اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (142 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - زُهد در " سَخَّرَلَکُم "


در راه فعالیت برای تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی، طیّبات و مواهب الهی به انسان روی می¬آورد که نباید سرنوشت کافران را برایش رقم زند و در آخرت، آتش دوزخ به آن¬ها عرضه شود، مسلما تمتّع از مواهب الهى در این جهان کار نکوهیده¬اى نیست ، آنچه نکوهیده است غرق شدن در لذّات مادى و فراموش کردن یاد خدا و قیامت، یا بهره گیرى گناه آلود و بى قید و شرط از ایـن لذّات و غـصـب حـقـوق دیـگـران و در یک کلام کمرنگی زُهد در ایـن رابـطـه اسـت، قـابـل تـوجـه اینکه این تعبیر تنها در آیه20 سورۀ احقاق دیده مى شود و اشاره به این است که گاه انسان از لذات دنیا چشم مى پوشد، یا جز به مقدار لازم براى نیرو گرفتن در کارهاى الهى از آنها بهره نمى¬گیرد، در این صورت گوئى این طیّبات را ذخیره براى آخرتش کرده است ولى بـسـیـار مى¬شود که همچون چهارپایان ، بدون قید و شرط از آن¬ها بهره مى¬گیرد و هـمـه را بـه نابودى مى¬کشاند، و نه تنها چیزى براى آخرت ذخیره نمى¬کند بلکه کوله بـارى از گـنـاه نیز براى خود فراهم مى¬سازد، قرآن درباره این گروه در آیۀ یاد شده مى¬گوید: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا. در بعضى از کتب لغت نقل شده است که منظور از جمله انفقتم طیبات ما رزقتم فى شهواتکم و فـى مـلاذ الدنـیـا، و لم تـنـفـقـوهـا فـى مرضات الله :شما روزی¬هاى پاکیزه اى را که داشتید در طریق شهوات خود مصرف کردید و در طریق خشنودى خداوند انفاق نکردید. در مـنـابـع مختلف حدیث و تفسیر روایات فراوانى از زهد پیشوایان بزرگ اسلام آمده که مخصوصا به آیه مورد بحث در آن استناد شده است ، از جمله:
الف) در حـدیـثـى آمـده اسـت که روزى عمر در (مشربه ام ابراهیم،محلى در نزدیکى مدینه ) خـدمـت پـیـامـبـر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد در حالى که بر حصیرى از برگ خرما خـوابـیـده بـود و قـسـمـتى از بدن مبارک او روى خاک قرار داشت ، و متکائى از الیاف درخت خـرمـا زیـر سـر داشت ، سلام کرد و نشست ، گفت : تو پیامبر خدا و بهترین خلق او هستى ، کسرى و قیصر بر تختهاى طلا و فرشهاى ابریشمین مى خوابند، ولى شما اینچنین ! پیامبر فرمود: اولئک قوم اجلت طیباتهم ، و هى وشیکة الانقطاع و انما آخرت لنا طیباتنا: (آنها گروهى هستند که طیباتشان در این دنیا به آنها داده شده ، و به زودى قطع مى شود، ولى طیبات ما براى قیامت ذخیره شده است.
ب) در حـدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم : روزى مقدارى حلواى مخصوصى خـدمـتـش آوردند، حضرت از خوردن آن امتناع فرمود، عرض کردند آیا آن را حرام مى¬دانى؟! فـرمـود: نـه، ولکـنـى اخـشـى ان تـتـوق الیـه نـفـسـى فاطلبه ثم تلا هذه الایه : اذهبتم طـیـباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: من از این مى ترسم که نفسم به آن مشتاق گـردد، و پـیـوسـتـه بـه دنبال آن باشم ، سپس این آیه را تلاوت فرمود: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا .....
ج) امـیـر مـؤ منان على (علیه السلام ) تمایل به خوراکى از جگر بریان با نان نرم داشت یـکـسال گذشت و به این خواست خود ترتیب اثر نداد، روزى به امام حسن (علیه السلام ) دسـتـور تـهـیـه آن را داد در حـالى کـه حضرت صائم بود، خوراک براى افطار آماده شد، هنگامى که مى¬خواست افطار فرماید سائلى بر در خانه آمد، امام (علیه السلام ) فرمود: ایـن غـذا را بـه سـائل ده مـبـادا هنگامى که نامه اعمال ما فرداى قیامت خوانده مى شود به ما بـگـویـنـد: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: (شما طیبات خود را در دنیا گرفتید و به آن متمتع شدید.
  سوره ابراهیم آیه 32 - اوّل تسبیح خداوند بعد تسبیح برای " سَخَّرَلَکُم "
یاد خدا به هنگام بهره گیرى از نعمت¬ها از نـکـات جـالبـى کـه در آیـات قـرآن بـه چشم مى خورد این است که دعاهائى به مؤمنان تـعـلیـم داده کـه بـه هـنـگـام بـهره گیرى از مواهب الهى بخوانند، دعاهائى که با محتواى سازنده¬اش روح و جان انسان را مى¬سازد و آثار غرور و غفلت را مى زداید.
بـه نـوح دسـتـور مـى دهـد: فـاذا اسـتـویـت انـت و مـن مـعـک عـلى الفـلک فقل الحمد لله الذى نجانا من القوم الظالمین : هنگامى که تو و کسانى که با تو هستند بر کشتى سوار شدید بگو: ستایش خدائى را که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید (مؤ منون – 28)
و نـیـز بـه او دسـتـور مـى دهـد کـه بـراى تـقـاضـاى نـزول در مـنـزلگـاه پـر بـرکـت بـگـویـد: رب انزلنى منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین، پـروردگـارا! مرا در منزلگاهى پر برکت فرود آر، و تو بهترین فرود آورندگانى - مؤ منون – 29)
و در آیات مورد بحث نیز خواندیم که دستور شکر نعمت¬هاى پروردگار و تسبیح او را به هنگام قرار گرفتن بر مرکب¬ها مى دهد.
و هـر گـاه ایـن خـلق و خـوى انسان گردد که به هنگام بهره گیرى از هر نعمتى بیاد منعم حـقـیـقـى و مـبـداء آن نـعمت باشد، نه در ظلمت غفلت فرو مى رود و نه در پرتگاه غرور مى افتد، بلکه مواهب مادى براى او پلى مى شوند به سوى خدا!.
در حالات پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است که هر گاه پاى خود را در رکاب مى گذارد مى فرمود: (بسم الله )، و هنگامى که بر مرکب استقرار مى یافت مى فـرمـود: الحـمـد لله عـلى کـل حال ، سبحان الذى سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و انا الى ربنا لمنقلبون .
در روایت دیگرى از امام مجتبى حسن بن على (علیه االسلام ) آمده است که مردى در حضور آن حـضـرت بـه هـنـگـام سـوار شـدن بـر مرکب گفت : سبحان الذى سخر لنا هذا، امام فرمود: ایـنـچـنین به تو دستور داده نشده است ، دستور این است که بگوئى الحمد لله الذى هدانا للاسـلام ، الحـمـد لله الذى مـن عـلیـنا بمحمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و الحمد لله الذى جعلنا من خیر امة اخرجت للناس ، ثم تقول : سبحان الذى سخر لنا هذا. اشـاره بـه اینکه در آیه تنها دستور به گفتن سبحان الذى سخر لنا هذا داده نشده بلکه قـبـلا دسـتـور تـذکر و یادآورى نعمت¬هاى بزرگتر خداوند داده شده : نعمت هدایت به سوى اسـلام ، نـعـمـت نـبـوت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم )، نعمت قرار گرفتن در زمره بهترین امت¬ها، سپس تسبیح خداوند بر تسخیر این مرکب.
چـقـدر تـفاوت است میان این تعلیمات سازنده اسلام با آنچه از گروهى هوسران و مغرور دیده مى شود که مرکب¬هاى خود را وسیله خودنمائى و فخرفروشى و گاه وسیله¬اى براى انـواع گـنـاهـان قـرار مـى دهـنـد، چـنـانـکـه (زمـخشرى در کشاف) از بعضى از سلاطین نـقـل مـى کـنـد که او سوار بر مرکب مخصوصش ‍ شده بود، و از شهرى به شهر دیگر مى رفـت ، و یـکماه در میان آن دو فاصله بود، آنقدر شراب مى خورد که هرگز پیمودن راه را متوجه نشد، تنها هنگامى از مستى به هوش آمد که به مقصد رسیده بود!
  سوره ابراهیم آیه 32 - در مسیر " سَخَّرَلَکُم " پذیرش ولایت کافران وجود ندارد
مؤمنان هنگام مواجهه با طبیعت و محیط پیرامونی خود با هدف تسخیر آن مجاز به پذیرش دوستی و ولایت کفّار را نیستند، برای توضیح، راجع به آیات شماره 149 تا 151 سورۀ آل عمران در تفسیر نمونه آمده است:
چنین به نظر می¬رسد که بعد از پایان جنگ احد دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزى تخم تفرقه در میان مسلمانان می¬پاشیدند و با استفاده از وضع نامساعد روانى عده¬اى از مسلمانان تلاش مى¬کردند که آن¬ها را نسبت به اسلام بد بین کنند، شاید یهود و مسیحیان نیز در این قسمت با منافقان همکارى داشتند، همانطور که در میدان احد نیز با دامن زدن به شایعه بى اساس کشته شدن پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله براى تضعیف روحیه مسلمانان کوشش مى¬کردند. آیه نخست به مسلمانان اخطار مى¬کند و از پیروى آن¬ها بر حذر مى¬دارد و مى¬گوید: " اگر از کفار پیروى کنید شما را به عقب بر مى¬گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوى و مادى در پرتو تعلیمات اسلام، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط مى¬دهند و در این موقع بزرگترین زیانکارى دامنگیر شما خواهد شد" (یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم على اعقابکم فتنقلبوا خاسرین ). چه زیانى از این بالاتر که انسان اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت و حقیقت را با باطل معاوضه کند. سپس در آیه بعد تاءکید مى کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید مى گوید " خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است " (بل الله مولاکم و هو خیر الناصرین ). یاورى است که هرگز مغلوب نمى¬شود و هیچ قدرتى با قدرت او برابرى ندارد در حالیکه یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودى شوند. در آیه بعد اشاره به نجات معجزآساى مسلمانان بعد از جنگ احد مى کند و یکى از موارد حمایت و نفرت خود را از آنان بازگو مى¬نماید و آن¬ها را نسبت به آینده دلگرم مى¬سازد و وعده پیروزى مى¬دهد، " ما به زودى در دل کفار رعب و وحشت مى افکنیم" (یعنى همانطور که در پایان جنگ احد افکندیم و نمونه آن را با چشم خود دیدید) بنابراین به آینده خویش امیدوار باشید.(سنلقى فى قلوب الذین کفروا الرعب ). در شرایط کنونی مسلمانان جهان بویژه مسلمانان کشور جمهوری اسلامی ایران، اُحُد یعنی ما می¬توانیم، اُحُد یعنی نفی کافران، اُحُد یعنی پذیرش ولایت و سرپرستی خداوند و اُحُد یعنی مقاومت، حفظ چنین گذرگاهی یعنی نجات، یعنی دلگرمی و امّید، یعنی رُعب و وحشت در دل کفّار و پیروزی مؤمنان. همانند صدر اسلام دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزى تخم تفرقه در میان مسلمانان می¬پاشند و و نمونۀ روشن آن کوشش برای تبدیل نگاه اقتصاد مقاومتی که نظر به مؤمنین دارد به نگاه به خارج که نظر به کافران دارد است که برای تسخیر اُحّد زمان یعنی تبدیل ولایت خدا به ولایت کافران در جریان است.