اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (100 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " ابتلا و امتحان است
" سَخَّرَلَکُم " ابتلا و امتحان است
ضوابطی که در افعال الهی وجود دارد، روش‏هایی است که خدای متعال امور عالم و آدم را بر پایه آن‏ها تدبیر و اداره می‏کند.
یکی از این ضوابط و روش¬ها، سنّت «ابتلا» و «امتحان» است. اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که انسان به هدف آفرینش خود، یعنی تقرب به خدا و بندگی او نایل شود، برای رسیدن به این هدف، او را مختار و آزاد آفریده تا با افعال و اعمال اختیاری خود، به کمال رسد. بنابراین، برای رسیدن انسان به این هدف بزرگ، وسایل و ابزار آن را نیز فراهم کرده است. یکی از اصلی‏ترین وسایل، آزمایش انسان با سختی‏ها و ناملایمات، راحتی‏ها و خوشی‏ها است که در مسیر او برای تعامل با طبیعت و جهان پیرامونش با آنها مواجه می¬شود. موفقیّت در این مسیر دو نتیجه اساسی دارد، یکی، بهره¬مندی کامل از مواهب الهی و دیگری موفقیت در آزمایش¬ها، نتیجه کلّی عبارت است از آشکار شدن ایمان واقعی و ادعایی او، هم برخود و هم بر دیگران. در صفحه 213 عدل الهی اثر استاد مطهّری راجع به «امتحان» آمده است: باید توجّه داشت که " آزمایش " خدا برای نمایان ساختن استعدادها و قابلیت¬ها است، نمایان ساختن یک استعداد همان رشد دادن و تکامل دادن آن است. این آزمایش برای پرده برداشتن از رازهای موجود نیست، بلکه برای فعلیت دادن به استعدادهای نهفته چون راز است. در اینجا پرده برداشتن، به ایجاد کردن است. آزمایش الهی، صفات انسان را از نهانگاه قوّه و استعداد به صفحه فعلیت و کمال بیرون می¬آورد، آزمایش خدا تعیین وزن نیست افزایش دادن وزن است.
فردی از امام رضا علیه‏السلام درباره امتحان الهی پرسید و تفسیر آیه «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنّا باللّه‏ و هم لایفتنون» را خواست. امام در پاسخ فرمود:
یُفْتَنُونَ کما یُفْتَنُ الذَّهَبُ، یُخْلَصُونَ کَما یُخْلَصُ الذَّهَبُ.
انسان‏ها همانند طلا آزموده می‏شوند و چنان‏چه طلا را از دیگر فلزات مخلوط جدا می‏سازند، انسان‏ها نیز به وسیله امتحان و آزمایش پاک و پیراسته می‏شوند.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " کمال است

تا زمانی که یک نیروی درونی انسان‌ را به حلّ مشکل وادار نکند، مشکل حلّ نخواهد شد. از جمله دشواری¬ها و سختی¬ها در مسیر تشکیل چنین نیروئی در انسان برای تسخیر طبیعت و همراهی با آن ضعیف بودن دو عامل صبر و شُکر است یعنی صبور بودن او برای مواجهه با مشکلات و توجّه و قدردانی نسبت به داشته¬ها، این دو عامل بقدری حیاتی و مهم است که وجود مقدار آن¬ها در انسان درجۀ کمال او را نشان می¬دهد و تا این دو در انسان به فعلیّت نرسد تسخیر تسخیری واقعی نخواهد بود و به هر مقدار که به فعلیّت برسد کار" سَخَّرَلَکُم " آنچنان¬که خداوند میخواهد سامان می¬یابد. وقتی انسان در مسیر صابران و شاکران قرار گرفت مشمول " و بشِّرِالصّابرین " می¬شود که همان بشارت به تسخیر طبیعت و جهان هستی است. انسان ناقص، بواسطه جهالت و عجول بودنش حوصله به خرج نمی¬دهد و وقتی قدم در راهی می¬گذارد، در اطراف و جوانب و صلاح و فساد آن تأمل کافی نمی¬کند تا همواره به خیر برسد، بلکه هر امری که ظاهرش به نظر او خیر آمد در طلب آن می¬شتابد و چه بسا که آن امر مبدّل به شَرّی می¬گردد که جز خسارت و زحمت نتیجه¬ای برای او ندارد. انسان وقتی در مواجهه با طبیعت و جهان هستی دچار حوادثی چون سیل، زلزله، طوفان و غیره می¬شود، چون صبور است به فکر چرایی برای علّت وقوع این حوادث و مواجهۀ منطقی با آن-ها است و چون شکور است وقوع این حوادث را بر خلاف عدالت الهی و دور از منطق و دلیل عقلی شَرّ و بلا نمی¬داند و با وقوع این حوادث خود را در معرض آزمایش توسط خداوند می¬داند تا به نواقص و کمبودها برای رسیدن به کمال آگاهی یابد و به آن برسد، همانطور که معلّم توسط امتحان، نقاط ضعف و قدرت شاگرد را مشخص می¬کند و نیروی درونی مورد نیاز را برای تحمّل انواع سختی¬ها مثل بی¬خوابی و شب زنده داری، کاهش تفریح و غیره پرورش می¬دهد تا مسیرِ علم آموزی برای کمال را بپیماید.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " رعایت حقّ¬الناس است

عناصر طبیعت در حکم نعمات الهی می¬باشند و هر مخلوق مُسَخَّر خداوند یک امانت است که انسان مأمور به نگهداری از آن است، درخت، زمین، پدیده‌های جوّی مثل رعد و برق، ابرها و پدیده‌های زمینی مثل دریاها و کو‌ه‌ها، اجرام آسمانی مثل ستاره‌ها و سیارات، شهاب‌ها، خورشید و ماه همه این‌ها به عنوان نشانه‌های خداوند هستند که از همه این‌ها تعبیر آیه و نشانه می‌شود که در قرآن آمده است «وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، البته نشانه‌ای که با اشاره به «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» است یعنی نشانه‌هایی که همه در تسخیر و اراده انسان است، تا جایی که حتی دورترین ستاره‌ها نیز در تسخیر انسان می‌باشد یعنی خداوند این نشانه‌ها را برای استفاده انسان‌ها خلق کرده است. طبیعت از نگاه قرآن کریم یک طبیعت هوشمند و بنده خداوند است از این جهت که خداوند می‌فرماید« عِبادٌ أَمْثالُکُمْ » به این معنا که این سنگ و چوب‌ها که شما می‌پرستید خودشان بندگان من هستند همچنین «وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ» به این معناست که این‌ها به خدا سجده می‌کنند. نگاه انسان‌ها به محیط طبیعت باید اینگونه باشد که موجودات زنده در طبیعت، به نوعی بندگان خداوند هستند که درک دارند، عباد خداوند هستند و از حقوق خاصّ خود برخوردارند و لذا دستمان هیچ وقت نمی‌رود که حقوق آن‌ها را رعایت نکنیم و به آن¬ها آسیب برسانیم و هیچگاه بر آن نمی‌شوند که تسبیح کننده خدا را آزار و اذیت کنند. خداوند می‌فرماید امانات را باید به اهلش سپرد، «الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها» یعنی انسان‌ها اهل‌هایی هستند که شایسته است امانت‌های الهی که همان آیت‌ها و نشانه‌های خداوندی است به آن‌ها سپرده شود و انسان‌ها ماموریت دارند این امانت‌ها را به نسل‌های بعدی خود به صورت سالم انتقال دهند. مبحث فساد در ارض مخصوص فساد مالی نیست، بلکه شامل حق الناس که یکی از آن‌ها ظلم نکردن به طبیعت می‌باشد، نیز است و در واقع پاکیزه بودن هوا حقّ هوا، زیبایی¬های مناظر طبیعی حقّ طبیعت است که همۀ انسان‌ها باید آن را رعایت کنند و در این مسیر اگر نگاه دینی باشد، جلوی خیلی از مسائل و مشکلات گرفته خواهد شد.