اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (183 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - حیات طیبه هدف" سَخَّرَلَکُم " است
حیات طیبه هدف" سَخَّرَلَکُم " است
حیات طیبه عبارت از این است که "این زندگی در راه خدا و برای رسیدن به هدف های عالی باشد" . اما برای اینکه انسان به سمت هدف حرکت کند. زندگی راحت برای بشر لازم و ضروری است و اسلام با قوانین و مقررات خود انسان ها را به سمت رفاه و آسایش زندگی می برد اما این آسایش زندگی به خودی خود هدف نیست .
ای بسا انسان هایی که زندگی راحت دارند دغدغه معاش و شکم و آسایش ندارند اما از انسانیت هم بوئی نبرده¬اند ما اگر به احکام اسلامی عمل کنیم اگر جامعه اسلامی ایمان اسلامی را همراه کنیم همان چیزی اتفاق خواهد افتاد که بشریت در طول تاریخ به دنبال آن بوده است یعنی آسایش رفاه مادی همراه با تکامل و پیشرفت و عروج معنوی.
حیات طیبه یعنی ماده و معنا را با هم داشتن حیات طیبه یعنی آن ملّتی که تلاش می کند سازندگی می کند صنعت و بازرگانی و کشاورزی را به اوج میرساند قدرت علمی و تکنیکی پیدا میکند پیشرفت¬های گوناگون در همه جهت به دست میآورد اما در همۀ این حالات دل او هم با خداست و روز به روز هم با خدا آشنا تر میشود این هدف نظام اسلامی است این آن هدفی است که پیامبران اعلام کردند.
دشمنان اسلام فهمیدهاند که آنچه در آستین اسلام است چیست و از آن ترسیده اند. اگر می بینید با اسلام مبارزه می کنند این برای این است که می دانند اگر اسلام با دست باز مشغول سازندگی انسان ها بشود و افراد و جوامع انسانی را بسازد دیگر برای حنای تمدنها و قدرتهای مادی رنگی باقی نخواهد ماند.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " آزمایش الهی است

حرکت تسلّط بر طبیعت و تسخیر منابع آن وقتی در مسیر " سَخَّرَلَکُم " قرار دارد که انسان ساز باشد و همانند سایر دستورات وارد شدۀ الهی برای تربیت انسان که محصولشان الهی شدن انسان است تا نگذارد قدرت ناشی از تسخیر مورد بحث بدست زنگی مست بیفتد، بنابراین هر قدم موفقیّت آمیزدر این راه قبل از آنکه بیرون را آباد کند یا بسازد باید درون یا انسان را ساخته باشد، پس کسانی را که با ادعای تسلّط بر طبیعت می¬گویند مؤمن هستند و ایمان به خدا آورده¬اند، توسط خداوند طی یک سنت همیشگی امتحان می¬شوند تا پرورش یابند و صحیح بودن راهشان مطمئن و ضمانت شود. پس هر گروه و جمعیتى در مسیر " سَخَّرَلَکُم " به نوعى در این سنت الهى شریک و سهیمند و امتحانات خداوند در چهره¬هاى گوناگون به سراغ آن¬ها مى¬آید: گـروهـى غرق در نعمت مى¬شوند و امکانات مادى از هر نظر در اختیارشان قرار مى¬گیرد، آیا در چنین شرائطى ، قیام به وظیفه شکر نعمت مى کنند؟ یا غرق در غفلت و غـرور و خـودخـواهـى و خـودبـیـنـى ، غـرق در لذات و شـهـوات و بیگانگى از جامعه و از خویشتن مى¬شوند؟. گـروهـى - هـمچون غرب و شرق زده هاى عصر ما - با کشورهائى روبرو مى¬شوند که در عین دورى از خدا و فضیلت و اخلاق ، از تمدن مادى خیره کننده¬اى بهره¬مندند و رفاه اجتماعى قابل ملاحظه اى دارند، در اینجا جاذبه نیرومند مرموزى آن¬ها را به سوى این نوع زندگى مى¬کشاند که به قیمت زیر پا نهادن همه اصولى که به آن اعـتـقـاد دارنـد و بـه قـیـمت تن دادن به ذلت وابستگى چنان زندگى را براى خود و جامعه خویش ‍ فراهم سازند، این نیز یک نوع آزمون است. مـصائب، درد و رنج¬ها، جنگ و نزاع¬ها، قحطى و گرانى و تورم ، حکومت¬هاى خودکامه ، که انـسـانـ¬هـا را بـه بـردگـى و اسـارت خود دعوت مى¬کنند و آن¬ها را به تسلیم در برابر برنامه هاى طاغوتى خود فرا مى¬خوانند، و بالاخره امواج نیرومند هواى نفس و شهوت، هر یک از این¬ها وسیله آزمایشى است بر سر راه بندگان خدا، و در همین صحنه¬ها است که ایمان و شخصیت و تقوى و پاکى و امانت و آزادگى افراد مشخص مى شود.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و حافظ

در سروده¬های هر شاعری می¬توان نگاه او را به طبیعت و چگونگی مواجه با جهان هستی را در شیوه¬های گوناگون بیان و ابزار مختلف بدست آورد، حافظ شیراز در شعر خود با محسوسات جهان چه برخوردی دارد و چگونه آن¬ها را تسخیر نموده است؟ بزرگان گفته¬اند وقتی نحوۀ تخیّل شاعر در طبیعت تصرف کند شعر خلق می¬شود، حافظ با ژرف¬نگری و به شکل بدیع با توصیف طبیعت آن¬را تسخیر می¬کند و در این توصیف یا تسخیر، گویی زندگی با طبیعت مناجات می¬کند و به خوانندۀ اشعارش حکمت¬ها و پندهایی که شیرین و جذّاب است می¬دهد، در حقیقت حافظ با تآمّل در طبیعت اسرار آن را دنبال می¬کند تا انسان به مسیر خوشبختی هدایت شود و در اثر دعوت به ژرف نگری، انسان به معنویّات برسد. این¬گونه عوامل جهان هستی و طبیعت را به مدد شیوه¬های بیان چون تشبیه و استعاره بکار می¬گیرد تا بوسیلۀ آن ضمن بیان مسائل مختلفی چون مسائل عرفانی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، فلسفی و غیره در لفّافه و به طور غیر مستقیم به مقصود خود برسد و این-گونه به تسخیر طبیعت و جهان هستی معنی و مفهوم می¬بخشد. بنابراین حافظ از آنجا که عارف است، به نیرویی که در طبیعت پنهان است و همه نمودها را جلوه می¬بخشد، باور دارد. این نیرو دوست، یار، خداست که در طبیعت پنهان است و در حقیقت طبیعت جلوه¬ای از جلوه¬های اوست، در حقیقت منبعی اساسی برای الهامی دائمی در شعر حافظ است و با این طبیعت است که انسان به گسترۀ خداوند نزدیک می¬شود. بنابراین می¬توان گفت غزل¬های حافظ، شامل لطیف¬ترین اندیشه¬های عرفانی است که در کالبد کلمات روان و شیوا، با حسن تألیف و مراعات اسرار فصاحت و بلاغت و با مدد گرفتن از طبیعت و جهان هستی جلوه خاص یافته است.