لیست نکته های داريوش بيضايي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره صف آیه 11 - جایگاه امیر المومنین(ع)در نزد خداوند
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ:
حسن بن ابی الحسن دیلمی ذیل(پایین) آیه فوق از حضرت صادق (علیه السلام )روایت کرده که امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده منم آن تجارتی که سودمند و نجات دهنده است از عذاب دردناک قیامت
قالب : روایی گوینده : داریوش بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : امیر المومنین علی (علیه‌السلام)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره صف آیه 6 - جایگاه پیامبر(ص)در نزد خداوند
وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِینٌ:
ای رسول ما به یادآور وقتی راکه عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت من رسول خدا هستم به سوی شما و حقانیت کتاب تورات که پیش از من است را تصدیق(قبول) می کنم و شما را مژده می دهم که بعد از من پیغمبر بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آن رسول ما، با آیات و مجعزات به سوی آن ها آمد گفتند این معجزات سحر آشکاراست مردیهودی از رسول اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم) سوال نمود برای چه شمابه احمد و محمد و بشیر و نذیر نامیده شده اید فرمود اما محمد برای آن است که در زمین محمود و پسندیده هستم و احمد به خاطر آن که اهل آسمان ها بیش از اهل زمین مرا ستایش می کنند و بشیر چون به بهشت بشارت می دهم به فرمان خدا و نذیر برای آن که اشخاص معصیت کار و گناهکاران را از آتش جهنم می تر سانم
قالب : تفسیری گوینده : داریوش بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : پیامبر اعظم (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره صف آیه 5 - عاقبت مردم فاسق وتبهکار
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ ۖ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ:
ای رسول ما به یادآور وقتی راکه موسی به قوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار می دهید در صورتی که می دانید من رسول خدا هستم به سوی شما. اذیت و آزار آن ها این بود که نسبت زنا به آن حضرت دادند و متهمش کردند به کشتن برادرش هارون و گفتند موسی ساحر(جادوگر) دروغ گوئی است و چون سخن موسی را نشنیدن و با لجاجت از حق روی گردانیدند خدا هم آن ها را از سعادت و اقبال برگردانید یعنی ایشان را مخذول(ذلیل) نمود و لطف خود را از آن ها باز گرفت چرا که خداوند هرگز راهنمائی نکند مردم فاسق(تبهکار،فاسد) را
قالب : تفسیری گوینده : داریوش بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره حشر آیه 10 - طلب بخشش از خداوند
وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ
کسانی که بعد از مهاجر و انصار آمدند دائم در دعابه درگاه خدا عرض می کنند پروردگارا ما و برادران دینی ما را که در ایمان بر ما سبقت داشتند ببخش و درد دل ما هیچ کینه و حسد قرار نده پروردگارا تویی که در بندگانت بسیار رئوف و مهربانی محمد بنی عباس از ابن عباس ذیل آیه و الذین جاء و من بعدهم روایت کرده گفت خداوند واجب فرموده بر هر مسلمانی که استغفار کند برای امیرالمومنین (علیه السلام)بنص آیه فوق زیرا آن حضرت سابق امت است در ایمان و این حدیث را در مجالس از حضرت امام حسن (علیه السلام) روایت کرده است
قالب : روایی گوینده : داریوش بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : استغفار
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) جعفری : و این یعنی در حال حاضر استغفار کنیم برای امام زمان (عج) که واسطه فیض بین خدا و ما هستند
  سوره مزمل آیه 11 - عاقبت منافقان وکافران
(وَذَرْنِی وَالْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِیلًا إِنَّ لَدَیْنَا أَنْکَالًا وَجَحِیمًا وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِیمًا یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَکَانَتِ الْجِبَالُ کَثِیبًا مَهِیلًا ):
ای رسول به من رها کن این کافران را که تو را تکذیب می کنند چون صاحب مالند آن ها مغرور به نعمت و مال خود شدند مهلت ده ایشان را اندکی از روزگار که آن ها به زودی به شمشیر تو کشته شوند و به آتش من سوخته گردند و این آیه برای تهدید و وعید کفار و منافقین است
توضیح : درکافی ذیل ( دنباله) آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت کرد فرمود معنای آیه آنست: ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) صبر کن بر آن چه درباره شما می گویند و رها کن کفار را و وا گذر مرا با کسانی که تکذیب می‌کنند امیرالمومنین وصی تو را- محمد بن فضل می گوید ‏ سوال نمودم از آن حضرت این معنی تنزیل(نازل شدن) آیه است؟ فرمود بلی و این حدیث را ابن شهر آشوب نیز روایت کرده پس از آن تهدید دیگری می کند و می فرماید نزد ما غل(قلاده) و زنجیر، عذاب و آتش دوزخ برای کیفر(مجازات) کافران آماده است
و غل زنجیر دوزخیان برای آن نیست تا ایشان
نگریزند بلکه عادت اهل زندان است و نوعی دیگر از عذاب باشد و طعامی باشد از برای دوزخیان که از فرط (فراوانی) غصه و اندوه گلو گیر آن ها می شود و عذاب دردناک برای ایشان آماده است
یک روز امیرالمومنین دندانش درد گرفت و از آن متالم (دردمند)شد گفت پروردگارا شما که درباره استخوان این همه درد و رنج می‌توانی بیا فرینی پس ما را آیه إِنَّ لَدَیْنَا أَنْکَالًا وَجَحِیمًاچه احتیاج است آن روز که زمین و کوه هابه لرزه درآید و کوه ها مانند تل ریگی شود و چون موج روان گردد
قالب : روایی گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : تکفیر
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مجادلة آیه 13 - سبب نزول آیه رخصت وبرتری جایگاه امیر المومنین واهل بیت (ع) در نزدپیامبر(ص) وخدواند
(أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ ۚ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ):
آیا ترسیدید از آن که پیش از راز گفتن با رسول خدا صدقه دهید فقیر شوید؟ حال آن که صدقه ندادید خدا هم شما را بخشید اینک نماز به پا دارید و زکات بدهید و خدا و رسولش را اطاعت کنید پروردگار به هرچه عمل کنید آگاه هست.-
عمر گفت امیرالمومنین (علیه السلام )دارای سه چیز بود که کسی دیگر آن ها را دارا نبود و اگر من یکی از آن ها را داشتم بهتر بود برایم از داشتن شتران سرخ موی اول همسری با حضرت فاطمه، تمام صحابه حضرت فاطمه(علیه السلام)را از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری کردند آن حضرت همه را رد کرد به جز امیرالمومنین (علیه السلام) دوم در روز خیبر رسول خدا فرمود فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسولش را دوست می دارد حمله می کند بر دشمنان و هرگز فرار نخواهد کرد، پرچم را به دست امیرالمومنین (علیه السلام )داد سوم آیه نجوا است که فرمود آمد و منسوخ(باطل،لغو) شد و کسی به جز امیرالمومنین (علیه السلام) به آن عمل ننمود و خود آن حضرت در مقام احتجاج(دلیل،برهان) بر مهاجر و انصار نسبت به غصب(به دست آوردن) خلافت و فدک آیه فوق را یکی از مناقب(فضایل،محاسن) خود به شمار آورده.-
توضیح : عبدالله هارون خراسانی گفت از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) سوال کردم چرا صدقه بر آل محمد( صلی الله علیه و آله و سلم) حرام است فرمود از مطلب بزرگی پرسش نمودی بدان که چون ما خویشتن را به دادن صدقه پاکیزه کرده‌ایم خدای تعالی نخواست که به گرفتن صدقه ما را مدنس(آلوده،ناپاک) کند آن گاه فرمود میدانی این موضوع در کجای قرآن است؟ عرض کردم در آیه
و یطعمون الطعام می‌باشد فرمود این آیه نیست آیهء نجوا است ک یک روز بیش نبود روز دیگر آیه رخصت نازل شد که خداوند در آن آیه می فرماید ذالک خیر لکم و اطهر، صدقه دادن برای شما بهتر و پاکیزه تر است زیرا مصلحتی به آن تعلق دارد آن گاه عذر خواست برای کسانی که ندارند تا بدانند خدا تکلیف مالایطاق نکند
قالب : روایی گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : امیر المومنین علی (علیه‌السلام)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مجادلة آیه 12 - سبب نزول و منسوخ شدن آیه نجوا
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً ۚ ذَٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ ۚ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ):
سبب نزول آیه آن بود که چون مردم بسیار حضور رسول خدا می رسیدند و سوالات بی شمار می کردند و خاطر پیغمبر اکرم را افسرده و رنجور می نمودند و اغنیا و توانگران حضورش بسیار توقف می کردند و سوالات بسیار می نمودند و مانع از حضور فقراء در محضرش بودند آن حضرت هم شرم و کراهت(بیزاری،تنفر) داشت از آن که چیزی به آن ها بگوید و برگرداند ایشان را
توضیح : خدای تعالی آیه مزبور (نام برده )را فرستاد و ادب آموخت آن ها را و فرمود چون خواهید بارسول من حدیث کنید و مسئله پرسید و سّر گوئید پیش از آن صدقه بدهید، تمام مردم به جز امیرالمومنین (علیه السلام) از سوال و گفت و گو کردند با پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) باز ایستادند توانگران بخل(مال پرستی) کردند از صدقه دادن و فقراء چیزی نداشتند که صدقه بدهند و به ادعای عامه و خاصه امیرالمومنین دینار داشت فروخت به ده درهم و ده مرتبه صدقه داد و با رسول خدا نجوا (صحبت،گفت و گو)کرد و بر اسرار علوم واقف(آگاه) شد و دیگران پیغمبر را رها کرده و رفتند و آن زحمت به خلوت(پنهانی،تنهایی) مبدل(تبدیل ،تغییریافته) شد و به سبب وجود مقدس امیرالمومنین(علیه السلام) خدای تعالی این حکم را از امت برداشت و به آیه ذیل منسوخ (باطل ،لغو کردند)فرمود.
قالب : تفسیری گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : نجوا
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مجادلة آیه 11 - جایگاه عالمان ودانشمندان در نزد خداوند
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ ۖ وَإِذَا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ):
سبب نزول آیه آن بود که مردم در منزل و مجلس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آل و سلم) ازدحام می‌کردند و چون تازه واردی داخل می شد در اطراف پیغمبر هجوم آورده مکانی به آن ها نمی‌دادند و آن حضرت گرامی می داشت اهل بدر را از مهاجر و انصار روزی جمعی از اهل بدر وارد شدند از جمله آن ها ثابت بن قیس بود جای به او ندادند بر پیغمبر گران آمد، فرمود به مردم غیر اهل بدر ای فلان برخیز منافقین به مسلمانان گفتند آیا شما نمی گوئید پیغمبر با مردم به عدالت رفتار می‌کند این عمل برخلاف عدالت بود زیرا غیر اهل بدر پیش از این جای گرفته بودند آیه فوق نازل شد فرمود ای مومنین هرگاه به شما گفتند در مجالس جای خود را بر یک دیگر فراخ(گشاد،باز) دارید امر خدا رابشنوید تا خدا بر توسعه شما بی افزاید و چنان که گفتند از جای خود برخیزید نیز حکم خدا را اطاعت کنید زیرا خداوند مقام اهل ایمان و دانشمندان را در دو جهان به درجات بسیاری بر مردمان دیگر برتری داده و پروردگار به هر چه به جا آورید آگاه هست
توضیح : ابن مسعود به اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می گفت این آیه را بخوانید تا رغب(میل) شما در علم و دانش زیاد شود چرا که خداوند می فرماید من مومن عالم را بر آن کسی که غیر عالم است به درجات بسیاری برتری دادم پیغمبر اکرم فرمود خدای تعالی تفضیل و برتری داده عالم را برشهید به درجه ای و شهید را تفضیل داده برعابد به درجه ای و فضل عالم بر سایر مردم همان مقدار است که فضل (برتری )من بر کم ترین مخلوقات می باشد مداد و قلم دانشمندان به درجات بسیاری از خون شهیدان افضل(برتر) است هر کس بمیرد و در طلب علم باشد فردای قیامت میان او و پیغمبران یک درجه فضل بیشتر نباشد
قالب : روایی گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : عالمان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره حمد آیه 1 - کلامی بسیار مهم درمورد رای به تفسیر قرآن!
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته بسیار مهمی که لازم است تذکر دهم آنستکه تفسیر قرآن فقط بر طبق امر و دستور پروردگار و ائمه معصومین میباشد چنانچه خداوند در سوره آل عمران آیه 5 می‌فرماید: و ما بعلم تاویل (تاویل متشابهات قرآن را کس نداند جز خداوند و ائمه اطهار)
توضیح : ابن بابویه در فقیه بسند خود از رسول اکرم(ص) روایت کرده که حضرت فرمود: خداوند جدال کنندگان در دین و قرآن را بزبان هفتاد پیغمبرش لعنت نموده و فرمود هر کس در آیات قرآن جدل کند کافر است زیرا خداوند بصراحت می‌فرماید ” و ما یجادل فی آیات الله الاالذین کفروا ” هر آنکه قرآن را برای خود تفسیر کند بخداوند افترا و دروغ بسته.
و عیاشی در تفسیرش بسند خود از حضرت باقر(ع) روایت کرده فرمود: هر که به رای خود قرآن را تفسیر کند اگر بر سبیل اتفاق راست گفته باشد اجر و پاداشی نخواهد داشت و اگر خطا کند آن مقدار از خداوند دور شود که آسمان از زمین دور است و فرمود آنچه را یقین دارید که از ما رسیده بگویید و از گفتار هر چه نمی دانید پرهیز کنید چرا که خداوند داناتر است.
و نیز عیاشی بسند دیگر خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: چه بسیار دور است تفسیر قرآن از عقل های مردم...
و بسند دیگر از حضرت رضا(ع) روایت کرده فرمود: اظهار نظر در قرآن و کتاب خدا کفر است.
و در کافی بسند خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: نمی زند کسی آیه ای از آیات قرآن را به آیه دیگر مگر آنکه کافر میشود.

در بصائر الدرجات بسند خود از سعدبن ظریف خفاف روایت کرده عرض کردم خدمت حضرت باقر(ع) در حق کسیکه از شما علوم و احکامی را یاد گرفته سپس آن را فراموش کند چه میفرمایید؟
حضرت فرمودند: حجتی بر او نیست, حجت بر کسی است که احادیثی از ائمه شنیده باشد و انکار کند و یا روایتی از ناحیه ما به او رسیده باشد و آن را تکذیب کند و به آن اعتقاد نکند در اینصورت آن شخص کافر است اما آنکه احادیث ما را فراموش کرده حجت از او برداشته شده است.
و نیز بسند دیگری از امیرالمومنین(ع) روایت کرده فرمود به اصحاب خود, بر شما باد بدوری کردن از تفسیر قرآن به رای خودتان و بدانید آنچه را که ما گفته ایم چه بسیار تفسیریست که شباهت دارد به گفتار بشر و حال آنکه قرآن کلام خدا است و هرگز مشابه گفتار خلق نباشد چنانچه مخلوقات شباهتی بخالق خود ندارند و افعال خدا هم به افعال بشر شبیه نیست پس کلام خداوند هم شباهتی به گفتار عام نخواهد داشت و هر گاه به رای خود تفسیر کنید گمراه و هلاک خواهید شد.

از این جهت ما در این تفاسیر از نقل نظر و رای فاسده مردم و بیانات فلاسفه و عرفا دوری جسته و صرفنظر نمودیم و هرگز بیان نکردیم چه این عمل تجاوز کردن از امر خداوند و ائمه میباشد و لذا چنانچه بیان شد بر خلاف بعضی از معاصرین و مفسرین که آنان اساسشان در تفسیر بر سفسطه و مغالطه میباشد و عقل و منطق را شاهد گفتار و رای خویش قرار میدهند بطور کلی از دایره استدلال و اصول دانش دور گشته و لذا هر گاه به احادیث و روایات و فرموده های آل عصمت و طهارت ائمه هدی بر میخورند اگر آنها را مطابق سلیقه و مقصود خود نیابند یا آن حدیث را تکذیب و یا صرفنظر کنند و آن احادیث را گاهی به ضعف سند و زمانی به ضعف دلالت و بعضی اوقات نسبت دادن به راویان به غلو و چیزهای دیگر عاقبت تکذیب و یا تحلیل غلط بکنند خود را در زمره اشخاصیکه خداوند در آیه 48 سوره نساء فرموده قرار میدهند ” یحرفون الکلم عن مواضعه”
و این جماعت هر وقت موضوع و مطلبی را خواستند رواج بدهند کتاب و قرآن را به میل و هوای نفسانی خود تفسیر و تاویل کنند تا شاهد مدعای باطل خویش باشند اینها کسانی هستند که پروردگار در حق آنها می‌فرماید ” فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا ما عندالله و ما هو.
قالب : تفسیری گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : تفسیر به رأی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) جعفری : تفسیر به رأی، عرضه کردن قرآن بر عقیده و پیش فرض‌ها و ذهنیت‌های خویش است، در حالی که تدّبر، بر عکس آن است و به این معناست که انسان خود را بر قرآن عرضه کند و عقاید خود را با قرآن انطباق دهد.

تدبر یعنی چه؟ یعنی پشت چیزی را دیدن و حقیقت آن را یافتن؛ یعنی نظر در عواقب امور و رموز چیزی داشتن و به کنه وجود آن پی‌بردن. تفسیر پرده برداری از کلمات و الفاظ قرآن و رسیدن به معانی است ولی تدبر درک رموز و حقایق قرآنی است و بررسی نتایج و عواقب و پشت و روی چیزی.
تدّبر از ماده «دَبْر» و به معنی پشت هر چیزی است و «تدبیر» و «تدّبر» نیز به معنی ژرف اندیشی و عاقبت نگری است.
بنابراین تدبر یعنى بررسى نتائج و عواقب و پشت و روى چیزى مى باشد، و تفاوت آن با تفکر، این است که تفکر مربوط به بررسى علل و خصوصیات یک موجود است ، اما ((تدبر)) مربوط به بررسى عواقب و نتائج آن است ،

یکی از عالی‌ترین مراحل ارتباط با قرآن، اندیشیدن در آیات الهی است: أفلا یتدبّرون القرآن ولو کان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. (سوره نساء, آیه ۲.) با تدبّر در قرآن, می‌توان به این نتیجه رسید که قانون کلّی در مورد انسان و بقیه کائنات، تحوّل و دگرگونی است هم در قول و هم در عمل; امّا قرآن این گونه نیست.

از امام علی (ع) نقل شده است که قرآن را به سرعت قرائت نکنید و در پی آن نباشید که سوره را به آخر برسانید; قلوبتان باید به خشوع درآید. (نهج البلاغه, خطبه ۱۱۰( آن حضرت در بیان دیگری فرمود: قرآن را یاد بگیرید که بهترین سخن است و در آن اندیشه کنید که چون بهار است (تحف العقول, ص ۵۰) نکته مهم این فرمایش حضرت، آن است که در مرحله یادگیری فرموده «بهترین سخن» است، ولی در مرحله تفکر و اندیشه آن را به «بهار» تشبیه کرده است، بهاری که فصل رویش و زندگی است.

در واقع با اینکه در ضرورت رجوع مفسر به روایات بحثی نیست اما این را هم باید دانست که در این مسیر افراط‌هایی هم صورت گرفته، به این صورت که برخی افراد، فهم قرآن را منحصر در ذوات مقدسه معصومین(ع) دانسته و گمان کرده‌اند که دیگران را از این خوان گسترده الهی نصیبی نیست در صورتی که اگرچه کمال فهم و رسیدن به عمق معانی آیات نورانی قرآن کریم در آن مرحله‌ای که معصومین(ع) به آن رسیده‌اند در توان کسی نیست اما با توجه به اینکه قرآن کریم همه را به تدبر در معانی خود می‌نماید، و حتی انسان‌ها را بخاطر تدبر نکردن در آن توبیخ می‌نماید (محمد/24) چنین استنباط می‌شود که فهم آیات قرآن مخصوص عده‌ای خاص نیست و هر کس به هر اندازه که شرایط و زمینه تدبر را برای خویش فراهم نماید به همان اندازه از فهم قرآن بهره‌مند خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب در توصیه‌ای می‌فرمایند: «قران مثل یک کتاب معمولی نیست که هر آدم یک‌بار آنرا بخواند، بعد ببندد و کنار بگذارد. نه، (قرآن) مثل آب آشامیدنی حیات‌بخش است، همیشه مورد نیاز است، تاثیر آن تدریجی و در طول زمان است و نهایت ندارد. هدایت قرآن پایان‌ناپذیر است، هرچه شما از قرآن فرا بگیرید، باز باب‌های دیگری هست که باید گشوده شود، مجهولات دیگری هست که باید معلوم شود، قرآن اینجوری است. به همین دلیل، قرآن معجزه بزرگ و جاویدان حضرت محمد(ص) نام گرفته و بای همیشه تازه و پاسخگوی نیازهای جامعه بشری است».
2) :
تفسیر مختص به معصومین علیهم السلام ودیگران فقط به درک وفهم وتوضیح وتدبر وتفقه. چون "من در آوردن" وقیاس وظن و"شاید" ولعل وربما و امثالهم در تفسیر جایز نیست ومنجر به تحریف.
فراموسونیها تفسیر وترجمه را بهترین وسیله برای تحریف حقیقت بکار میبرند، وموفق شدند.
Please DO NOT Translate the Holy Books.
  سوره مجادلة آیه 7 - آسمان و زمین، آشکار و پنهان، همه در برابر علم خداوند یکسان است‏
(أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۖ مَا یَکُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَىٰ مِنْ ذَٰلِکَ وَلَا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا کَانُوا ۖ ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ):
ای رسول ما آیا نمی بینی آنچه در آسمان ها و زمین است خدای تعالی میداند و بر اوچیزی پوشیده نیست هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آن که خدا چهارم آن ها است و نه پنجم کس مگر آن که خدا ششم آن ها است و نه کمتر و نه بیشتر جز آن که خدا با ایشان است هر کجا باشند احوال آن ها را می داند پس از آن روز قیامت خبر دهد آنان را به آن چه به جا آورده اند، که پروردگار به تمام چیز های عالم دانا است._
توضیح : در کافی از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده فرمود آیه فوق دربارء فلان و فلان و ابی عبیده بن جراح و عبدالرحمن بن عوف و سالم مولی حذیفه و مغیره بن شعبه نازل شد که آن ها میان خودشان نامه ای نوشته و رد و بدل کردند که اگر محمد (صلی الله علیه و آل و سلم )کشته شود و یا وفات نمایدنگذارند خلافت و امامت میان بنی هاشم باقی و برقرار بماند خداوند پیغمبرش را به وسیله این آیه خبر داد و آن جماعت را معرفی نمود
و این حدیث را بابویه نیز روایت کرده و ازحضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) در معنای آیه فرمود خداوند همیشه بوده بدون زمان و مکانی و حال به همان حالت هست و خالی نیست مکانی از خداوند و اشغال نکرده مکانی را و مردم با هم هیچ سری نگویند جز آن که خداوند با آن ها می باشد و برای انجام امری اجتماع نکنند مگر آن که خداوند با آن هاست و از سر ایشان اطلاع دارد و نیست میان او و مخلوقاتش حجاب و پرده ای، از خلق محجوب و پنهان است ولی بدون حجاب و پرده خداوند بزرگ و مقتدر و دانا است.
قالب : روایی گوینده : بیضایی
منبع : تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی موضوع اصلی : اسم‌های خداوند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 18
  • >
  • >>