عبدالله عبداللهی
خدایا مرا پاکیزه بپذیر....(مهدی باکری)
[ همه پیام ها ] پیام های عبدالله عبداللهي (186 مورد)
  سوره مریم آیه 58 - پیامبران راستین الهى و نعمت هاى خدا بر آنان
1 مفسران برآن اند که مقصود از «نسل آدم» در این آیه همان ادریس پیامبر است که در آیات پیشین از او یاد شد؛ زیرا او جدّ پدرى نوح بود؛ و مقصود از «دودمان نوح» همان ابراهیم علیه السلام است؛ زیرا او از نوادگان نوح بود و منظور از «نسل ابراهیم» همان اسماعیل و اسحاق و یعقوب هستند و مقصود از دودمان اسرائیل (یا یعقوب) همان موسى، هارون، زکریا، یحیى و عیسى هستند که در آیات پیشین از آنان یاد شد
2 مقصود از هدایت یافتگان و برگزیدگانى که با شنیدن آیات الهى سجده مى کنند و سیلاب اشکشان جارى مى شود، یا همان پیامبرانى است که در این آیه از آنان یاد شد و یا اعم از آنان است که شامل غیر پیامبران نیز مى شود البته تفسیر دوم با ظاهر آیه سازگارتر است و در احادیث نیز بدان اشاره شده است
  سوره مریم آیه 2 - نفش دعا
1- یادآورى نعمت‌هاى ویژه خداوند، عامل محبّت الهى است. «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ»
2- یاد اولیاى خدا یک ارزش است. ذِکْرُ ... زَکَرِیَّا
3- عبادت ودعا، زمینه‌ى دریافت رحمت است. رَحْمَتِ رَبِّکَ‌ ... إِذْ نادى‌ رَبَّهُ‌
4- از نقش دعا در تحوّلات زندگى بشر غافل نشویم. «إِذْ نادى‌» پیامبران نیز براى حل مشکلات خویش به دعا روى مى‌آورند.
5- مؤمن هرگز احساس تنهایى نمى‌کند. «إِذْ نادى‌ رَبَّهُ»
6- اگر خداوند بخواهد نداى مخفى بندگان خالص را براى تاریخ علنى مى‌کند. «نِداءً خَفِیًّا»
7- دعاى پنهانى با ارزش‌تر است، چون به اخلاص نزدیک‌تر است. «نِداءً خَفِیًّا»
  سوره سبا آیه 41 - شرک

خدواند متعال صریحادر این آیه اشاره به جن میکندواگر منظورش شیطان یا شیاطین بود واضح به آن اشاره مینمود..ظاهرا مشرکان برطاعفه یا احدی از جن وجنیان مقام الوهیت یاتشریک در امر ربوبیت داده بودند وپروردگار بانزول این ایه خط بطلانی بر ان اعتقاد میکشد..تعمیم ظاهر ایه با انتصاب به شیطان یا اخص ابلیس که از طائفه جنیان بوده سازگار نیست.....الله اعلم
[ همه نکته ها ] نکته های عبدالله عبداللهي (466 مورد)
  سوره انبیاء آیه 10 - بیدارگرى قرآن
1 مفسران در مورد این تعبیر که قرآن «ذکر شماست» چند تفسیر کرده اند: الف) مقصود آن است که قرآن مایه ى تذکّر و بیدارى شماست؛ پس اگر بخواهید و لجاجت نکنید، تفکر در آیات آن شما را بیدار مى سازد و هدایت مى کند ب) منظور آن است که قرآن نام و آوازه ى شما مسلمانان و عرب ها را در دنیا بلند کرد و مایه ى عزّت و شرافت شما شد ج) قرآن آنچه شما در مورد دین، دنیا و اخلاق نیاز دارید یادآورى نموده است البته تفسیرها با هم دیگر تعارض ندارند و ممکن است مقصود آیه همه این معانى باشد برخى از مفسران معناى اول را ترجیح داده اند
2 برخى از مفسران این آیه را پاسخى دیگر به تهمت ها و ایرادهاى مشرکان دانسته اند که اشاره مى کند، قرآن معجزه ى جاویدان و بیدارگر پیامبر صلى الله علیه و آله است، پس چرا شما معجزه ى جدید مى طلبید و بهانه جویى مى کنید و بدون توجه به اعجاز قرآن، به پیامبر صلى الله علیه و آله تهمت خواب هاى آشفته، جادوگرى و شاعرى مى زنید
  سوره طه آیه 130 - تسلی به پیامبر
1 وقتى مخالفت هاى کافران و مشرکان لجوج بر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فشار مى آورد و سخنانشان ایشان را مى آزارد، خدا براى تقویت روحیه و تسلّى خاطر آن حضرت دستور راز و نیاز با خدا و نماز و تسبیح به ایشان مى دهد، تا آرامش گیرند و خشنود و راضى شوند
2 تسبیح و حمد پروردگار در برابر مشرکان لجوج، خود نوعى مبارزه با شرک و بت پرستى است و این ذکر و یاد خدا انسان را در برابر سخنان آنان مقاوم و شکیبا مى سازد 3 در مورد مقصود از «تسبیح و حمد» در این آیه، مفسران چند دیدگاه دارند: الف) مقصود همان تسبیح گویى و ستایش پروردگار است ب) اشاره به نمازهاى پنج گانه و مستحبى است؛ یعنى قبل از طلوع خورشید، اشاره به نماز صبح؛ قبل از غروب خورشید، اشاره به نماز عصر (و ظهر)؛ و در اثناى شب، اشاره به نماز مغرب و عشاء و اطراف روز، اشاره به نماز ظهر یا نمازهاى مستحبى است که انسان در اوقات مختلف روز به جا مى آورد ج) مقصود ذکرهاى مخصوصى است که در احادیث اسلامى آمده است که در ساعات مخصوص شبانه روز گفته مى شود البته این احتمال نیز وجود دارد که آیه ى فوق اشاره به هر سه تفسیر باشد؛ چرا که این تفسیرها با هم منافاتى ندارند
  سوره طه آیه 123 - هبوط آدم و پیامدهاى آن براى بشریت
1 توبه ى آدم پذیرفته شد، اما پیامدهاى کار او باقى ماند و سبب شد که از باغ بهشتى اخراج شود و فرود آید
2 «هُبوط » در لغت به معناى پایین آمدن اجبارى است و در این جا مقصود پایین رانده شدن آدم و حوا به عنوان مجازات است البته هبوط آدم و حوا به معناى نزول مقامى است، نه مکانى؛ یعنى خدا مقام آنها را به خاطر کارى که کردند، تنزّل داد و آنها را از نعمت هاى باغ بهشتى محروم ساخت و گرفتار رنج هاى این دنیا شدند
3 مقصود از دو نفرى که هبوط کردند، آدم و حواست و برخى مفسران برآن اند که مقصود آدم و شیطان است البته در برخى آیات قرآن دستور هبوط به صورت جمع آمده که شامل آدم و حوا و شیطان مى شود که همگى از باغ بهشت بیرون رانده شدند
4 مقصود از دشمنى افراد با یکدیگر در زمین، دشمنى آدم و حوا با شیطان یا دشمنى آدم و فرزندانش با شیطان و فرزندانش است که تا قیامت ادامه خواهد داشت
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های عبدالله عبداللهي (3010 مورد)
  سوره فاطر آیه 18 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
و هیچ بردارنده اى بار گناه دیگرى را برندارد و اگر گران بارى بخواند که بارش را بردارند، چیزى از آن بار برداشته نشود و اگر چه خویشاوند باشد؛ تو فقط کسانى را که به نادیده از پروردگارشان خوف و خشیت دارند، نماز را بر پا مى دارند، توانى هشدار دهى؛ و هر کس پاکى ورزد، همانا به سود خویش پاکى ورزیده است و سیر و سر انجام به سوى خداوند است
  سوره فاطر آیه 17 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
و این امر بر خداوند دشوار نیست
  سوره فاطر آیه 16 - ترجمه برگرفته از بیان السعادة
اگر بخواهید شما را از میان مى برد و آفریدگان جدیدى به میان مى آور
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های عبدالله عبداللهي (13155 مورد)
  سوره بقرة آیه 61 - روان جاوید
و یاد بیاورید وقتى را که گفتند پیشینیان شما بحضرت موسى که صبر نمیکنیم ما بر من و سلوى که بیانش گذشت و خواستند اشیاء مذکوره را گفت موسى آیا طلب مینمائید اشیاء پست‌تر را تا بوده باشد براى شما بدل بهتر از آنها فرود آئید از وادى تیه در شهرى از شهرها مسئول شما اجابت شد ولى وضع شد برآنها حکم جزیه و فقر و مشمول غضب و لعنت الهى شدند و این عقوبت را براى آن مستوجب شدند که همواره آنها منکر میشدند معجزات باهرات انبیا و کتب آسمانى را که در آن اوصاف و علائم پیغمبر خاتم ذکر شده بود و میکشتند انبیا را مانند شعیب و زکریا و یحیى و غیر ایشانرا بدون آنکه گناهى از ایشان سر زده باشد و این براى آن بود که در ابتدا معصیت و تجاوز از حدود الهى کردند کم‌کم قبح معصیت از نظرشان رفت و متجرى شدند و کارشان به این جا کشید چنانچه از پیغمبر اکرم روایت شده است که اى بندگان خدا بترسید از سهل انگارى در معصیت همانا گناهان موجب خذلان صاحبش میشود و او را بمعصیت بزرگتر مبتلا میکند تا بتدریج کار بنده را بجائى میرساند که منکر ولایت وصى و نبوت نبى میشود و از آنجا تجاوز مینماید و منکر توحید میشود و ملحد میگردد پس باید از معاصى صغیره اجتناب نمود تا کار بمعاصى کبیره و کفر و پیغمبر و امام کشى نرسد چنانچه باید بعبادات کوچک اقدام نمود تا خداوند توفیق نیل بعبادات بزرگ و مقامات عالیه را کرامت فرماید، و در کافى و عیاشى از حضرت صادق (ع) روایت نموده که آنحضرت این آیه را تلاوت فرمود پس از آن فرمود قسم بخدا نزدند ایشان را بدست‌هاشان و نکشتند ایشان را بشمشیرهاشان ولى شنیدند احادیث ایشانرا و عمل نکردند پس گرفته شدند و کشته شدند بتعدى و معصیت و در مجمع از حضرت باقر (ع) نقل نموده و قمى فرموده که فوم گندم است و بعضى از مفسرین جهت دنو و پستى اشیاء مذکور را از من و سلوى ترجیح ترنجبین و گوشت مرغ از جهت لذت و قوت بر اشیاء مذکوره دانسته‌اند و جهت بهتر بودن آندو را عدم احتیاج بتحصیل و انفعیت در دنیا و دین تصور فرموده‌اند با اینکه بنظر حقیر طلب مبادله از بنى اسرائیل بین اشیاء مذکوره و من و سلوى نشده است بلکه آنها گفتند ما باین دو اکتفا نمى‌کنیم و اشیاء مذکوره را علاوه بر آن دو تقاضا نمودند چون میخواستند غذاى مرکب و رنگارنگ داشته باشند بنابراین شاید طلب مبادله لازمه تقاضاى آنها بوده و واقع شده است بین قناعت و تعظیم نعمت و رضاى بقسمت و اجر آخرت با انغمار در لذات و حب شهوات و حرمان از مثوبات و هتک حرمات و کم‌کم منجر بقتل انبیا و کفر بآیات شده و نتیجه ذلت و مسکنت روى داده است که اینها مولد از همان اوصاف است و مؤید این معنى است ذیل آیه که علت اصلى همه را عصیان و تعدى قرار داده که مناسب با اسراف و حرص است و اللّه اعلم‌
  سوره بقرة آیه 61 - اثنی عشری
وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‌ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‌ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنى‌ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ (61)

چون خداى تعالى اعطاء فرمود به بنى اسرائیل منّ و سلوا و چشمه‌هاى آب را؛ ایشان به عوض سپاسدارى و شکرگزارى، کفران نموده طلب نمودند چیزهاى پست و اخسّ اطعمه را؛ چنانچه فرماید:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‌: و یاد بیاورید زمانى را که گفتید به موسى: لَنْ نَصْبِرَ عَلى‌ طَعامٍ واحِدٍ: هرگز صبر نتوانیم کرد بر یک طعام. چون منّ و سلوا را داخل درهم و مخلوط مى‌نمودند، لذا یک طعام گفتند. فَادْعُ لَنا رَبَّکَ‌: پس بخوان براى ما پروردگارت را، یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ‌: تا بیرون آورد و موجود سازد براى ما بعض آنچه رویاند زمین، مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها: از سبزى آن و تره و خیار و عدس و پیاز آن.
چون این استدعا را نمودند از موسى، قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنى‌:
فرمود موسى (یا حق تعالى بعد از خواستن موسى فرمود) از روى انکار و تعجب: آیا عوض و بدل مى‌کنید چیزى را که به حسب واقع پست و فروتر است، بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ: به آن چیزى که در حقیقت بهتر و نیکوتر باشد؟ و این استبدال اعلى است به أدنى که ترنجبین و گوشت مرغ که در لذت و نفع و عدم حاجت به سعى آن بهتر است از چیزهاى مذکوره که شما طالب باشید. گذشته از این، آن عطاى الهى است و به درجات اشرف و افضل باشد از خواست بنده. اهْبِطُوا مِصْراً: فرود آئید و نزول کنید به شهر مصر که شهر فرعون است. فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ‌: پس بدرستى که براى شما باشد آنچه خواسته‌اید از انواع بقولات. وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ: و زده شد، یعنى لازم گشت و احاطه کرده شد بر جماعت یهود خوارى و

بیچارگى به جزیه دادن و فقر، یا بر سبیل حقیقت و یا بر وجه تکلف. به این معنى که هر چه دولتمند باشند، خود را در زىّ محتاجان و بینوایان به خلق نمایند، از ترس آنکه مبادا جزیه را بر آنها مضاعف گردانند. وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ‌: و سزاوار شدند خشم را از خدا، یعنى محل غضب سبحانى واقع شدند. ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ‌: این خوارى و بیچارگى و خشم خدا به سبب آن بود که ایشان کافر شدند به آیات خدا، یعنى به معجزاتى که به حضرت موسى علیه السلام عطا فرموده، که از جمله آن شکافتن دریا و سایه انداختن ابر و عصا و جریان آب از سنگ و نزول منّ و سلوا بود. یا مراد از آیات، کتب منزله انجیل و قرآن و آیات تورات است، مثل آیه رجم و آیاتى که متضمّن وصف حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى‌باشد. وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِ‌: و سبب دیگر آنکه مى‌کشتند پیغمبران را به غیر حق، مانند حضرت یحیى و زکریا- علیهما السلام- و غیره، که در خبر است: طغیان و تعدى آنها به حدى رسید که در یک بامداد هفتاد پیغمبر را در بازار بکشتند و همان روز در وقت نماز دیگر در همان مکان تره مى‌فروختند.

نکته: این کشتن آنها به غیر حق بود؛ یعنى به زعم آنها چیزى که موجب قتل باشد، از آنها صادر نشده بود؛ بلکه اقدام آنها بر این امر اتباع هوى و هوس و حب دنیا بود. چنانچه اشاره فرماید: ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ‌: آن مذلت و مسکنت و غضب الهى براى آن بود که عاصى شدند به فرمان خدا، و بودند که از حد درگذشتند و تجاوز نمودند؛ یعنى فرط عصیان و طغیان آنها سبب شد که کافر شدند به آیات الهى و کشتن انبیاى سبحانى؛ زیرا گناهان صغیره سببى است مؤدّى به ارتکاب کبائر. و مقرر باشد که اصرار بر صغایر موجب قساوت قلب، و آن باعث جرئت بر کبائر، و انهماک در آن بالاخره منجر به کفر و شرک خواهد
  سوره بقرة آیه 60 - روان جاوید
یعنى یاد بیاورید اى بنى اسرائیل وقتى را که موسى طلب آب نمود در تیه که دشت خطرناک بود بعد از گریه و زارى شما و زد عصاى خود را بآن سنگ که جبرئیل از بهشت آورده بود و خواند خدا را بمحمد و آل اطهار او پس منفجر شد
از آن سنگ دوازده چشمه آب هر یک براى قبیله‌اى که اولاد یکى از پسران حضرت یعقوب بودند و در آب خور با یکدیگر مزاحمتى نداشتند و بخورید از من و سلوى که سابقا بیان شد و بیاشامید از آن آب گوارا که خداوند روزى شما نموده و تجاوز از حدود الهى منمائید در زمین بعصیان و نزاع و عیاشى از حضرت باقر (ع) نقل نموده که سه سنک از بهشت نازل شده مقام ابراهیم و سنک بنى اسرائیل و حجر الاسود و در کافى و اکمال از آنحضرت نقل نموده که وقتى حضرت حجت (ع) از مکه ظهور مینماید منادى او ندا مى‌کند که احدى خوردنى و آشامیدنى همراه نیاورد زیرا سنک حضرت موسى بار شتر همراه امام زمان است و هر جا که منزل میفرمایند چشمه‌هاى آب از آن جارى میشود و اهل قافله هر کس گرسنه یا تشنه باشد از آن آب میخورد و سیر میشود و حیوانات را هم آب میدهند تا نجف اشرف و بنظر حقیر نکته آنکه خداوند بعد از ذکر انفجار عیون خطاب بآنها فرموده که بخورید و بیاشامید با آنکه ذکر مأکول نشده آنستکه آن آب بجاى مأکول و مشروب استعمال میشده خدا روزى فرماید انشاء اللّه تعالى.
[ همه لغت ها ] لغت های عبدالله عبداللهي (138 مورد)
  سوره کهف آیه 45 - احسن الحدیث
تذروه : ذرو: پراکندن و پاشیدن
 توضيح : . تَذْرُوهُ الرِّیاحُ‏: بادها آن را مى‏ پراکند.
  سوره کهف آیه 45 - احسن الحدیث
هشیما : هشیما: هشم: شکستن.
 توضيح : «هشم الشی‏ء هشما: کسره» هشیم: خورد شده و شکسته علف خشک و چوب
  سوره انعام آیه 95 - تفسیر علّیّین ج 1 ، ص ۱۴۰
اَلْحَبِّ : : جمع«حبّة»به معناى چیزى که هسته ندارد،مانند گندم و جو