از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب ):(نیکی آن نیست که روی خود را به طرف مشرق کنید(چون مسیحی هستید) و یا به طرف مغرب (چون یهودی هستید))،بعد از آنکه قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر کرد و جدال بسیاری بر پا شد آیه مورد بحث مردم را خطاب کرد که هیچ یک از جهات فضلی و برتری بریکدیگر ندارند، کلمه (بر)به معنای خیر و احسان است ، (و لکن البر من امن بالله و الیوم الاخر و الملئکه و الکتاب و النبیین و اتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلوه و اتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون ):(ولیکن نیکی برای کسی است که به خدا و روز آخرت و فرشتگان و کتب آسمانی وپیامبران ایمان داشته باشد و مال خود را با آنکه دوستش می دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه ماندگان و گدایان و بردگان بدهد و نماز را به پا داردو زکات بدهد و به عهد خود وقتی پیمانی می بندد وفا کند و در فقر و بیماری وجنگ صبور باشد ،این چنین کسانی هستند که راست گفتند و همینها هستند که تقوی دارند)، دراین آیه بجای آنکه توصیف نیکی و (بر) را بنماید توصیف نیکوکاران (بر) را مینماید، تا اشاره کند که مفهوم خالی از مصداق اثر وفضیلتی ندارد، ابرار کسانی هستند که خداوند آنان را با سه مشخصه از دیگران جدامی کند،اول ): در اعتقاد که آنان دارای مرتبه چهارم از ایمان هستند که قبلا شرح داده شد،دوم ):در عمل که نیکو کاران از مال خود به گروههای نامبرده در آیه انفاق می کنند و نماز و زکات را بر پا می دارند،سوم ): در اخلاق که آنان به عهدخود پای بندندتا نظام جامعه بر قرار ماند و در برابر مشکلات صبور هستند و آن مرتبه کمال نفس است ، سپس آنان را مفتخر می نماید به این توصیف که آنان کسانی هستند که در اسلام خود راستگویانند و در رساندن دین اسلام به مدلولات واقعی آن در دوره زندگانی صادق هستند و اهل تقوی ،یعنی ملتزم وپایبند به تکالیفی می باشندکه خداوند برای حمایت از بشر او را بدان تکلیف می کند و ایمان در قلب و جوارح و اعمال آنها مشهود است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : سلام من بخاطر وفای به عهد این ایه را سرچ کردم جالب بود تفسیرش
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه پورمحمدي - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏
لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ...- نیکوکارى باین نیست که در حال نماز بطرف معیّنى- از مشرق یا مغرب- روى کنید چون نماز از این جهت مورد امر قرار گرفته است که داراى مصلحت مخصوصى است و ضمناً انسان را از فساد و انحراف باز میدارد و همچنین عبادات دیگر براى این جهت مورد امر واقع شده‏اند که مصالح معیّنى بر آنها مترتّب است و راه تحصیل مصالح و جلوگیرى از مفاسد بر حسب اوقات و ازمان فرق میکند بنا بر این نیکوکارى و تحصیل مصالح تنها در این است که از اوامر خداوند پیروى شود نه اینکه در حال نماز بطرف معینى توجه شود. این موضوع مقیاس سایر عبادات و طاعات نیز قرار میگیرد. این وجه را ابن عباس و مجاهد گفته‏اند. ابو مسلم نیز آن را اختیار کرده است.
قتاده و ربیع میگویند: مراد این است که نیکوکارى در آن نیست که نصارى
بجا میآورند و در حال نماز بسمت مشرق توجه میکنند و همچنین نیکى در آن نیست که یهود آن را لازم میدانند و در حال نماز روى بسمت مغرب مینمایند این وجه را جبائى و بلخى اختیار کرده‏اند.
وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ.
قطرب و زجاج و فرّاء میگویند تقدیر کلام این است «و لکن البر بر من آمن باللَّه» یعنى و لیکن نیکوکارى نیکوکارى آن کسیست که ایمان بخدا بیاورد چنان که گفته میشود: «السّخاء حاتم و الشّعر زهیر» که تقدیر آن این است السّخاء سخاء حاتم و الشعر شعر زهیر یعنى سخاوت سخاوت حاتم است و شعر شعر زهیر است.
این وجه را جبائى نیز اختیار کرده است.
بعضى گفته‏اند تقدیر کلام این است «و لکن الباریا و لکن ذا البر من آمن باللَّه» یعنى نیکوکار کسیست که ایمان بخدا بیاورد. «ایمان بخدا» شامل تمام چیزهایى که معرفت بآن موقوف است از قبیل معرفت حدوث عالم و اینکه عالم محدثى یعنى آفریننده‏اى دارد.
و از قبیل صفاتى که بر خداوند لازم و صفاتى جائز و اوصافى که بر او ممتنع است و معرفت عدل و حکمت او- میگردد.
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ...- ایمان بروز قیامت که شامل ایمان بزندگى پس از مرگ و حساب و ثواب و عقاب میشود.
وَ الْمَلائِکَةِ ...- ایمان بوجود فرشتگان الهى و اینکه آنها بندگان گرامى پروردگار هستند و در هیچ کارى بر فرمان او سبقت نمیگیرند و از امر او تخلف نمیکنند «1».
وَ النَّبِیِّینَ ...- ایمان بهمه پیغمبران خدا و اینکه آنها همه معصوم و منزّه از معاصى و در آنچه بمردم رسانده‏اند راستگو بوده‏اند و اینکه سرور جمیع آنها و خاتم آنان حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است و شریعت او ناسخ همه شرایع است و تمسک بآن شریعت براى همه مکلّفین تا روز قیامت لازم است.
__________________________________________________
(1) اشاره به آیه 27 سوره انبیا

وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ...- در معناى این جمله چند وجه گفته شده است:
1- ضمیر «عَلى‏ حُبِّهِ» بمال برمیگردد بنا بر این مصدر بمفعول اضافه شده است یعنى مال را با محبّتى که بآن دارد .. معناى گفتار ابن عباس و ابن مسعود که در تفسیر این آیه گفته‏اند: یعنى «مال را در حالى که صحیح و سالم هستى و بزندگى امیدوار میباشى و از فقر و احتیاج میترسى بفقرا بدهى نه اینکه انفاق و احسان بفقرا را بتأخیر بیندازى تا هنگامى که در آستانه مرگ قرار گرفتى بگویى: این مقدار بفلانى، و این مقدار بفلانى بدهید» بهمین وجه برمیگردد.
2- ضمیر در «على حبّه» به من آمن» برمیگردد در اینصورت مصدر بفاعل اضافه شده است و مفعول بواسطه اینک روشن بوده است (یعنى المال) مذکور نگردیده است یعنى مال را با محبّتى که مؤمن بآن دارد بخویشاوندان و غیر آنها بدهد این وجه در معنا با وجه اوّل یکسان است.
3- ضمیر در «على حبّه» بایتاء برمیگردد و آن هر چند در کلام مذکور نیست ولى از «وَ آتَى الْمالَ» استفاده میشود «1» بنا بر این معناى آن این است: مال را از روى علاقه و محبّت باعطاء و بخشش، بخویشاوندان و غیر آنها بدهد.
4- ضمیر در «على حبّه» به «اللَّه» که در آیه مذکور است برمى‏گردد یعنى:
«و آتى المال على حب اللَّه» باین معنا مال را در راه محبّت خدا و خالصاً لوجه اللَّه بخویشاوندان و غیر آنها بدهد این وجه از سیّد مرتضى علم الهدى ره نقل گردیده است وى میگوید: «هیچکس در این وجه بر من سبقت نگرفته است».
مؤلف: این وجه بهترین وجهى است که در تفسیر این جمله گفته شده است زیرا بدون قصد قربت- هر چند شخص با اینکه بمال خود علاقه دارد آن را بفقرا بدهد-
__________________________________________________
(1) چنان که قطامى گفته است: هم الملوک و ابناء الملوک لهم و الاخذون به و الساسة الاول یعنى آنها پادشاهان و فرزندان پادشاهان هستند که ملک را در قبضه خود گرفتند و سیاستمداران درجه اول میباشند در این شعر ضمیر «به» به «الملک» برمیگردد که آن از کلام استفاده میشود. (مؤلف)

ثوابى بدست نمیآید و علاقه بمال در صورتى در زیادت ثواب تأثیر دارد که عمل براى خدا و در راه محبت او انجام بگیرد.
ذَوِی الْقُرْبى‏ ...- بخویشاوندان که مراد خویشاوند صاحب مال است چنان که از رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل شده است که در جواب سؤال از اینکه بهترین صدقه کدام است فرمودند بهترین صدقه این است که شخصى که وسعت مالى ندارد از مال خود بخویشاوندانش بدهد.
و نیز حضرتش بفاطمه دختر قیس هنگامى را که باو گفت یا رسول اللَّه من داراى 70 مثقال طلا هستم فرمود: «اجعلها فی قرابتک» یعنى آن را بخویشان خود بده.
در آیه وجه دیگر نیز احتمال میرود و آن این است که منظور از «ذوى القربى» خویشان پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم باشد چنان که فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ «1» یعنى «بگو من از شما اجر رسالت جز این نمى‏خواهم که نسبت بخویشاوندان من محبّت و مودت داشته باشید این وجه از حضرت صادق علیه السلام و حضرت باقر نقل گردیده است.
وَ الْیَتامى‏ ...- و یتیمان. «یتیم» بکودکى که پدر ندارد گفته میشود بعضى میگویند مراد این است که مال را بخود یتیمان بدهد برخى گفته‏اند مراد این است که مال را باولیاء یتیمان یعنى کسانى که آنها را اداره مى‏کنند بدهد زیرا دادن مال بکسى که داراى رشد و عقل کافى نمیباشد صحیح نیست.
بنا بر این «الیتامى» محلًا مجرور و عطف بجاى «القربى» میباشد یعنى و آتى المال على ذوى الیتامى. مال را بصاحبان یتیمان بدهد ولى بنا بر قول اوّل «الیتامى» محلا منصوب و عطف بجاى «ذوى القربى» است.
وَ الْمَساکِینَ ...- محتاجان.
حضرت باقر آن را به «وامانده» در راه تفسیر کرده است مجاهد نیز همین قول را قائل است ولى ابن عباس و قتاده و ابن جبیر آن را بهمان تفسیر کرده‏اند.
وَ السَّائِلِینَ ...- کسانى که مطالبه تصدّق مى‏کنند البتّه تفاوت معناى این کلمه‏
__________________________________________________
(1) آیه 23 الشورى‏

با مساکین معلوم است زیرا هر مسکینى طلب تصدق نمیکند.
وَ فِی الرِّقابِ ...- در معناى آن دو وجه است:
1- مراد این است که مطلق بردگان را بخرد و آزاد کند.
2- منظور این است که مال خود را در راه آزاد ساختن «مکاتبین» یعنى بردگانى که با مالکین خود قراردادى بسته‏اند که مبلغ معیّنى بآنها بدهند تا آزاد شوند، خرج کند.
مؤلّف: چون هر دو وجه از آیه احتمال میرود بهتر آنست که آن بر هر دو حمل شود چنان که اختیار جبّائى و رمّانى نیز همین است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
این آیه مخصوص زکاة نیست‏
در اینکه آیه دلالت بر وجوب اداء مالى که بعنوان زکاة در مال شخص معین گردیده است هیچ اختلافى نیست و ابن عباس میگوید در مال، حقوق واجبى غیر از زکاة نیز هست و آیه بآن نیز دلالت دارد شعبى نیز گفته است این آیه بر وجوب اداء حقوق غیر از زکاة که بمال شخص تعلق میگیرد از قبیل انفاق بر کسانى که واجب النفقه هستند و انفاق باندازه «سدّ رمق» بر کسى که در معرض تلف قرار گرفته و از قبیل اداء نذرها و کفّاره‏ها، دلالت دارد.
مؤلّف اموالى که انسان بر وجه مستحبّ و بمنظور جلب تقرّب پروردگار میدهد مسلّماً در آیه داخل است زیرا همه اینها جزء «برّ» یعنى نیکوکارى است که در آیه ذکر شده است جبّائى نیز همین قول را اختیار کرده است. مفسّرین مى‏گویند اساساً جائز نیست که آیه را تنها بر زکاة واجب حمل کنیم زیرا آن بطور خصوص در همین آیه در جمله بعد ذکر گردیده است.
باین نکته نیز باید توجّه داشت که خداوند از این نظر این طبقات را ذکر نموده است که غالباً اضطرار و احتیاج در اینها تحقّق پیدا مى‏کند و گرنه «برّ» یعنى نیکوکارى که مورد تشویق آیه واقع شده است در زمینه انفاق و احسان داراى معناى وسیعى است.
وَ أَقامَ الصَّلاةَ ...- نماز را با رعایت اوقات و شرایط آن بجا بیاورد.
وَ آتَى الزَّکاةَ ...- زکاة مال خود را بدهد.
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا ...- کسانى که بعهد و پیمان خود وفا مى‏کنند یعنى عهدها و نذرهایى که میان آنها و خداوند است و همچنین پیمانها و قراردادهایى که با مردم مى‏بندند بهمه آنها وفا مى‏نمایند.
وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ ...- ابن مسعود و قتادة و جماعتى از مفسرین میگویند مراد از «باساء» فقر و تهیدستى از منظور از «ضرّاء» درد و مرض است.
وَ حِینَ الْبَأْسِ ...- مراد از «بأس» جنگ است یعنى در هنگام جنگ و جهاد با دشمنان، خویشتن‏دار هستند دلیل اینکه «بأس» بمعناى جنگ میآید گفتار حضرت امیر مؤمنان علیه السلام است که فرمود
: کنّا اذا احمرّ البأس اتّقینا برسول اللَّه فلم یکن احد منّا اقرب الى العدوّ منه‏
- یعنى هنگامى که جنگ شدّت مى‏کرد ما همه به پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم پناه میبردیم و هیچیک از ما نسبت بدشمن از او نزدیکتر نبود.
أُولئِکَ ...- اشاره بکسانى است که مذکور گردید.
الَّذِینَ صَدَقُوا ... ابن عباس و حسن مى‏گویند یعنى «آنها کسانى هستند که هر چه را از خداوند پذیرفتند راست گفتند و بآن ملتزم و متعهد شدند و عملًا هرگز از آن تخلّف نکردند». بعضى گفته‏اند «مراد این است که نیّت‏هاى آنها با اعمالشان مطابق است».
وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ...- یعنى آنها بسبب انجام اعمالى که در آیه ذکر گردید، از آتش جهنّم دورى گزیدند.
حضرت امیر مؤمنان (ع) جامع این اوصاف بود
اصحاب ما مى‏گویند حضرت امیر مؤمنان علیه السلام حتماً از این آیه اراده شده است زیرا اختلافى میان امّت نیست که حضرتش جامع این اوصاف و خصال بود ولى قطع نداریم که کسى غیر او داراى این اوصاف باشد و لذا زجاج و فرّاء مى‏گویند عمل کردن باین آیه مخصوص پیغمبران معصوم است زیرا غیر از انبیا هیچکس نمیتواند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏2
نظم و نزول‏
هنگامى که قبله مسلمانان از بیت المقدس بکعبه منتقل گردید بحث‏ها و مناقشات فراوانى میان مسلمانان یهود و نصارى بعمل آمد، بیشتر یهود و نصارى توجّه و روى کردن بجانب معیّنى در حال نماز را تنها راه اطاعت معرّفى مى‏کردند. در این حال خداوند این آیه را نازل فرمود:
قتاده میگوید: این آیه درباره یهود نازل گردیده است‏ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مهدي صفايي مقدم - ترجمه وتفسیر الهی قمشه ای
1-این آیه در رد یهود و نصاری است 2-اول آیه که میگوید "نیکوکاری بدان نیست که روی بمشرق و مغرب نمایید" یعنی :به امور عرضی و ظاهر دین مفاخره مکنید که بزرگی و نکوکاری و فخری در آنها نیست-نیکویی و بزرگی اول به ایمان بخدا وروز قیامت است وایمان بعالم غیب و بعد احسان برای رضای خدا بدیگران است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
راز تقدیم ملائکه بر کتاب و تقدیم کتاب بر نبیین: ﴿المَلئکَةِ والکِتبِ والنَّبِیّین﴾ این است که به وسیله «فرشته‌ها»، «کتاب آسمانی‌» بر «پیامبر» نازل می‌شود، بنابراین آن تقدیم برای رعایت قوس نزول است وگرنه در قوس صعود، ترتیب به عکس است، زیرا نخست نبوّت شخص ثابت می‌شود، آنگاه جامعه بشری به استناد این نبوت، به کتاب او ایمان می‌آورد و در آن کتاب نام ملائکه آمده است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
بعد از ماجراى تغییر قبله که در آیه‏ى 144 خواندیم، سخنِ روز، پیرامون قبله و تغییر آن بود که این آیه مى‏فرماید: چرا به جاى محتواى دین که ایمان به خدا و قیامت وانجام کارهاى نیک است، به سراغ بحث‏هاى جدلى رفته‏اید.
این آیه جامع‏ترین آیه قرآن است. زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح گردیده است. در تفسیر المیزان از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده است که فرمودند: هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.
این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زکات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحى وروانى مثل صبر در برابر مشکلات، اشاره گردیده است. و در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.
ایمان به خدا، سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت‏هاست. ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندى همّت مى‏گردد. ایمان به وجود ملائکه، نشانه‏ى ایمان به تشکیلات ماوراى طبیعت است. ایمان به انبیا، ایمان به وحى و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بى‏برنامه نبوده است. انفاق، بیانگر تعاون و نوع دوستى، و نماز، پیوند مستقیم با خدا، و زکات برنامه‏ریزى براى حل مشکل محرومان، و وفاى به عهد موجب تحکیم ارتباطات، و صبر عامل آبدیده شدن انسان‏هاست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه
ریشه و اساس همه نیکیها
همانگونه که در تفسیر آیات تغییر قبله گذشت ، نصارا به هنگام عبادت رو به سوى شرق و یهود رو به سوى غرب کرده ، عبادات خود را انجام مى دادند، اما خدا کعبه را براى مسلمین قبله قرار داد که در طرف جنوب بود و حد وسط میان آن دو محسوب مى شد.
و نیز دیدیم که مخالفین اسلام از یکسو و تازه مسلمانان از سوى دیگر چه سر و صدائى پیرامون تغییر قبله به راه انداختند.
آیه فوق روى سخن را به این گروه ها کرده مى گوید: نیکى تنها این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوى شرق و غرب کنید و تمام وقت خود را صرف این مساءله نمائید (لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب ).
((بر)) (بر وزن ضد) در اصل به معنى توسعه است ، سپس در معنى نیکیها و خوبیها و احسان ، به کار رفته است ، زیرا این کارها در وجود انسان محدود
نمى شود و گسترش مییابد و به دیگران مى رسد و آنها نیز بهره مند مى شوند.
و ((بر)) (بر وزن نر) جنبه وصفى دارد و به معنى شخص نیکوکار است ، در اصل به معنى بیابان و مکان وسیع مى باشد، و از آنجا که نیکوکاران روحى وسیع و گسترده دارند این واژه بر آنها اطلاق مى شود.
قرآن سپس به بیان مهمترین اصول نیکیها در ناحیه ایمان و اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته چنین مى گوید: ((بلکه نیکى (نیکوکار) کسانى هستند که به خدا و روز آخر و فرشتگان و کتابهاى آسمانى و پیامبران ایمان آورده اند)) (و لکن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکة و الکتاب و النبیین ).
در حقیقت این نخستین پایه همه نیکیها و خوبیها است : ایمان به مبدا و معاد و برنامه هاى الهى ، و پیامبران که ماءمور ابلاغ و اجراى این برنامه ها بودند، و فرشتگانى که واسطه ابلاغ این دعوت محسوب مى شدند، ایمان به اصولى که تمام وجود انسان را روشن مى کند و انگیزه نیرومندى براى حرکت به سوى برنامه هاى سازنده و اعمال صالح است .
جالب اینکه نمى گوید((نیکوکار)) کسانى هستند که ... بلکه مى گوید ((نیکى )) کسانى هستند که ...
این به خاطر آن است که در ادبیات عرب و همچنین بعضى زبانهاى دیگر هنگامى که مى خواهند آخرین درجه تاءکید را در چیزى بیان کنند آن را بصورت مصدرى مى آورند نه به صورت وصف ، مثلا گفته مى شود على (علیه السلام ) عدل جهان انسانیت است ، یعنى آنچنان عدالت پیشه است که گوئى تمام وجودش در آن حل شده و سر تا پاى او در عدالت غرق گشته است ، به گونهاى که هر گاه به او نگاه کنى چیزى جز عدالت نمى بینى ! و همچنین در نقطه مقابل آن مى گوئیم بنى امیه ذلت اسلام بودند گوئى تمام وجودشان تبدیل به خوارى شده بود.
بنابر این از این تعبیر ایمان محکم و نیرومندى در سطح بالا استفاده مى شود.
پس از ایمان به مساءله انفاق و ایثار و بخششهاى مالى اشاره مى کند و مى گوید: ((مال خود را با تمام علاقه اى که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان مى دهند)) (و آتى المال على حبه ذوى القربى و الیتامى و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فى الرقاب ).
بدون شک گذشتن از مال و ثروت براى همه کس کار آسانى نیست ، هنگامى که به مرحله ایثار برسد، چرا که حب آن تقریبا در همه دلها است ، و تعبیر على حبه نیز اشاره به همین حقیقت است که آنها در برابر این خواسته دل براى رضاى خدا مقاومت مى کنند.
جالب اینکه در اینجا شش گروه از نیازمندان ذکر شده اند: در درجه اول بستگان و خویشاوندان آبرومند، و در درجه بعد یتیمان و مستمندان ، سپس آنهائى که نیازشان کاملا موقتى است مانند واماندگان در راه ، بعد سائلان ، اشاره به اینکه نیازمندان همه اهل سؤ ال نیستند، گاهى چنان خویشتن دارند که ظاهر آنها همچون اغنیا است در حالى که در باطن سخت محتاجند، چنانکه قرآن در جاى دیگرى مى گوید یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف : ((افراد ناآگاه آنها را به خاطر شدت خویشتندارى اغنیاء تصور مى کنند)) (سوره بقره 273) و سرانجام به بردگان اشاره مى کند که نیاز به آزادى و استقلال دارند هر چند ظاهرا نیاز مادى آنها به وسیله مالکشان تاءمین گردد.
سومین اصل از اصول نیکیها را بر پا داشتن نماز مى شمرد و مى گوید:((آنها نماز را برپا مى دارند)) (و اقام الصلوة ).
نمازى که اگر با شرائط و حدودش ، و با اخلاص و خضوع ، انجام گیرد، انسان را از هر گناه باز مى دارد و به هر خیر و سعادتى تشویق مى کند.
چهارمین برنامه آنها را اداء زکات و حقوق واجب مالى ذکر کرده مى گوید:
((آنها زکات را مى پردازند)) (و آتى الزکوة ).
بسیارند افرادى که در پارهاى از موارد حاضرند به مستمندان کمک کنند اما در اداء حقوق واجب سهل انگار مى باشند، و به عکس گروهى غیر از اداى حقوق واجب به هیچگونه کمک دیگرى تن در نمى دهند، حتى حاضر نیستند حتى یک دینار به نیازمندترین افراد بدهند، آیه فوق با ذکر انفاق مستحب و ایثارگرى از یکسو، و اداى حقوق واجب از سوى دیگر، این هر دو گروه را از صف نیکوکاران واقعى خارج مى سازد و نیکوکار را کسى مى داند که در هر دو میدان انجام وظیفه کند.
و جالب اینکه در مورد انفاقهاى مستحب کلمه على حبه (با اینکه ثروت محبوب آنها است ) را ذکر مى کند، ولى در مورد زکات واجب نه ، چرا که اداى حقوق واجب مالى یک وظیفه الهى و اجتماعى است و اصولا نیازمندان طبق منطق اسلام - در اموال ثروتمندان به نسبت معینى شریکند، پرداختن مال شریک نیازى به این تعبیر ندارد.
پنجمین ویژگى آنها را وفاى به عهد مى شمرد و مى گوید: ((کسانى هستند که به عهد خویش به هنگامى که پیمان مى بندند وفا مى کنند)) (و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا).
چرا که سرمایه زندگى اجتماعى اعتماد متقابل افراد جامعه است ، و از جمله گناهانى که رشته اطمینان و اعتماد را پاره مى کند و زیربناى روابط اجتماعى را سست مى نماید ترک وفاى به عهد است ، به همین دلیل در روایات اسلامى چنین مى خوانیم که مسلمانان موظفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل ، مسلمان باشد یا کافر، نیکوکار باشد یا بدکار، و آن سه عبارتند از: وفاى به عهد، اداى امانت و احترام به پدر و مادر.
و بالاخره ششمین و آخرین برنامه این گروه نیکوکار را چنین شرح مى دهد: ((کسانى هستند که در هنگام محرومیت و فقر، و به هنگام بیمارى و درد، و همچنین در موقع جنگ در برابر دشمن ، صبر و استقامت به خرج مى دهند، و در برابر این حوادث زانو نمى زنند)) (و الصابرین فى الباساء و الضراء و حین الباءس )
و در پایان آیه به عنوان جمعبندى و تاءکید بر شش صفت عالى گذشته مى گوید: ((اینها کسانى هستند که راست مى گویند و اینها پرهیزگارانند)) اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون ).
راستگوئى آنها از اینجا روشن که اعمال و رفتارشان از هر نظر با اعتقاد و ایمانشان هماهنگ است ، و تقوا و پرهیزگاریشان از اینجا معلوم مى شود که آنها هم وظیفه خود را در برابر ((الله )) و هم در برابر نیازمندان و محرومان و کل جامعه انسانى و هم در برابر خویشتن خویش انجام مى دهند.
جالب اینکه شش صفت برجسته فوق هم شامل اصول اعتقادى و اخلاقى و هم برنامه هاى عملى است .
در زمینه اصول اعتقادى تمام پایه هاى اصلى ذکر شده ، و از میان برنامه هاى عملى به انفاق و نماز و زکات که سمبلى از رابطه خلق با خالق ، و خلق با خلق است اشاره گردیده و از میان برنامه هاى اخلاقى تکیه بر وفاى به عهد و استقامت و پایدارى شده که ریشه همه صفات عالى اخلاقى را تشکیل مى دهد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : وقتی نماز رو خدا تو آیه ی قرآن اول آورده خواسته ب اهمیت اون اشاره کنه یعنی نماز اول بعد زکات در کنار نماز وقتیم از کمک کردن صحبت شده خویشاوندان رو اول آورده چون خواسته اهمیت اون و نشون بده اگه هر کسی به این آیه عمل کنه و به فقرایی ک در نزدیکی و خویشاوندیه اون ها هستن کمک کنه دیگه فقیری باقی نمیمونه ک بخواد کسی دیگه ای بهش کمک کنه و جلوی بقیه دستشو دراز کنه و ....
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‌ وَ الْیَتامى‌ وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177)

شأن نزول: یهود در نماز توجه به مغرب و نصارى به مشرق مى‌نمودند، چون حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مأمور شد در نماز توجه به کعبه نماید و به این حکم توجه به بیت المقدس منسوخ شد، هر قومى گفتند: قبله ما بهتر است و گفتگو ما بین زیاد شد؛ آیه شریفه نازل شد:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ‌: نیست کار پسندیده و نیک اینکه بگردانید روى خود را و توجه کنید، قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ‌: به طرف مشرق مانند نصارى و به طرف مغرب مانند یهود، زیرا آن منسوخ باشد. یا خطاب عام و شامل اهل کتاب و اهل اسلام است، یعنى نیکوئى مقصور نیست به امر قبله، وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ‌: و لکن نیکوئى که سزاوار است به آن اهتمام نمائید، نیکوئى آن کس است که ایمان آورد به آنچه ذکر مى‌شود.

بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ:

اول- ایمان به خدا.
دوم- ایمان به روز قیامت و متعلقات آن از حساب و صراط و میزان و ثواب و عقاب. این تعریض است به یهود و نصارى که عزیز علیه السلام و عیسى علیه السّلام را در الوهیت شریک قرار دادند و دخول بهشت را اختصاص به خود دادند.

وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ‌:

سوم- ایمان به تمام ملائکه.

چهارم- ایمان به کتابهاى منزله آسمانى از تورات و انجیل و زبور و قرآن.

پنجم- و ایمان به تمام پیغمبرانى که از جانب خدا مبعوث شده‌اند که اول آنها حضرت آدم علیه السّلام و آخر آنها پیغمبر خاتم حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بعد از او پیغمبرى مبعوث نشده و نخواهد شد تا روز قیامت.

وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ‌:

ششم- و از نیکوکارى آنست که بدهد مال را با دوست داشتن آن، یعنى با آنکه مال را دوست مى‌دارند براى رضاى الهى بدهند، چنانچه از حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پرسیدند افضل صدقه کدام است فرمود: ان تؤتیه و انت صحیح و شحیح تأمّل العیش و تخشى الفقر و لم تمهل حتّى اذا بلغت الحلقوم. «1» افضل صدقه آنست که بدهى آن را به مستحق در حال تندرستى و حریص بودن و امیدوار باشى به زندگانى خود و بترسى از فقر و نگذارى آن را تا وقت رسیدن روح به حنجره.
ذَوِی الْقُرْبى‌: بدهد مال را به خویشان خود که فرمود صدقه بر خویشان، هم صدقه و هم صله باشد. عبد اللّه مسعود مالى داشت به خویشان خود صرف نمود، حضرت فرمود: براى تو دو اجر است: اجر صدقه و اجر خویشى. و نزد بعضى مراد از ذوى القربى ذرارى رسولند، چنانچه از صادقین علیهما السلام مروى است.

وَ الْیَتامى‌ وَ الْمَساکِینَ‌: و یتیمان را که به حد بلوغ نرسیده‌اند و بیچارگان را که از قوت سالیانه خود عاجزند.

اما یتیم، فرمود رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: هر که یتیمى را با خود برگیرد به طعام دادن و آب تا از آن مستغنى شود، خدا بهشت را بر او لازم گرداند.

اما مسکین، در حدیث صحیح وارد شده که حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم دعا مى‌نمود: اللّهمّ احینى مسکینا و امتنى مسکیناو احشرنى فى زمرة المساکین‌
خدایا مرا زنده بدار به حالت مسکینى و بمیران به حالت مسکین، و محشور فرما در زمره مساکین. یکى از زوجات حضرت گفت: یا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چرا این نوع دعا مى‌کنى؟ فرمود: به جهت آنکه ایشان پیش از توانگران به چهل سال به بهشت روند، بعد فرمود: زنهار مسکین را زجر نکنى، و اگر چیزى خواهد ردش نکنى، اگرچه به نصف خرما باشد. و با مساکین دوستى کن و به انواع صله و تصدیق ایشان را رعایت کن تا حق تعالى تو را به رحمت خود نزدیک گرداند.

وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ‌: و دیگر عطا کند رهگذران را که در راه مانده و هیچ در دست ندارند. و همچنین سؤال کنندگان که فقر آنها را ملجأ ساخته به سؤال.

اما ابن السبیل، مروى است که هر که غریبى را بنوازد، خداوند مهمّات دنیا و آخرت او را روا سازد و در قبر و نزد حساب و صراط و میزان غریب نباشد و از هولهاى آن او را ایمن گرداند.
اما سائلان، مروى است که روزى سائلى سؤال نمود. حضرت حسین بن على علیهما السلام فرمود: هیچ مى‌دانید چه مى‌گوید؟ گفتند:
نه. فرمود: گوید من رسول میزان شمایم، اگر چیزى به من دهید بگیرم و آنجا برم و کفه میزان شما را سنگین گردانم، و الّا تهى دست آنجا روم.
وَ فِی الرِّقابِ‌: و عطا کند در تخلیص غلامان از غلامى و معاونت آنان در آزاد شدن. عبد اللّه بن سهل روایت نموده از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: هر که عبد مکاتبى را یارى کند هر قدرى از مال تا خود را از بندگى برهاند. در ظل حمایت او سبحانه باشد روزى که هیچ سایه نباشد.
وَ أَقامَ الصَّلاةَ: هفتم- و از نیکوکارى آنکه بپاى دارد نماز را به شرایط و ارکان. حضرت صادق علیه السّلام فرماید: امتّحنوا شیعتنا عندمواقیت الصّلوة کیف محافظتهم علیها: «1» یعنى امتحان کنید شیعیان ما را نزد اوقات نماز چگونه است نگاهدارى ایشان نسبت به اوقات نماز.

وَ آتَى الزَّکاةَ: هشتم- و بدهد زکات را یعنى زکات واجبه را. مراد از اول بیان مصارف زکات باشد، و دوم اداى آن و ترغیب مکلّفان بر آن. فرمود حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: من منع قیراطا من الزّکوة فلیمت ان شاء یهودیّا و ان شاء نصرانیّا: «2» یعنى هر که منع کند قیراطى از زکات را، پس هر آینه بمیرد اگر خواهد یهودى و اگر خواهد نصرانى. اشاره است به آنکه خارج از ملت اسلام است.

وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ‌: نهم- و صاحبان برّ و وفا کنندگان به عهد خود هستند، إِذا عاهَدُوا: هر گاه عهد نمایند و این عهد یا با خلق است یا با خالق. حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرماید: لا دین لمن لا عهد له: «3» یعنى دین تامّ نیست براى کسى که او را وفاى به عهد نباشد.

وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ: دهم- و صبر کنندگان در فقر و فاقه و در رنج و سختى. زهرى گوید بأساء در اموال، و ضراء در نفس باشد مانند مرض. وَ حِینَ الْبَأْسِ‌: و صابرین هنگام کارزار یعنى جهاد.

حضرت صادق علیه السّلام فرماید: انّ العبد لیکون له عند اللّه الدّرجة لا یبلغها بعمله فیبتلیه اللّه فى جسده او یصاب فى ولده فان هو صبر بلغه اللّه ایّاها.

یعنى: بدرستى که بنده هر آینه باشد براى او نزد خدا درجه‌اى که نمى‌رسد آن درجه را به عملش، پس مبتلا سازد او را در جسدش یا اصابه نماید به مالش یا اصابه کند در اولادش، پس اگر او صبر کند مى‌رساند او را خداوند به آن درجه.

أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا: آن جماعت موصوفه به صفات

کسانیند که راست گفتند در قول و عمل و پیروى دین حق و طلب نیکو کارى. وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‌: و آن گروه ایشانند پرهیزکاران از کفر و شرک و سایر معاصى.
تبصره: آیه شریفه جامع جمیع کمالات انسانیه و دال است بر ملکات نفسانیه صریحا یا ضمنا، چه کمالات و ملکات حسنه با وجود بسیارى آنها، شعب آن منحصر است در سه چیز: 1- صحت اعتقادات که قسمت اول آیه بیان فرموده. 2- حسن مباشرت که وسط آیه به آن اشاره فرموده.

3- تهذیب نفس که آخر آیه آن را عنوان فرموده؛ و لذا کسى را که مستجمع این صفات باشد، وصف فرموده به صدق نظر به ایمان و اعتقاد او، و به تقوى نظر به معاشرت او با خلق و معامله او با حق. و به سوى این اشاره فرموده حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که: من عمل بهذه الایة فقد استکمل الایمان: «1» هر که عمل نماید به این آیه شریفه، پس بتحقیق ایمان کامل را دارا گردیده. امامیّه فرموده‌اند مراد به این آیه حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام است، زیرا آن سرور جامع این صفات محققا بود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.