اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (173 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم" باز کردن راز مّهر شده است


جهان از منظر مسافر در مرحله چهارم اسفار چهارگانه لبریز از حیات است هیچ موجود مرده و بی روحی در آن نیست . زبان هفتاد ملت آگاه است و نه تنها از فرهنگ متنوّع مرغان باخبر است ، بلکه به آداب و رسوم گیاهان و جمادات آشنا و نوای دلپذیر تسبیح و تحمید آنها را میشنود و می فهمد و حالت ویژه خضوع و سجود آنها در ساحت قدس ربوبی را مشاهده میکند و کیفیت انقیاد و اطاعت آنها را از پروردگار خود می بینند و از این رو برای همه آنها حرمت ویژه قائل است هیچ موجودی را ناروا به کار نمی گیرد هیچ چیز را نکوهش نمی کند و برای همه احترام ویژه قائل است هرگز زشتی و زیبایی اشخاص و اشیا را بر مدار حسن و قبح انسان نمی¬سنجد و خود یا دیگر افراد بشر را ترازوی سنجش نقص و کمال خود همه موجودات نمی داند، بنابراین در پی باز کردن راز مّهر شده کیفیت زندگی هر چیزی است که از هستی سهمی دارد هرچند ظاهراً خاموش یا نامی بالنده بدون ادراک وهمی و خیالی باشد زیرا حقیقت هستی بسیط و مشکک است و چنین حقیقتی دارای همه کمال ها بوده و همه آن کمال¬ها عین ذات اویند و هر جا او حضور داشته باشد تمام آن کمال ها حضور دارند و به اندازه همان درجه خواص هستی نه بیش از آن محقق خواهند بود و چون حیات و علم در متن حقیقت هستی حضور دارند و عین آن¬اند عین همان حقیقت مشکک خواهد بود و هیچ ترکیبی در آن راه ندارد بنابراین در هر موجودی از حیات و علم یافت می شود و لوازم آن یعنی تسبیح و تحمیدِ هستی بخش و حیات آفرین محرز است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " تمدّن¬یابی است

انسان الهی همیشه در حال سفر از خلق به سوی خلق با حق است و " سَخَّرَلَکُم " آئینۀ عمل به چنین حقی است . بر اساس چنین حقی مواجهه انسان با طبیعت و جهان پیرامونی و تسخیر آن حقی تاسوتی و اهدافی آفرینشی اشیا و اشخاص بوده و رعایت می شود و هر موجودی در جای خود قرار دارد و بهره صحیح از آن برده می شود و در مجموع نظام هستی جای ویژه هرچیزی ملحوظ است و فن تمدنی یابی و جریان مدیریت جامعه متکفّل آن است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در سفر چهارم محقّق است

جامعه توحیدی و سالک باید در میدان مهاجرت از اسفار اربعه مراحلی را در مسیر الله بپیمایند
مرحله اول شناخت و باور کردن خدا، مرحله دوم سیر در اسمای حسنا و صفات علیای حق تعالی یگانگی این اسما و صفات با یکدیگرو با ذات، مرحله سوم خروج از کارگاه تکلیف به بارگاه تشریف و رسیدن به اوج کمال بالندگی که بارقه امید و عفو و بخشش را عنوان بهترین رهاورد به همراه دارد و مایه تعامل بیشتر زمینی ها و آسمانی ها میشود در مرحله چهارم است که تسخیر طبیعت و تسلّط بر جهان هستی توسط جامعۀ متدیّن در چهارمین میدان مهاجرت از اسفار اربعه یعنی سفر از "خلق به سوی خلق با حق" انجام می شود چنین جامعه ای همواره با حق همراه بوده از منظر حق، جهان جماد و نبات و حیوان و انسان و فرشته را می نگرد و در قلمرو هر یک حکم مناسب دارد . جامعه در این سفر هیچ موجودی را بدون روح حاکم بر آن یعنی حقیقت که ظهور حق مطلق است بررسی نمی کند به هنگام تدوین قانون اجرای قانون و تطبیق عملکرد مجریان قانون مدوّن یعنی قضا و داوری، قالب هر چیزی را با قلب تپندۀ آن یعنی حقیقت یاد شده ملاحظه می کند.