از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ومن اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بایاته انه لا یفلح الظالمون ):(چه کسی ستمکارتر از آن کسی است که به خدا افترا ببندد و یا آیات اوراتکذیب کند؟ بدرستی که ستمکاران رستگار نمی شوند)، ظلم یکی اززشت ترین و بدترین گناهان است ، بلکه زشتی و شناعت گناهان دیگر هم به مقدار ظلمی است که در آنها است و معنای ظلم عبارتست از خروج از عدالت وحد وسط، از طرف دیگر ظلم ، همانطور که به نسبت اختلاف شخص ظالم کم وزیاد می شود، همچنین نسبت به اختلاف اشخاص مظلوم نیز شدت و ضعف پیدا می کند به این معنا که هر چه شأن و موقعیت آن اشخاص عظیم تر باشد، ظلم بر آنها شنیع تر و بزرگتر خواهد بود، و بدیهی است که چون ساحتی مقدس تر ومنزلتی رفیعتر و عزیزتر از ساحت پروردگار و آیات او نیست ، لذا کسی که به چنین ساحتی یا به آیات او ظلم روا بدارد از هر ظالمی ظالمتر خواهد بود و این چنین کسی جز به خودش ظلم نکرده است . افترای دروغ بر خدایتعالی ، عبارتست از اثبات شریک برای او و یا ادعای نبوت یا نسبت دادن حکمی به خداوند از راه دروغ و بدعت . و تکذیب آیات دال بر خدا، عبارتست از تکذیب پیغمبر صادق الوعدی که دعوت او توأم با معجزات و آیات الهی باشد و یا انکار دین حق ، مثلاانکار کلی صانع ، و (فلاح )یعنی رسیدن به آرزو که همان معنای سعادت است ، خداوند درخاتمه می فرماید: ستمگران به رستگاری نمی رسند، یعنی ستمگران به آرزوهائی که برای رسیدن به آنها تلاش می کنند نمی رسند و به اهداف خود ظفر نمی یابند،چون ظالمند، و همین ظلمشان مانع از وصول آنها به سعادت است ، چون سعادت وقتی سعادت است که حقیقتامطلوب باشد، نه در خیال و تصور، چون فلاح یعنی شکافتن و رسیدن به سعادت و سعادت دنیوی در بقاء و توانگری وعزت است و سعادت اخروی نیز به داشتن : (1ـ بقاء بـدون فناء، (2ـ غنای بدون فقر، (3ـ عزت بدون ذلت ،(4ـ و علمی است که در آن جهل راه نیابد. و نظام عالم چنین است که رسیدن به هر غایتی ، طریق مخصوصی دارد که جزاز آن طریق به هدف مورد نظر نمی توان رسید . از همین نظام عالم ، آراء و عقایدی کلی برای نوع بشر پدید آمده که ملاک سایر عقاید بشری می باشند ،مانند عقیده به مبداء و معاد و این همان راهی است که انسان را به سعادت ابدی می رساند و جز این راه ، راه دیگری برای رسیدن به سعادت وجود ندارد و انحراف از ا ین راه (که همان ظلم است )انسان را به آرزویش نمی رساند و به فرض هم که برساند،دوام نمی یابد، پس عقاید،راههایی هستند که اگر در مسیر عدالت باشند، انسان را به هدف و سعادت می رسانند و اگر از مسیر عدل خارج شوند موجب خسران می گردندو ظالم چه بسا قدرت دروغین خود را برای رسیدن به هدفی غیر مشروع بکار ببرد، به این وسیله با عقاید حقه و توحید خدای سبحان مخالفت نماید و یا به جان و مال مردم تجاوز کند و یا خداوند را در عبادتش معصیت نماید و یا مرتکب بعضی ازگناهان مثل دروغ و نیرنگ و افتراء شود و بوسیله انجام این اعمال ظاهرا به مقصد خود برسد، همه اینها ممکن است ، اما باید دانست که چنین کسی در دنیا وآخرت خود را زیانکار ساخته و سعی و کوشش یک عمر خود را به هدر داده ،چون طریقه او در دنیا راه هرج و مرج و اختلال نظام بوده ، پس نظام بشری با این ظلم مقابله می کند و لذا ظلم او دوام نمی یابد،اما در، پس ظلم او در صحیفه اعمالش ثبت شده است و در قیامت طبق آن نامه ، کیفر دیده و به سزای اعمالش خواهد رسید. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر کشاف
جمعوا بین أمرین متناقضین ، فکذبوا علی الله بما لا حجة علیه ، و کذبوا بما ثبت بالحجة البینة و البرهان الصحیح ، حیث قالوا : (لو شاء الله ما أشرکنا و لا آباؤنا) . و قالوا : (و الله أمرنا بها) و قالوا : (الملائکة بنات الله ) و (هؤلاء شفعاؤنا عند الله ) و نسبوا إلیه تحریم البحائر و السوائب ، و ذهبوا فکذبوا القرآن و المعجزات ، و سموها سحرا ، و لم یؤمنوا بالرسول صلی الله علیه و سلم . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
در قرآن پانزده مرتبه تعبیر «مَن أظلَم» آمده که در مورد افترا بر خدا، بازداشتن مردم از مسجد و کتمان شهادت و حقّ است. این مى‏رساند که ظلم فرهنگى و بازداشتن مردم از رشد و فهم، بدترین ظلم به جامعه است. 1- هر چیز که عزیزتر و مقدّس‏تر باشد، خطر ظلم درباره‏ى آن بیشتر است. از این رو ظلم به خدا و افترا بر ذات مقدس الهى، بدترین ظلم‏هاست. «ومن أظلم» 2- ظلم به تفکر و فرهنگ انسان‏ها، بدترین ستم‏هاست. شرک، افترا به خدا، ادّعاى نبوّت دروغین، بدعت، تفسیر به رأى، همه نمونه‏اى از این گونه ظلم‏هاست. «و مَن اظلم ممّن افترى على اللَّه کذبا او کذّب بآیاته» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
(آیه 21)- بزرگترین ظلم! در تعقیب برنامه کوبیدن همه جانبه «شرک و بت‏پرستى» در این آیه با صراحت مى‏گوید: «چه کسى ستمکارتر از مشرکانى است که بر خدا دروغ بسته و شریک براى او قرار داده و یا آیات او را تکذیب نموده‏اند» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ).
در حقیقت جمله اول اشاره به انکار توحید است، و جمله دوم اشاره به انکار نبوت، و به راستى ظلمى از این بالاتر نمى‏شود که انسان جماد، بى‏ارزش و یا انسان ناتوانى را همتاى وجود نامحدودى قرار دهد که بر سراسر جهان هستى حکومت مى‏کند.
«مسلما هیچ ستمگرى روى سعادت و رستگارى نخواهد دید» (إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) مخصوصا چنین ستمگرانى که ستم آنها همه جانبه است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 21)- بزرگترین ظلم! در تعقیب برنامه کوبیدن همه جانبه «شرک و بت‏پرستى» در این آیه با صراحت مى‏گوید: «چه کسى ستمکارتر از مشرکانى است که بر خدا دروغ بسته و شریک براى او قرار داده و یا آیات او را تکذیب نموده‏اند» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ).

در حقیقت جمله اول اشاره به انکار توحید است، و جمله دوم اشاره به انکار نبوت، و به راستى ظلمى از این بالاتر نمى‏شود که انسان جماد، بى‏ارزش و یا انسان ناتوانى را همتاى وجود نامحدودى قرار دهد که بر سراسر جهان هستى حکومت مى‏کند.

«مسلما هیچ ستمگرى روى سعادت و رستگارى نخواهد دید» (إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) مخصوصا چنین ستمگرانى که ستم آنها همه جانبه است.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- هر چیز که عزیزتر و مقدّس‏تر باشد، خطر ظلم درباره‏ى آن بیشتر است. از این رو ظلم به خدا و افترا بر ذات مقدس الهى، بدترین ظلم‏هاست. «ومن أظلم»
2- ظلم به تفکر و فرهنگ انسان‏ها، بدترین ستم‏هاست. شرک، افترا به خدا، ادّعاى نبوّت دروغین، بدعت، تفسیر به رأى، همه نمونه‏اى از این گونه ظلم‏هاست. «و مَن اظلم ممّن افترى على اللَّه کذبا او کذّب بآیاته»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - أطیب البیان
و کیست ظالم تر از کسى که افترى ببندد بخدا بدون مدرکى و نسبت دروغى بخدا دهد یا آیات الهى را تکذیب کند محققا رستگارى ندارند ظالمین توضیح کلام اینکه کذب مراتبى دارد، کذب اظهار امریست بر خلاف واقع چه در کلام باشد یا در کتابت یا در فعل یا در عقیده و افترى اخص از کذب است نسبت بغیر است که فلانى همچه گفت و همچه کرد با اینکه او نگفته و نکرده که قریب المعنى است با تهمت، و ظلم تارة بغیر است تارة بنفس، و ظلم بغیر هم تارة ظلم مالیست و ظلم نفسى است و ظلم عرضى و ظلم ناموسى و ظلم دینى که نسبت کفر و ضلالت بغیر دادن و غیرهم هر چه اهمیت او بیشتر باشد ظلم باو عقوبتش شدیدتر ظلم بحیوانات، ظلم بکفار، بمؤمن، بسیّد، بعالم، بائمه علیهم السّلام، بپیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم، بخدا و کفار و مشرکین داراى جمیع مراتب کذب و افترى و ظلم هستند و اعلى مراتب کذب و افترى و ظلم نسبت بخدا است چنانچه یهود این تورات رائج و سائر کتب عهد قدیم را نسبت بخدا میدهند و نصارى این اناجیل اربعه و سایر کتب عهد جدید را نسبت باو میدهند وَ اَللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا اعراف آیه 27، و همچنین فحشاء و منکراتى که مرتکب میشوند میگویند دستور الهى است قُلْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ اعراف آیه 127 لذا میفرماید وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَرىٰ عَلَى اَللّٰهِ کَذِباً زیرا هم ظلم بنفس است که خود را مخلد در آتش نموده و هم ظلم بغیر است که مردم را در ضلالت انداخته، هم ظلم بدین است هم بپیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم است که بگوید بتوسط آنها است هم اهانت بساحت قدس ربوبیست که نسبت کذب بخدا داده

أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ که معجزات انبیاء را حمل بسحر کرده و انبیاء و اوصیاء آنها را انکار نموده إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ محققا رستگارى و نجات و سعادت نصیب ظالم نمیشود حتى عقوبة دنیوى هم باو متوجه میشود که ظلم اثر خود را مى بخشد(الملک یبقى مع الکفر و لا یبقى مع الظلم) خداوند ظالم دیگرى را بر او مسلّط میفرماید اگرچه مورد آیه خاص است لکن این جمله عام است جمع محلّى بالف و لام افاده عموم میدهد شامل تمام ظالمین است حتى ظلم بحیوانات حتى مثل سگ غایة الامر درجات عقوبات آنها مختلف است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَرىٰ عَلَى اَللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ کیست ستمکارتر یعنى کافرتر از آن کسى که بخدا دروغ ببندد و آنان کسانى مى باشند که درباره آنها فرموده (وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَیْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اَللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا) یعنى وقتى عمل بدى مى کردند مى گفتند پدران خود را بر همین عمل یافتیم و خدا ما را به این عمل امر کرده،و نیز آنهائى که آیات خدا را تکذیب کردند و گفتند اینها (أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ ) است یعنى افسانه ها و داستانهاى پیشینیان است یا معجزات پیمبران را حمل بسحر نمودند و تمام اینها ستمکارانند و به درستى که ستمکاران رستگار نمى شوند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ جملۀ نخست آیه به کسى اشاره دارد که معدوم را موجود مى پندارد؛ نظیر کسى که براى خدا شریک و یا فرزند قرار مى دهد جملۀ دوم آیه به کسى اشاره دارد که موجود را انکار مى کند؛ نظیر کسى که وجود خدا را از اساس قبول ندارد حکم این دو یکى است و هر دو ستمکارند و ستمکاران را خویشاوند و شفاعت کننده اى نیست که سخنش شنیده شود
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
گفته اند افتراى بخدا مانند آنست که گفتند ملائکه دختران خدا هستند و بتان شفعاء مایند نزد خدا و تکذیب آیات مانند تکذیب آنها است قرآن و معجزات را که گفتند افسانه و سحر است و با آنکه هر دو امر را مرتکب شده بودند کلمه او که دلالت بر یکى از دو امر مى نماید براى افاده آنست که هریک از آن دو امر به نهایت ظلم رسیده است و خدا ظالمان را رستگار نمى کند چه رسد به کسى که ظالم تر از او کسى نیست و بنظر حقیر بدوا آیه در مقام تهدید اهل کتاب است که کتمان اوصاف حضرت ختمى مرتبت را ننمایند و مراد به افتراى بر خدا تغییر اوصاف آن حضرت و نسبت آن بتوریة یا انجیل است و پس از آن تهدید مشرکان است که بعد از بیان اهل کتاب برطبق واقع و شهادت به رسالت از باب عناد و لجاج منکر حق نشوند و مراد از تکذیب آیات تکذیب کتب سماوى و پیغمبران عظام است و بنابراین هر فرقۀ یک امر را مرتکب شده اند و کلمه او محتاج بتوجیه نمى باشد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.