از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(اذ یوحی ربک الی الملئکه انی معکم فثبتوا الذین امنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم کل بنان ):(هنگامی که پروردگارت به ملائکه وحی نمود که من با شمایم ، پس کسانی را که ایمان آوردنداستوار کنید ،بزودی در دلهای آنان که کفر ورزیدند، ترس و وحشت می افکنم ،پس شما بالای گردنها را بزنید و همه سرانگشتان را قطع کنید)،می فرماید: در هنگام معرکه جنگ خداوند به فرشتگان وحی کرد که من باشمایم و شما را یاری می کنم ، پس مؤمنان را در مواجهه با دشمنانشان استوار کنید ،من بزودی وحشت را در دل کفار می افکنم تا متزلزل شوند و آنگاه خطاب به ملائکه یا به احتمال ضعیفتر خطاب به مؤمنان می فرماید: سرهایشان را بزنید و همه اطراف بدن یعنی دو دست و دو پا یا انگشتان دستهایشان را بزنید تا قادر به حمل سلاح نباشند، این معنای ظاهری است ،اگر خطاب به مؤمنان باشد، اما اگرخطاب به ملائکه باشد که اقوی هم هست ، در این صورت باز ممکن است مراداز گردن زدن همان معنای ظاهریش باشد، و یا کنایه از ذلیل کردن کفار و اینکه باارعاب ،قوه نگهداری سلاح را از دستهایشان سلب نمایند ،(والله یعلم ). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : بعضی از آیات در قرآن وجود دارد مانند همین آیه که هر انسانی آن را بخواند گمان میکند که اسلام دینی بکش بکش است و چه بهتر است در هنگام ترجمه ای آیات در کتاب قرآن،تفسیر آن را نیز ذکر کنند تا دچار گمراهی نشوند.
2) : آخه توی ۶ تا آیه قرآن اومده که ما قرآن را ساده و قابل فهم عام فرستادیم پس نباید نیاز به تفسیر باشه
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 138
(آیه 12)- دیگر از نعمتهاى پروردگار بر مجاهدان جنگ بدر، ترس و وحشتى بود که در دل دشمنان افکند و روحیه آنها را سخت متزلزل ساخت در این باره مى‏فرماید: «به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان وحى فرستاد، من با شما هستم و شما افراد با ایمان را تقویت کنید و ثابت قدم بدارید» (إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا).
«و به زودى در دلهاى کافران ترس و وحشت مى‏افکنم» (سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ).
و این راستى عجیب بود که ارتش نیرومند قریش در برابر سپاه کوچک مسلمانان آنچنان روحیه خود را باخته بود که جمعى از درگیر شدن با مسلمانان بسیار وحشت داشتند.
سپس فرمانى را که در میدان بدر به وسیله پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به مسلمانان داده بود، به یاد آنها مى‏آورد، و آن این بود که هنگام نبرد با مشرکان از ضربه‏هاى غیر کارى بپرهیزید و نیروى خود را در آن صرف نکنید، بلکه ضربه‏هاى کارى بر پیکر دشمن فرود آرید «ضربه بر بالاتر از گردن، (بر مغزها و سرهاى آنها) فرود آرید» (فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ).
«و دست و پاى آنها را از کار بیندازید» (وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
(إذ یوحی ) یجوز أن یکون بدلا ثالثا من (إذ یعدکم ) وأن ینتصب بیثبت ( أنی معکم ) مفعول یوحی وقری ء : إنی ، بالکسر علی إرادة القول ، أو علی إجراء یوحی مجری یقول ، کقوله (أنی ممدکم ) والمعنی : أنی معینکم علی التثبیت فثبتوهم . وقوله (سألقی ... فاضربوا) یجوز أن یکون تفسیرا لقوله (إنی معکم فثبتوا) ولا معونة أعظم من إلقاء الرعب فی قلوب الکفرة ولا تثبیت أبلغ من ضرب أعناقهم واجتماعهما غایة النصرة . ویجوز أن یکون غیر تفسیر و أن یراد بالتثبیت أن یخطروا ببالهم ما تقوی به قلوبهم وتصح عزائمهم ونیاتهم فی القتال ، وأن یظهروا ما یتیقنون به أنهم ممدون بالملائکة . وقیل : کان الملک یتشبه بالرجل الذی یعرفون وجهه فیأتی فیقول : إنی سمعت المشرکین یقولون : والله لئن حملوا علینا لننکشفن ، ویمشی بین الصفین فیقول : أبشروا ، فإن الله ناصرکم لانکم تعبدونه وهؤلاء لایعبدونه . وقری ء ( الرعب ) بالتثقیل (فوق الاعناق ) أراد أعالی الاعناق التی هی المذابح ، لانها مفاصل ، فکان إیقاع الضرب فیها حزا وتطییرا للرؤس . وقیل : أراد الرؤس لانها فوق الاعناق ، یعنی ضرب الهام . قال : * وأضرب هامة البطل المشیح * غشیته وهو فی جأواء باسلة عضبا أصاب سواء الرأس فانفلقا والبنان : الاصابع ، یرید الاطراف . والمعنی : فاضربوا المقاتل والشوی ، لان الضرب إما واقع علی مقتل أو غیر مقتل ، فأمرهم بأن یجمعوا علیهم النوعین معا . ویجوز أن یکون قوله (سألقی ) إلی قوله (کل بنان ) عقیب قوله (فثبتوا الذین آمنوا) تلقینا للملائکة ما یثبتونهم به ، کأنه قال : قولوا لهم قولی (سألقی فی قلوب الذین کفروا الرعب ) أو کأنهم قالوا : کیف نثبتهم ؟ فقیل : قولوا لهم قولی (سألقی ) فالضاربون علی هذا هم المؤمنون . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى اَلْمَلاٰئِکَةِ :یاد بیاور اى پیغمبر زمانى را که وحى فرمود پروردگار تو به سوى ملائکه منزله براى اعانت مؤمنان، بدین مضمون: أَنِّی مَعَکُمْ : بتحقیق من با شما هستم در امداد، و مساعد و ناصر و حافظ شمایم از شر دشمنان، فَثَبِّتُوا اَلَّذِینَ آمَنُوا :پس ثابت قدم گردانید آنان که ایمان آورده اند و تشجیع ایشان نمائید به تکثیر سواد آنها یا به محاربۀ با اعدا، سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا اَلرُّعْبَ :زود باشد که بیاندازم در قلوب کفار خوف و ترس را

در مدارک نقل شد که: ملائکه به صورت آدمیان، مقدمۀ صف لشکر مؤمنان مى رفتند و مى گفتند: بشارت باد که شما غالب شدید و خداى تعالى ناصر شما است، مردانه باشید که دشمنان شما قلیلند و نصرت با شما خواهد بود

فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ :پس بزنید اى ملائکه کفار را بالاى گردنهاى ایشان، یعنى بر ذبح یا رءوس ایشان

در منهج از حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مروى است که فرمود: مراد به ضرب اعناق و اسر فرموده اند نه به حرق و امثال آن از اسباب هلاکت

در مجمع فرماید: جایز است که این امر به مؤمنان باشد

وَ اِضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ :و قطع کنید از ایشان تمام انگشتان را ابن عباس گفته: یعنى اطراف یدین و رجلین یمانى گفته: مراد فوق الاعناق رؤساى قریش و کل بنان سفله و زیردستان ایشانند معظم اهل تفسیر قائلند که ملائکه روز بدر، حرب با کفار نموده، ایشان را کشتند و بعضى قائل به عدم حرب، و این آیات را خطاب به مؤمنان دادند
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ » 12: ممکن است این جمله خطاب به ملائکه باشد و ممکن است روى سخن با مسلمین باشد که مسلمین بر گردن کافران بزنند یا ملائکه مأمور این کار باشند

سخن ما: همان است که در ترجمه نوشتیم و در معنى کمک رسیدن به مسلمین به وسیله ى هزار ملک نظیرش در سوره ى آل عمران آیات صد و بیست به بعد در قضیّه ى احد گفته شده است که ما آن را مفصّل نوشته ایم در این آیه تصریح به آمدن ملک نشده است بلکه دعا مستجاب شده است به این طور که هزار ملک کمک کنند و چون روایت صحیح و صریح نداریم که موجوداتى غیر آدمى با اعراب جنگیده اند و نیز در دنباله‌‏ى وعده گفته شده است: «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ تا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» که این جمله‏‌ها اگر صریح نباشد اشاره‏‌ى کامل است که این وعده براى آرامش دل و ثبات قدم مقرر شده است پس نتیجه‏‌ى این جمله‌‏ها نوید است و دلدارى و استوار کردن پاهاى مردان و گرفتن آن نتیجه که بزرگتر قدم در پیشرفت اسلام بود بخصوص که به طور حکایت از گذشته نقل شده است که شما بیچاره شدید و دعا کردید خدا هم وعده کرد. و به ملائکه الهام کرد که شما را نگاهدارى کنند پس از آن به جمله‏‌ى «سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ» گفته شده است که نویدى است به مسلمین براى تقویت قلب آنها و هم جمله‏‌ى «فَاضْرِبُوا فَوْقَ» تحریک و تشجیع مسلمین است به مقاومت با کافران و دیگر چیزى از آمدن ملک و کمک و کشتن کافران سخنى نرفته است و همه جمله‌‏هاى تقویتى و تشجیعى است که تولید نیروى معنوى است و نتیجه‏‌ى مطلوب از همه‏‌ى این جمله‏‌ها اجابت دعا، نوید کمک به وسیله‏‌ى هزار ملک، مسلّط کردن خواب، باریدن باران، پاک کردن، وحى به ملائکه که مسلمین را ثابت قدم بدارید، در دل کافران ترس و ناامیدى تولید خواهد شد، شما دست و سر آنها را ببرید همان تقویت نیروى معنوى بود که وسیله‏‌ى چیرگى مسلمانان شد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى اَلْمَلاٰئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا اَلَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا اَلرُّعْبَ یاد کن اى محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وقتى را که پروردگار تو بسوى ملائکه وحى کرد که من با شمایم،شاید مقصود چنین باشد که در کمک مؤمنین من با شمایم در اینکه قلبهاى آنها را محکم و ثابت گردانید و ترس و رعب را از دل آنها زائل گردانید و من در دل کفار رعب و ترس مى اندازم

فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ وَ اِضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ اگرچه ظاهر آیه چنین مى نماید و بعضى از مفسرین نیز همین طور گفته اند که امر به ملائکه شده که گردنها و انگشتان کفار را بزنید لکن بقرینه آیه بالا که فرموده (وَ مٰا جَعَلَهُ اَللّٰهُ إِلاّٰ بُشْرىٰ الخ)ما قرار ندادیم ملائکه را مگر براى مژده بمؤمنین و براى اطمینان قلب آنها و مظفریّت و یارى نیست مگر از خدا به این قرینه مى توان در توجیه آیه گفته شود که امر (فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ ،تا آخر آیه)امر بمؤمنین است که وقتى ترس از دل شما بیرون رفت و قلب شما مطمئن گردید گردنها و انگشتان مشرکین را بزنید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
نکته ها:
«بَنٰانٍ » جمع «بَنٰانَهُ » ، سر انگشت دست و پا، یا انگشتان دست و پا مى باشد

ضربه زدن به سر و گردن کفّار یا زدن سر انگشتان دست و پاى آنان، توان رزم و اسلحه به دست گرفتن را از آنان مى گیرد و احتمال دارد بیانگر این باشد که اگر دشمن پیاده است، سر او را هدف بگیرد و اگر سواره است، دست و پاى او را هدف قرار دهید

شاید مراد از «فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ » ، افراد سرشناس و رهبران کفر باشد، مانند: «فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ اَلْکُفْرِ» که ضربه را بر سران و رهبران دشمن باید وارد کرد

از امدادهاى الهى در جنگ بدر ایجاد رعب و وحشت در دل لشکریان کفر بود، چنانکه گزارشگران مخفى سپاه اسلام، از اردوگاه دشمن خبر آوردند که دشمن باآن همه امکانات و سازوبرگ، بسیار ترسیده و بیمناک مى باشد، امّا در مقابل سپاه کوچک اسلام، با وجود کمى نفرات و امکانات، روحیّه اى بسیار عالى داشتند لذا پیامبر ابتدا به آنان پیشنهاد صلح داد و نماینده اى را به میان آنان فرستاد، هرچند عدّه اى با این پیشنهاد موافق بودند، ولى ابوجهل آن را نپذیرفت و آتش جنگ شعله ور شد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى اَلْمَلاٰئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا اَلَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا اَلرُّعْبَ از ظاهر سیاق آیه برمى آید که خطاب در «رَبُّکَ » براى محمّد صلّى اللّه علیه و آله و در «مَعَکُمْ » و «ثبتوا» براى فرشتگان است؛ یعنى خدا با فرشتگان است و مى شنود و مى بیند؛ نظیر سخن خدا براى موسى و هارون: «من با شما هستم، مى شنوم و مى بینم»

سؤال: فرشتگان به چه صورت، در یارى کردن مسلمانان در روز بدر شرکت کردند؟ آیا از طریق ضربه زدن و کشتار و یا با تشویق، یعنى چنان که برخى از مفسران گفته اند آنان به صورت مردان رزمنده پیشاپیش صف حرکت مى کردند و نمى جنگیدند و تنها به مسلمانان مى گفتند: مژده باد شما را که خداوند یاور شماست

پاسخ: خدا خبر داده است که به فرشتگان دستور داد تا مؤمنان را پایدار نگه دارند و تردیدى نیست که آنان هم چنین کردند؛ زیرا آنان هرآنچه را مأمور مى شوند انجام مى دهند و نیز تردیدى نیست که مشرکان در روز بدر از مسلمانان ترسیدند؛ زیرا خدا به این موضوع وعده داد و وعدۀ او حق است و سرانجام، مسلمانان بر مشرکان پیروز شدند این سخنان، تمام آن چیزى است که ظاهر نصّ قرآن برآن دلالت دارد؛ امّا جزئیات و چگونگى آن، از امور غیبى است که خداوند درباره اش سکوت اختیار کرده است پس بر ما سزاوارتر است که سکوت کنیم سکوت خداوند دلیل برآن است که ایمان به جزئیات این قضیه، جزء عقیده نیست، وگرنه باید آن را بیان مى کرد

فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ وَ اِضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ برخى از مفسران گفته اند: خطاب در «فَاضْرِبُوا» متوجّه فرشتگان است دیگران گفته اند: خیر، متوجّه مسلمانان است

آن گاه این مفسران دربارۀ «فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ » اختلاف کرده اند: یکى گفته است: مراد خود گردن هاست و «فَوْقَ » به معناى «على» مى باشد دیگرى گفته است: مراد سرهاست در

اینجا، سخن برخى از صوفیان خنده آور است که گفته اند: مراد نفوس ناپاک است

نظر ما آن است که خطاب متوجه مسلمانان است؛ زیرا همان ها در جنگ مورد نظرند و سخن خداوند: «فوق الأعناق و کل بنان» کنایه از تشویق مسلمانان به جنگ بى امان علیه مشرکان است و اینکه نباید در برابر آنها نرمش نشان دهند و هر لحظه اى که مى گذرد، باید به هر عضوى از اعضاى آنها که دستشان برسد ضربه بزنند بنابراین، آیۀ مورد بحث از قبیل این آیه است: « مباد که در حکم خدا در مورد آن دو دستخوش ترحم گردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
شبى که فرداى آن جنگ بدر واقع شد دلهاى اهل ایمان بوعده نصرت الهى قوى گردید و امنیّتى از جانب خداوند براى آنها حاصل شد لذا به خواب رفتند ولى دلشان بیدار بود و مراقب بودند که دشمن شبیخون نزند اتفاقا بیشترشان محتلم شدند و چاه بدر در تصرف کفار بود شیطان وسوسه نمود که شما جنب شدید و آب ندارید با حال جنابت چگونه جنگ مى کنید و ظفر مى یابید و اگر کشته شوید و بااین حال از دنیا بروید چگونه به بهشت مى روید بعلاوه ممکن است از تشنگى هلاک شوید و قادر بر دفاع از دشمن نشوید لذا خداوند باران رحمت خود را بر آنها نازل فرمود که هم پاک شدند و هم پاکیزه و هم غسل نمودند و هم ذخیره کردند و هم از دل چرکینى که به واسطه وسوسه شیطان براى آنها از جهاد بااین حال روى داده بود بیرون آمدند و هم مطمئن بعنایت و لطف الهى نسبت به خودشان شدند به طورى که گویا دلهاشان به ریسمان محکم امید و وثوق بخدا بسته شده و هم منزلگاهشان که زمین ریگزار بود و قدمهاشان در آن فرومى رفت سخت و صلب شد و ثبات قدم صورى و معنوى در جنگ براى ایشان حاصل گشت و این وقتى بود که خداوند به ملائکه اى که براى نصرت آنها فرستاده بود وحى فرمود که من معین و یاور شما هستم ثابت قدم کنید اهل ایمان را در جهاد با کفار به ارائه دادن خودتان را به آنها و کمک نمودن با آنها در جهاد و بشارت بفتح و ظفر و نقل شده که صوت ملائکه را مى شنیدند که مى گفتند بشارت باد شما را به نصرت الهى و خداوند چنان رعبى از مسلمانان در دل کفار انداخته بود که با آنکه عدّه آنها تقریبا سه برابر عدّه مسلمانان بود و اسلحه و معدّات جنگیشان قابل مقایسه با اینها نبود جرئت سبقت به جنگ را نمى نمودند و مسلمانان را از جان گذشته تشخیص داده بودند و مایل بصلح بودند پیغمبر (ص) هم حاضر شد ولى أبو جهل جهالت کرد و مانع شد و خود و سایرین را به هلاکت انداخت و مأمور شدند ملائکه که با شمشیرهاشان بزنند از گردن به بالاى آنها را که حلقوم و سر باشد و قطع نمایند دستها و پاهاى آنها را چون مراد از بنان اطراف بدن است و گفته اند این دستور به ملائکه براى آن بود که بدانند چه قسم باید با مسلمانان کمک نمایند و فرموده اند دو جمله مصدّره به کلمه اذ در این دو آیه و جمله اذ تستغیثون در آیات سابقه سه بدل است از جمله و اذ یعدکم اللّه براى تعداد نعمت و بنظر حقیر عطف است و در مقام تعداد حذف حرف عطف شایع است ولى هریک را بمناسبت مى توان به سابقش متعلق گرفت چنانچه بیان شد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.