از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
21) (فذکر انما انت مذکر):(پس ای پیامبر، تو تذکر بده که تنها وظیفه تو تذکردادن است ) [ نظرات / امتیازها ]
22) (لست علیهم بمصیطر):(و تو بر آنها تسلطی نداری ) [ نظرات / امتیازها ]
23) (الا من تولی و کفر):(جز آنها که اعراض کرده و کفر ورزیدند) [ نظرات / امتیازها ]
24) (فیعذبه الله العذاب الاکبر):(که خدا آنان را به عذاب بزرگتر قیامت معذب خواهد کرد) [ نظرات / امتیازها ]
25) (ان الینا ایابهم ):(بدرستی که آنها بازگشتشان بسوی ماست ) [ نظرات / امتیازها ]
26) (ثم ان علینا حسابهم ):(و سپس محققا حساب ایشان بر عهده ماست )می فرماید: وقتی معلوم شد که خدای سبحان رب مردم است ودر پیش رویشان حساب و جزا را در پیش دارند، پس تو ای پیامبر، آنها را به این حقایق تذکر بده ، که تنهاوظیفه تو به عنوان پیامبر، همین تذکر دادن است ، به امید آنکه آنها با طیب خاطر و بدون اکراه ایمان بیاورند، چون تو قاهر و مسلط بر آنها نیستی و نمی توانی آنها را مجبور به ایمان نمایی و فقط می توانی افرادی را که صلاحیت تذکر پذیری دارند (قلبهایشان ازخدا خشیت دارد) موعظه و تذکر بدهی و تو باید آنان را موعظه کنی و برای تذکرمداومت داشته باشی ، مگر کسانی که بعد از تذکرتو روی گردانیده و کفر ورزیدند که دراین صورت دیگر لازم نیست به تذکر خود ادامه بدهی ، بلکه باید از آنها اعراض کنی وامر ایشان را به ما واگذار کنی تا ما آنها را به عذاب آخرت که به مراتب از عذاب دنیابزرگتر است ، معذب نمائیم . پس این آیات مضمونی شبیه آیات 12ـ9 سوره اعلی دارند که تفسیر آن گذشت .در ادامه می فرماید: بدرستی بازگشت آنها بسوی ماست و در نهایت آنها و همه مخلوقات بسوی ما باز می گردند و آنگاه حسابرسی ایشان نیز برعهده ماست ،(پس لازم است فقط مرا بپرستند و از من اطاعت کنند و خود را از عذاب من حفظ نمایند) [ نظرات / امتیازها ]
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر راهنما
21)
1 - پیامبر(ص)، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن یاد قیامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها، به قدرت خداوند

فذکّر

«ذِکْر»، حالتى است در نفس انسان که او را بر محافظت از معارفى که فرا گرفته، توانا مى سازد. این کلمه با «حفظ» به یک معنا است; جز این که اصل فراگیرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذکر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراین «ذکّر»; یعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بیفکن. این واژه ـ چنانچه در قاموس آمده است ـ در معناى موعظه کردن نیز به کار مى رود.

2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى، زمینه ساز پذیرش پند و اندرزهاى دینى است.

أفلاینظرون إلى ... فذکّر

حرف «فاء»، فرمان به تذکّر را بر آیات پیشین ـ که از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود ـ تفریع کرده است; یعنى، «حال که چنین است به تذکّر اقدام کن».

3 - توجّه دادن مردم به نشانه هاى قدرت خداوند در پدیده هاى جهان، از وظایف پیامبر(ص)

أفلاینظرون ... فذکّر

آیات پیشین ـ که درباره قیامت و نیز نشانه هاى قدرت خداوند در جهان است ـ مى رساند که مراد از «فذکّر»، لزوم تذکر دادن به همان امور است.

4 - پیامبر(ص)، به جز وظیفه موعظه و یادآورى، مسؤولیتى ندارد و اجبار و اکراه مردم، از وظایف او نیست.

إنّما أنت مذکّر

5 - پیامبر(ص)، مسؤول واکنش هاى مردم در برابر پند و اندرزهایش نیست.

إنّما أنت مذکّر

حصر در «إنّما أنت مذکّر»، حصر اضافى است و به قرینه آیه بعد، ناظر به اثربخشى تذکّر است. مفاد آیه شریفه این است که: «وظیفه تو تنها تذکّر دادن است و پذیرش یا رد آن از سوى مردم، مؤاخذه اى را متوجّه تو نمى سازد». [ نظرات / امتیازها ]
22)
1 - اجبار و وادار ساختن مردم به پذیرش پندها و موعظه ها، از تکالیف و رسالت هاى پیامبر(ص) نیست.

لست علیهم بمصیطر

«صَطَر» و «سَطَر»، به یک معنا مى باشد (مفردات) و «مسیطر» به معناى عهده دار و مسلّط است. (مقاییس اللغة)

2 - پذیرش دین، اجبارى نیست.

لست علیهم بمصیطر

3 - اهتمام شدید پیامبر(ص)، به هدایت مردم

لست علیهم بمصیطر

با توجّه به این که پیامبر(ص)، هرگز درصدد سلطه جویى بر مردم نبود، تأکید آیه شریفه، بر نفى سیطره، بیانگر تلاش وافر و پى گیرى مستمر آن حضرت در زمینه هدایت مردم است; به گونه اى که گویا درصدد اجبار مردم به دیندارى است.

4 - اثر نبخشیدن پند و اندرزهاى دینى براى مردم، تکلیف ابلاغ معارف الهى را ساقط نمى کند.

فذکّر ... لست علیهم بمصیطر

آیه شریفه، بیانگر روگردانى برخى مردم، از تذکرات پیامبر(ص) است و بیان مى دارد که در این موارد، نباید معارف الهى را بر مردم تحمیل کرد. آیه قبل با توصیف پیامبر(ص) به «تذکر دهنده»، آن حضرت را حتى در این موارد، به تذکر دادن مأمور ساخته است.
[ نظرات / امتیازها ]
23)
1 - پیامبر(ص)، پس از عمل به وظیفه ارشاد همگان، در خصوص تداوم بخشیدن به ارشاد اعراض کنندگان کافر، تکلیفى ندارد.

فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر

فعل «تولّى»، بیانگر این نکته است که تذکّرات پیامبر(ص) به روى گردانان رسیده است و آنان پندها را نپذیرفته، از آن اعراض کرده اند. بنابراین تذکّر دادن در مرحله اول، عمومى است و به همه مردم باید ابلاغ گردد; ولى پس از تولّى و اعراض گروهى از آنان، پیامبر(ص) درباره تکرار تذکّر و ارشاد آن گروه، تکلیفى ندارد.

2 - رهبران الهى، باید همواره به ارشاد پندپذیران ادامه دهند و هیچگاه آنان را، از پندها و اندرزهاى خود محروم نسازند.

فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر

استثنا در «إلاّ من تولّى...»، ناظر به تکرار تذکر است. بنابراین فرمان «ذکّر»، درباره کسانى که اعراض و کفر ندارند، همچنان باقى است.

3 - حق گریزى و کفر، از میان برنده زمینه هاى تأثیرپذیرى از تعالیم دین و پندهاى آن است.

فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر

استثناى اعراض کنندگان کافر از مجموعه کسانى که پیامبر(ص) به تذکر دادن آنان مکلف شده است، نشانگر بى اثر بودن تذکرات آن حضرت، در آنان است.

4 - پیامبر(ص)، به الزام مخالفان بر ایمانـ در صورت بى اعتنایى و کفر ورزیدن آنان ـ مجاز است.

لست علیهم بمصیطر . إلاّ من تولّى و کفر

حرف «إلاّ»، ممکن است براى استثناى حقیقى از ضمیر «علیهم» باشد.

5 - مردم، گرچه نباید بر ایمان مجبور شوند; ولى بر اعراض و کفر مؤاخذه شده و در آخرت عذاب خواهند دید.

لست علیهم بمصیطر . إلاّ من تولّى و کفر

حرف «إلاّ» در یک احتمال براى استثناى منقطع است. در نتیجه مفاد این آیه و آیه بعد، این است که: «تو بر هیچ کس سیطره ندارى; لکن اعراض کنندگان کافر در آخرت به عذاب خداوند گرفتار خواهند شد».

6 - «عن أبى جعفر(ع) فى قوله «إلاّ من تولّى و کفر» یرید من لم یتعظ و لم یصدّقک و جحد ربوبیتى و کفر نعمتى...;(1)

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «إلاّ من تولّى و کفر» روایت شده است: مقصود کسى است که موعظه نمى پذیرد و تو را [اى محمد] تصدیق نمى کند و پروردگارى مرا منکر است و نعمت من را کفران مى کند...».
[ نظرات / امتیازها ]
24)
1 - گرفتارى به بزرگ ترین عذاب هاى خداوند، فرجام کسانى است که از پند و اندرزهاى پیامبر(ص) روى برگردانده، به آن کفر مىورزند.

إلاّ من تولّى و کفر . فیعذّبه اللّه العذاب الأکبر

2 - عذاب هاى الهى، داراى درجات و مراتب گوناگون است.

العذاب الأکبر

3 - جهان آخرت، عرصه گرفتارى کافران حق گریز به بزرگ ترین عذاب هاى الهى است.

العذاب الأکبر

به قرینه آیه بعد، مراد از «العذاب الأکبر» عذابى است که کافران در آخرت، به آن گرفتار خواهند شد.

4 - «عن أبى جعفر(ع) فى قوله ... «فیعذّبه اللّه العذاب الأکبر» یرید الغلیظ الشدید الدائم;(1)

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند ... «فیعذبه اللّه العذاب الأکبر» روایت شده است: مقصود عذاب خشن و شدید و ابدى است». [ نظرات / امتیازها ]
25)
1 - بازگشت همه انسان ها به سوى خداوند است.

إنّ إلینا إیابهم

«إیاب»، از ریشه «اُوب» و به معناى رجوع است.

2 - گریز از عذاب، براى اعراض کنندگان کافر، امکان پذیر نیست.

فیعذّبه اللّه ... إنّ إلینا إیابهم

حرف «إنّ» نشان مى دهد که آیه شریفه در مقام تعلیل براى گریزناپذیر بودن عذاب کافران است.

3 - بازگشت همگان به خداوند در قیامت، از بین برنده هرگونه راه گریز از عذاب آخرت

فیعذّبه ... إنّ إلینا إیابهم

4 - وجود کارگزارانى چند، در مرحله حضور مردم در پیشگاه خداوند در قیامت*

إنّ إلینا إیابهم

ضمیر جمع (نا) در «إلینا»، مى تواند بیانگر رجوع مردم به مجموعه اى از کارگزاران صحنه قیامت باشد که به فرمان خداوند در آن مقام قرار گرفته اند. [ نظرات / امتیازها ]
26)
1 - خداوند، حسابرسى اعمال مردم را بر خود لازم شمرده است.

ثمّ إنّ علینا حسابهم

2 - حسابرسى اعمال در قیامت براى کافران، از حضور در پیشگاه خداوند دشوارتر است.

ثمّ إنّ علینا حسابهم

حرف «ثمّ»، بر تراخى رتبى دلالت دارد و بیانگر آن است که مرحله حسابرسى، سخت تر از مرحله رجوع به خداوند است; هر چند هر دو هم زمان باشند.

3 - روى گردانان از رهنمودهاى پیامبر(ص) و کافران به آن، در قیامت مورد حسابرسى و مؤاخذه قرار خواهند گرفت.

إلاّ من تولّى و کفر ... ثمّ إنّ علینا حسابهم

4 - حسابرسى اعمال، از اهداف احضار همگان در پیشگاه خداوند است.

إنّ إلینا إیابهم . ثمّ إنّ علینا حسابهم

5 - وجود کارگزارانى چند، براى حسابرسى اعمال مردم در قیامت

ثمّ إنّ علینا حسابهم

برداشت یاد شده، از ضمیر «نا» استفاده شده است.

6 - «عن قَبیصَة بن یزیدالجُعفىّ قال: دخلت على الصادق جعفربن محمد(ع) ... قلت ... أسألک عن قول اللّه تعالى «إنّ إلینا إیابهم . ثمّ إنّ علینا حسابهم» قال: نعم یا قَبیصة إذا کان یوم القیامة جعل اللّه حساب شیعتنا علینا فما کان بینهم و بین اللّه استوهبه محمد(ص) من اللّه و ما کان فیما بینهم و بین الناس من المظالم أدّاه محمد(ص) عنهم و ما کان فیما بیننا و بینهم وهبناه لهم حتّى یدخلون الجنّة بغیر حساب;(1)

قَبیصة بن یزید جعفى روایت کرده که خدمت امام صادق(ع) رسیدم و گفتم: از شما درباره سخن خداى تعالى «إنّ إلینا إیابهم . ثمّ إنّ علینا حسابهم» سؤال دارم امام فرمود: آرى اى قبیصه! زمانى که قیامت برپا شود، خداوند حساب شیعیان ما را به ما واگذار مى کند. پس هر چه [از خطا و گناه] که بین آنان و خدا باشد، [حضرت ]محمد(ص) از خداوند بخشش آن را طلب مى کند و آنچه از مظلمه و حقوق که بین آنان و مردم باشد، آن را نیز [حضرت] محمد(ص) پرداخت مى کند و آنچه [از حقوق ]بین ما و آنان باشد، ما به آنان مى بخشاییم; تا این که بدون حساب وارد بهشت شوند».
[ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیرهدایت
21) [21] دلایل‌ ‌در‌ همه‌ جای‌ آفرینش‌ پراکنده‌ ‌است‌، و خرد آدمی‌ ‌به‌ تنهایی‌ ‌برای‌ ‌آن‌ کافی‌ ‌است‌، و پیامبر‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ و کسانی‌ ‌که‌ ‌بر‌ راه‌ ‌او‌ می‌روند نقش‌ کسی‌ ‌را‌ دارند ‌که‌ یادآوری‌ می‌کنند، و ‌او‌ نه‌ ‌از‌ طرف‌ آنان‌ تکلیف‌ ‌به‌ ‌اینکه‌ کار ‌شده‌ و نه‌ اجباری‌ ‌در‌ ‌آن‌ بوده‌، و نه‌ مسئولیت‌ اندیشه‌های‌ ‌ایشان‌ ‌را‌ ‌که‌ همه‌ مسلمان‌اند ‌بر‌ عهده‌ می‌گیرد:

«فَذَکِّر إِنَّما أَنت‌َ مُذَکِّرٌ‌-‌ ‌پس‌ یادآوری‌ کن‌ ‌که‌ تو یادآوری‌ کننده‌ای‌.»

‌پس‌ ‌بر‌ عهده ‌رسول‌ کاری‌ جز رساندن‌ پیام‌ آشکار ‌خدا‌ نیست‌، و ‌حتی‌ معرفت‌ ‌خدا‌ جز ‌به‌ مدد خرد آدمی‌ صورت‌ اتمام‌ نمی‌پذیرد ‌که‌ پیامبر ‌با‌ یادآوری‌ ‌خود‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ تفکر برمی‌انگیزد. [ نظرات / امتیازها ]
22) [22] ‌رسول‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌ایشان‌ فشار و اکراهی‌ نیست‌، و تنها ‌به‌ وسیله قرآن‌ کسانی‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ وعید بیمناکند یادآوری‌ می‌کند.

«لَست‌َ عَلَیهِم‌ بِمُصَیطِرٍ‌-‌ تو ‌بر‌ ‌ایشان‌ تسلط و سیطره‌ نداری‌ و آنان‌ ‌را‌ ‌به‌ کاری‌ مجبور نمی‌کنی‌.» [ نظرات / امتیازها ]
23) [23] آری‌. کفاری‌ ‌که‌ ‌در‌ مقابل‌ رسالت‌ مقاومت‌ می‌کنند، ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ معرض‌ خشم‌ ‌خدا‌ و عذاب‌ بندگان‌ مؤمن‌ ‌او‌ قرار می‌دهند، زیرا ‌که‌ ‌در‌ دسترس‌ ‌خود‌ قرار گرفته‌ ‌را‌ ‌به‌ راههای‌ بد مصرف‌ می‌کنند.

«إِلّا مَن‌ تَوَلّی‌ وَ کَفَرَ‌-‌ مگر کسی‌ ‌که‌ پشت‌ کند و کافر شود.»

مفسّران‌ ‌در‌ معنی‌ ‌آیه‌ اختلاف‌ کرده‌اند، ولی‌ چنان‌ می‌نماید ‌که‌ آیات‌ دیگر قرآن‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ ‌را‌ تفسیر می‌کند ‌که‌ بنا ‌بر‌ ‌آنها‌ ‌هر‌ کس‌ ‌از‌ حق‌ روی‌ گرداند و ‌به‌ ‌آن‌ کافر شود، و مخالف‌ ‌رسول‌ ‌باشد‌ و ‌به‌ دشمنی‌ ‌با‌ ‌او‌ برخیزد، باید چندان‌ ‌با‌ ‌او‌ بجنگند ‌تا‌ ‌به‌ راه‌ راست‌ باز گردد، و ‌اینکه‌ چیزی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ تفصیل‌ ‌در‌ آیات‌ جهاد و مخصوصا ‌در‌ ‌سورة‌ الممتحنة می‌خوانیم‌.

‌از‌ امام‌ ‌علی‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ مردی‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ دین‌ اسلام‌ بازگشته‌ و مرتد ‌شده‌ ‌بود‌ نزد ‌او‌ آوردند، و سه‌ روز ‌از‌ ‌او‌ خواست‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ کار توبه‌ کند، ولی‌ چون‌ چنین‌ نکرد و ‌به‌ دین‌ اسلام‌ باز نگشت‌، گردنش‌ ‌را‌ زد و ‌گفت‌:

«إِلّا مَن‌ تَوَلّی‌ وَ کَفَرَ».«7» [ نظرات / امتیازها ]
24) [24] ‌آن‌ کفار مخالف‌ و دشمن‌ ‌با‌ رسالت‌، ‌در‌ معرض‌ جهاد مسلمانان‌ قرار می‌گیرند و ‌خدا‌ ‌در‌ دنیا ‌به‌ دست‌ اینان‌ عذابشان‌ می‌دهد، و ‌در‌ آخرت‌ ‌به‌ عذابی‌ بزرگ‌ گرفتار خواهند شد.

«فَیُعَذِّبُه‌ُ اللّه‌ُ العَذاب‌َ الأَکبَرَ‌-‌ ‌پس‌ ‌خدا‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌با‌ عذابی‌ بزرگتر معذّب‌ می‌سازد.» [ نظرات / امتیازها ]
26) [26] «ثُم‌َّ إِن‌َّ عَلَینا حِسابَهُم‌‌-‌ سپس‌ رسیدن‌ ‌به‌ حساب‌ ‌ایشان‌ ‌با‌ ‌ما ‌است‌.»

‌به‌ همان‌ گونه‌ ‌که‌ ‌در‌ دنیا ‌به‌ ‌ایشان‌، ‌با‌ وجود شماره فراوان‌، روزی‌ می‌رساند، ‌به‌ حساب‌ همه‌ می‌رسد، ‌پس‌ خوشا ‌به‌ حال‌ کسی‌ ‌که‌ پیش‌ ‌از‌ رسیدگی‌ ‌به‌ حسابش‌ ‌در‌ ‌آن‌ روز ‌خود‌ ‌به‌ حساب‌ خویشتن‌ برسد، و پیش‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌که‌ ‌به‌ سبب‌ گناهانی‌ ‌که‌ مرتکب‌ ‌شده‌ مجازات‌ شود، ‌به‌ توبه‌ کردن‌ ‌از‌ ‌آن‌ گناهان‌ قیام‌ کند. و ‌در‌ حدیث‌ مأثور ‌از‌ امام‌ رضا‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ چنین‌ آمده‌ ‌است‌: «چون‌ روز قیامت‌ شود، مؤمن‌ ‌در‌ برابر ‌خدا‌ می‌ایستد و ‌او‌ ‌به‌ حساب‌ وی‌ می‌رسد، ‌پس‌ عمل‌ وی‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌او‌ عرضه‌ می‌کند، و چون‌ ‌در‌ ‌آن‌ می‌نگرد، نخستین‌ چیزی‌ ‌که‌ می‌بیند کارهای‌ بد خودش‌ ‌است‌ و ‌به‌ همین‌ سبب‌ رنگ‌ چهره‌اش‌ تغییر می‌کند، و بندهایش‌ ‌به‌ لرزه‌ ‌در‌ می‌آید، و ترس‌ همه جانش‌ ‌را‌ فرا می‌گیرد، و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ کارهای‌ نیک‌ ‌خود‌ ‌را‌ می‌بیند و مسرت‌ خاطر و شادی‌ روان‌ پیدا می‌کند، و ‌آن‌ گاه‌ ‌به‌ پاداشی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌به‌ ‌او‌ عنایت‌ کرده‌ ‌است‌ می‌نگرد و شادی‌ ‌او‌ افزایش‌ می‌یابد، و ‌آن‌ گاه‌ ‌خدا‌ ‌به‌ فرشتگان‌ می‌گوید:

دفترهایی‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آنها‌ فهرست‌ اعمالی‌ آمده‌ ‌که‌ ‌به‌ انجام‌ دادن‌ ‌آنها‌ نپرداخته‌ ‌است‌ بیاورید، و چون‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بخوانند، مؤمنان‌ می‌گویند: قسم‌ ‌به‌ عزت‌ تو ‌که‌ می‌دانی‌ ‌ما ‌به‌ انجام‌ دادن‌ ‌آنها‌ نپرداختیم‌، و ‌خدا‌ می‌گوید: راست‌ می‌گویید، ولی‌ چون‌ نیّت‌ عمل‌ کردن‌ ‌آنها‌ ‌را‌ داشتید ‌برای‌ ‌شما‌ نوشتیم‌، و ‌آن‌ گاه‌ پاداش‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌ایشان‌ می‌دهند».«8»

آیا ‌اینکه‌ بهترین‌ سرنوشت‌ نیست‌، ‌پس‌ چرا باید غافل‌ بمانیم‌! [ نظرات / امتیازها ]
  نيره تقي زاده فايند - مجمع البیان
21) اینک قرآن روى سخن را به پیامبر مى کند و مى فرماید:

فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ

هان اى پیامبر! اینک که چنین است آنان را اندرز ده و نعمت هاى خدا را به یادشان آور، که تو تنها اندرز دهنده اى و باید نعمت هاى خدا و آثار قدرت او را برایشان بازگویى و بشناسانى، و به آنان یاد آورگردى که آیا نباید ارزانى دارنده این نعمت ها را بشناسند و سپاس او را گزارند و او را عبادت کنند؟!

بدین سان خداى فرزانه دین شناسى و راه هاى شناخت خدارا بر بندگان، با روشنگرى خود آسان ساخت، به گونه اى که در قلمرو شناخت اصول و پایه هاى دین جایى براى تقلید از دیگرى نمى ماند، چرا که ذات بى همتاى او به پیامبر فرمان دادکه: و پند ده، که ایمان آوردگان را پند و اندرز سود مى بخشد، و روشنگرى مى کند که: در این پدیده هاى گوناگون وشگفت انگیز براى کسانى که بیندیشند، نشانه هایى از یکتایى و قدرت خداست....

به باور «جبایى» و «ابو مسلم» منظور این است که: آنان را به این دلیل و برهان ها توجه ده و روشنگرى کن که از این راه بر یکتایى خدا و بى همتایى او استدلال کنند و به بارگاه او راه جویند. [ نظرات / امتیازها ]
22) آن گاه هشدار مى دهد که:

لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ

تو هر گز بر آنان چیرگى و سلطه اى ندارى که به ایمان و اسلام اجبارشان سازى و دین را در دل هاى آنان جاى دهى. بنا بر این وظیفه تو روشنگرى و اندرز دهى و اندیشاندن است(146) بنا بر این به همین کار بزرگ بسنده نما و در راه رساندن پیام خدا شکیباى پیشه ساز.

از دیدگاه پاره اى منظور این است که: هان اى پیامبر! تو اینک به مبارزه با مخالفان وحى و رسالت فرمان نیافته اى.

به یاور پاره اى این آیه و حکم آن به وسیله آیات جهاد نسخ گردید، اما به باور ما این تفسیر درستى نیست، چرا که اجبار و اکراه مردم به دین باورى و دیندارى جهاد نیست؛ با این بیان منظور این است که: تو تنها براى روشنگرى راه برانگیخته شده اى، بنابراین تو کار خود را انجام ده و آنان را به سوى حق دعوت کن، که پذیرفتن حق و یا اصلاح ناپدیرى آنان برعهده تو نیست. [ نظرات / امتیازها ]
23) مگر آن کسى که به حق پشت کرد و کفر ورزید و روشنگرى تو را نپدیرفت...

به باور پاره اى منظور این است که: در آن صورت دیگر تو وظیفه اندرزدهى و روشنگرى به چنین عنصر تعصب ورز و تاریک اندیشى را ندارى، چرا که او نمى خواهد بپذیرد، نه این که حقیقت براى او روشن نشده و پیام خدا به او نرسیده است. [ نظرات / امتیازها ]
24) آن گاه در مورد چنین کسى مى فرماید:

فَیُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَکْبَرَ

خداى دادگر چنین انسان حق ستیزى را به بزرگ ترین عذاب، کیفر خواهد کرد، و او را در آتش دوزخ ماندگار خواهد ساخت. [ نظرات / امتیازها ]
25) إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ

بى تردید بازگشت آنان پس از مرگ به سوى ماست.

آن گاه حساب آنان نیز تنها بر عهده ماست، و ما هستیم که پاداش کارهاى شایسته و کیفر گناهان آنان را خواهیم داد. [ نظرات / امتیازها ]
26) با این بیان خدا به پیامبرش خاطرنشان مى سازد که حق ناپذیرى آنان تو را ناراحت نسازد، چرا که اگر آنان تو را بیازارند و دشمنى ورزند، بازگشت آنان به سوى ماست و کیفر آنان محفوظ است، همان گونه که پاداش کارشان؛ و آنان نمى توانند از قلمرو قدرت ما فرار کنند، و به زودى آنان را در دوزخ گرفتار انواع عذاب ها خواهى نگریست. [ نظرات / امتیازها ]