه مخصوصاً به همین حیوان شده است چون کلمه‏ "فَامْشوا فی مَناکبِها" آمده است.
مقصود این است که از زمین خدا استفاده کنید.(وَ کلوا مِنْ رِزْقِهِ) و از رزق پروردگار که در این زمین قرار داده است [بهره ببرید.] (وَ جَعَلْنَا لَکمْ فیها مَعایشَ، آیه10 سوره اعراف) ما در زمین برای شما اسباب معیشت و زندگی را قرار داده‏ایم، استفاده کنید از آنچه که در زمین مایه معیشت و روزی برای شما قرار داده‏ایم.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " خداشناسی طبیعی است

تسخیر طبیعت یعنی کشف اسرار زمین، آسمان و خورشید و سایر مخلوقات الهی میان آن¬ها و هم چنین حفظ ونگهداری از آن¬ها در جهت رشد مادی و نیل به سعادت معنوی انسان و او فقط با بهره برداری درست و در جهت خدمت به خلق خدا و عبودیت حق است که می تواند از این مواهب الهی بهره برداری کند، در قرآن آیات فراوانی تأکید زیادی دارند که این¬ها آیات و نشانه های الهی¬اند که اهتمام انسان به بهره مندی از آن¬ها باید موجب توجه او به حق تعالی و شکرگزاری او شود، یعنی، بهره¬¬مندی از مواهب طبیعی نیز نوعی خداشناسی طبیعی است.

اهمیت این خداشناسی طبیعی، یعنی شناخت خدا از طریق تأمل در مواهب طبیعی، به قدری زیاد است که در آیات متعدد قرآنهرجا که نعمت¬های الهی در قالب آیات خدا برشمرده می¬شوند، همواره در پایان آیات عباراتی تأمل برانگیز ذکر می¬شود با مضامینی نظیر این که استفاده از این مواهب الهی منشأ تفکر، تأمل و تعقل انسان ها دربارۀ خدا شود . ( روم 24، 25 و 46) عبارات یعقلون و تشکرون دال بر همین واقعیت¬اند، یعنی همة این مواهب الهی که در اختیار انسان قرار داده می¬شوند دارای بار معرفتی¬اند و این که هدف از بهره مند ساختن انسان از آن¬ها افزایش خداآگاهی و عبودیت اوست.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : قدرت الله قربانی. لوازم معرفت شناختی جهان شناسی قرآن برای علوم طبیعی. پژوهشهای علم و دین، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سا ل ششم ، شمارة دوم ، پا ییز و ز مستان 1394، 77-97 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و قائده لاضرر

دین اسلام هرگز اجازه نمی¬دهد کسی به کسی ضرر وارد کند، وقتی راضی نمی¬شود یک فرد از جامعه متضرّر شود چگونه راضی خواهد شد که یک اجتماع و جامعه ضرر ببیند؟ درفقه نورانی اسلام قائدۀ لاضرر از اینجا ناشی شده است که، مردی به نام سمره بن جندب در زمین یکی از مسلمانان درخت خرمایی داشت هر وقت مایل بود بی اجازۀ صاحب خانه وارد خانۀ آن مرد می¬شد و به بهانۀ سرکشی به درختِ خود مزاحمت¬هایی برای صاحب خانه ایجاد می¬کرد، چند نوبت به او تذکّر دادند که صحیح نیست بی اجازه صاحب خانه وارد منزلش شوی ولی او توجّه نمی¬کرد و می¬گفت: من حقّ دارم به درخت خود سرکشی نمایم، صاحب خانه چند بار به او گفت برادر درست است که درخت مال شماست ولی اینکه سرزده وارد خانۀ من می¬شوی درست نیست و گوشش بدهکار این حرف¬ها نبود، تا اینکه صاحب زمین نزد رسول خدا (ص) از سمره بن جندب شکایت کرد پیامبر(ص) او را خواست و نصیحت فرمود، ولی بازهم این مزاحم همیشگی دست از مزاحمت خود برنداشت و به حرف پیامبر(ص) نیز اعتنایی نکرد ناگزیر رسول اکرم(ص) به صاحب زمین فرمود درخت ایشان را از ریشه بکن و در میان کوچه بینداز و سپس این جمله تاریخی را به یادگار گذاشت که در فقه اسلام به قائده لاضرر مشهور است. هیچ کس حق ندارد به هیچکس ضرر وارد کند. در ابعاد بزرگتر و بر اساس آیۀ205 سورۀ بقره" چون انسان در زمینِ خدا قدرت یابد (آن¬را تسخیرکند) بکوشد حاصل خلق را باد فنا دهد و فساد به پا و نسل را قطع کند و خداوند مفسدان را دوست ندارد". براستی امروز به بهانه صنعتی شدن و بالا بردن ثروت جامعه عدّه¬ای خاص هم زمین را، هم هوا را و هم آب را آلوده می-کنند و این سه عنصر زیر چکمه بیدادگران با ظاهری متمدّن نابود شده و از بین می¬رود.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " سنّت الهی است

استاد شهید مطهّری رحمت¬الله علیه، در کتاب عدل الهی می¬فرمایند، پدیده¬های جهان محکومِ یک سلسله قوانین ثابت و سنت-های لایتغیّر الهی می¬باشند و به تعبیر دیگر خداوند در جهان شیوه¬های معینی دارد که گردش کارها را هرگز بیرون از آن شیوه¬ها انجام نمی¬دهد، این شیوه¬ها از چگونگی هستی اشیاء انتزاع شده است و به همین دلیل تبدیل و تغییری برای آن محال است، این سنت¬های لایتغیّر اساس پایداری و نظم حاکم بر نظام توحیدی حاکم بر آفرینش است و بدون آن¬ها طبیعت، جهان و بطور کلّی آنچه خداوند آفریده است فرو می¬ریزد. یکی از این سنن " سَخَّرَلَکُم " است یعنی، در نظام توحیدی آفرینش، آفرینش طبیعت، جهان و آنچه خداوند خلق نموده است مُسَخَّرِ انسان هستند، با وجود چنین قدرتی ناله دارد که چرا علیرغم تسخیر روز افزون طبیعت نتوانسته قوانین طبیعت را به نفع انسانیّت بچرخاند، پاسخ یک جمله است، او باید روش خود را برای تسخیر طبیعت عوض کند، او غرق در جهالت است، در فساد اخلاق غوطه¬ور است و می¬خواهد بر طبیعت چیره شود این نشدنی است، زیرا کار تسخیر به فساد آلوده شده است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 12
  • >
  • >>